منابع و ماخذ تحقیق امام صادق، محمد بن سنان، حیات دنیوی، عقل و ایمان

دانلود پایان نامه ارشد

بازگردند و انتقام‌شان را نگیرند.
2- محمد بن العباس، قال: حدثنا أبو عبد الله محمد بن أحمد، عن القاسم بن إسماعيل، عن محمد بن سنان، عن سماعة بن مهران، عن جابر بن يزيد، عن أبي جعفر7، قال: «قال رسول الله9: الكرة المباركة النافعة لأهلها يوم الحساب ولايتي و اتباع أمري و ولاية علي و الأوصياء من بعده و اتباع أمرهم، يدخلهم الله الجنة بها، معي [و مع‏] علي وصيي و الأوصياء من بعده، و الكرة الخاسرة عداوتي و ترك أمري و عداوة علي و الأوصياء من بعده، يدخلهم الله بها النار في أسفل السافلين».171
…رسول خدا9 می‌فرمایند: کره(بازگشت) مبارک سودمند برای اهلش در روز حساب ولایت من و پیروی از امرم و ولایت علی7 و اوصیاء بعد از او و پیروی از امرشان، خدا با آن، آنها را وارد بهشت می‌کند، با من و با علی وصی من و اوصیاء بعد از او، و کره خاسره دشمنی من و ترک امرم و دشمنی علی و اوصیاء بعد از او، خداوند آنها را {به خاطر همان نافرمانی} وارد آتش می‌کند در پایین‌ترین مرحله.

ب) اقوال لغویان
1- الكاف و الراء أصلٌ صحيح يدلُّ على جمعٍ و ترديد. من ذلك‏ كَرَرت‏، و ذلك رجُوعك إليه بعد المرّة الأولى، فهو الترديد الذي ذكرناه.172
کر اصل صحیحی است که بر گردآوردن و تکرار دلالت می‌کند. از آن کرَرت، و آن بازگشتت به آن بعد از بار اول است، و آن همان تکرار است که ذکرش کردیم.
2- الْكَرُّ: برگشتن به چيزى خواه خود شخص برگردد يا از نظر كار و فعل بازگشت كند (بالذات او بالفعل) كَرّ: طناب تابيده شده كه در اصل مصدر است و بصورت اسمى درآمده، جمعش- كُرُور- است در آيات: ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ‏ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ‏ (6/ اسراء)173
3- (الكَرَّةُ) الرَّجْعَةُ وَزْناً وَ مَعْنًى.174
(الكَرَّةُ) الرَّجْعَةُ (بازگشت) چه از لحاظ وزن و چه معنی.
4- أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو إيجاد أمر في مرتبة اخرى مثل ما أوجد في المرّة الاولى. و هذا غير الرجوع الى الأوّل و غير إعادة الأوّل: فانّ الرجوع اليه لا يلازم إيجاده، مع أنّ إعادة الأوّل غير ممكن في الأقوال و الأفعال…و أمّا الحبل المفتول، و الجماعة من الناس، و تصريف الرياح لجمع السحاب: فباعتبار تكرّر المثل في أجزاء الحبل و في أفراد الناس و في الهبوب… لَوْ أَنَّ لِي‏ كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ‏- 39/ 58. فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏- 26/ 102.أى ليت أن يوجد لنا من الحياة الدنيويّة بمثل ما سبق، حتّى نكون من المؤمنين.175
اصل یگانه در این ماده: ایجاد امری در مرتبه‌ی دیگر همان‌طور که در بار اول ایجاد شده بود. و این غیر از بازگشت به اول و غیر از برگرداندن اولی است: پس بازگشت به آن مستلزم این نیست که آن را ایجاد کند، با اینکه بازگرداندن اول در کلام و اعمال غیر ممکن است… و اما طناب پیچیده شده، و گروهی از مردم، و فرستادن بادها برای جمع کردن ابرها پس به اعتبار تکرار مثل در اجزای طناب است و در افراد مردم و در وزیدن بادها… لَوْ أَنَّ لِي‏ كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ‏- 39/ 58. فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏- 26/ 102. ای کاش از حیات دنیوی مانند آنچه گذشت پدید آید تا از مومنان باشیم.
5- كرّة: رجوع و برگشتن. چنانكه در مجمع گفته است. لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا بقره: 167. اى كاش ما را برگشتى بود تا از آنها بيزارى جوییم، چنانكه از ما بيزارى جستند آيه ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ ملك: 4. معنى آنرا بهتر روشن ميكند.176

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی کرة بر وزن فعلة مصدر مرّه از ریشه کرر است. از نظر ابن فارس این ماده بر گردآوردن و تکرار دلالت می‌کند. اما لغویان ثلاثی مجرد از این ماده را به معنای بازگشت به چیزی می‌دانند. ابن فارس این معنا را به همان تکرار باز می‌گرداند اما از نظر مصطفوی این ریشه در اصل به معنای ایجاد امری در مرتبه‌ی دیگر همان‌طور که در بار اول ایجاد شده بود. و این غیر از بازگشت به اول و غیر از برگرداندن اولی است و بنابراین از نظر ایشان این ماده در معنای حقیقی به معنای بازگشت به کار نمی‌رود. در نتیجه کره به معنای یک بازگشت یا ایجاد کردن چیزی در مرتبه‌ی دیگر همانطور که بود. توضیح درباره‌ی روایات در نتیجه‌گیری واژه‌ی بعد آمده است.

3-12. خاسره
الف) اقوال لغویان
1- الخُسْرُ: النقصان، و الخُسْرَانُ‏ كذلك، و الفعل: خَسِرَ يَخْسَرُ خُسْرَاناً. و الخَاسِرُ: الذي وضع في تجارته، و مصدره: الخَسَارَةُ و الخُسْرُ. كلته و وزنته‏ فَأَخْسَرْتُهُ‏، أي: نقصته. و قوله [جل و عز]: وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً، أي: نقصا. و صفقة خَاسِرَةٌ، أي: غير مربحة.177
الخُسْرُ: کاستی، و الخُسْرَانُ چنین است، و فعل آن خَسِرَ يَخْسَرُ خُسْرَاناً است. و الخَاسِرُ: کسی که در تجارتش شکست خورده است و مصدرش خَسَارَة و الخُسْر است. برایش پیمانه کردم و وزن کردم پس‏ أَخْسَرْتُهُ، یعنی برایش کم گذاشتم. و سخن خداوند عزوجل: وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً، یعنی: نقص. و صفقة خَاسِرَةٌ، یعنی: معامله‌ی بدون سود.
2- الخاء و السين و الراء أصلٌ واحدٌ يدلُّ على النَّقْص. فمن ذلك‏ الخُسْر و الخُسْران‏، كالكُفْر و الكُفْران، و الفُرْق و الفُرقان. و يقال‏ خَسَرْتُ‏ المِيزانَ و أخْسَرْتُه‏، إذا نقَصْتَه.178
خسر اصل یگانه‌ای است که بر نقص دلالت می‌کند. پس از آن، خُسْر و خُسْران‏، مانند الكُفْر و الكُفْران، و الفُرْق و الفُرقان. و گفته می‌شود خَسَرْتُ‏ المِيزانَ و أخْسَرْتُه‏، اگر در وزن برایش کم بگذارم.
3- الْخُسْرُ و الْخُسْرَانُ‏: انتقاص رأس المال، و ينسب ذلك إلى الإنسان، فيقال: خَسِرَ فلان، و إلى الفعل فيقال: خسرت تجارته، قال تعالى:تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ [النازعات/ 12]، و يستعمل ذلك في المقتنيات الخارجة كالمال و الجاه في الدّنيا و هو الأكثر، و في المقتنيات‏ النّفسيّة كالصّحّة و السّلامة، و العقل و الإيمان، و الثّواب، و هو الذي جعله اللّه تعالى الخسران المبين، و قال: الَّذِينَ‏ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ‏ الْمُبِينُ‏ [الزمر/ 15].179
الْخُسْرُ و الْخُسْرَانُ‏: کم شدن سرمایه است، و آن به انسان نسبت داده می‌شود: پس گفته می‌شود: خَسِرَ فلان، و به فعل نسبت داده می‌شود پس گفته می‌شود: خسرت تجارته، خداوند بلند مرتبه فرموده است: تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ [النازعات/ 12]، و آن درباره‌ی دست‌آوردهای خارجی مانند پول و جاه در دنیا به کار می‌رود که بیشتر است و درباره‌ی دست‌آوردهای روانی مانند سلامتی و تن‌درستی و عقل و ایمان و ثواب به کار می‌رود. و آن چیزی است که خداوند بلند مرتبه خسران مبین قرار داده است، و فرموده است: الَّذِينَ‏ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ‏ الْمُبِينُ‏ [الزمر/ 15].
4- الخَسْرُ: النَّقْصُ، كالإِخْسارِ و الخُسْرانِ‏.و كَرَّةٌ خاسِرَةٌ: غيرُ نافِعة.180
5- أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو ما يقابل الربح، أى- المواضعة في قبال المرابحة، و أمّا النقص و الضلال و الهلاك و الغبن: فكلّ واحد منها قد يصدق و ينطبق‏على بعض الموارد من هذا المعنى، و قد يكون من آثاره أو من أسبابه و مقدّماته- بِالْأَخْسَرِينَ‏ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ‏.و يعبّر عن هذا المعنى بالفارسيّة بكلمة (زيان)، و هذا المعنى غير مفهوم- الضرر، فالضرر في مقابل النفع- لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً.و قلنا انّ‏ الخَسْرَ نقص كلّى في مقابل الربح، بخلاف الوضع.ثمّ انّ هذا النوع من النقص يكون في المال و الأمور المادّية، و قد يكون في الأمور النفسيّة و المعنويّة، فأمّا الأوّل فقد يصدق عليه مفهوم الغبن و النقص.و أما الثاني فقد ينطبق عليه مفهوم الضلال و الهلاك.181
اصل یگانه در این ماده آنچه که مقابل سود است، یعنی زیان در مقابل سود، و اما نقص و گمراهی و هلاک و غبن هر کدام از آنها بر بعضی از موارد از این معنا صدق می‌کند و منطبق است، و ممکن است که از آثارش یا از اسباب و مقدماتش باشد. بِالْأَخْسَرِينَ‏ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ‏. و از این معنی در فارسی با کلمه‌ی (زيان) تعبیر می‌شود، و این معنی غیر از مفهوم ضرر است. پس ضرر در مقابل نفع است لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً و گفتیم همانا خسر نقص کلی در مقابل ربح است، بر خلاف وضع است. سپس این نوع از نقص در مال یا امور مادی است و ممکن است که در امور نفسانی و معنوی باشد. پس مورد نخست بر آن مفهومِ غبن و نقص صدق می‌کند و اما مورد دوم پس مفهوم گمراهی و هلاک بر آن منطبق است.

ب) نتیجه‌گیری
واژه‌ی خاسره، اسم فاعل از ماده‌ی خسر است. از نظر ابن فارس این ماده در اصل به معنای نقص است و اکثر لغووین مصدر ثلاثی مجرد را چنین معنا کرده‌اند. البته راغب در اصل آن را به معنای نقص در سرمایه می‌داند که درباره‌ی نقص در داشته‌های مادی و نفسانی به کار می‌رود، اما از نظر صاحب تحقیق این ماده در اصل به معنای زیان است و کاربردش به معنای نقص، گمراهی، هلاک و غبن، بسته به موردی که در آن به کار رفته است. از آنجایی که فعل ثلاثی مجرد از این ماده به صورت لازم به کار می‌رود، اسم فاعل آن به معنای چیز دارای زیان است. بنابراین خاسره در این آیه‌ی کریمه به همین معنا به کار رفته است و ترکیب کرة خاسرة یعنی بازگشت زیان بار است که روایات رسیده از معصومین: به تأویل این ترکیب اشاره کرده‌اند. دو تأویل در کلام معصومین: آمده است: 1. رجعت به دنیا بدون اینکه انتقامشان را بگیرند. 2. بازگشت در قیامت در حالیکه با رسول خدا دشمن هستند و امرشان را ترک کردند و با اما علی و اوصیای بعد از ایشان نیز دشمنند، خداوند آنها را در پایین‌ترین مرحله وارد آتش می‌کند.
در نتیجه دو تأویلی که در روایات آمده است با اقوال لغویان سازگار است.

3-13. ساهره
(فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ (13) فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ (14))
“ولى (بدانيد) اين بازگشت تنها با يك صيحه عظيم است! (13) ناگهان همگى بر عرصه زمين ظاهر مى‏گردند! (14)”

الف) روایات
1- علي بن إبراهيم، قال: و في رواية أبي الجارود، عن أبي جعفر7،…و أما قوله: فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ و الساهرة: الأرض، كانوا في القبور، فلما سمعوا الزجرة خرجوا من قبورهم فاستووا على الأرض‏.182
امام صادق7 می‌فرمایند: فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ، ساهره: زمین است، آنها در قبر‌ها بودند، هنگامی که زجره را شنیدند از قبر‌هایشان خارج شدند و بر زمین قرار گرفتند.
2- سعد بن عبد الله: عن محمد بن عيسى بن عبيد، عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، قال: حدثني محمد بن عبد الله بن الحسين، قال: دخلت مع أبي على أبي عبد الله7، فجرى بينهما حديث، فقال أبي لأبي عبد الله7….يقول الله عز و جل: فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ* فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ أي شي‏ء أراد بهذا؟ فقال: «إذا انتقم منهم و ماتت الأبدان بقيت الأرواح ساهرة لا تنام و لا تموت».183
…از امام صادق7 در مورد آیات فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ* فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ پرسیده شد که منظور از آن چیست؟ ایشان فرمودند: هنگامی که از آنها انتقام گرفته شد و بدن‌ها مرد، ارواح ساهره ( بیدار) می‌مانند نه می‌خوابند و نه می‌میرند.

ب) اقوال لغویان
1- السَّهَرُ: امتناع النوم بالليل. (تقول): أَسْهَرَنِي‏ (هَمٌّ) فَسَهِرْت‏ (له) سَهَراً، أي: امتنعت من النوم. و السُّاهُورُ: من أسماء القمر، و قال القتيبي: بل هو في ليل تمامه. و السَّاهِرَةُ: وجه الأرض العريضة البسيطة، قال‏ …و قال الله (عز و جل) فَإِذا هُمْ‏ بِالسَّاهِرَ، أي: على وجه الأرض‏184.
سَّهَرُ: خودداریِ خواب در شب است. (می‌گویی): أَسْهَرَنِي‏ (هَمٌّ) فَسَهِرْت‏ (له) سَهَراً، یعنی غمی ما را بی‌خواب کرد پس بی خواب شدم. و سُّاهُورُ از نام‌های ماه است. و قتیبی گفته است: بلکه آن نام ماه در شب کامل بودنش است. و سَّاهِرَة: زمین

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق علی بن الحسین، معنای سخن، زمین لرزه، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ تحقیق قضا و قدر