منابع و ماخذ تحقیق النَّازِعاتِ‏، نَزَعَ‏، …، كما

دانلود پایان نامه ارشد

عليّ7 قال: «النّازعات غرقا» الملائكة تنتزع نفوس الكفّار إغراقا كما يغرق النّازع في القوس .88
… امام علی7 فرمودند: «النّازعات غرقا» فرشتگانی هستند که جان‌های کافران را با شدت و سختی فراوان می‌گیرند، چنانکه کماندار در کشیدن زه کمان زیاده‌روی می‌کند و ‌آن را بیش از اندازه می‌کشد.
2- حضرت على بن ابى طالب7 مى‏فرمايند: منظور از نازعات فرشتگانى است كه روح كفار را به دستور خدا به شدت و سختى از بدنشان قبض مى‏كنند.89
3- حضرت امام جعفر صادق7 مى‏فرمايد: منظور از (نازعات) موت است كه ارواح را قبض مى‏نمايد.90

ب) اقوال لغویان
1- نَزَعْتُ‏ الشي‏ء: قلعته، أَنْزِعُهُ‏ نَزْعاً.91
نَزَعْتُ‏ الشي‏ء: آن را بیرون کشیدم.
2- النون و الزاء و العين أصلٌ صحيح يدلُّ على قَلْع شي‏ءٍ…و عادَ الأمرُ إلى‏ النَّزَعة، أي رجَعَ إلى الحقّ؛ و أراد بالنَّزَعة جمع‏ نازع‏، و هو الذي‏ يَنزِع‏ في القَوْس: يَجْذِبُ وتَرَه بالسَّهم‏.92
نزع یک اصل صحیحی است که بر بیرون کشیدن چیزی دلالت می‌کند… و عادَ الأمرُ إلى‏ النَّزَعة، یعنی امر به سوی حق بازگشت؛ و مراد از نزعة جمع نازع است، و نازع کسی است که ینزع فی القوس یعنی زهِ کمان را با تیر می کشد.
3- نَزَعَ‏ الشي‏ء: جَذَبَهُ من مقرِّه‏ كنَزْعِ‏ القَوْس عن كبده، و يُستعمَل ذلك في الأعراض، و منه: نَزْعُ‏ العَداوة و المَحبّة من القلب… و نَزَعَ‏ فلان كذا، أي: سَلَبَ. قال تعالى: تَنْزِعُ‏ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ [آل عمران/ 26]، و قوله:وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً [النازعات/ 1] قيل: هي الملائكة التي تَنْزِعُ الأرواح عن الأَشْباح.93
نَزَعَ‏ الشي‏ء: آن را از جایگاهش بیرون کشید مانند کشیدن کمان از دسته‌اش ) هنگام پرتاب تیر)، و درباره‌ی عرض‌ها به کار برده می‌شود، و از این دسته بیرون کردن دشمنی و محبت از قلب… و نَزَعَ‏ فلان كذا، یعنی کسی چیزی را به زور گرفت. خداوند بلند‌مرتبه می‌فرماید: تَنْزِعُ‏ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ و سخنش وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً. و گفته شده منظور فرشته‌هایی هستند که روح‌ها را از اشخاص می‌کشند.
4- نَزَعَ‏ الشي‏ءَ يَنْزِعُه‏ نَزْعاً، فهو مَنْزُوعٌ‏ و نزِيعٌ‏، و انْتَزَعَه‏ فانْتَزعَ‏: اقْتَلَعَه فاقْتَلَعَ، … و نزَع‏ الأَمِيرُ العامِلَ عن عمله: أَزالَه، … و قولهم فلان في‏ النزْعِ‏ أَي في قَلْعِ الحياةِ…و قوله تعالى: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً؛ قال الفراء: تَنْزِعُ‏ الأَنْفُس من صدورِ الكفَّارِ كما يُغْرِقُ‏ النازِعُ‏ في القوْسِ إِذا جَذَبَ الوَتَرَ، و قيل في التفسير: يعني به الملائكةَ تَنْزِعُ‏ رُوحَ الكافر و تَنْشِطُه فيَشْتَدُّ عليه أَمرُ خروجِ رُوحِه.، وقيل‏: النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً القِسِيُّ.94
نَزَعَ‏ الشي‏ءَ يَنْزِعُه‏ نَزْعاً، پس آن مَنْزُوعٌ‏ و نزِيعٌ‏، و انْتَزَعَه‏ پس انْتَزعَ‏: بیرون کشیدش پس بیرون کشیده شد، … و نزَع‏ الأَمِيرُ العامِلَ عن عمله: امیر کارگزار را از کارش برکنار کرد… و گفته‌شان فلان في‏ النزْعِ یعنی فلانی در حال جان دادن است. … و سخن خداوند: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً؛ فراء گفته است: جان‌ها را از سینه‌های کافران بیرون می‌کشد همانگونه که کماندار در کشیدن کمان زیاده‌روی می‌کند، هنگامی که زه کمان را می‌کشد، و در تفسیر گفته شده است: مقصود از آن فرشتگان که جان کافر را می‌کشند و آن را می‌کنند پس امر بیرون رفتن روحش بر او سخت می‌شود، و گفته شده: النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً یعنی کمان‌ها.
5- نَزَعَهُ‏ من مَكَانِه [يَنْزِعُهُ‏] نَزْعاً: قَلَعَه‏، فهُوَ مَنْزُوعٌ‏، و نَزِيعٌ‏، كانْتَزَعَهُ‏ فانْتَزَعَ‏، لازِمٌ مُتَعَدٍّ…و قَوْلُه تَعَالَى: وَ نَزَعَ‏ يَدَهُ‏ أَي: أَخْرَجَهَا مِنْ جَيْبِه….و قولُه تَعالى: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً … قالَ ابنُ دُرَيْدٍ: لا أُقْدِمُ عَلَى تَفْسيرِه، إِلّا أَنَّ أَبا عُبَيْدَةَ ذَكَرَ أَنَهَا: النُّجُومُ‏ تَنْزِعُ‏ مِنْ مَكَانٍ إِلى مَكَانٍ…. أَو النّازِعَاتُ‏: القِسِيُ‏.95
نَزَعَهُ‏ من مَكَانِه [يَنْزِعُهُ‏] نَزْعاً: کندش، پس آن مَنْزُوعٌ‏، و نَزِيعٌ مانند انْتَزَعَهُ‏ پس انْتَزَعَ، لازم و متعدی … و سخن خداوند: وَ نَزَعَ‏ يَدَهُ یعنی آن را از گریبانش خارج کرد… و سخن خداوند بلند‌مرتبه: وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً …. ابن درید گفته است: به تفسیرش نمی‌پردازم، جز آن‌که اباعبیده ذکر کرده است که ‌آنها ستارگان‌اند که از جایی به جای دیگر می‌روند …یا اینکه النّازِعَاتُ: کمان‌ها.
6- أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو جذب شي‏ء و قلعه من محلّه، كما انّ القلع عبارة عن نزع شي‏ء من أصله بحيث لا يبقى منه باق. و من مصاديقه: نزع السلطان عامله عن محلّه و مقامه. و نزع المريض عن الحياة و إشرافه على الموت. و النزوع عن الأمر بتركه و الاعراض عنه. … و بلحاظ هذا الأصل تستعمل الصيغ من المادّة في معاني قريبة منه… وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً- 79/ 1 …و هذه الآية الكريمة إشارة الى المرحلة الاولى من المراحل الخمس من السلوك الى اللّه، و هي النزوع عن محيط المادّة و الغفلة.96
اصل یگانه در ماده کشیدن چیزی و کندنش از جایگاهش است، همانطور که قلع عبارت‌ است‌ از بیرون کشیدن چیزی از اصلش است به طوری که اثری از ‌آن باقی نماند. و از مصادیقش اینکه سلطان کارگزارش را از جایگاه و مقامش کنار گذارد. و اینکه بیمار از زندگی دست کشد و به مرگ نزدیک شود…و النزوع عن الأمر با رها کردن کار و رویگردان شدن از آن….و با در نظر گرفتن این اصل صیغه‌های این ماده در معنای نزدیک به آن به کار برده می‌شوند…. وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً- 79/ 1…و این آیه‌ی کریمه اشاره دارد به مرحله‌ی اول از مراحل پنج گانه‌ی سلوک به سوی خداست، و آن بیرون رفتن از محیط ماده و غفلت است.
7- نزع‏: كندن. «نَزَعَ‏ الشّى‏ء من مكانه: قلعه» در قاموس خارج كردن دست را از گريبان نزع‏ گفته است:«نَزَعَ‏ يَدَه: أخرجها من جيبه» در مجمع آنرا قَلْع الشّى‏ء عن الشّى‏ء فرموده است.97

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی نازعات جمع نازع، اسم فاعل از ماده‌ی نزع است. از نظر ابن فارس نزع یک اصل صحیحی است که بر بیرون کشیدن چیزی دلالت می‌کند. و برخی از لغویان مانند مصطفوی و راغب قید از جایگاهش را افزوده‌اند و لغویان فعل نزع را به یکی از دو صورت فوق معنا کرده‌اند.98 پس نازعات که جمع اسم فاعل نزع است به معنای کسانی است که چیزی را از جایگاهش بیرون می‌کشند.
از توضیحی که در روایات درباره‌ی مصداق نازعات شده است، برمی‌آید آن را به معنای کسانی که می‌کَنند معنا کرده‌اند و به دو مصداق اشاره شده است: الف) فرشتگانی که جان‌های کافران را می‌کنند. ب) مرگ99 است که جان‌ها را (از بدن) می‌کَند. در نتیجه قول لغویان و روایات معصومین: باهم سازگارند.

3-3. غرق
(وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً (1))
“سوگند به فرشتگانى كه (جان مجرمان را بشدّت از بدنهايشان) برمى‏كشند”

الف) روایات
يعنى الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفار عن أبدانهم بالشدة كما يغرق النازع بالقوس فيبلغ بها غاية المد و روى ذلك عن على7.100
یعنی فرشتگانی که جان‌های کافران را با شدت می‌کشند همان‌گونه که کماندار در کشیدن زه کمان زیاده‌روی می‌کند و ‌آن را بیش از اندازه می‌کشد.

ب) اقوال لغویان
1- قَالَ الليثُ: الغَرَقُ‏: الرسوبُ في الماء، وَ يُشَبَّهُ بِهِ الَّذِي رَكِبَهُ الدَّيْنُ، وَ غَمَرَتْهُ الْبَلَايا، يُقَالُ: رَجُلٌ‏ غَرِقٌ‏ وَ غَرِيقٌ‏. و يقالُ: أغرقتُ‏ النبل، و غرقته‏، إذا بلغت به غاية المد في القوس‏…. قال أبو عبدنان: الغَرِقُ‏: الذي قد غلبَهُ الماءُ، و لما يَغْرَقْ‏، فإذا غَرِقَ‏، فهو الغريقُ‏… قال اللَّه- جلّ و عزّ- وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً (1) [النازعات: 1]. قال الفراء: ذُكِرَ أنَّها الملائكةُ، وَ أَنَّ النَّزْعَ نزعُ الأنْفُسِ من صُدُورِ الكُفّارِ، و هو كقولك: و النازِعَاتِ‏ إغْراقاً، كما يُغْرِقُ‏ النازعُ في القوسِ. قلت: الغَرْقُ‏: اسمٌ أُقيم مُقَامَ المصدرِ الحقيقيّ من: أَغْرَقْتُ‏.101
لیث گفته است: غرق فرورفتن در آب است، و به آن تشبیه می‌شود کسی را که در وام غوطه‌ور است، وکسی که بلا‌ها او را فراگرفته است، گفته می‌شود: مردی غَرِق وَ غَرِيق است. و گفته می‌شود: أغرقتُ‏ النبل، و غرقته‏، هنگامی که تیر را در کمان تا حد‌اکثر کشیدن برسانم…ابوعدنان گفته است: غَرِق کسی که آب او را فراگرفت، ولی هنوز غرق نشده است، پس هنگامی که غرق شد، پس او غريق است… خداوند عزوجل فرمود وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً. فراء گفته است: ذکر شده است که آنها فرشتگان هستند، و نزْع کندن جان‌ها از سینه‌های کافران است، و آن مانند سخن تو: و النازِعَاتِ‏ إغْراقاً، همانگونه که کماندار کمان را بیش از اندازه می‌کشد. گفتم: غَرْق اسمی است که به جای مصدر حقیقی نشسته است از أَغْرَقْتُ‏.
2- الغين و الراء و القاف أصلٌ واحد صحيح يدلُّ على انتهاء فى شى‏ء يبلغ أقصاه. من ذلك‏ الغَرَق‏ فى الماء. و الغَرِقة: أرضٌ‏ تكون فى غاية الرِّىّ. و اغْرَوْرَقت‏ العينُ و الأرض من ذلك أيضاً، كأنها قد غَرِقت‏ فى دمعها. و من الباب: أغرَقْتُ‏ فى القَوس: [مدَدتُها] غايةَ المدّ.‏102
غرق یک اصل یگانه‌ای است که بر پایان یافتن در چیزی دلالت می‌‌کند که به نهایتش می‌رسد. از آن الغَرَق‏ فى الماء. و الغَرِقة: زمینی که در نهایت سیرابی باشد. و اغْرَوْرَقت‏ العينُ و الأرض النَّاشِطاتِ‏ نَشْطاً همچنین از آن است، گویی در اشکش غرق شده است. و از این باب أغرَقْتُ‏ فى القَوس: کمان را تا انتها کشیدم.
3- غرق: فرورفتن در آب و بلا است، و غَرِقَ‏ فلان‏ يَغْرَقُ‏ غَرَقاً، و أَغْرَقَهُ. خداوند فرمودند: حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ‏ الْغَرَقُ‏ [يونس/ 90]، فلان‏ غَرِقَ‏ فى نعمة فلان: تشبيهى به همان، در ميان گرفتن و غرق بودن است (غرق نعمت فلانى است).103
4- يقال‏ غَرِقَ‏ في الماء غَرَقاً من باب تعب فهو غَرِقٌ‏. و جاء غَارِقٌ‏ أيضا. و في المصباح: حكى في البارع عن الخليل: الغَرِق‏ الراسب في الماء من غير موت، فإن مات غرقا فهو غَرِيقٌ‏، مثل كريم. و جمع‏ الغَرِيقِ‏ غَرْقَى‏ كقتيل و قتلى‏.104
گفته می‌شود غَرِقَ‏ في الماء غَرَقاً از باب تعب پس او غَرِقٌ‏ است. و همچنین غَارِقٌ آمد‏. و در مصباح آمده است: در البارع از خلیل حکایت شده است: الغَرِق فرورفته در آب بدون مردن است، پس اگر به خاطر غرق شدن بمیرد پس او غَرِيقٌ‏ است، مانند كريم. و جمع‏ الغَرِيقِ‏ غَرْقَى‏ است مانند قتيل و قتلى.
5- انّ الأصل الواحد في المادّة: هو صيرورة شي‏ء في استيلاء شي‏ء آخر بحيث تنتفى عنه القدرة و الاختيار، سواء كان المستولى أمرا مادّيّا محسوسا كالماء أو معنويّا كالابتلاءات المحيطة بالنفس و الأفكار المستولية و غيرها. فإذا تحقّق معنى الاستيلاء و سلب القدرة: يصدق‏ الغَرَقُ‏، و لا خصوصيّة للشي‏ء المستولى في كونه مايعا أو عملا أو فكرا أو ابتلاء أو عدوّا أو صديقا، نعم‏ الغَرَقُ‏ في الماء من أظهر مصاديقه، فيحمل عليه عند الإطلاق. وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ‏ أَغْرَقْناهُمْ‏- 25/ 37… وَ النَّازِعاتِ‏ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً- 79/ 1. النزع: القلع. و النشط: الطيب في العمل. و الغَرْقُ‏ اسم مصدر من الغرق، و يدلّ على حالة وقوع في استيلاء شي‏ء. و المراد الّذين ينتزعون من التعلّقات المادّيّة و يخرجون من القيود و العادات الحاكمة في عالم الطبيعة، متوجّها الى عالم النور و الروحانيّة، و في حال الاستغراق تحت استيلاء الحكومة الإلهيّة و الجذبات الربّانيّة، و هم يسلكون الى اللَّه المتعال بطيب نفس و حالة بهجة و اشتياق. و هذا المعنى هو المنظور في الآية الكريمة، بقرينة تقابله بقلوب واجفة، و أنّ النظر في السورة الى بيان المقامات الخمسة

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق امام صادق، کاربرد مجازی، سوره نازعات Next Entries منابع و ماخذ تحقیق معنای اصلی، کاربرد مجازی، حقیقت روح