منابع و ماخذ تحقیق امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

الجنة عن علي 7.125
امام علی7: {فرشتگان} با ارواح مومنان به سوی بهشت پیشی می‌گیرند.
2- تفسير القمي فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ7فِي قَوْلِهِ‏ فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً يَعْنِي أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ‏ سَبَقَ أَرْوَاحُهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ بِمِثْلِ الدُّنْيَا وَ أَرْوَاحُ الْكَافِرِينَ إِلَى النَّارِ بِمِثْلِ ذَلِكَ‏.126
…امام باقر7‌‌می‌فرمایند: فالسابقات سبقا یعنی جان‌های مومنان به سوی بهشت مانند دنیا از یکدیگر سبقت می‌گیرند و جان‌های کافران مانند آن به سوی آتش.

ب) اقوال لغویان
1- قال الليث: السَّبْق‏: القُدْمَةُ في الجَري و في كلِّ أَمْر، تقولُ له: في هذا الأمر سُبْقةٌ و سابقةٌ و سَبْق‏، و الجميع‏ الأسباق‏، و السوابق‏.127
لیث گفته است: سبْق‏ پیشی گرفتن در دویدن و هر امر دیگر، به او می‌گویی در این امر سُبْقةٌ و سابقةٌ و سَبْق، و جمع آن أسباق‏، و سوابق است‏.
2- السين و الباء و القاف أصل واحد صحيح يدل على التقديم.128
سبق اصل یگانه‌ی صحیحی است که بر تقدُّم دلالت می‌کند.
3- أصل‏ السَّبْقِ‏: التّقدّم في السّير، نحو:َالسَّابِقاتِ‏ سَبْقا.129
اصل سبق: پیشروی در حرکت است، مانند: َالسَّابِقاتِ‏ سَبْقا.
4- السَّبْق‏: القُدْمةُ في الجَرْي و في كل شي‏ء… و قوله تعالى: فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً؛ قال الزجاج: هي الخيل، و قيل‏ السابقات‏ أرواح المؤمنين تخرج بسهولة، و قيل: السابقات‏ النجوم، و قيل: الملائكة تَسْبِق‏ الشياطين بالوحي إلى الأَنبياء، عليهم الصلاة و السلام و في التهذيب: تَسْبِق‏ الجنَّ باستماع الوحي. ‏.130
سَبْق: پیشروی در دویدن و در هر چیزی… و سخن خداوند بلند مرتبه: فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً؛ زجاج گفته است: آنها اسب‌ها هستند، و گفته شده سابقات جان‌های مومنان هستند که به آسانی خارج می‌شوند، و گفته شده: سابقات ستارگان هستند، و گفته شده: فرشتگان، با (رساندن) وحی به پیامبران:، از شیطان‌ها سبقت می‌گیرند، و در تهذیب آمده است که (فرشتگان) از جن‌ها در شنیدن وحی سبقت می‌گیرند.
5- سَبَقَهُ‏ يَسْبِقُه‏ و يَسْبُقُه‏: تَقَدَّمَهُ،… فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً: الملائكةُ تَسْبِقُ الجِنَّ باسْتِماعِ الوَحْيِ.131
سَبَقَهُ‏ يَسْبِقُه‏ و يَسْبُقُه‏: از او پیشی گرفت،… فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً: فرشتگان از جن‌ها در شنیدن وحی سبقت می‌گیرند.
6- أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو ما يقابل اللحوق، أي تقدّم في المسير الى منظور معيّن، في حركة أو عمل أو فكر أو علم…..وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً- 79/ 4. و المراد النفوس الّتي تُنزّه أنفسها عن العيوب و النقائص و تسبق في السلوك الى اللّه.132
اصل یگانه در این ماده آنچه که مقابل پیوستن است، یعنی پیشی گرفتن در رفتن به سوی منظور معین، در حرکت باشد یا عمل یا فکر یا علم …. وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ‏ سَبْقاً- 79/ 4. و مراد نفس‌هایی که خود را از عیب‌ها و نقص‌ها پاک می‌گرداند و در سلوک به سوی خدا سبقت می‌گیرد.

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی سابقات جمع اسم فاعل سابق از ماده‌ی سبق است. از نظر ابن فارس اصل این ماده بر تقدُّم و پیشروی دلالت می‌کند. به طور مشابه مصطفوی این ریشه را مقابل پیوستن می‌داند، یعنی پیشی گرفتن در رفتن به سوی منظور معین، در حرکت باشد یا عمل یا فکر یا علم. و این همان معنایی است که لغویان برای ثلاثی مجرد از این ماده ذکر کرده‌اند. بنابراین لغویان در معنای لغوی سابقات نظر واحدی دارند اما مصادیق مختلفی را برای سابقات در این آیه ذکر کرده‌اند133 از جمله اسب‌ها، ستارگان، جان‌های مومنان که به آسانی خارج می‌شوند و فرشتگان که از شیطان‌ها در (رساندن) وحی به پیامبران:، سبقت می‌گیرند یا از جن‌ها در شنیدن وحی سبقت می‌گیرند. البته صاحب تحقیق معتقد است که مراد از سابقات نفس‌هایی که خود را از عیب‌ها و نقص‌ها پاک می‌گرداند و در سلوک به سوی خدا سبقت می‌گیرد.
براساس روایات رسیده از معصومین:، سابقات از سبق به معنای پیشی گرفتن است. اما درباره‌ی مصداق سابقات در روایات دو قول آمده است: 1. فرشتگان که با ارواح مومنان به سوی بهشت پیشی می‌گیرند. 2. جان‌های مومنان که به سوی بهشت مانند دنیا از یکدیگر سبقت می‌گیرند و جان‌های کافران مانند آن به سوی آتش.
در نتیجه روایات و اقوال لغویان در معنای سبق که به معنای پیشی گرفتن است، یکسان است. ولی هرکدام مصداق‌های مختلفی بیان کرده‌اند که با معنای لغوی سازگار است.

3-7. مدبرات
(فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً (5))
“و آنها كه امور را تدبير مى‏كنند!”

الف) روایات
1- مَا حَدَّثَنَا بِهِ أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْمُفَسِّرُ الْجُرْجَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ [عَنْ‏] مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ: قَال‏: كَانَ قَوْمٌ مِنْ خَوَاصِّ الصَّادِقِ7جُلُوساً بِحَضْرَتِهِ فِي لَيْلَةٍ مُقْمِرَةٍ مضحية [مُصْحِيَةٍ] فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ أَدِيمَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ أَنْوَارَ هَذِهِ النُّجُومِ وَ الْكَوَاكِبِ فَقَالَ الصَّادِقُ7 إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ‏ هَذَا وَ إِنَّ الْمُدَبِّرَاتِ الْأَرْبَعَةَ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ‏ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ7يَنْظُرُونَ إِلَى الْأَرْضِ فَيَرَوْنَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ نُورُكُمْ إِلَى السَّمَاوَاتِ وَ إِلَيْهِمْ أَحْسَنُ مِنْ أَنْوَارِ هَذِهِ الْكَوَاكِبِ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ كَمَا تَقُولُونَ مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِينَ.134
…از امام موسى بن جعفر8مروى است كه فرمودند: گروهى از خواص حضرت صادق7در حضورش نشسته بودند در شب ماهتاب روشنى پس گفتند يا ابن رسول اللَّه چه قدر نيكو است آنچه براى چرخ نيلگون جلوه‏گر شده و چه قدر نیکوست نور‌های اين كواكب و ستارگان. امام صادق7فرمودند شما اين چنین می‌گویید و مدبرات چهارگانه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل‏ و ملك الموت نیز به زمين نگاه می‌كنند و شما و برادران شما را در اطراف زمين مشاهده می‌كنند و نور شما برای آسمانها و برای آنها نيكوتر از نور اين ستارگان است و آنها می‌گویند همانند آنچه شما می‌گویید چه قدر نيكو است نورهاى اين مؤمنان.135
2- أنّها الملائكة تدبّر أمر العباد من السّنة إلى السّنة. عن عليّ7.136
آنها فرشتگان هستند که امر بندگان را از سالی به سال دیگر تدبیر می‌کنند.
3- و أخرج ابن أبى حاتم عن على بن أبى طالب ان ابن الكواء سأله عن المدبرات أَمْراً قال الملائكة يدبرون ذكر الرحمن و أمره.137
…. ابن کواء از علی ابن ابی طالب درباره‌ی مدبرات امرا پرسید. ایشان فرمودند: فرشتگان‌اند که ذکر رحمان و امر او را تدبیر می‌کنند.

ب) اقوال لغویان
1- دُبُرُ كل شي‏ء خلاف قبله ما خلا قولهم: جعل فلان قولي‏ دَبْرَ أذنه أي خلف أذنه و دُبُرَ أذنه‏… التَّدْبِيرُ: نظر في عواقب الأمور.138
دُبُر هر چیزی برخلاف جلوی آن است جز این گفته‌شان که جعل فلان قولي‏ دَبْرَ أذنه یعنی فلانی سخنم را پشت گوشش انداخت… التَّدْبِيرُ: نگاه کردن به سرانجام کارها.
2- التدبير فى الأمر: أن تَنْظُرَ إلى ما يَؤُول إليه عاقِبتُه. و التدبير: التفكر فيه.و التدبير: عِتْقُ العبد عن‏ دُبُرٍ، و هو أن يُعْتَق بعد موتِ صاحِبِه، فهو مُدبَّرٌ.139
تدبير در امر: که نگاه کنی سرانجامش به چه منتهی می‌شود. و التدبیر: فکر کردن در آن. و التدبیر: آزاد کردن برده در آخر، و او بعد از مرگ صاحبش آزاد می‌شود، پس او مُدبَّر است.
3- الدال و الباء و الراء. أصل هذا الباب أنَّ جُلّه فى قياسٍ واحد، و هو آخِر الشَّى‏ء و خَلْفُه خلافُ قَبُلِه… و التدبير: أنْ‏ يُدبِّر الإنسانُ أمرَه، و ذلك أنَّه يَنظُر إلى ما تصير عاقبتُه و آخرُه، و هو دُبُره‏.140
دبر اصل این باب بیشترش به صورت قاعده‌مند از یک معنی به دست می‌آید، و آن آخر چیز است و پشتِ آن، بر خلاف جلوی آن، است…و تدبیر: که انسان امرش را تدبیر کند، و آن که نگاه کند عاقبت و آخرش چه می‌شود و آن دبرش است.
4- دُبُرُ الشّي‏ء: خلاف القُبُل‏… التَّدْبِيرُ: التفكّر في دبر الأمور، قال تعالى: فَالْمُدَبِّراتِ‏ أَمْراً [النازعات/ 5]، يعني: ملائكة موكّلة بتدبير أمور.141
دُبُرُ الشّي‏ء: خلاف جلو است…. ا‌لتَّدْبِيرُ: فکر کردن در انتهای امور، خداوند بلند مرتبه می‌فرماید: فَالْمُدَبِّراتِ‏ أَمْراً [النازعات/ 5]، یعنی فرشتگان گماشته شده برای تدبیر کارها.
5- الدُّبُرُ، بالضم و بضمتين: نقيضُ القُبُلِ، و من كُلِّ شي‏ءٍ: عَقِبُه و مؤخَّرُه… و التَّدْبِيرُ: النَّظَرُ في عاقِبةِ الأمرِ.142
الدُّبُرُ، با یک ضمه و دو ضمه: نقیض جلو است، و در هر چیز: عَقِبُه و مؤخَّرُه… وتدبیر: نگاه کردن به عاقبت کار.
6- انّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو ما يقابل القبل و الإقبال، و هذا المفهوم يختلف باختلاف الصيغ و الهيئات و الموارد….. و أمّا التدبير: هو تصيير الشي‏ء ذا دبر و جعله ذا عاقبة، بأن يكون الشي‏ء على عاقبة حسنة و نتيجة مطلوبة، و هذا معنى العمل عن فكر و رويّة…فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ‏ أَمْراً- 79/ 5… أمّا التدبيرات المنسوبة الى غير اللّه تعالى: فهي في الجزئيّات المتعيّنة المحدودة- بإذن من اللّه المتعال و مأموريّة منه، و لا اشكال فيها.143
اصل یگانه در این ماده آنچه که مقابل جلو و اقبال است، و این مفهوم با اختلاف صیغه‌ها، هیئت‌ها و مورد‌ها متفاوت می‌شود… و اما تدبیر: چیز را پشت‌دار گرداندن و دارای عاقبت قرار دادنش، به این صورت که چیز، دارای عاقبت نیکو و نتیجه مطلوب باشد، و این معنی عمل با فکر و تأمل است…فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ‏ أَمْراً- 79/ 5… اما تدبیر‌های منسوب به غیر خداوند پس آن در امور جزئی معین محدود با اذن از خداوند متعال و مأموریت از سوی اوست و این اشکالی ندارد.

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی مدبرات جمع مدبر اسم فاعل از تدبیر(باب تفعیل) است. همه‌ی لغویان، ماده‌ی دبررا در اصل به معنای آنچه که مقابل جلو است (پشت) می‌دانند و تدبیر را به معنای نگاه و تفکر درباره‌ی دبر (سرانجام و عاقبت) یک چیز ذکر کرده‌اند. البته مصطفوی با اندکی اختلاف، تدبیر را دبر (سرانجام) دار کردن یک چیز می‌داند، به صورتی که دارای عاقبت نیکو و نتیجه مطلوب باشد. بر این اساس معنای لغوی واژه‌ی مدبر تدبیرکننده است. برخی از لغویان مصداق مدبرات در آیه‌ی کریمه را قسمی از فرشتگان دانسته‌اند.
اما دو روایت فوق، مدبرات را ظاهرا همان معنای لغوی در نظر گرفته اند، اما برای آن، دو مصداق جداگانه ذکر کرده‌اند: 1. الف) فرشتگانی که امر بندگان را از سالی به سال دیگر تدبیر می‌کنند.ب) فرشتگانی که ذکر رحمان و امرش را تدبیر می‌کنند. 2. فرشتگان چهار گانه: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل‏ و ملك الموت.
در نتیجه اقوال لغویان و روایات در معنای لغوی یکسانند اما مصادیقِ تا حدودی متفاوت ذکر کرده‌اند که با معنای لغوی سازگار است.

3-8. راجفه
(يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ (6))
“آن روز كه زلزله‏هاى وحشتناك همه چيز را به لرزه درمى‏آورد”

الف) روایات
1- قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ الْعَاقُولِيِّ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ7 قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ قَالَ الرَّاجِفَةُ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ7وَ الرَّادِفَةُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ7وَ أَوَّلُ مَنْ يَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ التُّرَابَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فِي خَمْسَةٍ وَ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّا

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق معنای اصلی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق امام حسین، امام صادق، قرآن کریم