منابع و ماخذ تحقیق اهرم مالی، بازده غیر عادی، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

در بورس را به جز بانک ها، بیمه ها، موسسات مالی و… را به گروه های مختلف ریسک تقسیم بندی کردند. نتایج نشان می داد که بازده های حقوق صاحبان سهام، با اهرم مالی، برای بعضی از گروه های ریسک افزایش می یابد و برخی دیگر کاهش. برای بیشتر گروه های ریسک بازده غیر عادی انباشته وقتی میانگین اهرم مالی افزایش می یافت افزوده می شد. برای مثال صنایع همگانی گروه ریسکی است که در آن بین اهرم مالی و بازده غیر عادی انباشته ارتباط مثبتی دیده می شود.F
دن70 و همکاران (2007)، رابطه بین تمرکز صنعت و بازده سهام در بورس اوراق بهادار شانگهای و بورس اوراق بهادار شنزن را بررسی کردند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل تمامی سهام A71 متعلق به 20 صنعت در دوره زمانی 2001 تا 2005 بود. نتایج مطالعه آن ها نشان داد که حتی پس از کنترل اندازه و ارزش دفتری به ارزش بازار همچنان رابطه مثبت معناداری بین تمرکز صنعت و بازده سهام وجود دارد. به بیان دیگر شرکت های موجود در صنایع متمرکز تر بازده بیشتری کسب می کنند.
مورادگلیو وسیواپرساد(2008)، به بررسی رابطه اهرم مالی و فاکتورهای ریسک در بازده های سهام پرداختند. آن ها اهرم مالی را یکی از فاکتورهای مهم ریسک می دانند که در مدل قیمت گذاری دارایی به آن توجهی نشده است.کار آن ها گسترش تمرکز از قیمت گذاری دارایی ها به سمت شکل گیری فاکتور اهرم مالی پرتفولیوها می باشد. آن ها بازده سهام را بر طبق اهرم مالی به دو گروه بالا وپایین تقسیم کردند؛ از نظر آن ها اهرم مالی یکی از فاکتورهای مهم بازار سهام است که بازده های سهام را توضیح می دهد. نتایج آن ها نشان می دهد که اهرم مالی پرتفولیوها بهتر از مدل قیمت گذاری دارایی ها (CAPM) می تواند متغیرهای بازده سهام را توضیح دهد.F
یانگ72 و دیگران(2009)، رابطه بین بازده های غیر عادی را با ترکیب بیمارستان و همچنین رابطه مازاد بازده ها را با شیوه های تامین مالی و اندازه شرکت مورد بررسی قرار دادند. آن ها برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل رگرسیون استفاده کردند و 19 مورد تلفیق بیمارستان را از سال 1996 تا سال 2007 مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج تحقیق آن ها نشان می دهد که ترکیب بیمارستان به کسب بازده های غیر عادی مثبت در دوازده ماه بعد از ترکیب می انجامد، همچنین یک ارتباط منفی بین پرداخت نقدی و مازاد بازده های حاصل از ترکیب وجود دارد.
گومز 73و اسمید74 (2010) در مطالعه ای به بررسی ارتباط بین اهرم مالی و بازده سهام پرداختند. آن ها بیان داشتند که ارتباط بین اهرم مالی و و بازده سهام پیچیده تر از آن چیزی است که در متون مالی مطرح می شود، و به فرصت های سرمایه گذاری در دسترس شرکت بستگی دارد. همچنین نتایج پژوهش آنان نشان می دهد که بین ارزش بازار و بازده رابطه مثبت وجود دارد، اما بین ارزش دفتری نسبت اهرمی و بازده رابطه ای وجود ندارد.
هاشم (2010)، به بررسی رابطه بین تمرکز صنعت و بازده مقطعی سهام در بورس اوراق بهادار لندن پرداخت. نمونه ی مورد بررسی وی شامل 1300 شرکت متعلق به 88 صنعت در دوره زمانی 1985 تا 2010 بود. نتایج این پژوهش نشان داد که بین تمرکز صنعت با بازده مورد انتظار سهام رابطه منفی وجود دارد. به علاوه، رابطه ی منفی بین تمرکز صنعت با بازده مورد انتظار سهام پس از کنترل بتا، اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و اهرم همچنان معنادار و منفی باقی ماند. به بیان دیگر صنایع رقابتی در مقایسه با صنایع متمرکز به طور متوسط، بازده تعدیل شده از بابت ریسک بیشتری به دست می آورند.

مورادگلیو و سیواپرساد (2012) رابطه بین ساختار سرمایه و بازده غیر عادی را در بازار سرمایه انگلیس بررسی کردند. اثر صنعت نیز در این مطالعه مد نظر قرار گرفت. در این پژوهش جهت بررسی ساختار سرمایه از ارزش دفتری نسبت اهرمی استفاده شده است. اثر متغیر هایی چون اندازه شرکت، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ، نسبتP/E ، نرخ بهره و ریسک نیز مد نظر قرار گرفته است.
در این پژوهش اطلاعات مالی 787 شرکت از نمونه انتخابی طی سال های 1965 تا 2008 با استفاده از روش پنل مورد تحلیل قرار گرفته است. آن ها شرکت های موجود در نمونه را به 9 صنعت طبقه بندی کردند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که در بخش خدمات رفاهی با افزایش نسبت اهرمی، بازده غیر عادی سرمایه افزایش می یابد اما در سایر بخش ها از جمله کالاهای مصرفی، خدمات و کالاهای صنعتی با افزایش نسبت اهرمی بازده غیر عادی کاهش یافت. همچنین در پژوهش آنان اثر نسبت اهرمی صنعت بر بازده سهام مورد آزمون قرار گرفته است که نتایج نشان دهنده رابطه مثبت بین نسبت اهرمی صنعت و بازده سهام است. در نمونه ترکیبی آن ها از همه شرکت ها، این رابطه مثبت است که مهمترین علت آن ماهیت رقابتی شرکت ها در صنایع کمتر تمرکز یافته و نظارت و کنترل کمتر دولت ذکر شده است. همپنین نتایج بدست آمده نشان داد که متمرکز بودن و میزان رقابت در صنعت می تواند نماینده خوبی جهت تجزیه و تحلیل حساسیت مربوط به ریسک باشد.
2-3-2- پژوهش های داخلی:

پژوهش های مختلفی در رابطه با عوامل موثر بر بازدهی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار صورت گرفته است.
رحمانی(1374)، در رساله کارشناسی ارشد خود تحت عنوان ” تاثیر روش های تامین مالی (وام های بلندمدت و انتشار سهام عادی) بر روی قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بازار بورس تهران بر بازده و ریسک” نتیجه گرفت که وام های بلند مدت بانکی موجب کاهش قیمت سهام می شوند ولی روش های تامین مالی روی درآمد هر سهم تاثیری نداشته است.
پور حيدري(1374)، تأثير متغيرهاي اندازه شركت، نوع صنعت، سود آوري ودارايي هاي وثيقه اي را برساختار مالي شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از واريانس يك طرفه، آزمون F، و رگرسيون چند متغيره مورد آزمون قرار داد. وي به اين نتيجه رسيد كه تصميم گيرندگان در انتخاب ساختار مالي، به ريسك تجاري ونوع صنعت هيچ گونه توجهي ندارند. اما اعتباردهندگان ومديران مالي در انتخاب ساختار مالي، اندازه ي شركت را مورد توجه قرار مي دهند.
جهانخاني ويزداني(1374)، تأثير چهار متغيرنوع صنعت، اندازه ي شركت، ريسك تجاري ودرجه اهرم عملياتي را برميزان بكارگيري اهرم مالي شركت هاي بورس تهران مورد بررسي قرار دادند. با استفاده از فنون آماري يك بار براي هفت صنعت به صورت تلفيقي ويك بار براي هر صنعت به صورت مجزا، به اين نتيجه رسيدند كه درآزمون تلفيقي، نوع صنعت برساختار مالي تأثير دارد. اما متغيرهاي اندازه شركت، ريسك تجاري واهرم عملياتي تأثيري برساختار مالي ندارند، همچنين در آزمون مجزاي هريك از صنايع، نوع صنعت برساختار مالي صنايع مواد شيميايي ودارويي، مواد غذايي وقند، توليدات چوبي وكاغذ، توليد قطعات فلزي وماشين آلات وسيمان و مصالح ساختمانی تاثیر دارد ولی متغیر های اندازه شرکت، ريسك تجاري واهرم عملياتي تأثيري برساختار مالي ندارند. در صنايع نساجي وتوليد لوازم خانگي نتايج بدست آمده تا حدودي متفاوت از ساير صنايع است.
ملكی پور غربي(1375)، تأثير استفاده از اهرم مالي بربازده هر سهم شرکت های پذیر فته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از ضریب همبستگی را مورد بررسی قرار داد وبه این نتیجه رسید که اهرم مالی بر بازده هر سهم شرکت ها تاثیر نداشته است.
دلاوری(1377)، تاثیر روش های مالی را بر نسبت بازدهی حقوق صاحبان سهام شركت ها دربورس اوراق بهادار تهران، در يك دوره ي 5 ساله مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه اگر چه نسبت جمع دارايي ها به حقوق صاحبان سهام براي گروه شركت هايي كه وام اخذ كرده اند در مقايسه با گروه شركت هايي كه افزايش سرمايه داده اند، از نظر آماري اختلاف معني داري وجود دارد، اما نسبت بازدهي حقوق صاحبان سهام ونيز نسبت فروش به جمع دارايي ها ونسبت سود خالص به فروش در دو گروه شركت ها اختلاف معني داري با يكديگر ندارند . به عبارت ديگر اهرم مالي تأثيري برسودآوري شركت هاي پذیرفته شده در بورس نداشته است.
احمدي(1380)، ارتباط ساختار سرمايه وانواع روش هاي تأمين مالي كوتاه مدت وبلند مدت را ازطريق بدهي ها با بازده شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران، مورد بررسي قرار داد. وی در مجموع 50 شركت را از 13 صنعت انتخاب كرد، و با استفاده از رگرسيون ساده و ضريب همبستگي به اين نتيجه رسيد كه يك استنتاج قطعي در مورد وجود رابطه ي معني داري بين نسبت ساختار سرمايه ونسبت هاي بازده بدست نيامده است، اما چنين به نظر مي رسد كه وجود اين رابطه به طور كامل نيز منتفي نباشد.
بهرامفر و شمس عالم (1383)، به بررسی تاثیر متغیرهای حسابداری بر بازده غیر عادی آتی سهام پرداختند. آن ها با بررسی 29 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1374 تا 1382 به این نتیجه رسیدند که اطلاعات مربوط به درجه اهرم مالی، اقلام تعهدی، نرخ بازده سرمایه گذاری، رشد دارایی ثابت، تغییر در وجوه نقد عملیاتی، ارزش بازار شرکت، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، هزینه استقراض و توزیع سود نقدی بر بازده غیر عادی آتی سهام تاثیر گذار است.
نمازی و شیرزاده(1384)، به بررسی تاثیر ساختار سرمایه بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته ا ند. آن ها کلیه اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که صورت های مالی(ترازنامه و صورت سودو زیان) واطلاعات مورد نیاز را در سالهای 1379-1375 ارائه داده بودند، مورد بررسی قرار دادند. در مجموع 108شرکت از صنایع مختلف انتخاب کردند. سپس، اطلاعات مربوط به میانگین نسبت بدهی ها به دارایی ها و حقوق صاحبان سرمایه طی دوره 5 ساله مطالعه به صورت متمرکز و سالانه، جمعآوری و مورد آزمون قرار دادند. به دنبال آن، اطلاعات مربوط به میانگین نسبت بدهی ها به دارایی ها و بازده دارایی ها (ROI) طی همان دوره 5 ساله به صورت متمرکز و همچنین سالانه جمع آوری و موردآزمون قرار دادند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که: به طور کلی، بین ساختار سرمایه و سودآوری رابطه مثبتی وجود دارد، اما این رابطه از نظر آماری در حد ضعیف است؛ رابطه بین ساختار سرمایه و سودآوری بستگی به صنعت نیز دارد، و ساختار سرمایه بهینه را می توان در صنایع گوناگون تعیین کرد؛ و رابطه بین ساختار سرمایه و سودآوری در صنایع مختلف بستگی به تعریف سود آوری نیز دارد.
مهرانی و همکاران(1388)، وجود بازده غیر عادی در سهام عرضه های عمومی اولیه در شرایط وجود و عدم وجود حباب قیمتی را مورد بررسی قرار دادند. و به شناسایی عوامل موثر بر آن پرداختند. نتایج حاصله بیانگر وجود بازده غیر عادی کوتاه مدت و بلند مدت در سهام عرضه های عمومی اولیه در بازار سرمایه ایران در شرایط عدم وجود حباب قیمتی و نیز وجود بازده غیر عادی کوتاه مدت در این عرضه های اولیه در بورس تهران در شرایط وجود شرایط حباب قیمتی می باشد. همچنین در شرایط وجود حباب قیمتی و در دوره زمانی کوتاه مدت متغیر های اندازه شرکت، حاشیه سود خالص و بازده بازار یک ماه قبل از عرضه سهام و در دوره زمانی بلند مدت تنها متغیر اندازه شرکت دارای تاثیر معنی دار می باشد.
جبارزاده کنگرلویی و عسکری(1389)، در پژوهش خود وجود بازده غیر عادی در زمان عرضه اولیه به عموم در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و برخی عوامل احتمالی موثر بر آن را مورد برسی قرار دادند. بدین منظور آن ها از اطلاعات 103 شرکت جدید الورود به بورس تهران در محدوده زمانی سال های 1378 تا 1386 استفاده کردند. نتایج حاصل از تحلیل داده های آن ها بیان گر وجود بازده غیر عادی مثبت طی 12 ماه و 24 ماه پس از عرضه اولیه سهام شرکت های نمونه در بورس اوراق بهادار تهران است. از بین 5 متغیر مستقل خطای پیش بینی سود هر سهم، شرایط عمومی بازار قبل از عرضه سهام، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت حاشیه سود خالص و بازده حقوق صاحبان سهام، تنها متغیرهای خطای پیش بینی سود هر سهم به صورت مثبت، و شرایط عمومی بازار قبل از عرضه و نسبت حاشیه سود خالص به صورت معکوس با

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق اهرم مالی، ساختار سرمایه، بازده سهام Next Entries منابع و ماخذ تحقیق بازده غیر عادی، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام