منابع و ماخذ تحقیق تسهیم دانش، مدیریت دانش، عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

قابلیت نوآوری سازمان»، مطالعه موردی سازمانهای دولتی استان گیلان، بر اساس یک نظرسنجی که از 348 کارمند از 31 سازمان دولتی در استان گیلان انجام دادند، نشان می دهد که یک عامل فردی (سودمندی دانش برای فرد) و یکی از عوامل سازمانی (حمایت مدیریت عالی) تاثیر مثبت بر فرآیند اشتراک داتش دارند و همچنین نشان داد تمایل کارکنان به گرآوری دانش موجب بهبود قابلیت نوآوری میگردد.
2-3-2) تحقیقات مرتبط خارجی
“ایپل و مورفی”(1996)، در تحقیقات خود با عنوان «بررسی تجربی ساختار کسب و انتقال دانش از طریق یادگیری» که در زمینه ی یادگیری و تاثیر سهم دانش بر بهره وری سازمانی به انجام رسید، به این نتیجه رسیدند که تسهیم دانش موجود در سازمان در بهبود عملکرد کلی آن سهم بسزایی ایفا می کند.
“موری” (1999)، در تحقیقات خود از گزارش داده های شرکت بین المللی مشاهده نمود که 50% از 500 شرکتی که مجله فورچون همه ساله به عنوان شرکت های برتر معرفی می کند دارای برنامه هایی برای استفاده از سیستم های مدیریت دانش می باشند.
“پاولین و ماسون” (2002) در پژوهشی با عنوان «مدیریت دانش در زلاندنو: موانع و محرک ها» انجام دادند. از نتایج این پژوهش چنین برآمد که چنانچه سازمانی بخواهد به مدیریت دانش سازمانی بپردازد بایستی شیوه های ندیریتی منطبق با آن را اعمال نماید تا مفاهیم مدیریت دانش در سطح سازمانی تفهیم و عملیاتی شود یکی از ملزومات این امر آن است که مدیریت دانش در استراتژی سازمانی انعکاس مطلوبی داشته باشد. علاوه بر آن زیر ساخت فناوری نیز بایستی مهیا گردد تا کارکنان از طریق آن ها به تبادل اطلاعات، دانش و تجربیات خود بپردازند.
“دانشگاه والدن” (2003)، در پژوهشی با عنوان «مدیریت دانش»، یکی از عوامل اساس رشد و بقای سازمان ها را استفاده از مدیریت دانش و فرآیندهای آن عنوان می کنند و عوامل عقب ماندگی سازمان ها را در قرن حاضر عدم به کارگیری رهبران دانش مدار که حمایت کننده مدیریت دانش در سازمان ها هستند معرفی می نماید.
“چاک لو و اریک نگی” (2003)، در تحقیق جامع تجربی خود که با مطالعه 134 شرکت در حوزه صنایع تولیدی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که بهبود فرآیند های کسب و کار و بهره وری جامعه آماری مورد مطالعه به شدت مرتبط با مقوله تسهیم دانش و الگوهای یادگیری و رفتار های کارکنان است. تحقیقات این دو محقق بیانگر مزایای بسیار زیاد پیاده سازی تسهیم دانش در درون سازمان است. همچنین این دو محقق بیان می دارند که مدیران بایستی با تشویق کردن کارکنان خود به امر تسهیم دانش برنامه ها و استراتژی های مناسبی را بدین منظور در سازمان خود جهت افزایش عملکرد لحاظ نمایند.
مک مین وزک (2005) پژوهشی با عنوان تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمان انجام داد این پژوهش اثر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی در 19 سازمان خصوصی (کادانا) را مورد بررسی قرار داده است. سوال اصلی پژوهش درباره چگونگی اثر گذاری مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی بوده و این پژوهش شامل سه فرضیه بوده است:
مدیریت دانش باعث بهبود عملکرد سازمانی می شود.
مدیریت دانش بر عملکرد مالی اثر مستقیم می گذارد.
بهبود عملکرد سازمان باعث بهبود عملکرد مالی می شود.
یافته های این پژوهش نشان داد بین مدیریت دانش، عملکرد سازمان و عملکرد مالی رابطه وجود دارد به عبارتی در این پژوهش تمامی فرضیه ها در سطح اطمینان 95% مورد تایید قرار گرفتند (ابطحی و صلواتی، 1385).
“پرین” (2005)، در پژوهشی با عنوان «تجزیه و تحلیل از سودمندی دانش یکپارچه برای اداره کردن سازمانها» انجام داده است. پرین در این پژوهش به این نتیجه می رسد که مهمترین ابزار تاثیر گذار برای تبادل، تسهیم و مبادله دانش میان کارکنان سازمان استفاده از فناوری اطلاعات است که به دلیل عدم استفاده صحیح و به موقع کارکنان از این ابزار، تبادل دانش (دانشی که مربوط به کار است) میان موسسات اقتصادی با تاخیر صورت گرفته و افراد نمی توانند به موقع نیاز خود را در زمینه دانش کاری برطرف کنند.
“ارونج” (2006)، در تحقیق با عنوان «چالش موجود در سازمانهای آفریقایی به منظور تسهیم دانش»، مطالعه موردی جمعیت آفریقا و مرکز تحقیقات بهداشت، بر اهمیت مقوله تسهیم دانش در سازمانها اشاره نموده و آن را عامل مهمی برای مردم آفریقا جهت مقابله با فقر دانسته و موانع موجود در این امر را تیز در کشورهای آفریقایی من جمله: فناوری های نامناسب، سطح پایین سواد مردم، زیرساختهای نامناسب و… برشمرده است.
“لین” (2007)، در تحقیق خود در صدد بررسی تاثیر عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل تکنولوژیکی در فراگرد تسهیم دانش و اینکه آیا منجر به قابلیت نوآوری برتر در سازمان می شود یا خیر؟ برآمد. او با ساتفاده از روش الگو سازی معادلات ساختاری (SEM) ارتباط بین تسهیم دانش و نوآوری سازمان را مورد بررسی قرار داد. جامعه آماری او 172 کارمند از 50 شرکت صنعتی بزرگ تایوان را شامل می شد. نتایج حاصله نشان داد که دو عامل فردی (لذت کمک به دیگران و خود تاثیری دانش) و یکی از عوامل سازمانی (حمایت مدیریت عالی) به نحو چشمگیری بر فرآیند تسهیم دانش تاثیر می گذارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که تمایل کارکنان برای ارائه و کسب دانش شرکت را قادر به بهبود قابلیت نوآوری می کند.
“کمال کیشور جان و همکاران” (2007)، در تحقیق خود با عنوان «تسهیم دانش در میان هیئت علمی»، مطالعه موردی از مدارس کسب و کار در Klang valley مالزی، بر حیاتی بودن به اشتراک گذاری دانش در سازمانها از جمله دانشگاه ها اشاره کردند. این مقاله با تمرکز بر فعالیت تسهیم دانش در میان اعضای هیئت علمی تلاش نموده تا مکانیزم هایی را برای تسهیم دانش شناسایی و معرفی نماید.
“آوروم و دانشگر” (2008) تحقیق را با عنوان «پژوهشی در رابطه با شیوه های مدیریت دانش در سازمان های توسعه نرم افزار، یک تجربه استرالیایی» انجام دادند. این مطالعه، کاربرد روش های کمی و کیفی پیرامئن شیوه های جدید مدیریت دانش در فرآیندهای مهندسی نرم افزار (SE) را در دو شرکت استرالیایی که مدعی پیاده سازی شیوه های مدیریت دانش در برنامه توسعه شغلی شان بودند مورد بررسی قرار داده است این تحقیق هم فعالیت های مدیریت دانش و فرآیندهای آن در عملیات SE را توصیف نموده و هم توانایی های کاربران را در ارتباط با تکنولوژی، رهبری، فرهنگ و فرآیند ها مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در هر دو سازمان یک مدل هم شکل و یکسان از مدیریت دانش وجود نداشت. رهبری نیز یکی دیگر از قابلیت های مدیریت دانش است که به عنوان یکی از مهمترین استراتژی های آن توسط مدیریت، از بالا به پایین دنبال می شود در این پژوهش، فرهنگ به عنوان یک اصل کلیدی برای تشویق افراد به تسهیم دانش مطرح شده است.
“جو و همکارانش” (2009)، تحقیقی با هدف بررسی عوامل موثر بر تسهیم دانش در جوامع مبتنی بر دانش الکترونیکی انجام دادند. آنها معتقدند که یک دیدگاه اقتصادی بر اساس تعیین عوامل موثر بر تسهیم دانش در بین کارکنان دیدگته مناسبی است. این پژوهش نشان داد که ویژگیهای خاص انسانی و دارائی های سازمانی تاثیر مثبتی بر تسهیم دانش دارند و عدم اطمینان رفتاری و محیطی تاثیر منفی بر فراگرد تسهیم دانش می گذارد.
“احمد شهید و رانا آلامجیر” (2011)، در تحقیق خود با عنوان «تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در موانع به اشتراک گذاری دانش»، به این نتیجه رسیدند که فناوری اطلاعات عامل موثری در فعال سازی تسهیم دانش کارکنان در سازمان می باشد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که مدیران دانا با مشارکت دادن کارکنان در امر تسهیم دانش با استفاده از فناوری اطلاعات و پشتیبانی از آن بر میزان بهره وری شرکت خود می افزایند.
“راجا احمد اسکندر و همکارانش” (2011)، در تحقیق با عنوان «تسهیم دانش در سازمانها، جامعه و فرهنگ، مشکلات و چالشها»، حیات سازمانها را وابسته به تسهیم دانش دانسته و به تشریح برخی از مسائل و مشکلات و چالشهای مرتبط با تسهیم دانش در سازمانها میپردازد. در این مقاله ضمن بیان اهمیت تسهیم دانش در سازمان، مزیتهای آن بیان شده و نیاز به بحث و تبادل اندیشه و اطلاعات را درون سازمان امری ضروری می داند.
“آزلین احمد” (2011)، در تحقیق خود با عنوان «بررسی موانع به تسهیم دانش»، (مطالعه موردی: یک دانشگاه)، سه عامل عدم کارایی به نمایندگی از عوامل فردی، فقدان فداوری اطلاعات و ارتباطات به نمایندگی از عوامل تکنولوژیکی و فقدان پاداشهای سازمانی به نمایندگی از عوامل سازمانی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این تحقیق نشان داد غالبترین عامل در عدم تسهیم دانش موثر در میان کارکنان موانع موجود بر سر راه پاداشهای سازمانی است.
“جایانتی رانجان” (2011)، در پژوهشی با عنوان «مطالعه تسهیم منابع دانش در مدارس کسب و کار»، که بر پایه مصاحبه ها و بحث های صورت گرفته با چندین مربی و مشاور مدیریت، دانشجویان و مدیریت و مدیران در جلسات مختلف، سمینارها و کنفرانس ها در طول چند ساله اخیر صورت گرفته است، روسا و مدیران کسب و کار و دانشگاهی را به تلاش برای تسهیم دانش ترغیب می کند. همچنین پیشنهادهای مفیدی برای مدارس کسب و کار در استفاده از ابزار تسهیم دانش ارائه می نماید.
2-4) چارچوب نظری تحقیق
رسانه در عصر حاضر در زمره مباحث ویژه محسوب می‌گردد. لذا بحث‌های گسترده‌ای در خصوص چگونگی استفاده و کنترل آن از جمله مبحث مدیریت رسانه به میان آمده است. یک سازمان رسانه‌ای نیز همچون سایر سازمان‌ها دارای ساختار سازمانی بوده و لذا مدیریت آن نیز به عنوان سرفصل جدا مورد توجه می‌باشد. اگرچه در زمینه علوم مدیریت، مبانی نظری فراوان و متعددی وجود دارد، اما در زمینه مدیریت رسانه که رشته جدید محسوب می‌گردد، مبانی نظری خاصی وجود ندارد. لذا از مبانی نظری سایر رشته‌ها نظیر مدیریت و علوم ارتباطات استفاده می‌شود. بررسی منابع تحقیق نیز نشان می‌دهد که هنوز تحقیق مدون و نظام‌مندی در رابطه با دانش‌آفرینی در سازمان‌های رسانه‌ای صورت نگرفته ‌است که قابلیت استناد به آن وجود داشته باشد.
با توجه به بررسی ادبیات تحقیق و پژوهش های پیشیین انجام شده در این تحقیق مدل دانش‌آفرینی نوناکا جهت بررسی سیکل دانش‌آفرینی در یک خبرگزاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.
به باور نوناكا، اساس دانش آفريني، تعامل بين دانش صريح و ضمني است. (شکل 2-23). بنابراين، روشهاي برقراري ارتباط و پيوند بين دانش ضمني و دانش صريح، و به بيان ديگر دو استراتژي رمزگذاري و شخصي سازي موصوف به فرايند تبديل دانش از چهار عنصر اساسي تبعيت مي کند كه بر اساس ايدة نوناكا و تاكه‌اوچي مطرح شده‌اند:

Figure 27 شگل 2-25: فرایند دانش آفرینی
الف) اجتماعي شدن- از ضمني به ضمني
نخستين رکن فرايند تبادل دانش، تسهيم و تشريك ايده هاست. تعامل دانش ضمني با دانش ضمني، اين همان چيزي است كه در خلال پوياييهاي تيمهاي كارامد و يا بين همكاراني كه ايده‌هاي مشترك دارند، اتفاق مي افتد.
در اين مرحله، افراد در مورد آنچه كه برايشان مهم است، به گفتگو مي‌نشينند و از انديشه‌هاي ديگران بهره مي‌گيرند. در نتيجه آن، دانش توافقي حاصل مي‌شود.
اين دانش محصول اتفاق نظر اعضاء درباره معاني اصطلاحات و مفاهيم مورد بحث در آن شرايط ويژه است. در اين مرحله از فرايند دانش آفريني، تجربه يك اصل كليدي است و نيز ابزار مفيدي براي خلق ايده‌هاي جديد به شمار مي‌رود، بنابراين انتقال صرف اطلاعات كافي نيست.

ب) بروني سازي- از ضمني به صريح
در اين فرايند، ايده ها به يك واقعيت عملي مبدل مي شوند. در يك جو تيمي، استعاره ها و تمثيل ها به افراد كمك مي كنند تا دانش ضمني (تجربه‌ها، ايده ها، عقيده‌ها و..) خود را بروني و آشكار سازند و تصويري روشن و شفاف از ايده هاي ديگران را در ذهن مجسم كنند.
دانش توافقي در خلال ديالوگ‌ها، مباحثه ها و تحليل ها تصفيه شده و از زبان رمزي، مانند تمثيل و استعاره براي برجسته کردن وجوه تشابه مفاهيم استفاده مي شود.
بدين‌گونه بين مفاهيم رابطه برقرار مي‌شود. هر يک از بخش ها و روابط ميان آنها به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، تسهیم دانش، فرهنگ سازمانی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، درونی سازی، اخبار خوب