منابع و ماخذ تحقیق توسعه پاید، توسعه پایدار، محیط زیست، زیست محیطی

دانلود پایان نامه ارشد

جهانی میداند که مقید به قوانین بومشناختی است. این قانونها و تقاضا برای اخلاق مبتنی بر بومشناسی فعالیتهای انسانی را محدود مینمایند، به ویژه اینکه از طریق رشد جمعیت توسعه اقتصادی را محدود میکنند. محیط محوری هم به خودی خود، هم به دلایل عملگرایانه شامل احترامی عمیق نسبت به طبیعت است. موضع محیط محوری در قبال فناوری موضعی پیچیده است. این دیدگاه مطمئناً به فناوری مدرن و بزرگ اعتقادی ندارد. در عوض محیط محوری از فناوری دیگری دفاع می کند که عبارت اند از: فناوریهای «ملایم»، «متوسط» و «متناسب»؛ این فناوریها برای محیط زیست مفیدند و در ضمن دموکراتیک هم هستند. به عبارت دیگر، برخلاف فناوری سنگین، این فناوریها را می توان تحت مالکیت درآورد، درک نمود، مراقبت کرد و با توان اقتصادی و سیاسی اندک مورد استفاده افراد یا گروهها قرار داد (خورشید دوست، 1382).
فن محوری مسائل ومشکلات زیست محیطی راقبول دارد اما یا به صراحت بر این باور است که شکل کنونی جامعه همواره براین مشکلات غلبه خواهد کرد ورشد نامحدودی را در پی خواهد داشت. هر دو رویکرد بر کارآیی دانش کلاسیک، فناوری و استدلال اقتصادی مرسوم مثلاً تحلیل هزینه- منفعت تاکید مینمایند (همان).

2-20-3- دیدگاه مرچنت: خود محوری ومحیط محوری
طبقهبندی پیچیدهتری نیز توسط مرچنت387 (1992) ارائه شده است. این پژوهشگر دیدگاه «خود محوری388» را که مانند دیدگاه وفور نعمت در فن محوری، نظری بسیار ماشینی نسبت به طبیعت دارد، با «محیط محوری» مورد مقایسه قرار میدهد که شامل بومشناسی ژرفانگر و معنوی است و طبیعت را نه یک ماشین بلکه یک واحد زنده میداند. مرچنت برخلاف اُریردن به معرفی طبقهای بینابین دیدگاههای بومشناسی ژرفانگر و سطحی میپردازد. او دیدگاه «انسان محوری» را که مشتمل بر هر دو نظرگاه ماشینی- فنی و واحد زنده است، مابین دیدگاه خود محوری و محیط محوری قرار می دهد. در انسان محوری ارزشها و خواستههای انسان در اولویت قرار میگیرد، اما این انسان محوری به بی اهمیت شمردن طبیعت و تخریب آن منتهی نمیشود و به فردگرایی رقابتی و تهاجمی خود محوری ربطی ندارد. انسانی محوری، شامل بومشناسی اجتماعی، محیط جامعه گرایی و اکثر جنبشهای حامی حقوق حیوانات می شود و طبیعت را در جهت به حداکثر رساندن خوشحالی و رفاه انسان سوق میدهد.

2-20-4 – دیدگاه ترنر

ترنر389 (1988) «فن محوری» و «محیط محوری» را به چهار جهان بینی در محیطگرایی طبقه بندی میکند. طبقهبندی وی ماهیت وجه تمایز ارائه شده توسط اُریردن را بخوبی نشان میدهد. چهار جهان بینی مورد نظر ترنر عبارت اند از:
فن محوری با دیدگاه وفور نعمت: موضعی است سودجویانه، حامی رشد اخلاقیات بر حسب تعاریف مادی (نظیر تولید ناخالص ملی). نظرگاه فوق بدیهی میداند که مکانیسم بازار به همراه نوآوریهای فناورانه امکانات بیشمار جانشینی را فراهم میکند که کمیابی درازمدت و واقعی منابع را کاهش میدهد.
فن محوری با دیدگاه سازگاری با محیط: موضعی است محافظهکارانه که اصل جانشینهای بی شمار را رد میکند و از خط مشی «رشد پایدار»، از طریق استفاده از قوانین مدیریت منابع، حمایت میکند.
محیط محوری اشتراکی: موضعی است حفاظتگرا که بر نیاز به ایجاد محدودیتهای کلان زیست محیطی پیش از برنامهریزی برای توسعه اقتصادی تاکید مینماید و از یک نظام اقتصادی -اجتماعی غیرمتمرکز حمایت میکند (خورشید دوست،1382).
2-20-5- دیدگاه تامپسون وبرتون
تامپسون وبرتون390 (1994) دو نگرش انسانمدارانه391 و محیطمدارانه392 را که هردو بیانگر نگرش مثبت به محیط هستند را مطرح میکنند. تفاوت این دو نگرش در استدلالهای است که برای حفظ محیط ذکر می شود. این تمایز به درک نیرومندی تعهد به موضوعات محیطی و پیش بینی رفتارهای محیطی کمک میکند، زیرا در نگرش انسان مدارانه ارزشهایی که حمایت انسان از محیط را تحت پوشش قرار میدهند، انسان محور هستند و احتمال کمتری برای حفظ محیط وجود دارد. ولی افرادی که دارای نگرش محیط مدارانه هستند حتی در صورت لزوم پرداخت هزینه برای حفظ محیط، از آن محافظت میکنند. نتایج مطالعات تامپسون وبرتون (1994) در این زمینه نشان داد افرادی که نمره بیشتری در مقیاس محیطمدارانه بدست میآورند، بیاعتنایی کمتری نسبت به موضوعات محیطی نشان میدهند و احتمال بیشتری برای رفتارهای محافظت از محیط دراین افراد مشاهده میشود. وتعداد بیشتری از این افراد عضو سازمانهای محیطی میشوند و دلایلی که این افراد برای حفظ محیط اظهار میکنند، دلایل محیط مدارانه است. اما افراد با نگرش انسانمدارانه بیاعتنایی بیشتر نسبت به موضوعات محیطی دارند و احتمال کمتری برای رفتارهای محافظت از محیط در آنها مشاهده میشود و دلایل این افراد برای حفظ محیط، انسانمدارانه است.

2-21- توسعه پایدارونگرش‌های زیست محیطی
اصطلاح توسعه پایدار393 یا پایا در اوایل سالهای دهه ۱۹۷۰ درباره محیط و توسعه بکار رفت. بکار بردن واژه توسعه پایدار بعد از کنفرانس ریودوژانیرو394 در سال ۱۹۹۲ در محافل علمی فراگیر شد (ضرابی و اذانی، ۱۳۸۰).
در سال ۱۹۹۲ در «کنفرانس زمین» توسعه پایدار چنین تعریف شد: رفع نیازهای نسل حاضر بدون مصالحه با نسل‌های آینده در باره نیازهای آنها. کمیسیون جهانی محیط زیست، توسعه پایدار را این گونه تعریف کرد: «توسعه پایدار فرایند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد.» کمیسیون «برانت لند» درباره توسعه پایدار می‌گوید: «توسعه پایدار به عنوان یک فرایند که لازمه بهبود و پیشرفت است. فرایندی که اساس بهبود وضعیت و از میان برنده کاستی‌های اجتماعی، فرهنگی جوامع پیشرفته‌است و باید موتور محرکه پیشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمامی جوامع و به ویژه کشورهای در حال توسعه باشد» (عباسپور، ۱۳۸۶).
ارایه راه حلهایی در مقابل الگوهای فانی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه میباشد که بتواند از بروزمسایلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانههای زیستی، آلودگی جهانی تغییر اقلیم، افزایش بی رویه جمعیت، بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانها حال و آینده جلوگیری کند. توسعه پایدار فرایند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها، سمتگیری توسعه فناوری و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد. توسعه پایدار که از دهه۱۹۹۰بر آن تاکید شد جنبه‌ای از توسعه انسانی و در ارتباط با محیط زیست و نسل‌های آینده است. توسعه پایدار سعی دارد به پنج نیاز اساسی زیر پاسخ گوید: تلفیق حفاظت و توسعه، تامین نیازهای اولیه زیستی انسان، دست‌یابی به عدالت اجتماعی395، خودمختاری و تنوع فرهنگی396و حفظ یگانگی سیستمهای بومشناختی397. پایداری وضعیتی است که در آن مطلوبیت و امکانات موجود در طول زمان کاهش نمی‌یابد و به توانائی اکوسیستم‌ها برای تداوم کارکرد در آینده نامحدود مربوط می‌شود بدون آنکه به تحلیل منابع و یا بار بیش از حد منابع منجر شود. پایداری، شرایطی است که در آن سیستم‌های اجتماعی و طبیعی با هم و به شکل نامحسوس کار می‌کنند (رائو398، 2000).

2-22- آموزش وسواد زیست محیطی
از همان زمان که توسعه پایدار برای نخستین بار در مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1987 به تصویب رسید، مفهوم موازی آموزش حمایت از توسعه پایدار نیز مطرح شد. هنگامی که مفهوم توسعه پایدار مورد بحث قرار گرفت وارائه شد، آشکار گردید که آموزش، کلید پایداری است.
آموزش توسعه پایدار399 (ESD) رابطه انسانها را در سه حوزه محیط زیست، اقتصاد وجامعه هماهنگ ویکپارچه می سازد هرقدمی در جهت توسعه آگاهی در زمینه محیط زیست حرکتی در جهت توسعه پایدار قلمداد می شود. تامل در مفهوم توسعه پایدار، برآورده ساختن نیازهای نسل حاضر بدون آسیب رساندن به توانایی های نسل آینده در برآوردن نیازهای خود میباشد. میتوان آموزش محیط زیست را همان آموزش توسعه پایدار نامید. بر طبق تعریف یونسکو400(2005) آموزش محیط زیست فرایند شناخت ارزشها و روشن ساختن مفاهیم است برای اینکه مهارتها ونگرش‌های لازم برای درک وقدر دانی از روابط درونی بشر، فرهنگ و بیوفیزیک اطراف حاصل شود (بابازاده، 1391).
محیط زیست مقولهای است که دارای جوانب و موضوعات متعددی است در نتیجه نیازاست که اقشار مختلف جامعه در مورد موضوعات کلیدی آن به خصوص موضوعات مربوط به خودشان اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشند. نتایج تحقیقات کشورهای پیشرفته در مورد اخلاق زیست محیطی حاکی از آن است که گر چه قسمت عمده جامعه از حفاظت محیط زیست پشتیبانی میکنند. ولی در حقیقت از نظر زیست محیطی با سواد نیستند (شبیری، 2009). این خلا و نیاز اساسی منجر به ظهور یکی از انواع سواد یعنی سواد زیست محیطی401 شد.
روث402 سواد زیست محیطی را به این صورت تعریف میکند : ” سواد زیست محیطی عبارتند از دانش فرد در مورد محیط زیست و نگرش‌هایی به طرف محیط زیست و جنبه محیط زیستی،مهارتها وانگیزههایی که با یکدیگر برای حل مسائل زیست محیطی به کار میروند.” فرد باید درگیری فعال در کار کردن به منظور نگهداری تعادل دینامیک و پویایی ما بین کیفیت زندگی و کیفیت محیط زیست داشته باشد و درک نماید که انسان در حقیقت قسمتی از طبیعت است. بنابراین به طور خلاصه سواد زیست محیطی از چندین جز تشکیل یافته است: “دانش، نگرشها و رفتار”. آموزش محیط زیست روشی است که میتواند سواد زیست محیطی را در اقشار مختلف جامعه ایجاد کند اهمیت سواد زیست محیطی وضرورت آن انکار ناپذیر است در نتیجه نیاز است که در همه جوامع در ایجاد و توسعه سواد زیست محیطی حرکت کرد (مکون، 2004).

2-23- هویت محیطی
پیوند شخصی با محیط را میتوان به طور دقیق در میان بزرگسالان مورد ارزیابی قرار داد، زیرا بزرگسالان با احتمال بیشتری در مورد نحوۀ تأثیرگذاری طبیعت بر حس خود آنان تأمل کرده و آن را برزبان میآورند.
فیلسوفی به نام نیس403 (1989) بر «همانندسازی» نه به معنای احساس تمایزناپذیری از فرایندهای زندگی، بلکه در قالب ظرفیت ما برای دیدن چیزی از دیگری در خودمان و تجربۀ حس شباهت یا یک اجتماع مشترک404 تأکید کرد. سایر مؤلفان از اصطلاحاتی مانند «هویت بومشناختی» (توماشاو405، 1995)، «هویت محیطی» (ویگرت406، 1997؛ کلایتون و اُپتو407، 2003) و «خود محیطی» یا «حس خوددرمکان408» (کانتریل409، 1998؛ کانتریل و سنکاه، 2001) استفاده کردهاند. هر چند این اصطلاحات تلویحات نبستاً متفاوتی دارند، تمام آنها از این ایده نشأت میگیرند که محیط طبیعی و رابطۀ ما با آن میتواند بخش مهمی از خودپندارۀ ما باشد. تجارب مرتبط با طبیعت صرفاً لذت بخش نیستند. بلکه آنها مرتبط با «خود» و بالقوه دگرگونکننده هستند و بر چگونگی تعریف ما از خود برای خودمان و همچنین برای دیگران تأثیر میگذارند (کلایتون به نقل از؛ صفاری نیا و همکاران، 1390).
همانطور که تجارب مرتبط با محیطهای طبیعی و مشکلات محیطی هویت را دگرگون میکنند، یک هویت محیطی نیرومند باید بر نحوۀ پاسخدهی افراد به اطلاعات و مشکلات محیطی تأثیر بگذارد. براگ410 (1996) پیامدهای احتمالی یک خود بومشناختی را نشان میدهد: حساسیت بیشتر نسبت به اطلاعات مربوط به محیط، احساس پیوند یا همدلی با ماهیتهای محیطی، و فعالیتهایی که چنین پیوندهایی را افزایش میدهند. تجربۀ یک خود بومشناختی به معنای ادراک شباهت، مرتبط بودن یا قیاس میان خود و سایر عناصر اکوسیستم است تا جایی که ممکن است افراد نسبت به تهدیدات معطوف به طبیعت به گونهای که انگار معطوف به خود آنان است، واکنش نشان دهند (همان).
سازۀ هویت محیطی به اهمیت شخصی محیطهای طبیعی به طور کلی دلالت دارد. یک شیوۀ خاصتر برای تأثیرگذاری محیط بر هویت در قالب مفهوم هویت مکانی411 درک میشود. این اصطلاح نخستین بار توسط پروشانسکی412 در سال 1978 مورد استفاده قرار گرفت که به «ابعادی از خود اشاره دارد که هویت شخصی فرد را در رابطه با محیط فیزیکی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق محیط زیست، زیست محیطی، روانشناسی، رفتار شهروندی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق ذهن آگاهی، زیست محیطی، محیط زیست، گروه کنترل