منابع و ماخذ تحقیق آموزش علوم، بهداشت و سلامت، آموزش مادام العمر، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

ديگراين افرادپرسشگرند،نقادندودرموقع لزوم منطقي تصميم مي گيرند.آموزش مهارتهاي تحقيق در فضاي آموزشي كاوشگرانه به همه ي كودكان ونيزتحريك علايق آنهادر علوم ومهمترازهمه پرورش شهرونداني باسوادعلمي بسياربيشترازآموزش صرف مفاهيم به آنها،اهميت دارد.از آنجايي كه در دوره ي ابتدايي نمي دانيم دانش آموزان درآينده از نظر شغلي،جغرافيايي،اجتماعي و…در چه شرايطي قرارخواهندگرفت وچه تحولاتي در زمينه هاي دانش بشري رخ خواهدداد؛بنابراين يادگيري وكسب سوادعلمي بايددرتمام عمر ادامه يابدوآموزش برنامه ي درسي علوم در زمينه هاي زير باشد:

2-1-7-3 تبديل دانش آموز به يادگيرنده ي مادام العمريك ضرورت انكار ناپذير است.
هدف كلي آموزش علوم انتقال مجموعه اي از اطلاعات مجرد،پراكنده وصرفاً علمي به ذهن دانش آموزنيست.بلكه هدف فراهم آوردن شرايطي است كه يادگيرنده قابليت وتوانايي آن را پيدا كند كه درتمام عمربه كسب سوادعلمي موردنيازخودبپردازد.اين مسئله امروزه به «آموزش مادام العمر» مشهور شده است.

2-2-7-3‌ يادگيري مادام العمر منوط به كسب دانش پايه،مهارت يادگيري و اعتقادبه يادگيري است.
از دانش آموزان امروز، تنها گروهي به يادگيري مادام العمر نايل خواهند شدكه به تأثيرسوادعلمي درارتقاي كيفيت زندگي فردي واجتماعي خود واقف وبدان اعتقادوايمان داشته باشندوشيوه ي كسب يادگيري و دانش پايه ي لازم براي رسيدن به اين سوادعلمي را كسب كرده باشند.بنابراين،مي توان گفت كه شرط لازم براي تحقق يادگيري مادام العمر:
1ـ داشتن اطلاعات كافي درمورددانش پايه (دانستني هاي ضروري)
2ـ وجود ميل به يادگيري (نگرشهاي ضروري)
3- دانستن راه وروش يادگيري كه از مهارتهاي ضروري درس علوم مي باشد ( رستگار وهمكاران،1387،ص2).

2-8-3 اهداف كلي در طرح جديد آموزش علوم تجربي
هر چند در گذشته، يكي از هدف هاي آموزش هر موضوع درسي، فراگرفتن مطالب بيشتر و به عبارت ديگر تبديل دانش آموز به يك دانشنامه ي پر از اطلاعات بود، ولي با توجه به افزايش حيرت انگيز دانش بشري (انفجار اطلاعات) و يادگيري مادام العمر، ديگر نمي توان چنين انتظاري از دانش آموزان داشت.
به همين جهت، متخصصان آموزش علوم سه هدف زير را براي آموزش علوم در رشته هاي مختلف و حتي در سطوح گوناگون در نظر مي گيرند( شهرتاش، 1384،به نقل از عسگري،1387،ص 22).
الف)ـ انتقال دانستني هاي لازم
ب)ـ ايجاد و پرورش مهارتهاي لازم
پ)ـ ايجاد و پرورش نگرش هاي لازم
بنابراين انتظار مي رود كه هر دانش آموز در فرآيند ياددهي – يادگيري به هر كدام از اين هدف‌ها برسد. به دليل اهميت هر كدام از اين اهداف و موضوع جديد دانش بشري، مستلزم داشتن اطلاعاتي درباره اصول و قوانين چهارگانه اصلي علوم تجربي است :
1) ـ علوم فيزيكي، شامل فيزيك و شيمي است كه بيشتر به بحث درباره ماده، انرژي، تغييرات مواد و بر هم كنش ميان ماده و انرژي مي پردازد.
2) ـ علوم زيستي : محيط زنده را مورد بحث قرار مي دهد
3) ـ علوم زمين : محيط غير زنده را بررسي مي كند
4) علم بهداشت : به مسائل گوناگون بهداشت و سلامت انسان مي پردازد.

2-1-8-3 انتقال دانستني هاي لازم
هر رشته از علوم شامل يك سري اصول، قواعد و قوانيني است كه به منزله ي دانش پايه ي آن علم تلقي مي شود. به همين جهت لازم است با توجه به سطح يادگيرنده، بخشي از اين دانش پايه به او منتقل شود. دانش آموزان بايد در دوره ابتدايي دانش هاي مورد نياز خود را فرا گيرند ؛ آن چه كه درباره ي انتقال دانستني هاي لازم بايد به آن توجه كرد اين است كه، اگر چه در ضروري بودن آموزش بعضي از دانستني ها، مانند موضوع هايي كه به بهداشت و سلامت انسان‌ها مربوط است، ترديدي وجود ندارد، ولي در بسياري از موارد، تشخيص اين كه آموختن چه چيزي به دانش آموزان ضروري است و آموختن چه چيزي ضروري نيست، بسيار دشوار است. براي مثال در زندگي روزمره كنوني، شايد لازم باشد كه دانش آموزان درباره باتري هاي معمولي چيزهايي بدانند، زيرا دايماً با آنها سر و كار دارند و از آنها استفاده مي كنند، اما ممكن است در بيست سال آينده، چنان تحولي در اين زمينه رخ دهد كه ديگر نيازي به طرح اين موضوع احساس نشود. بنابراين ممكن است بعضي از موضوع هايي كه امروز دانستن آنها ضروري به نظر مي رسد، در زندگي آينده نه چندان دور فرزندان ما هيچ نقش و جايگاهي نداشته باشند و از طرف ديگر، شايد دانستن بعضي از موضوع هايي كه امروز هنوز در زندگي ما نقش اساسي ندارند،‌ يا چيزهايي كه هنوز كشف يا اختراع نشده اند، در آينده بسيار مهم و اساسي باشند. لذا در تدوين برنامه هاي درسي و به تبع آن تهيه محتواي آموزشي، بايد به اين موضوع اهتمام كافي و وافي مبذول گردد( همان منبع).
بديهي است در چارچوب مسايل علمي، يادگيري هر مفهوم جديد براساس آموخته هاي قبلي شكل مي گيرد. به عبارت ديگر براي كسي كه اصول و قوانين پايه اي فيزيك را نمي داند، صحبت از قانون ارشميدس يا قانون جاذبه ي عمومي بي معناست. بنابراين بسط هر نوع دانشي به يك مجموعه دانش پايه در آن زمينه خاص وابسته است. در دوره آموزش عمومي دانش آموزان در مباحث فيزيك و شيمي، علوم زيستي، علوم زمين و بهداشت، مجموعه اي از اصول، قوانين و اطلاعات كسب مي كنند تا بر پايه اين آموخته‌ها دانش خود را در هر مورد كه نيازمندند بسط دهند( رستگاروهمكاران،1387،ص7).
در هر پايه هر دانش آموز بايد حداقل اطلاعات و دانش مورد نظر آن پايه را كسب كند تا زمينه لازم براي بسط آن آموخته‌ها در پايه بعدي را داشته باشد، پس كسب دانش پايه در هر موضوع شرط لازم ( و نه كافي) براي بسط آموخته‌ها و مرحله هاي بعدي يادگيري است كه در برنامه درسي علوم، معمولاً محدوده‌ي دانشي كه دانش آموز در هر پايه كسب مي كند مشخص شده است. اين دانستني‌ها زمينه چهارگانه زير را شامل مي شود :
الف ـ بدن انسان و بهداشت آن ( علوم بهداشت) : شناخت بدن، ساختمان و كار اندام‌ها و لزوم حفظ و رعايت بهداشت فردي و اجتماعي
ب ـ محيط زنده ( علوم زيستي ) : شناخت گياهان و جانواران و تاثيرات متقابل آنان با انسان، لزوم حفاظت از محيط زيست و پرورش اين نگرش كه همه ما مسئول حفظ محيط زيست براي خود و آيندگان هستيم.
ج ـ محيط غير زنده ( علوم زمين ) : آشنايي با سياره زمين، پديده هاي آن، منابع و حفاظت از آن و پرورش نگرش نگهداري از زمين به عنوان يك امانت و تلاش براي آلوده نكردن آن.
د ـ موضوعات مربوط به ماده و انرژي ( علوم فيزيكي ) : شكل هاي مختلف ماده و انرژي، خواص و كاربردهاي آنها، روش هاي استفاده بهينه از ماده و انرژي و پرورش نگرش حفاظت از مواد و منابع و صرفه جويي در مصرف انرژي؛ بديهي است كه در هر پايه، محدوده‌ي معيني از هر كدام از اين زمينه‌ها آموزش داده مي شود و موفقيت دانش آموزان به توان يادگيري و درك عمومي كودكان و آموخته هاي قبلي آنان بستگي دارد. اما لزوم يادگيري اين روش پايه براي ارتقاء به پايه بالاتر امري بديهي است. مثلاً دانش آموز بايد ويژگي هاي حالت هاي مختلف مواد را بداند،( دانش ) تا بر پايه اين دانش مواد را دسته بندي كند. (مهارت) و بدون اين پيش دانسته نمي توان در سال سوم با دانش آموزان در مورد تغيير حالت مواد صحبت كرد.بنابراين كسب محدوده ي معيني از دانش در هر پايه ضروري است و شرط لازم براي ارتقاء دانش آموزان به پايه‌ي بالاتر است. گرچه اين شرط كافي نيست و بايد دانش آموز در مهارت هاي يادگيري هم توانا شود تا بتواند در هر زمان كه لازم باشد، دانش مورد نياز خود را به دست آورد. به اين دليل است كه كسب مهارت هاي ضروري يكي از هدف هاي مهم در آموزش مي شود(همان منبع).
2-2-8-3 ايجاد و پرورش مهارت هاي لازم
امروزه يكي از مهم ترين وظايف آموزش و پرورش در مدارس، ياددادن شيوه هاي يادگيري و پرورش مهارت هايي است كه خود فرد به كمك آنها، راههاي حل مساله و كشف نادانسته‌ها را بيابد. به عبارت ديگر، پرورش مهارت‌ها در دانش آموزان به منزله آموختن راه يادگيري به آنان است. فرقي نمي كند كه شما به دانش آموز اصول و قوانين حاكم بر فيزيك الكتريسيته را ياد ميدهيد يا وظايف اندام هاي بدن را،آنچه مهم است اين است كه او چگونه اين مفاهيم را ياد مي گيرد. به عقيده‌ي همه‌ي علماي آموزش، تنها راه يادگيري پايدار اين است كه آموزش صحيح از مسير پرورش مهارت‌ها و نگرش‌ها و استفاده از آنها در هر زمان كه لازم باشد بگذرد. مهارت‌ها كه در آموزش علوم از آنها به عنوان مهارت هاي يادگيري نام مي بريم،گرچه به طور مجزا تعريف مي شوند، ولي به واقع هيچ كدام به تنهايي معني ندارد، به عبارت ديگر مرز آشكاري بين آنها نمي توان كشيد، زيرا از هم جدايي ناپذيرند.در طول چند دهه اخير‌‌، تحقيقات زيادي در زمينه روش هاي علم آموزي و توانايي هايي كه بايد در دانش آموزان ايجاد شود، صورت گرفته است. اما آنچه كه هم اكنون، مورد قبول بيشتر متخصصان آموزش علوم در جهان است، لزوم پرورش مهارت هايي است كه دانش آموزان را در پيمودن مراحل روش علمي تواناتر مي سازد و به آنها امكان مي دهد تا يادگيري هاي جديد را از طريق به كارگيري اين مهارتها به راحتي انجام دهند. بنابراين پرورش مهارت هاي يادگيري، براي يادگيري پايدار ضروري است، در دوره‌ي آموزش عمومي هر فرد بايد مهارت هاي لازم براي يادگيري را كسب كند،مهارتهاي چون (مشاهده، اندازه گيري،طبقه بندي، فرضيه سازي و… ).در اينجا به شرح مختصر هر يك از اين مهارتها مي پردازيم:

2-1-2-8-3 مهارت مشاهده
مشاهده، چيزهاي زيادي را درباره‌ي دنياي اطراف به ما مي‌آموزد. ما از طريق حواس خود به مشاهده‌ي پديده هاي طبيعي و مواد در اطرافمان مي پردازيم. اطلاعاتي كه از اين راه به دست مي آيد، راهنماي ما به كنجكاوي، طرح پرسش، تفسيرهايي درباره‌ي وضع محيط و انجام دادن تحقيقات بيشتر است. توانايي مشاهده دقيق، اساسي ترين مهارت در فرآيند آموزش علوم است، به عبارت ديگر مشاهده ي ما در مهارت‌ها و يادگيري است و بر پايه آن مي توان در كسب ساير مهارت‌ها موفق شد.براي تجسم فرآيند مهارت مشاهده، شخصي را مثال مي آوريم كه گياه ناشناخته اي را بررسي مي كند. شخصي كه اين گياه را تاكنون نديده است آن را به دقت نگاه مي كند. به سطح زير برگ ها، روي برگ‌ها و اندازه برگ ها، دقيق مي شود. برگ‌ها را لمس مي كند، بو مي كند،با برگ هاي آشناي ديگر مقايسه مي كند، به نظرش بوي گياه آشناست. آن را با گياه آشنا مقايسه مي كند، آن گياه خوراكي است. اين گياه چطور؟… وبه دنبال وجوه تشابه و تفاوت مي گردد. در اين مثال همه كارهايي كه اين فرد انجام مي دهد به مشاهده دقيق كمك مي كند و به عبارت ديگر اين كارها بخشي از يك مشاهده دقيق است.به نظر مي رسد به دليل اهميت مهارت مشاهده لازم است به آنها بيشتر بپردازيم :مشاهده فرآيندي است كه از طريق آنها به پديده‌ها در محيط اطراف توجه مي كنيم و ازآنها آگاه مي شويم. مشاهده ممكن است به كمك يك حس يا تركيبي از حواس مختلف صورت گيرد. مهم ترين نوع اعمالي كه نشان دهنده مشاهده عملي هستند عبارت اند از :
– استفاده از چند حس
– توجه به جزئيات مربوط به جسم و محيط اطراف آن
– مشخص كردن شباهت‌ها و تفاوت ها
– تشخيص ترتيب رخ دادن وقايع
– استفاده از وسايل كمكي حواس مثلاً ذره بين براي مطالعه جزئيات
پرورش مهارت مشاهده سبب مي شود كودكان آگاهانه در جست و جوي اطلاعاتي باشند كه بر دانش آنان مي افزايد(رستگار وهمكاران،1387،ص9).

2-1-1-2-8-3 مشاهده شباهت‌ها و تفاوت‌ها
در بسياري از فعاليت ها، كودكان به بررسي شباهت‌ها و تفاوت‌ها در مواد و پديده‌ها مي پردازند، « توپي كه من پرت كردم بالاتر رفت، توپ من كهنه تر است و…» بچه‌ها در عمل مشاهده به تفاوت‌ها بيش تر مي پردازند تا شباهت ها، اما در بسياري موارد بايد آنها را در يافتن شباهت‌ها هدايت كرد. در هر صورت هيچ الگوي خاصي براي چيزي كه شخص به دنبال آن مي گردد وجود ندارد، اما مشاهده‌ي موثر آن نوع مشاهده اي است كه بدانيم در آن مشاهده شباهت‌ها مهم تر است

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق آموزش علوم، ارزشیابی توصیفی، سنجش معلومات، جهان مادی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق بهبود مهارت