منابع و ماخذ تحقیق امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

و شایسته‌ی آن است که عاری از دروغ باشد. در نتیجه هر سه قول متفق‌اند که نبأ سخنی است که از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود.
اما روایات رسیده از معصومین: ذیل این آیه‌ی کریمه معنای لغوی را ذکر نکرده است. و از آن‌جایی که “ال” در “النبأ”، ال عهد است، از خبری مشخص که دارای صفت عظیم است سخن می‌گوید و روایات معصومین: آن مصداق یگانه را مشخص کرده‌اند. بر طبق روایات، مصداق نبأ عظیم، امیر مؤمنان امام علی: و ولایت ایشان است. بنا‌بر‌این مصداق ذکر شده در روایات با معنای لغوی سازگار است چرا که ولایت بعد از توحید و نبوت مهم‌ترین خبری است که به بشر داده شده است. قرینه‌ای که این تفسیر را تایید می‌کند این است که در آیه‌ی بعدی می‌فرماید الذی هم فیه مختلفون و آشکار است که مسلمانان در مسئله‌ی امامت امیر المؤمنین7 اختلاف پیدا کردند.

2-3. معصرات
(وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً (14))
“و از ابرهاى باران‏زا آبى فراوان نازل كرديم”

الف) روایات
1- و قال أبو عبد اللّه7: قرأ رجل على عليّ: ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ فقال: ويحك، أيّ شي‏ء يعصرون؟ الخمر؟! قال الرّجل: يا أمير المؤمنين، كيف أقرأها؟فقال: إنّما نزلت: عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ أي: يمطرون بعد سني المجاعة، و الدليل على ذلك قوله- تعالى-: وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً.13
امام صادق7 فرمودند: مردی بر امام علی7 خواند: ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ. فرمودند: وای بر تو! چه چیز می‌فشارند؟ آیا شراب می‌فشارند؟ مرد گفت: ای امیرمونین! چطور بخوانم آن را؟ پس گفت: همانا نازل شد: عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يُعْصِرُونَ14 یعنی یمطرون بعد از سال‌های قحطی باران فرستاده می شود. و دلیل بر آن آیه‌ی: وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثجاجا.
2- عن على بن معمر عن أبيه عن أبى عبد الله7 عن قول الله عز و جل «عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ» مضمومة ثم قال: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً».15
در اين روايات منسوب به معصوم7 برای ترجیح قرائت یُعصَرون16 در سوره‌ی یوسف به آیه‌ی مورد بحث استناد می‌کنند. بنابراین در این روایات صريحا معناي معصرات را نفرموده‌اند، ولي با توجه به توضيحي که از ايشان نقل شده است، اگر یُعصَرون به معنای یُمطَرون باشد، پس مُعصِرات به معنای مُمطِرات یعنی «باران فرو‌فرستنده‌ها» است.

ب) اقوال لغویان
1- الـمُعْصِرات: سحابات تمطر. قال الله عزوجل: وَ أَنْزَلْنا مِنَ اَلْمُعْصِراتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أعصرَ القوم: أُمْطِروا. قال الله عزوجل: وَ فِيهِ يُعْصَرُونَ. و يقرأ يَعْصِرُونَ، من عصير العنب.17
المعصرات: ابرهایی که می‌بارند. خداوند می‌فرماید: وَ أَنْزَلْنا مِنَ اَلْمُعْصِراتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أعصرَ القوم: برآن‌ها باریده شد. خداوند عزوجل می‌فرماید: وَ فِيهِ يُعْصَرُونَ. و خوانده شده است يَعْصِرُونَ، از عصير العنب.
2- أصولٌ ثلاثة صحيحة: فالأوَّل دهرٌ و حين، و الثانى ضَغْط شى‏ء حتَّى يَتحلَّب، و الثالث تَعَلُّقٌ بشى‏ء و امتساكٌ به… و الأصل الثَّانى العُصارة: ما تحَلَّبَ من شى‏ء … و من الباب: المُعْصِرات: سحائبُ تجىء بمطَر. قال اللّٰه سبحانه: وَ أَنْزَلْنٰا نَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً . و أُعْصِرَ القومُ، إذا أتاهم المطر. و قرئت: فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ و فيه يُعصَرُون، أى يأتيهم المطر. و ذلك مشتقٌّ من عَصْر العنب و غيرِه. فأمَّا الرِّياح و تسميتُهم إيَّاها المُعْصِرات فليس يبعُد أنْ يُحمَل على هذا الباب من جهة المجاورَة، لأنَّها لمّا أثارت السَّحابَ المعصرات سمِّيت معصِرات و إعصاراً.18
سه اصل صحیح است: اول روزگار و وقت، و دوم فشردن چیزی تا از آن چیزی روان شود، و سوم آویزان شدن به چیزی و چنگ زدن به آن… واصل دوم العُصارة: چیزی که از چیزی روان است… و از این باب المُعْصِرات: ابرهایی که باران می‌آورند. خداوند می‌فرماید: وَ أَنْزَلْنٰا نَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أُعْصِرَ القومُ، اگر بر آنها باران ببارد. و خوانده شده: فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ و فيه يُعصَرُون، یعنی بر آن‌ها باران ببارد. و آن مشتق از عَصْر العنب و غير آن. و اما باد‌ها و نامیده شدنش به المعصرات بعید نیست که از جهت نزدیکی به این باب حمل شود زیرا هنگامی که ابرهای معصرات را برانگیخت معصرات و إعصار نامیده شد.
3- وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً أي: السحائب التي تَعْتَصِرُ بالمطر.أي: تصبّ.19
ابر‌هایی که تَعْتَصِرُ بالمطر یعنی (باران را) می‌ریزد.
4- المُعْصِرات: السحاب فيها المطر، و قيل: السحائب تُعْتَصَر بالمطر; و في التنزيل: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً . و أُعْصِرَ الناسُ: أُمْطِرُوا; و بذلك قرأَ بعضهم: فيه يغاث الناس و فيه يُعْصَرُون ; أَي يُمْطَرُون…قال الأَزهري: ما علمت أَحداً من القُرَّاء المشهورين قرأَ يُعْصَرون ، و لا أَدري من أَين جاء به الليث، فإِنه حكاه; و قيل: الـمُعْصِر السحابة التي قد آن لها أَن تصُبّ…و قال الفراء: السحابة المُعْصِر التي تتحلَّب بالمطر … قال أَبو حنيفة: و قال قوم: إِن المُعْصِرات الرِّياحُ ذوات الأَعاصِير 20
المعصرات: ابر‌هایی که در آن باران دارد. و گفته شده است: ابر‌هایی که با فشرده شدن می‌بارد. و در قرآن: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أُعْصِرَ الناسُ: بر آنها باران باریده شد. و بر ‌این ‌اساس برخی این آیه را قرائت کردند: فيه يغاث الناس و فيه يُعْصَرُون ; أَي يُمْطَرُون… ازهری گفت: از قراء مشهور کسی را نیافتم که يُعْصَرون بخواند و نمی‌دانم از کجا لیث آورده،که این را نقل کرده است. و گفته شده است: الـمُعْصِر ابری که زمان ریختنش است… و فراء گفته است: ابر المُعْصِر ابری است که به باران روان شود. ابو حنیفه گفت: و قومی گفته‌اند: المُعْصِرات باد‌هایی دارای گردباد است.
5- أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو ضغط في شي‏ء لتحصيل نتيجة منظورة. كما في‏ عَصْرِ العنب لاستحصال مائه. و عصر اللباس المغسول لإخراج رطوبته … و العَصْرُ في السحاب نزول المطر… وَ أَنْزَلْنا مِنَ‏ الْمُعْصِراتِ‏ ماءً ثَجَّاجاً- 78/ 14. يراد نزول المطر من السحائب، فانّ السحاب يتشكّل من تبخير المياه، و البخار بسبب الخفّة في وزنه يتصاعد في الهواء، الى أن يصل الى طبقات لطيفة باردة من الجوّ، فيتجمّع و ينضغط و يحصل له الانعصار قهرا، و حينئذ تثقل ذرّات البخار و تكبر، و هذا يوجب نزوله و سقوطه على صورة قطرات المطر.فالتعبير بالمعصرات دون السحائب: اشارة الى هذا الجريان الطبيعىّ المنظّم العجيب البارع.21
اصل واحد در این ماده: فشار آوردن بر چیزی برای به‌دست آوردن نتیجه‌ی مورد نظر. مثلا فشردن انگور برای به دست آودن آبش. و فشردن لباس شسته برای خارج کردن رطوبتش… و فشردن در ابرها برای بارش باران… وَ أَنْزَلْنا مِنَ‏ الْمُعْصِراتِ‏ ماءً ثَجَّاجاً- 78/ 14. منظور بارش باران از ابرهاست، در حقیقت ابر از تبخیر آب‌ها تشکیل می‌شود و بخار به دلیل سبکی وزنش در هوا به سمت بالا می‌رود، تا اینکه به لایه‌های لطیف و سرد از جو برسد، پس جمع می‌شود و فشرده می‌شود و فشرده شدن به زور برایش رخ می‌دهد و در این هنگام ذرات بخار سنگین و بزرگ می‌شود، و این موجب بارش و سقوطش به صورت قطره‌های باران می‌شود. بنا‌براین به کاربردن معصرات به جای سحائب اشاره به این روند طبیعی منظم و عجیب دارد.
6- المُعْصِرات‏- [عصر]: ابرهاى باران زا.22

ج) نتیجه‌گیری
“معصرات” از ماده‌ی عصر جمع مُعصِر، اسم فاعل از باب افعال است. از نظر مصطفوی اصل واحد در این ماده، فشار آوردن بر چیزی برای به‌دست آوردن نتیجه‌ی مورد نظر است. ولی ابن فارس برای این ماده سه اصل قائل است که معصرات را مشتق از اصل دوم می‌داند که به معنای فشردن چیزی تا از آن چیزی روان شود. بیشتر لغویان معصرات را به معنای ابرهای باران‌زا گرفته‌اند و تعداد اندکی آن را به معنای بادی می‌دانند که موجب ریزش باران می‌شود. معصر به معنای فشارنده است، بیشتر لغویان مصداق این وصف را ابرها یا ابرهای خاصی می‌دانند و معصرات را ابرهای باران‌زا معنا کرده‌اند، احتمالا از این جهت که ابرها خودشان را فشار می‌دهند23. اما برخی مصداق این وصف را بادی می‌دانند که موجب فشردن ابرها می‌شود، و معصرات را بادهایی دانسته‌اند که با فشردن ابرها موجب ریزش باران می‌شوند. ولی در هر دو صورت، نتیجه و حاصل ریزش باران است. در روایات معصرات به معنای ممطرات یعنی باران فرو فرستنده‌ها آمده است که با هر دو قول لغویان یعنی ابر و باد سازگار است.

2-4. أحقاب
(لابِثينَ فيها أَحْقاباً (23))
“مدّتهاى طولانى در آن مى‏مانند!”

الف) روايات
1- و الحقب الواحد: ثمانون سنة، كل سنة اثنا عشر شهرا، كل شهر ثلاثون يوما، كل يوم ألف سنة. و روي ذلك عن علي بن أبي طالب.24
یک حقب: هشتاد سال است، هر سال دوازده ماه، هر ماه سی روز و هر روز هزار سال است. و آن از علی بن ابی طالب7 روایت شده است.
2- و أخبرني ابن فنجويه قال: حدّثنا محمد بن عبد الله بن محمد بن الفتح قال: حدّثنا أبو حامد محمد بن هارون الحضرمي قال: حدّثنا زياد بن أبي يزيد قال: حدّثنا سليمان بن مسلم عن سليمان الحتمي عن نافع عن [ابن عمر] عن النبي 9 قال: «و الله لا يخرج من النار من دخلها حتى يكونوا فيها أحقابا، و الحقب بضع و ثمانين سنة، و السنة ثلاثمائة و ستون و يوما، كل يوم ألف سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ، فلا يتّكلنّ أحد على أن يخرج من النار»25
… پیامبر9 می‌فرمایند: به‌ خدا سوگند هر که وارد آتش شود از آن خارج نمی‌شود تا اینکه مدت احقابی را در آن بماند، حقب هشتاد سال و اندی است، و سال سیصد و شصت روز است، و هر روز هزار سال از آن‌چه شما می‌شمارید، کسی بر این تکیه نکند که از آتش خارج می شود.
3- ابن بابويه: عن أبيه، قال: حدثنا سعد بن عبد الله، عن يعقوب بن يزيد، عن جعفر بن محمد بن عقبة، عمن رواه، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، في قول الله عز و جل: لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً، قال: «الأحقاب: ثمانية أحقاب، و الحقب: ثمانون سنة، و السنة ثلاثمائة و ستون يوما، و اليوم: كألف سنة مما تعدون».‏26
…يعنى احقاب جمع حقب است و ما صدق آن هشت حقب است و هر حقبى هشتاد سال است و هر سال سيصد و شصت روز و هر روزى مانند هزار سال است از آنچه مي‌شماريد.27
4- و نافع از ابن عمر روايت كرده كه حضرت رسالت9 فرمودند لا يخرج من النار من دخلها حتى يمكث فيها أحقابا و الحقب بضع و ستون سنة و السنة ثلاثمائة و ستون يوما كل يوم كألف سنة مما تعدون فلا يتكلن أحد على ان يخرج من النار
يعنى هر كه به دوزخ رود از آن بيرون نيايد تا آنكه مدت احقاب منقضى شود و حقب شصت و اند سال است و اند ميان سه و ده است و سال سيصد و شصت روز و هر روز هزار سال دنيا پس بايد كه اعتماد نكند هيچكس كه از دوزخ بيرون خواهد آمد28.
5- و أخرج ابن مردويه عن عبادة بن الصامت قال قال رسول الله 9 الحقب أربعون سنة.29

ب) اقوال لغویان
1- الحقبة: زمان من الدهر لا وقت له. و الحقب: ثمانون سنة و الجميع: أحقاب30
زمانی از روزگار است که وقت معیین ندارد. و حقب: هشتاد سال است و جمع آن احقاب است.
2- قال الفرّاء في قوله جلّ و عزّ: لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً 31قال: الحُقُب‏: ثمانون سنةً، السنة ثلثمائة و ستون يوماً، اليوم منها ألف سنة من عدد الدنيا. قال: و ليس هذا مما على غاية كما يظن بعض الناس، و إنما يدل على الغاية التوقيت خمسةُ أحْقابٍ‏ أو عشرة، و المعنى أنهم يَلبثون فيها أحقاباً كلما مضى‏ حُقُب‏، تبعه‏ حُقُب‏ آخر. و قال الزجّاج: المعنى أنهم يلبثون‏ أحقاباً لا يذوقون في‏ الأحقاب‏ برْداً و لا شراباً، و هم خالدون في النار أبدا.32
فراء درباره‌ی گفته‌ی خداوند می‌گوید: لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً. گفت: حقب هشتاد سال است و سال

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق ارزیابی تطبیقی، سوره نازعات، اصل انتقال، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ تحقیق علامه طباطبایی، معنای اصلی، قرآن کریم