منابع و ماخذ تحقیق انتقال دانش، مدیریت دانش، توسعه دانش، اعتماد متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

به مجموعه اطلاعات سازمان دهي شده، راه كار عملي مرتبط با آن، نتايج به كارگيري آن در تصميمات مختلف و آموزش مرتبط با آن، گفته مي‏شود. دانش زيربناي مهارت، تجربه و تخصص هر فرد است(دراکر33،1999). دانش ضمني ماهيت پيچيده و نامشهودي دارد، لذا انتقال آن به آساني و يكباره انجام نمي‏شود. روابط نزديك از خلال تعامل و ارتباط مستمر به طرفين كمك مي‏كند تا به مبادله رسمي و غير رسمي اطلاعات بپردازند. روابط نزديك، ترويج ارتباط‏هاي عميق و تسهيل مبادله اطلاعات جزئي ميان طرفين را به همراه دارد. علاوه بر آن به افراد فرصت بيشتري مي‏دهد تا از طريق تماس‏هاي رودررو و فيزيكي در احساسات، انگيزه‏ها، تجارب جمعي و الگوهاي ذهني يكديگر سهيم شوند. به عبارت ديگر، دانش از طريق گفت و شنودهاي مكرر ميان اعضاي دو شركت به مفاهيم و اصطلاحات مشترك براي آن‏ها تبديل مي‏شود. بنابراين، گيرنده دانش امكان بيشتري براي كسب دانش ضمني مي‏يابد. يعني روابط نزديك، به گيرنده فرصت دستيابي به عمق فرايند عمليات عرضه كننده را مي‏دهد، لذا آن‏ها مي‏توانند از برنامه‏ها، نمادها يا فرهنگ سازماني عرضه كننده پيروي كنند(نوناكا34،2012).
همان طور كه گفته شد، پيچيدگي و نامشهود بودن دانش ضمني مانع از انتقال كامل و يكباره آن مي‏شود، لذا تكميل انتقال آن به همكاري شركت مبدأ در مرتبه‏هاي بعدي نياز دارد. اين امر ضرورت تعامل مستمر و طولاني را در انتقال دانش باز مي‏نماياند. تعامل مداوم، امكان بازبيني را براي بهبود انتقال دانش ضمني فراهم مي‏آورد. شركت مبدأ با دريافت بازخورد از شركت گيرنده مي‏تواند دستورالعمل‏هاي جزئي بيشتري درباره ماهيت دانش و تسهيل درك آن در اختيار گيرنده بگذارد. روابط نزديك، به كيفيت اطلاعات مورد مبادله و مطلوبيت حفظ رابطه و ارزشي كه طرفين براي يكديگر قائلند بستگي دارد. زماني كه دانش به اشتراك گذاشته شده به هنگام، دقيق و مفيد باشد، طرفين تمايل بيشتري به حفظ رابطه نشان مي‏دهند(نوناكا،2012).
لازم به يادآوري است كه عنصر بنيادين روابط نزديك بين فرستنده و گيرنده اطلاعات و دانش سازماني، اعتماد متقابل است. اصولاً اعتماد، اساس مبادله دانش ضمني را تشكيل مي‏دهد. فوس و همكارانش اهميت اعتماد را ناشي از قرارداد ناپذيري دانش ضمني دانسته و بر نقش آن در كاهش ريسك و عدم قطعيت نهفته در انتقال دانش ضمني تأكيد مي‏كند. طبعاً به وجود آمدن اعتماد در بستري از صميميت و ارتباطات شخصي شكل مي‏گيرد كه تبادل غيررسمي دانش را تسهيل كرده، امكان اشتراك گذاري اطلاعات جزئي و راهبردي را افزايش مي‏دهد(نوناكا،2012).
دانش، شامل دانش رسمی، الگوها، قوانین، برنامه‏ها و رویه‏ها، مهارت‏ها و تجربه افراد می‏باشد. همچنین شامل دانش رسمی، ارتباط برقرار کردن، تحلیل موقعیت‏ها، توسعه راه حل‏های جدید برای مشکلات و انجام فعالیت‏های سازمان، موضوعات فرهنگی، آداب و رسوم و ارزش‏هایی از قبیل روابط با مخاطبان سازمان می‏باشد. چنين تعاريفي از دانش سازماني اهميت عنصر انساني و ارتباطات ميان افراد در سازمان را در خلق و بكارگيري دانش سازماني نشان مي‏دهد. توجه به مديريت دانش نتيجه‏گيري فوق را روشن‏تر خواهد كرد(نوناكا35،2012).
2-4-تعریف مديريت دانش
با توجه به موارد گفته شده می‏توان انتقال دانش را چنین تعریف کرد: مديريت دانش عبارتست از دستیابی به اهداف سازمانی از طریق استراتژي ایجاد انگیزه در کارکنان«دانشی» به منظور خلق و افزایش توانایی‏هایشان و به کارگیري آن در تفسیر داده‏ها و اطلاعات (با استفاده از منابع اطلاعات موجود، مهارت، فرهنگ، شخصیت، احساسات و ..) از طریق یک فرایند معنا بخش به داده‏ها و اطلاعات. پيچيدگي نهفته در تعريف مديريت دانش تا حدي به دليل چالش‏هاي موجود در تعريف خود دانش است. تعاريف بسيار و متنوع از مديريت دانش در متون ارائه شده است كه در اين ميان به تعاريف گوياي زير اشاره مي‏كنيم: (مالهوترا36،1998) معتقد است مديريت دانش شامل فرايندهاي سازماني است كه تركيب هم افزايي از ظرفيت پردازش داده و اطلاعات، توسط فناوري اطلاعات، و ظرفيت خلاقيت و نوآوري توسط انسان را جستجو مي‏كند.
باكويتز و ويليامز 37(1999) مديريت دانش را فرايندي تعريف مي‏نمايند كه از طريق آن سازمان با استفاده از دارايي‏هاي فكري و مبتني بر دانش خود به توليد ارزش و ثروت مي‏پردازد.
چونگ و همكارانش (2000) در پي پژوهش‏هاي تجربي خود مديريت دانش را فرايند بكارگيري و ارائه مهارت‏ها و تخصص‏هاي افراد در سازمان مي‏دانند كه توسط فناوري اطلاعات پشتيباني مي‏شود.
بهات 38(2010) مديريت دانش را فرايند خلق، ارائه، توزيع و بكارگيري دانش در سازمان توسط افراد تعريف مي‏كند. مديريت دانش شيوه شناسايي، در اختيار گرفتن، سازمان دهي و پردازش اطلاعات جهت خلق دانش مي‏باشد كه پس از آن توزيع مي‏شود و سپس در دسترس ديگران قرار مي‏گيرد تا براي خلق دانش بيشتر استفاده شود(رادينگ39، 1386).
اگرچه همه تلاش‏هاي فوق داراي تفاوت‏هاي چندي در تعريف و توضيح مديريت دانش مي‏باشند اما به نظر مي رسد در تمام اين موارد تلقي يكساني از مديريت دانش وجود داشته باشد، ” مديريت دانش: فرايندي براي به جريان انداختن دانش در ميان افراد سازمان به عنوان ابزاري براي دستيابي به نوآوري در فر ايندها، محصولات و خدمات، تصميم گيري اثربخش، و انطباق سازمان با محيط پويا و بازار رقابتي(داونپورت و پروساك40،1998).
مديريت دانش‌ مستلزم‌ احساس‌ تعهد در جهت‌ خلق‌ دانش‌ جدید، ترویج‌ آن‌ در سراسر سازمان‌ و تبدیل‌ آن‌ به ‌محصولات‌، خدمات‌ و نظام‏ها(نوناکا41،2011)، امور روزمره‌، فرهنگ‌ و راهبردهاست‌. انتقال دانش‌ عبارت‌ است‌ از یکپارچه‌ کردن دانش‌، تقسیم‌ دانش‌، ارزیابی‌ و انباشت‌ دانش‌ و در نهایت‌ گسترش‌ و حفظ مهارت‌ در سراسر سازمان‌(پلتون‌42،2006).
مديريت دانش سيستم بهينه سازي كسب و كار است كه دانش لازم يك سازمان را به گونه‏اي كه عملكرد كاركنان و توان رقابتي آن را ارتقاء بخشد، شناسايي، كسب، و يا خلق كرده و به تسهيم آن در ميان كاركنان کمک می‏کند تا در مسير بالندگي سازماني استفاده كنند، و با ارزشيابي مستمر آن كيفيت دانش را ارتقاء مي‏دهد(برگرون43،1386). مديريت دانش يك راهبرد بهينه‏سازي كسب و كار است و به تكنولوژي خاص يا منبع اطلاعاتي محدود نمي‏شود. در اكثر موارد، تنوع گسترده‏اي از تكنولوژي‏هاي اطلاعاتي كه در ابتكار مديريت دانش تاثير بسيا ر دارند به‏ كار مي‏گيرد(پروست،روبودت44،1385). مديريت دانش به الگوهاي تعامل ميان فناوري‌ها، فنون و افراد شكل مي‌بخشد. براي مثال تكنولوژي اطلاعات در خصوص گردآوري، ذخيره و اشاعهء اطلاعات به خوبي عمل مي‏كند ولي در تعبير آن ناتوان است(بات45، 1998).در تحقيقي به اين نتيجه رسيده كه سازمان‏هايي كه در بلندمدت از مديريت دانش استفاده مي‏كنند در روابط اجتماعي و فني خود محتاط هستند. دستيابي به راه‌حل‏هاي فني امكان‌پذير است، اما براي مديريت دانش، سازمان بايد محيط مشاركت، همكاري و اشتراك دانش را به وجود آورد. براساس تحقيق «ارنست» و «يونگ» 50 درصد از متخصصان بر اين باورند كه تغيير رفتار بشر يكي از مسائل اجرايي انتقال دانش است «Glasser,1998» به همين دليل در پروژه‏هاي مديريت دانش بر تغيير روندهاي سنتي و تقويت ساختارها و فن‏آوري‌ها تأكيد مي‌شود. بنابراين همگون ساختن تدريجي اصول مديريت دانش در سازمان يكي از مهمترين اولويت‏ها است. به طور كلي تكميل برنامه‏هاي مديريت دانش نياز به تغيير در فلسفه سازماني دارد در حالي كه فلسفه مديريت دانش بر همكاري در جهت افزودن به ارزش كالا و خدمات تأكيد دارد. مديريت دانش طیفي وسیع از فعالیت‏هاست که برای مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایه‏های فکری در سطح کلان به کار مي‏رود. مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرایندها، ابزار، ساختار و … با قصد افزایش نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است(پاک سرشت،1382،ص98).
2-5-فرایندهای مدیریت دانش
مفهوم سازي از مديريت دانش و مديريت دانش، قدري دشوار به نظر می آيد. برخي از صاحبنظران براي عملياتي كردن مديريت دانش از مفهوم فرايند استفاده مي‏كنند، زيرا از ديدگاه آنان، فرايند مديريت دانش مستمراً در سازمان وجود داشته و حضور آن در يك مقطع كوتاه نتيجه‏اي نخواهد داد؛ بلكه نتيجه آن در حضور مستمر آن بعنوان ركن اساسي در سازمان‏ها روشن مي‏گردد. بر اين اساس، فرايند مديريت دانش شامل شش فرایند اصلی است که عبارتند از: شناسایی دانش، اکتساب دانش، توسعه دانش، به اشتراک گذاشتن دانش، بهره کیری از دانش، نگهداری از دانش.زمانی که این فرایندها در سازمان استقرار یابند، یک نظام مدیریتی میتواند شکل گیرد که به همه مدیران کمک خواهد تا شروعی موفق داشته باشند(شکل 2-2).

شکل (2-1): فرآیندهای اصلی مدیریت دانش
با توجه به این که در مقوله مدیریت دانش مدل‏های متنوعی مطرح گردیده است ولی یکی از مدل‏هایی که جنبه بسیار کاربردی و عملی در سازمان‏ها دارد، به نام مدل Roob and Roomhardt probeset (1999) به نام عناصر بنیادی مدیریت دانش است.
1-شناسایی دانش: شناسایی دانش متخصصان یکی از ضروریات اصلی در زمینه تحقیق مدیریت دانش در سازمان‏های دانشی است، چرا که با شناسایی دانش‏های ذخیره شده در اذهان کارکنان می‏توان ضمن بررسی نقاط قوت آنها به نقایص و تعدیل دانش تخصصی افراد با دانش مورد نیاز سازمان همت گمارد.یک راه برای شناسایی دانشی که باید در اختیار گرفته شده و کسب گردد، انجام ممیزی دانش است(احمدی،1391،ص42).
2-اکتساب و جمع آوری دانش: در طول تاریخ بشر، انسان‏ها همواره در جستجوی دانش بوده‏اند چرا که دانش اندوزی را باعث موفقیت می‏دانستند دانش هم می‏تواند از داخل و هم از خارج سازمان کسب شود(احمدی،1391،ص42).
3-توسعه دانش: توسعه به طور کلی به مجموعه‏ای از فعالیت‏های سریع و خلاق، نظام یافته و برنامه ریزی شده گفته می‏شود که در جهت گسترش مرزهای شناخت علمی و گنجینه دانش انسان و جامعه باشددر خصوص تأثیر پیشنهادات کارکنان، سازمان‏ها برای ترغیب کارکنان در حال معرفی ساختارهای جدیدی هستند تا بر پایه پیشنهادات تصمیم گیری کنند، عمل کنند و به آنها پاداش دهند(احمدی،1391،ص42).
4-اشتراک دانش و توزیع دانش: وقتی می‏کوییم فردی دانش خود را توزیع می‏کند، به این معنی است که فرد، فرد دیگری را با استفاده از دانش، بینش، و افکار خود راهنمایی می‏کند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند(احمدی،1391،ص42).
5-بهره گیری از دانش: در این مرحله، تمام توجه مدیریت دانش به این نکته متمرکز است که دانش موجود در سازمان‏ها، کاربردی شود تا به سوددهی سازمان بینجامد(احمدی،1391،ص42).
6-ذخیره و نگهداری دانش: ذخیره دانش بخش مهمی از مدیریت دانش است؛ با این وجود زمانی که شرکت‏ها دوباره سازماندهی می‏شوند ارزش حافظه سامانی اغلب دست کم گرفته می‏شود اما در مورد دور انداختن بخش‏های کهنه شده تجارب گذشته شرکت نباید به سادگی تصمیم گرفت(احمدی،1391،ص42).
2-6-رده‏بندی مدل‏های انتقال دانش
همانگونه كه گفته شد، مدل‏هاي بسياري راجع به انتقال دانش پيشنهاد شده كه داراي فرايندهاي متفاوتي هستند. دسته‏بندي مدل‏ها به دوگونه است؛ يكي از نظر ديدگاهي كه زمينه ساز مدل‏هاست و ديگري با توجه به مراحل فرايندي مدل‏هاي ارايه شده است(اسميت46،2008،ص167).
مرور رده‏بندي‏هاي مدل‏هاي دانش ارايه شده توسط “كاكابادسه47″ و همكارانش،2003،ص75) در مقاله‏اي با نام ” مرور ادبيات انتقال دانش “48 در مجله مديريت دانش چهار گروه از مدل‏ها به شرح زير اشاره دارد:
2-6-1-مدل‏هاي شبكه‏ای49
در اين نوع از مدل‏ها، تمركز بر روي ارتباطات، كسب، تسهيم و انتقال به طريق تبادل اطلاعات افقي است. دانش‏هاي مهم در شبكه اي متشكل از افراد كه به وسيله ابزار مختلف به هم مي‏پيوندند، نهفته است و آگاهي از اين بينش‏ها و اطلاعات، خارج از گروه‏ها و تيم‏هاي رسمي، عاملي كليدي به شمار مي‏رود. در اين نگرش، ساختن روابط اجتماعي، سرمايه اجتماعي و قائل بودن روابط متقابل، به عنوان كار و فعاليت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، انتقال دانش، نیروی کار، کسب مزیت رقابتی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، انتقال دانش، دانش آشکار، فرآیند مدیریت دانش