منابع و ماخذ تحقیق آموزش مهارت، انتقال اطلاعات، دانش آموزان دختر، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

رويكرد نوين فرآيند محور كه برنامه هاي درسي علوم براساس آن شكل گرفته است ؛هنوز آن طور كه بايد نتوانسته در مقابل رويكرد نتيجه مدار كه سالهاست بر اكثر برنامه هاي درسي كشور سايه انداخته است جايگاه و اهميت ويژه ي خود را پيدا كند،بسياري از معلمان،مديران وحتي دانش آموزان با عاداتي نامطلوب كه از طريق برنامه هاي درسي سنتي مبتني برشيوه ي نتيجه محوري كسب كرده اند در مقابل برنامه هاي جديد فرآيند مدار مقاومت مي كنتد.
در پژوهشي از طرفه تابان،(1375) تحت عنوان تأثير روش تدريس كاوشگري بر پيشرفت درس علوم دانش آموزان پايه ي پنجم ابتدايي،به پيدايش ويژگي هاي غير اصولي مانند اتكا و وابستگي به ديگران،عدم ابداع ونوآوري وهم نوايي منفي در دانش آموزان دختر اشاره مي كندوهمه ي اين ويژگي‌ها را ناشي از برنامه ي درسي به شيوه ي آموزش محور مي داند.در مورد پسران نيز افزون برايجاد ويژگي هاي مذكور به دلسردي وسستي در فعاليتها،كم رويي،تسليم شدن در مقابل باور هاي غلط اشاره دارد.
نتايج تحقيقي كه تقي پور سهل آبادي، (1374)در پژوهش خود تحت عنوان تعيين سطوح شناختي پرسش‌ها و تكاليف علوم در دوره ي ابتدايي در وضع موجود و اعتلاي اين سطح به وضع مطلوب براساس طبقه بندي علوم بدست آورده بيانگر آن است كه الگوي كاوشگري در پياده كردن اهداف شناختي تا اندازه‌اي موفق بوده وليكن هنوز تا تحقق كامل اهداف در حيطه هاي ديگر فاصله وجود دارد.افزون بر آن اين روش روحيه ي همكاري وجستجو گري را در دانش آموزان بالا مي برد و به مشاركت آنان مي افزايد. ولي ميزان تحقق اهداف اجتماعي اين روش ميان دختران و پسران متفاوت است.
در مقاله ايي از عشرت زماني و همكاران،(1387) با عنوان مقايسه ي كتابهاي درسي علوم ابتدايي ايران با آمريكا و انگليس از نظر توجه به ميزان پژوهش،آمده است كه كتابهاي درسي( محتوا) هر سه كشور پژوهش محور هستند؛اما ميزان توجه به مهارتها ي گوناگون پژوهشي در هر سه كشور متفاوت است.بيشترين فراواني مربوط به ميزان توجه به مقوله ي پژوهشي در هر سه كشور،به مهارت « تحريك حس كنجكاوي» و كمترين فراواني به مهارتهاي «فرضيه سازي،آزمون فرضيه‌ها و انتقال داده‌ها و اطلاعات » تعلق دارد.تحليل آماري داده‌ها نشان مي دهد كه توزيع فراواني مؤلفه‌ها بر اساس پايه‌ها و نيز كشورها يكسان نبوده است.
سعادتمندو همكاران،(1384)در پژوهشي تحت عنوان مقايسه ي تأثير روش تدريس حل مسئله با روش تدريس سنتي در دروس اجتماعي ورياضي بر ميزان پيشرفت تحصيلي،نگرشهاي آموزشي و ميزان يادآوري دانش آموزان كلاس پنجم،از بين نواحي استان اصفهان به صورت تصادفي نواحي 3و5 را برگزيده ونمونه ايي به تعداد264 دانش آموز را انتخاب نمودندكه نتايج حاصل عبارت بودند از:
دانش آموزاني كه با روش تدريس حل مسئله به صورت گروهي آموزش ديده اند نسبت به دانش آموزاني كه با روش سنتي آموزش ديده بودند در پيشرفت تحصيلي دروس اجتماعي ورياضي تفاوت كاملاً معناداري نشان دادند. تفاوت ميانگين نمرات پيشرفت تحصيلي دانش آموزان با روش تدريس حل مسئله در اين دروس نسبت به ميانگين پيشرفت تحصيلي دانش آموزان با روش تدريس سنتي در سطح 1% pمعنادار است. دانش آموزاني كه با روش حل مسئله آموزش ديده اند نگرشهاي بهتري در دو درس فوق پيدا كرده اند.همچنين يافته‌ها حاكي از آن است،دانش آموزاني كه با روش حل مسئله آموزش ديده اند قدرت يادآوري بالايي در دروس رياضي و اجتماعي در مقايسه با دانش آموزاني كه با روش سنتي آموزش ديده اند دارند.
زراعت و غفوريان، (1388) در پژوهش خودتحت عنوان ؛ اثر بخشي مهارت حل مسأله بر خود پنداره ي تحصيلي و رضايت دانشجويان،با هدف اينكه بسياري از مؤفقيتها وشكستهاي تحصيلي،ريشه در تصورات كلي فرد نسبت به تواناييهاي خود در رابطه با يادگيري هاي آموزشگاهي دارد؛از اين رو پژوهش با هدف بررسي اثر بخشي آموزش مهارتهاي حل مسأله در خودپنداره ي تحصيلي و رضايت دانشجويان و در نتيجه پيشرفت تحصيلي آنان است.روش اين پژوهش از نوع شبه آزمايشي با استفاده از دو گروه آزمايش و كنترل،روي 30نفر از دانشجويان رشته ي مهندسي كامپيوتر دانشگاه شيرازبا نمونه گيري طبقه اي تصادفي انجام شد .ابزار به كار رفته براي جمع آوري اطلاعات، آزمون مفهوم خود تحصيلي دلاور بود.براي تجزيه و تحليل آماري از آمار توصيفي و استنباطي شامل تحليل يك طرفه با نرم افزار spss11استفاده شد.يافته‌ها حاكي از آن بودند كه آموزش حل مسأله باعث توانمندي و ارتقاي مفهوم خود تحصيلي و رضايت و پيشرفت تحصيلي دانشجويان مي شود.
در تحقيقي ديگر از كيوان فر و نصراصفهاني،(1380،به نقل از نصرآبادی،1384). در خصوص تأثير شيوه هاي فعال در تدريس برنامه درسي علوم به اين نتيجه رسيدند كه اين روش در تغيير نگرش و افزايش مهارتهاي علمي و پژوهشي مؤثر بوده واز اين بابت بين پسران و دختران تفاوتي وجود ندارد.
در پژوهشي ديگر از رضايي،(1385) تحت عنوان الگويي براي ايجاد علاقه وانگيزه به پژوهش ومطالعه وبررسي اثر بخشي آن در دانش آموزان دوره ي راهنمايي،با الگويي متكي بر چهار عنصر بنيادي در يك بافت پژوهش محور اجرا شد.براي تعيين اثر بخشي الگوي مورد نظر اين الگو در قالب يك طرح آزمايشي پيش آزمون ـ پس آزمون با نمونه ايي به حجم 275 دانش آموز در 12كلاس علوم در پايه ي سوم در منطقه 11تهران اجرا شد.علاقه وانگيزه ي دانش آموزان به مطالعه وپژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد سنجش قرار گرفت. براي تحليل داده‌ها از تحليل كواريانس استفاده شد.نتايج حاصل نشان دادكه به كار گيري الگوي پژوهش محور در درس علوم باعث شد تا دانش آموزان در اين درس به كار آمدي بالايي دست يافته وضمن تلاش بيشتر در فعاليتهاي علمي وپژوهشي،اهميت بيشتري براي درس علوم قائل شوندورضايت بيشتري نيز ازاجراي اين الگو دراين درس داشته باشند.

2-2-7 تحقيقات انجام شده در كشورهاي خارجي
در تحقيقي از تونس لسي50، 1996 (به نقل از گل گوند، 1386)، تحت عنوان بررسي پيشرفت تحصيلي و نگرش دانش آموزان در آموزش سنتي در درس هندسه با پيشرفت تحصيلي و نگرش محصلان با آموزش غير سنتي در درس هندسه انجام داده است. در اين تحقيق درس هندسه با دو روش (سنتي و غير سنتي) به دانش آموزان آموخته مي شد. نمونه ايي به تعداد 204 دانش آموز از دو گروه 99 و 105 نفري تشكيل شده بود. تحليل نتايج آزمون پيشرفت تحصيلي (اس، تي، اس) نشان داد كه ميانگين نمرات دانش آموزاني كه به روش سنتي آموزش مي ديدند از دانش آموزاني كه اين مفاهيم را به روش غير سنتي يادگرفته بدند بالاتر بودند بالاتر بود و در عوض، ميانگين نمرات دانش آموزان در استفاده عملي و كاربرد هندسه براي دانش آموزاني كه به روش غير سنتي آموزش ديده بودند. از گروهي كه به روش سنتي آموخته بودند، بالاتر بود. به منظور ارزيابي نظر دانش آموزان با 20 دانش آموز داوطلب نيز به عنوان مكمل پرسشنامه، مصاحبه به عمل آمد براساس نتايج به دست آمده از پرسشنامه و مصاحبه ها، دانش آموزاني كه در درس هندسه به روش غير سنتي آموزشي ديده بودند نسبت به اين درس نگرش مثبت تري داشتند.
يافته هاي مهم اين تحقيق به اين شرح است:
1- دانش آموزاني كه به روشهاي سنتي آموزش ديده بودند در زمينه فراگيري مفاهيم هندسه نمرات بالاتري به دست آوردند
2- دانش آموزاني كه به روشهاي غير سنتي آموزش ديده بودند در كاربرد هندسه و استفاده عملي از اين درس نمرات بالاتري داشتند.
3- ميانگين نمرات نگرش دانش آموزاني كه به روش سنتي آموزش ديده بودند، در مواردي مثل حل مسئله، مهارتهاي خلاق، مشاركت و فهم بهتر هندسه، از گروهي كه به روش سنتي آموزش ديده بودند بيشتر بود. اين تحقيق هم كارآيي روشهاي غير سنتي و فعال را در جايگاه خاص خود و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات و وسايل آموزشي و نرم افزارهاي كامپيوتري و كار گروهي را مورد تاييد قرار مي دهد.
در تحقيقي ديگر از هودسون51، 1990 (به نقل از صفري، 1385)، تحت عنوان بررسي نقش فعاليتهاي عملي در آموزش علوم، ضرورت انجام فعاليتهاي عملي در مدارس را براي تامين اهدافي چون تقويت روشهاي ايجاد انگيزه، آموزش مهارتها، توسعه روشها و نگرشهاي علمي نظير، تفكر آزاد، شفاف، آگاهانه، آينده نگر و تقويت توانايي قضاوت منطقي در امور مختلف ضروري مي داند. پژوهشهاي هودسون در زلاند نونشان مي دهد كه 57% دانش آموزان 13 تا 16 ساله فعاليتهاي عملي را دوست دارند اما 40% آنها زماني كه نمي دانند چه نوع فعاليتي انجام دهند و يا برداشت نادرستي از فعاليتها دارند انگيزه كمتري از خود نشان مي دهند. نتايج حاصل از بررسي‌ها و مطالعات هودسون نشان مي دهد كه دانش اموزان هنگامي از فعاليتهاي عملي بيشتري بهره را مي برند كه موارد زير به درستي اجرا شود :
1- فعاليتهاي عملي به صورت مشخص و آگاهانه باشد
2- فعاليتهاي عملي داراي يك هدف شفاف باشد
3- فعاليتهاي عملي به صورت مستقل و با كنترل محدود انجام پذيرد.
نتايج پژوهش برلاينر و گيج52،1975(به نقل از نصر آبادي،1384،ص95)بيانگر آن است كه كارايي وكيفيت يادگيري در شيوه ي كاوشگري بهتر وبيشتر از شيوه هاي سنتي و آموزش مدار است.
گرين53 1995، (نقل از همان منبع) معتقد است كه استفاده از شيوه هاي كاوشگري،مردم سالاري فراگيران را پرورش داده و صبر و تحمل آنان را افزايش مي دهد. هم چنين در اين بررسي با توجه به چشم اندازهاي مثبت اين شيوه در آموزش و يادگيري، او معتقد است كه اين شيوه مي تواند ميزان تحقق اهداف مهارتي درس علوم را افزايش دهد.
محققاني چون ورنر و ديكينسون54، كوستين55، مك ليش56،1967،1972،1976 (به نقل از شعباني، 1385، ص180) از مجموعه بررسيهاي خود در زمينه ي برنامه ي درسي آموزش محور به اين نتيجه رسيده اند كه استفاده از اين شيوه ي آموزش زماني شايسته ومطلوب است كه :
الف) هدف اساسي انتقال اطلاعات مي باشد.
ب) مواد آموزشي جز به اين طريق قابل طرح نباشد.
ج) برانگيختن علاقه ي افراد در باره ي موضوع الزامي باشد.
د) مواد آموزشي نياز به يادآوري در زمان كوتاه داشته باشد.
اين محققان همچنين مطرح كردند كه شيوه ي آموزش محور در دستيابي دانش آموزان به اهداف شناختي سطح بالا مانند تجزيه وتحليل،تركيب وهمچنين پرورش تفكر خلاق نمي تواند مؤثر باشد.
نورال و اسكات57،1972( به نقل ازنصرآبادي ونوروزي، 1384، ص 171) تأثيرات روش كاوشگري را بر سبك طبقه بندي و رشد شناختي و مهارتهاي فراگيران مورد بررسي قرار دادند.در اين بررسي گروه آزمايش به مدت سه سال به شيوه ي كاوشگري و گروه كنترل به شيوه ي سنتي آموزش ديدندكه نتايج زير به دست آمد.
1ـ شيوه ي كاوشگري تأثير بسزايي بر افزايش توانايي هاي تحليلي فراگيران دارد.
2ـ تأثيرات شيوه ي كاوشگري مستمر و پويا بوده و پس از گذشت زمان باقي مي ماند.
3ـ روش كاوشگري در رشد شناختي و پرورش مهارتهاي ضروري فراگيران مؤثر است.
مليسون58،2001 (به نقل از همان منبع ) در پژوهش خود به مطالعه ي موردي 23 دانش آموز ابتدايي پرداخت.وي در اين مطالعه روش كاوشگري را با آموزش اينترنتي تلفيق كرد.يافته هاي او نشان داد سطح در گيري،فعاليت و مؤفقيت فراگيران در مقايسه با نتايج آموزش به شيوه ي سنتي و منابع سنتي افزايش مي‌يابد.
جان و همكاران (2004) در تحقيقات خود نشان دادند كه برنامه درسي پژوهش محور براي معلمان بسيار موفقيت آميز بوده و نتايج حاصل از اجراي برنامه در موفقيت دانش آموزان و شور و اشتياق آنان در طي يادگيري موثر بوده است.

فصل سوم
روش شناسي پژوهش

3-1 مقدمه
پژوهش حاضر با هماهنگي و اخذ مجوز از سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان غربي به روش شبه آزمايشي، در دو كلاس يك مدرسه،از مدارس ناحيه يك و ناحيه ي دو اروميه (دخترانه ) به تعداد
50 نفر از دانش آموزان پايه ي سوم كه به طور تصادفي انتخاب شده بود وحجم نمونه ي ما را تشكيل مي داد اجرا شد. روش نمونه گيري در اين پژوهش از نوع خوشه اي چند مرحله اي، وابزار گرد آوري اطلاعات

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق آموزش علوم، دانش آموزان دختر، نگرش معلمان، ابزار پژوهش Next Entries منابع و ماخذ تحقیق دانش آموز دختر، آموزش و پرورش، دانش آموزان دختر، آزمون فرضیه