منابع و ماخذ تحقیق تعلیم و تربیت، برنامه درسی، عقل و دین، هستی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

فارابی را چنین عنوان می کند عقل منبع شناخت حسی از محسوسات است زیرا صور محسوسات در حس منقش می گردد و ایجاد معرفت می کند، عقل نظری در واقع، مبدأ المبادی در معرفت انسان به موجودات طبیعی ( غیر ارادی) است و این عقل تا زمانی که علوم اوائل و بدیهیات برای او حاصل نباشد، بالقوه است که در صورت تحصیل آن، بالفعل می شود و در این صورت، استنباط آن متقن می گردد و احتمال خطا در آن راه ندارد، بلکه همه ی مستنبطات آن از علوم، صادق و یقینی است. فارابی در « فصول منتزعه» به همین دو قسم بسنده می کند؛ ولی در « عیون المسائل»، « آراء اهل المدینة الفاضله» و « معانی العقل» و « السیاسة المدنیه» آن را به سه قسم تقسیم کرده است، در مورد منشأ معرفت عقلی، فارابی بر اساس مبنای مفروض خود، که در روش شناسی و هستی شناسی نیز بدان اشاره شد، از « قوس نزول» و « قوس صعود» استفاده می کند و بر اساس قوس نزول، که از خداوند شروع می شود تا عقل دهم در عالم ما فوق قمر و به واسطه ی عقل فعال، که « واهب الصور» است، همه ی علوم و معارف را به عقل انسانی افاضه می کند(مهاجرنیا،1380).
– خادمی در تحقیقی تحت عنوان چگونگی پیدایش کثیر از واحد از دیدگاه فارابی فیض را باقیود متعدد سلبی تبیین می کند و اولین صادر را عقل نخستین معرفی می کند. فارابي، فيض را با قيود متعدد سلبي تبيين مي‌كند و اولين صادر را عقل نخستين معرفي مي‌كند. او پيدايش كثرت از طريق عقول را بر مبناي نظام ثنايي (تعقل ذات خويش و تعقل ذات واجبالوجود) تفسير مي‌كند، هر چند اين تبيين را حكيمان پيشين به ويژه ابن سينا نپذيرفتند. او ميان طبيعيات قديم و نظريه فيض پيوند برقرار مي‌كند و به همين جهت در اكثر رساله‌هايش تعداد عقول را به ده عقل محدود مي‌كند و مي‌گويد: از عقل اول تا عقل نهم در هر كدام يك عقل و يك فلك ايجاد مي‌شود، امّا عقل دهم (عقل فعال) مدبر عالم مادون قمر است. برخلاف نظر برخي نويسندگان، ميان مكتوبات فارابي درباره تعداد عقول و افلاك، ناسازگاري وجود ندارد. فارابي در تبيين نظريه‌اش وامدار افلوطين بوده است، به همين جهت نظريه او با نظريه افلوطين از جهت فرم، شكل ظاهري و ايجاد موجودات، به ضرورت و سلسله مراتب موجودات شباهت دارد؛ اما او مقلد محض افلوطين نبوده و تحولاتي در اين نظريه ايجاد كرده است و به همين جهت اختلافاتي ميان نظريه او و نظریه افلوطين وجود دارد كه عبارتند از:1.دخالت دادن طبيعيات در حوزه مسائل فلسفي؛ 2. تأثيرپذيري از ادبيات ديني؛ 3. تبيين كثرت به شكل ثنايي؛ 4. عدم تلقي يكسان از مفهوم عقل؛ 5. تفاوت سياق كلام افلوطين و فارابي در برخي مواضع(خادمی،1386).
– بهار نژاد در مقاله ای تحت عنوان عقل و دین از دیدگاه فارابی چنین بیان می کند عقلگرایی محصول یونانیان نیست زیرا پیش از آشنایی مسلمانان با یونانیان مباحث عقلی و جود داشته است و فارابی معتقد به هماهنگی و سازگاری عقل و دین است و تلاش فراوانی در این را به عمل اورده است، موضوع عقل و دین همواره یک مسئله اساسی و مطرح در میان متکلمان و فلاسفه بوده است. پس از آشنایی مسلمانان با عقلگرایی یونان برخی از آنان به گمان اینکه عقلگرایی محصول فرهنگ بیگانه(یونان) است با آن مخالفت کردند. در مقابل، دوراندیشان مسلمانان از آن استقبال کردند و تعارضی میان عقلگرایی و اصول اساسی دین نیافتند. در مواردی هم که میان عقل و دین تعارضی وجود داشت، تا آنجا که باب «تاویل» اجازه می داد، مسئله دینی را تاویل می کردند و در صورت عدم امکان «تاویل» جانب وحی و شریعت را بر جانب عقل ترجیح می دادند. این متفکران معتقد بودند عقل نیز هم چون وحی یک موهبت الاهی است و هردو از یک منبع الهام می گیرند؛ گذشته از این، معتقد بودند عقلگرایی محصول یونانیان نیست، زیرا پیش از آشنایی مسلمانان با فلسفه یونان مباحث عقلی مانند: جبر و اختیار، قضا و قدر، منزله بین الامرین، ایمان و کفرو… در میان آنان رایج و مطرح بوده است. از سوی دیگر، معتقد بودند در جوهرۀ دین عناصر عقلائی وجود دارد و باید آنها را تبیین و تفسیر کرد. ابو نصر فارابی، ملقب به معلم ثانی، از جمله فیلسوفان مسلمانی است که معتقد به هماهنگی وسازگاری عقل و دین است و تلاش فراوانی در این راه به عمل آورده است (بهارنژاد، 1389).
– کمالی زاده در مقاله ای تحت عنوان عقل در فلسفه ارسطو به روایت اسکندر و فارابی در بیان عقل از دیدگاه فارابی چنین بیان می کند که عقل برطبق نظر فارابی واجد سه مرتبه است: هیولانی، عقل بالملکه و عقل فعال که مورد اخیر خالق و مدبر عقل هیولایی است. عقل از مسائل بنیادی در فلسفه مشاء است. رویکرد فارابی به عنوان حکیم مسلمان ایرانی با اندیشه شرقی، و اسکندر افرودیسی به عنوان حکیم یونانی و غربی، به آن نیز از مسائل مهمی است که می تواند از وجوه تمایز و افتراق فلسفه مشائی ارسطویی و حکمت اسلامی محسوب شود. این پژوهش بر طبق سنت روش شناسی مطالعات تطبیقی به تحلیل و تطبیق رساله عقل این دو حکیم می پردازد. براساس نظر اسکندر، عقل (در رساله نفس ارسطو) سه نوع است: عقل هیولانی، عقل بالملکه، و عقل فعال، که مورد اخیر خالق و مدبر عقل هیولانی است. اما این عقل بر طبق نظر فارابی واجد سه مرتبه است: هیولانی، بالفعل، و مستفاد. عقل فعال که نورش را بر جمیع افاضه می کند، عقل فلکی و مفارق است. به نظر می رسد که این تقسیم نخستین بار توسط فارابی ارائه شده است. از سویی دیگر فارابی با توجه به معتقدات اسلامی و تمایلات عرفانی، عقل فعال را با جبرئیل و اتصال به عقل فعال را با نبوت منطبق ساخته و سعی در تحصیل این اتصال را سلوک خاص عقلی و عرفانی دانسته و دوام این اتصال را بعد از فنای بدن با سعادت اخروی مترادف شمرده است(کمالی زاده،1391).
– صدرایی در تحقیقی تحت عنوان تقابل عقل و وحی عقل از دیدگاه فارابی را چنین بیان می کند عقل در نگاه عوام به تشخیص مصلحت و منفعت تعریف می کند. سئوال اصلی این مقاله این است که آیا در فرهنگ اسلامی عقل با وحی دارای ترابط است یا تقابل؟ در صورت ترابط با توجه به اهمیت و محدودیت عقل و فراعقلی بودن وحی حدود وثغور، ویژگی ها، جایگاه، چرایی و چگونگی تلازم و ترابط عقل و وحی چگونه است؟ در ابتدا به تعریف عقل و ویژگی ها و محدودیت های آن اشاره شده است سپس تعریف وحی و ویژگی های آن مورد بررسی قرار می گیرد. برای پاسخ به این بحث عمیق معرفتی به اجمال به «عقل وحیی» و «طور ماورای عقل» پرداخته شده است. بررسی و تبیین این موضوع نیاز به کاوش عمیق در مبحث «عقل » و «وحی» دارد. اساس تلاش نگارنده این مقاله این است که اثبات کند آیا بین عقل و وحی ترابط یا تلازمی عقلانی برقرار است یا تقابل و تمایز. تبیین و اثبات چیستی و چرایی این رابطه درگرو باز پژوهی دقیق وعمیق مباحثی است که به توضیح و تبیین آنها می پردازد(صدرایی،1388).
– میرزا محمدی در تحقیقی تحت عنوان بررسی نظریه شناخت فارابی و دلالت های آن در تعلیم و تربیت به بیان عقل اینگونه می پردازد که فارابی معانی شش گانه مورد نظر ارسطو از عقل را مورد نظر قرار داده و با تاثیر از اندیشه نو افلاطونی به نحو استادانه ای آنها را از نو تعریف و حدود آن را روشن می کند هدف اساسی تحقیق آن است که با واکاوی نظریة شناخت فارابی، بتوان دلالت هایی برای تعلیم و تربیت، با تأکید بر برنامه درسی استخراج کرد. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و روش تجزیه و تحلیل آن نیز تفسیری – استنباطی است. بر این اساس، ابتدا روش شناسی فارابی و آنگاه نظریة شناخت وی معرفی شده، سپس بر اساس دو مؤلفه پیش گفته، نظام برنامه درسی فارابی احصاء و بیان شده است. نتایج نشان می دهد که می توان برای فارابی نظامی از برنامه درسی را متصور شد . این برنامه درسی در سه بخش محتوا ( علوم ) ، روش های تدریس و یادگیری ، و معلم و شاگرد، قابل صورت بندی است . در بخش پایانی تحقیق، پیشنهادهایی برای استفاده از اندیشه های تربیتی فارابی (برنامه درسی وی) در نظام برنامه ریزی درسی کشور ارائه شده است (میرزا محمدی، 1392).
– میرزا محمدی در تحقیقی تحت عنوان مبادی و غایات فلسفه فارابی و دلالت های آن در اهداف تعلیم و تربیت اسلامی چنین بیان می کند که هدف غایی تعلیم و تربی، اعتدال، تعقل، سلامت و تعاون است در حالی که تعقل نه تنها در اهداف غایی بلکه در اهداف واسطه ای نیز قرار دارد فارابی، پایه گذار فلسفه اسلامی است و بررسی مبادی و غایات فلسفه او می تواند نقش تعیین کننده ای در تبیین اهداف تعلیم و تربیت اسلامی داشته باشد . بر این اساس، در این پژوهش نگارنده، ابتدا مبادی و غایات محوری اندیشه فلسفی فارابی در سه بخش هستی شناسی ، معرفت شناسی ، و ارزش شناسی ، به صورت مختصر معرفی شد. آن گاه بر اساس این مبادی و غایات ، اهداف تعلیم و تربیت فارابی ، صورت بندی و ارائه شد. برای ورود به این اهداف ، ابتدا به رویکردهای تدوین اهداف تعلیم و تربیت اسلامی ، با معرفی چند نمونه به طور مختصر اشاره شد. یافته ها نشان داد که اهداف تعلیم و تربیت در نظر فارابی ، متأثر از اندیشه فلسفی او در دو بعد فردی و اجتماعی قابل بررسی و ارائه است و این دو بعد به گونه ای در اهداف تعلیم و تربیت نقش آفرینی می کنند که نمی توان آن ها را از یکدیگر تفکیک کرد. بر این اساس ، هدف غایی تعلیم و تربیت فارابی ، رسیدن انسان به «سعادت»است. در ذیل این هدف غایی ، «اعتدال»، «تعقل»، «سلامت»، و «تعاون» نیز به عنوان اهداف واسطه ای تعلیم و تربیت فارابی تدوین و تعریف شده اند. در پایان ، پس از طرح سه موضوع مسأله برانگیز مرتبط با اندیشه تربیتی فارابی ، پیشنهاداتی ملهم از اندیشه فارابی با محوریت تحول در نظام تربیتی کشور ، ارائه شده است (میرزامحمدی،1391).
– میرزا محمدی در تحقیقی تحت عنوان بررسی آرا و اندیشه های تربیتی حکیم ابونصر فارابی در رابطه با عقل چنین بیان می کند که نظام هستی شامل شش مبدا است که اولی واجب الوجود و دومی عقول دهگانه و عقل فعال است این در حالی است که عقل فعال ارتباط دهنده بین جهان مادی و ماورائی است. این مقاله با هدف بررسی و استخراج نظام تربیتی فارابی به نگارش درآمده كه با روش توصیفی ـ استنباطی تحقیقات لازم در این زمینه صورت گرفته است. بدین منظور نگارنده ابتدا مبانی فلسفی اندیشه فارابی را مورد مطالعه قرار داده و آنگاه مبانی و آرای تربیتی وی را از متون فلسفی مربوط به ایشان استخراج نموده است. نویسنده هدف اصلی تربیت از نگاه وی را حركت دادن انسان به سوی خدا دانسته و اساس و شالوده منظومه فكری و تربیتی فارابی را بر محور این هدف متعالی شرح داده است. وی تربیت را از نظر ابو نصر فارابی دارای ابعادی دینی و اجتماعی ارزیابی نموده و استدلال‌ها، برنامه و افكار تربیتی وی را در این دو مولفه خلاصه كرده است. بیان ویژگی‌های معلم و شاگرد و برنامه‌های آموزشی و تربیتی صحیح و شایسته از منظر فارابی از دیگر مندرجات این نوشتار است (میرزا محمدی،1384).
– میرزا محمدی در تحقیقی تحت عنوان بررسی مقایسه ای اندیشه های فلسفی افلاطون و فارابی در تبیین عقلانیت چنین بیان می کند که شش معنا برای عقل وجود داردکه مهمترین آنها عقل نظری است که عبارت است از عقلی که از طریق آن می توان به تمام قابلیتهای کسب شناخت در انسان رسید و آمادگی لازم برای تبدیل شناخت به عمل را بدست آورد مقایسه اندیشه‌های فلاسفة بزرگ و استخراج وجوه اشتراک و افتراق آن اندیشه‌ها، یکی از زمینه‌های مهم ترویج افکار آنان و نیز بسترسازی مناسب به منظور بهره‌برداری از آرای آنان در زمان حاضر می‌باشد. افلاطون به عنوان بزرگترین فیلسوف دوران باستان از یک سو، و فارابی به عنوان مؤسس فلسفه اسلامی از سوی دیگر دو فیلسوف شناخته شده‌اند. با توجه به این مراتب نگارنده در مقاله ابتدا اندیشه فلسفی این دو فیلسوف در سه بخش هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه‌های آنان در هر یک از سه بخش فوق مقایسه و وجوه اشتراک و افتراق آنها معرفی شده است (میرزامحمدی،1383).
– میرزا محمدی در تحقیقی تحت عنوان بررسی مقایسه ای اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه افلاطون و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق مدینه فاضله، تعلیم و تربیت، تربیت بدنی، فضایل اخلاقی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق تعلیم و تربیت، فلسفه سیاسی، نظریه عقل، عقلانیت ابزاری