منابع مقاله درمورد گرایش کارآفرینانه، کارآفرینی، شرکتهای کوچک

دانلود پایان نامه ارشد

. بنابراین میلر از سه بعد برای مشخص کردن کارآفرینی استفاده کرد: نوآوری، ریسکپذیری و پیشگامی.
کوین و اسلوین7(1989) وضعیت استراتژیک کارآفرینانه را به عنوان ” وضعیتی که به وسیله نوآوری محصول وتکنولوژیکی گسترده، گرایش به رقابت تهاجمی داشتن و گرایش قوی ریسکپذیری به وسیله مدیریت” تعریف میکنند. آنها از همین سه بعد برای ارزیابی کارآفرینی استفاده کردند. لامپکین و دس8(1996) اهمیت تفاوت بین مفهوم کارآفرینی و گرایش به کارآفرینی را روشن کردهاند. بر اساس مفهوم لامپکین و دس(1996) فعالیت اساسی کارآفرینی وارد شدن به بازار جدید با محصول جدید یا موجود میباشد. گرایش کارآفرینانه در مرکز کارآفرینی شرکتی قرار دارد(باسو و دیگران9، 2008). گرایش کارآفرینانه به فرآیندها، فعالیتها و رویههای تصمیمگیری اشاره دارد که به شرکت کمک میکند تا نسبت به فرصتهای بازار و نسبت به رقبا واکنش نشان داده،که این امر منجر به ورودی جدید میگردد. ساختار گرایش کارآفرینانه که از طریق ابعادی همانند نوآوری، ریسکپذیری، پیشگامی، استقلال و تهاجم رقابتی ارزیابی شدهاند(میلر، 1983؛ کوین و اسلوین10، 1989؛ لامپکین و دس11،1996) به عنوان ابزار مفیدی برای ارزیابی رفتار کارآفرینانه در سطح شرکت و تأثیر آن بر روی عملکرد شرکت پدیدار شدهاند(باسو و دیگران، 2008). گرایش کارآفرینانه تأثیر معنی داری بر روی رشد و عملکرد شرکتها دارد(لامپکین و دس، 1996؛ فریرا و آزویدو12، 2007). در این تحقیق گرایش کارآفرینانه بر روی فرایندهای سازمانی تاکید دارد که منجر به بهبود عملکرد شرکت میشود. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی گرایش کارآفرینانه بر روی عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط در شهرکهای صنعتی در شرق استان مازندران است. به ویژه بررسی میشود که چگونه ابعاد گرایش کارآفرینانه به طور مجزا بر روی عملکرد آنها میگذارند. بر اساس تئوری و تحقیقات قبلی مدل مفهومی گرایش کارآفرینانه در این تحقیق بر اساس کار لامپکین و دس(1996) میباشد و شامل ابعاد نوآوری، ریسکپذیری، استقلال، رقابت تهاجمی و پیشتازی میباشد. در این فصل بعد از بیان مقدمه، بیان مساله و ضرورت و اهمیت موضوع به بیان اهداف، فرضیات و قلمرو تحقیق خواهیم پرداخت. سپس به تعریف متغیرهای مفهومی و عملیاتی خواهیم پرداخت و در نهایت نیز محدودیتهای تحقیق آورده میشود.

1-2- بیان مسأله
کارآفرینی به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه در تحقیقات مدیریتی شده است. کارآفرینی پاسخ به فرصتهای کسب و کار شناسایی شده و ایجاد کسب و کارهای جدید اشاره دارد(موسی13، 2004). محققان کارآفرینی به طورکلی بر اهمیت فعالیتهای کارآفرینانه تاکید داشتهاند و اغلب رابطه مثبتی را بین کارآفرینی و نتایج عملکردی فرض کردهاند(لامپکین و دس، 2001). یک از شاخههای جدید کارآفرینی که بسیار موردتوجه قرار گرفته است گرایش کارآفرینانه است. گرایش کارآفرینانه که اغلب به عنوان وضعیت کارآفرینانه نامیده میشود(کوین و اسلوین، 1989)، به فرآیندها، فعالیتها و رویههای تصمیمگیری اشاره دارد که منجر به کارآفرینی در سطح شرکت و ورود کسب و کارهای جدید میشود(لامپکین و دس، 1996). این امر به ویژه برای شرکتهای کوچک مهم میباشد. زیرا در اکثر کشورهای جهان صنایع کوچک با صادرات قابل توجه نقش موثری بر توسعه اقتصادی کشورهای خود ایفاء میکنند. با توجه به نقش حياتي كه بنگاههاي كوچك و متوسط ميتوانند در توسعه اقتصادي كشور ايفا كنند و همچنين مزايايي كه آنها نسبت به بنگاههاي بزرگ دارند، لزوم توجه به تقويت و توسعه آنها در جهت رقابت پذير كردنشان ضروري مينمايد. اما بسیاری از مطالعات بیان میکنند که کسب و کارهای کوچک در سالهای اولیه فعالیت خود با شکست مواجه میشوند. ازآنجایی که شرکتهای کوچک به عنوان منبع مهم اشتغال و ایجاد ارزش برای جامعه میباشند، دستیابی به رشد پایدار در شرکتهای کوچک برای اقتصاد کشور حیاتی است. یکی از روشهای اساسی برای بقاء آنها کارافرینی میباشد. بنابراین شرکتهای کوچک و متوسط برای اینکه عملکرد خود را بهبود بخشند نیازمند بکارگیری سبک مدیریتی هستند تا گرایش کارآفرینانه را مد نظر قرار دهند. تحقیقات بسیاری سودمندی گرایش کارآفرینانه را بر روی عملکرد نشان دادهاند، ولی نتایج تجربی متفاوت میباشد(ویکلند و شفرد14، 2005).گرایش کارآفرینانه و سبک تفکر کارآفرینانه به طور گسترده در محیط کسب و کار ایالات متحده و کشورهای توسعه یافته مورد بررسی قرار گرفته است، اما مطالعات مشابه درکشورهای در حال توسعه همانند ایران محدود میباشد. فقدان تحقیقات تجربی که گرایش کارآفرینانه را در سطح کشورهای نوظهور بررسی کند، شکافی را در ادبیات کارآفرینی ایجاد کرده است که نیاز به توجه بیشتری از طرف محققان دارد(گروز و پانسکو، 2008). لذا تحقیق حاضر درصدد پاسخ به اين سؤالات است كه آیا ابعاد گرایش کارآفرینانه برعملکرد کسب و کارهای کوچک در ایران تأثیر دارند؟ و نیز کدامیک از این ابعاد بیشترین تأثیر را بر عملکرد آنها دارند؟

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به افزايش سريع رقباي جديد، ايجاد حس بي اعتمادي نسبت به شيوههاي مديريت سنتي در شركتها وخروج بهترین نیروهای کار از شرکتها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل، ضرورت كارآفريني در سازمانها احساس ميشود(احمدپور، 1383؛ قاهری، 1387). علاوه بر اینکه حرکت سازمانها به سمت كارآفريني منافعی را برای آنها دارد، ميتواند به دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. همانگونه که تحقيقات انجام شده نشان دادهاند که رشد اقتصادي با فعاليتهاي كارآفرينانه ارتباط مستقيم دارد(ابوالفضلی، 1387؛ کورتاکو و دیگران15، 1993؛ زهرا16، 1999). کارافرینی در طول دهه اخیر در بسیاری از کشورها مورد توجه بوده است. لذا با توجه به اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان آن در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیاد كشور، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی برای تمامی جوامع بــه خصوص ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است(ابوالفضلی، 1387). با این وجود در حالی که گرایش کارآفرینانه و تأثیر آن بر عملکرد، بیشتر در محیط تجاری و صنعتی غرب بررسی شده است، قابلیت اجرا و تعمیم پذیری آنها در کشورهای در حال توسعه همانند ایران به طور گسترده بررسی نشده است و لازم است تحقیقات کارآفرینی درکشور به منظور بهرهبرداری از مزایای آن در جامعه صورت گیرد. این مطالعه تلاش دارد تا به این مهم در پیشینه کارآفرینی بپردازد. از طرف دیگر بیشتر تحقیقات قبلی تلاش داشتند تا تأثیر جمعی ابعاد گرایش کارآفرینانه را بر روی عملکرد بررسی کنند، با این حال لامپکین و دس(1996) بیان میکنند که ابعاد گرایش کارافرینانه میتوانند به طور مستقل از یکدیگر تغییر کنند. به همین دلیل این مطالعه سعی دارد تا تأثیر مستقل این ابعاد را بر روی عملکرد تحلیل کند که این امر منجر به فهم بهتری از آنها میشود.
این مطالعه در زمینه کسب و کارهای كوچك و متوسط میباشد. با توجه به نقش حياتي كه کسب و کارهای كوچك و متوسط مي توانند در توسعه اقتصادي كشور ايفا كنند و همچنين مزايايي كه آنها نسبت به بنگاههاي بزرگ دارند، لزوم توجه به تقويت و توسعه آنها در جهت رقابت پذير كردنشان ضروري مينمايد. بررسي تجارب كشورهاي ديگر در اين زمينه گوياي اين واقعيت ميباشد، بطوريكه برخي كشورها توانستهاند با برنامهريزي صحيح در زمينه بنگاههاي كوچك و متوسط، موجبات توسعه اقتصادي كشورشان را فراهم آورند. بنگاههاي كوچك و متوسط در هر كشوري نشاندهنده ميزان كارآفريني و مشاركت بخش خصوصي در اقتصاد آن جامعه ميباشد. لذا هر چه تعداد آنها بيشتر باشد ميتوان گفت كه آن كشور اقتصاد پوياتري خواهد داشت. البته اين بنگاههاي كوچك و متوسط با توجه به ماهيت ساختاري خود داراي مزايا و همچنين محدوديتهايي ميباشند. لذا بايستي در جهت تقويت و تاكيد بر مزاياي آنها گام برداشته و با استفاده از استراتژيهاي صحيح در جهت رفع محدوديتهاي آنها اقدام شود تا به عملکرد بهتری دست یابند. کیرچوف و براون17(1997) بیان میکنند که بحث اصلی گرایش کارافرینانه درک این امر است که چگونه کسب و کارهای کوچک به رشد موفق و عملکرد بهتر دست مییابند(سیرزیک و تای، 2003: ص 46). به همین دلیل این تحقیق به این موضوع مهم پرداخته و از این طریق اطلاعات مهمی را برای تحقیقات بنیادی، مدیران و مالکان شرکتها بوجود میآورد.

1-4 – اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق عبارتست از:
بررسی رابطه میان گرایش کارآفرینانه و عملكرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
بررسی چگونگی تأثیر گرايش كارافرينانه بر عملكرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
اولویتبندی ابعاد گرایش کارآفرینانه بر اساس میزان تأثیر آنها بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط

1-5 فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
فرضیههای فرعی
نوآوری بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
استقلالگرایی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
ریسکپذیری بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
پیشگامی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
رقابت تهاجمی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.

1-6 قلمرو تحقیق
حدود پژوهش حاضر را میتوان در سه محدوده به شرح زیر بیان نمود:
الف) قلمرو مکانی
این پژوهش در میان کسب و کارهای کوچک و متوسط در شهرکهای صنعتی واقع در شهرستانهای شرق استان مازندران انجام شده است.
ب) قلمرو زماني
قلمرو زمانی این تحقیق مربوط به سال 1389 است.
ج) قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی پژوهش در حوزه کارافرینی سازمانی و رابطه گرایش کارآفرینانه با عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط میباشد.

1-7-تعریف واژهها و اصطلاحات

1-7-1-تعریف مفهومی
گرایش کارآفرینانه18: گرایش کارآفرینانه به روشها، اقدامات و سبکهای تصمیمگیری اشاره دارد که که مدیران از آن استفاده میکنند تا به گونهای کارآفرینانه عمل نمایند(لامپکین و دس، 1996). لامپکین و دس(1996) پنج بعد را برای عملیاتیسازی گرایش کارآفرینانه به صورت زیر بیان میکند: نوآوری، استقلال، ریسکپذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی.
نوآوری19: تمایل شرکت برای بکارگیری و پشتیبانی از ایدههای جدید، چیزهای بدیع و نوظهور، آزمایشها و فرآیندهایی که منجر به نتایج ارزشمندی از جمله تولید محصولات و خدمات جدید، فرآیندهای تولیدی جدید و پیشرفت تکنولوژیکی میشود(لامپکین و دس، 1996).
استقلالگرایی 20: استقلالگرایی در مفهوم کارآفرینانه، فعالیتهای مستقل بوسیلۀ تیم یا فرد برای طرح یک ایده و تداوم آن تا مرحلۀ تکامل است. در واقع توانمند کردن فعالیتهای کارآفرینانه از طریق اینکه افراد یا تیم ها جهتگیری خودشان را در جستجو و به نتیجه رساندن فرصتها داشته باشند(لامپکین و دس، 1996).
ریسکپذیری21: تحمل بدهیهای سنگین یا درگیر ساختن منابع در جهت بدست آوردن فرصتها در بازار با هدف بازده بالا میباشد(لامپکین و دس، 1996).
پیشگامی22: پیشگام شدن در پیشبینی و دنبال کردن فرصتهای جدید و نیز مشارکت در بازارهای نوظهور(لامپکین و دس، 1996).
رقابت تهاجمی23: گرایش شرکت برای اینکه به شدت رقبایش را تحت فشار قرار دهد تا موقعیت خود را در برابر رقبایش در بازار بهبود بخشد(لامپکین و دس، 1996).
عملكرد24: عملكرد سازماني به سطح تحقق يافتهاي از انواع اهداف كاري كه مدير پاسخگو است، اشاره دارد (موسی، 2994). اهمیت و نقشهای گوناگونی که سازمانها دارند، امروزه توجه فزایندهای به ابعاد مختلف آنها از جمله فرآیندها، سیستمها و بویژه آنچه سازمان بدان دست مییابد(عملکرد) میشود. از طرف دیگر هیچ سازمانی نمیتواند چندان اثربخش باشد مگر اینکه برای آنچه که میخواهد انجام دهد برنامهای داشته باشد. دستیابی به عملکرد برتر و کسب نتایج عالی بدون داشتن برنامهای که در قالب یک نظام منسجم و یکپارچه تدوین شده و اجرا در بیاید، بسیار دشوار خواهد بود. این نظام تحت عنوان نظام

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد کارآفرینی، عملکرد سازمانی، عملکرد سازمان Next Entries منابع مقاله درمورد کارآفرینی، گرایش کارآفرینانه، بازارهای جدید