منابع مقاله درمورد کارآفرینی، گرایش کارآفرینانه، ریسک پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

اشاره دارد(بریکن شاو57، 2003). در بيشتر موارد، كارافريني شركتي فرايندهايي را توصيف ميكند كه در آن موسسات موجود به شيوه ريسكپذيرانه، نوآورانه و پيشتازانه عمل ميكنند.
وسپر58 کارآفرینی شرکتی را چنین تعریف کرده است:
” جهتگیری استراتژیکی جدید یا ابتکار جدید در سطوح پایین رهبری شرکت.”
کارآفرینی شرکتی اشاره به این دارد که کل شرکت با تمام اعضایش قادر باشند نوآوریهایشان را تحقق بخشند و فرصتها را شناسایی کنند.
جنینگز و لاپکین (1982) معتقد بودند که کارآفرینی شرکتی میزانی از تولیدات و بازارهای جدید است که توسط شرکت ایجاد میشود. یعنی اگر سازمان بیشتر از میزان معمول با ایجاد تولیدات و بازارهای جدید اقدام کند، به عنوان کارآفرین شرکتی در نظر گرفته میشود.
کلمن59(2000) کارآفرینی شرکتی را ترویج روح کارآفرینی در سرتاسر سازمان تعریف کرده است.
كارافريني شركتي به عنوان فرايندي توصيف ميشود كه از طريق آن ابتكارات رسمي و غيررسمي با هدف ايجاد محصولات، خدمات و فرايندها، كسب و كارهايي براي بهبود و ايجاد مزيت رقابتي شركت و ارتقائ عملكرد مالی تشويق ميشود(شیپرز، هاوگ و بلوم60، 2008).
از دیدگاه دیگر سه نوع کارآفرینی شرکتی وجود دارد:
اولین نوع، ایجاد فعالیتهای جدید کاری در سازمان میباشد که از آن به عنوان کارآفرینی سازمانی نام برده می شود. برخی از نویسندگان مانند استاپ فورد و بادن فولر(1994) کارآفرینی سازمانی را از کارآفرینی شرکتی تفکیک کردند. کارآفرینی شرکتی واژه محدودتری است و اشاره به ایجاد یک نهاد جدید در شرکت دارد، در حالیکه کارآفرینی سازمانی واژه جامعتری است که کارآفرینی شرکتی را نیز در بر دارد. در حالیکه پینکات این دو واژه را مترداف دانست و هر دو را به معنی کارآفرینی در درون شرکت تلقی میکرد. وی هر دو واژه را شامل نوآوریهایی در جهت بهبود عملکرد داخلی سازمان و نیز نوآوریهایی در جهت بهبود اعتبار سازمان در بازارهای بیرونی از طریق ساز و کارهای مناسب میدانست.
دومین نوع کارآفرینی شرکتی، تغییر یا نوسازی در سازمان میباشد. این نوع کارآفرینی معمولا نوآوری نامیده میشود که شامل پذیرش راهحلهای جدید برای مشکلات میباشد.
نوع سوم نیز به نقل از تاشمن و رومن لی61(86-1985) “شکستن چارچوب ها62” یا “تغییرات ناپیوسته63” است که استاپ فورد و بادن فولر64 (1994) این نوع کارآفرینی شرکتی را “تغییر نقشهای رقابتی صنعت” نام نهادند(6).
در تحلیل تعاریف متعدد و پیچیده کارافرینی شرکتی، تعریف مشترکی که میتوان یافت این تعریف است: کشف و به کارگیری فرصتها برای ایجاد ارزش از طریق مجموعه متنوعی از نوآوریها. این نه تنها شامل تازگی در بازار میباشد، بلکه شامل معرفی تولیدات جدید، فرایندهای مدیریت و بازاریابی میشود که قصد دارند به مزیت رقابتی دست یابند. واژههای کارافرینی سازمانی و کارافرینی شرکتی برای توصیف کارافرینی در درون یک شرکت بزرگ و یا شرکت کوچک موجود به کار میرود( آنتونیک و هیسریچ، 2001؛ آلولو و فایول65، 2005). واژه کارافرینی شرکتی به عنوان کاربرد کارافرینی در رفتار شرکت به ویژه کارافرینی در درون سازمان موجود اشاره دارد. همچنین به فرایندهای درونی در سازمان موجود(نه یک سازمان تازه تاسیس شده) اشاره دارد که منجر به مجموعه متنوعی از نوآوریها میشود.
سازمانهاي مختلف در بخشهاي گوناگون صنعتي و خدماتي، به شكلي فزاينده در پي استفاده از كارآفريني شركتي به عنوان دريچهاي به سوي بهرهبرداري از مزاياي رقابتي ماندگار نوآوري و پيشگامي هستند. كارآفريني شركتي تلاشهاي سازمان در استفاده از مزيتهاي رقابتي خويش، اكتشاف فرصت ها و قابليتهاي مورد نياز در تعقيب و بهرهبرداري اثربخش از آن فرصتها را تسهيل ميكند(ایمانیپور و زیودار، 1387).

2-12- کارآفرینی و گرایش کار افرینانه
باید بین مفهوم کارآفرینی و گرایش کارآفرینانه تفاوت گذاشت. این تفاوت میتواند از طریق دو مشخصه محتوا و فرایند که در مدیریت استراتژیک بیان گردیده، مشخص گردد. ادبیات استراتژی اولیه، کارآفرینی را مساوی با وارد شدن به کسب و کار می داند و “مساله کارآفرینانه” اساسی، در نظر گرفتن سوال اساسی محتوای استراتژی بود تحت عنوان اینکه “به چه کسب و کاری باید وارد شویم؟”.
به هر حال همان طور که رشته مدیریت استراتژیک توسعه یافت، نقطه تمرکز به فرایندهای کارآفرینانه(روشها، فعالیتها، و سبکهای تصمیمگیری که مدیران برای فعالیت به صورت کارآفرینانه استفاده میکنند) تغییر یافت. اینها شامل فرایندهایی همانند آزمایش تکنولوژیهای جدید، تمایل برای ربودن فرصتهای جدید محصول- بازار و گرایش به سرمایهگذاریهای ریسکی میباشد. پنج بعد(استقلال، نوآوری، ریسکپذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی) برای توصیف فرایندهای کارآفرینانه کلیدی به عبارت دیگر گرایش کار آفرینانه شرکت استفاده شده است( لامپکین و دس، 1996). میلر(1983) در یک مقاله بیان کرد که یک شرکت کار آفرین در نوآوریهای محصول- بازار درگیر میشود، سرمایهگذاریهایی تا حد ریسکی قبول میکنند و اولین کسی است که نوآوریهای پیشگامانه را ایجاد میکند و رقبا را تحت تاثیر قرار میدهد. این بیان میکند که گرایش کارآفرینانه دارای ابعاد اولیه نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی بوده است. محققان متعددی مفهوم سازی میلر ( 1983) را به کار گرفتهاند (برای مثال گینزبرگ66، 1985؛ کوین و اسلوین، 1989؛ بارینگر و بلودم67، 1999؛ شافر68، 1990؛ ویکلند و شفرد، 2003).
به هر حال این فرایندها ارائه کننده کارآفرینی میباشند که در این جا به عنوان ورود به کسب و کارهای جدید تعریف میشود. به عبارت دیگر ورود به کسب و کارهای جدید بیان کننده این است که کارآفرینی شامل چه چیزی است و گرایشکارآفرینانه بیانگر این است که چگونه ورود به کسب و کار جدیدتر تضمین می شود.

2-8- گرایش کارآفرینانه
تحقیقات کارافرینی با کار اقتصاددان بزرگ جوزف شومپیتر(1950- 1883) شروع شدکه بر اهمیت ورودی جدید برای نوآوری کسب و کار با توجه به فرایند “تخریب خلاق” اشاره کرد. کارآفرینی به طور گسترده به عنوان شناسایی و به کارگیری فرصتها تعریف می گردد. شومپیتر(1934) بیان می کند که کارآفرینی شامل ایجاد محصولات و فرایندهای جدید و ترکیب منابع به شیوههای جدید ميباشد. این سخن او به وسیله لامپكين و دس(1996)، كوين و اسلوين(1989)، ميلر و فريسن (1982)، وسپر(1980) و دیگران تایید گردید. محققان کارآفرینی مطالعات بسیاری را برای توصیف نگرشهای جایگزین کارآفرینی انجام دادهاند و تفاوتهایی را در کارآفرینی با در نظر گرفتن سطوح متفاوت تجزیه و تحلیل آن نشان دادهاند (گروز و پانسکو، 2008). لامپکین و دس(1996) اهمیت تفاوت بین مفهوم کارآفرینی و گرایش به کارآفرینی (EO) را روشن کردهاند. میلر(1983) یک شرکت کارآفرین را به عنوان “شرکتی که در نوآوری محصول-بازار درگیر میشود، سرمایه گذاریای تا اندازهای ریسک پذیر را قبول میکند، و اولین کسی است که با نوآوریهای پیش واکنشانه حرکت میکند، و رقبا را تا سرحد شکست تحت فشار قرار میدهد” تعریف میکند. یک شرکت غیر کارآفرین” شرکتی است که نوآوری کمی دارد، ریسک پذیر نیست و به جای اینکه رهبر باشد اجازه حرکت زودتر را به رقبا میدهد “(ص.84). میلر از سه بعد برای مشخص کردن و آزمون کارآفرینی استفاده کرد: نوآوری، ریسکپذیری و پیش گامی. همانطور که در نمودار1 خلاصه شده است، چارچوب اصلی میلر(1983) به وسیله مطالعات متعدد در مورد تاثیر گرایش کارآفرینانه بر روی سازمان به کار گرفته شده است(برای مثال گینزبرگ69، 1985؛ کوین و اسلوین، 1989؛ بارینگر و بلودم70، 1999؛ شافر71، 1990؛ ویکلند و شفرد، 2003). کوین و اسلوین(1989) وضعیت استراتژیک کارآفرینانه را اینگونه تعریف میکنند: ” نوآوری محصول و فنی گسترده، گرایش به رقابت تهاجمی داشتن و گرایش قوی ریسکپذیری به وسیله مدیریت” (ص.104). آنها از همین سه بعد برای ارزیابی کارآفرینی استفاده کردند. تمرکز گرایش کارآفرینانه روی این ميباشد كه چگونه ورود کسب و کارهای جدید تضمین میگردد. گرایش کارآفرینانه دربرگیرنده ورود کسب و کارهای جدید میباشد و سوالهای زیر را نیز مورد توجه قرار خواهد داد: “ما باید وارد چه کسب و کارهایی شویم ؟” و ” چگونه ما در کسب و کار جدید موفق خواهیم شد ؟”. موریس و پاول(1987) گرایش کارآفرینانه را به عنوان گرایش مدیریت شرکت به اتخاذ ریسکهای حساب شده، نوآور بودن و حرکت پیش واکنشانه تعریف میکنند(کروگر، 2007). وقتی بحث رابطه بین ابعاد میآید، میلر(1983) و کوین و اسلوین(1989) گرایش کارآفرینانه را به عنوان یک سازه تک بعدی در نظر میگیرند. آنها بیان میکنند که این سه بعد میتواند به یک مقیاس واحد تبدیل گردد. از طرف دیگر، لامپکین و دس(1996) و کریزر و دیگران (2002) بیان میکنند که ابعاد گرایش کارآفرینانه میتواند به طور مستقل از یکدیگر تغییر کنند. بر اساس مفهوم لامپکین و دس (1996) فعالیت اساسی کارآفرینی وارد شدن به بازار جدید با محصول جدید یا موجود میباشد. گرایش کارآفرینانه به فرایندها، رویهها و فعالیتهای تصمیمگیری اشاره دارد که منجر به ورودي جدید ميگردد( لامپکین و دس، 1996). لامپکین و دس(1996) پنج بعد را برای عملیاتیسازی گرایش کارآفرینانه به صورت زیر بیان میکند: استقلال، نوآوری، پیشگامی، ریسکپذیری و رقابت تهاجمی. استقلال اشاره به فعالیتهای مستقل یک فرد یا تیم در به وجود آوردن یک ایده و یا بینش و هدایت آن تا زمانی که تکمیل گردد میباشد. لامپکین و دس نوآوری را به عنوان “تمایل برای حمایت از خلاقیت و آزمایش در معرفی محصولات و خدمات جدید، جدید بودن، رهبری تکنولوژی و تحقیق و توسعه در ایجاد فرایندهای جدید” تعریف میکنند(ص.205). نوآوری شامل ایجاد راهحلهای خلاق و جدید در هنگام مواجهه با چالشها و فرصتهایی است که شرکتها با آن روبرو میشوند(ویکلند، 1999). پیشگامی به دنبال فرصتها بودن، نگرش پیشنگر شامل معرفی محصولات یا خدمات جدید جلوتر از رقبا و فعالیت در پیشبینی تقاضای آینده برای ایجاد تغییر و شکلدادن به محیط میباشد. پیشگامی اشاره به اندازهای دارد که شرکت رهبر یا پیرو میباشد و یا حالت تهاجمی نسبت به رقبا اتخاذ میکند (دیویس، موریس و آلن72، 1991). ریسکپذیری گرایش به انجام فعالیتهایی همانند سرمایهگذاری در بازارهای جدید ناشناخته، درگیر ساختن قسمت زیادی از منابع برای سرمایهگذاری با نتایج نامطمئن و یا استقراض سنگین میباشد(استوارت و دیگران73، 1998؛ کوین و اسلوین، 1991؛ لامپکین و دس، 1996). رقابت تهاجمی به گرایش شرکت برای چالش کشیدن شدید و مستقیم رقبایش برای دستیابی به ورودی و بهبود موقعیتش اشاره دارد که فعالیتهای بازاریاش را جلوتر از رقبایش درصنعت عملکردی میسازد(لامپکین و دس، 1996). گرایش کارآفرینانه و سبک تفکر کارآفرینان به طور گسترده در محیط کسب و کار کشورهای پیشرفته مورد بررسی قرار گرفته است، اما مطالعات مشابه در مناطق یا کشورهای در حال توسعه همانند ایران محدود میباشد. فقدان تحقیقات تجربی که گرایش کارآفرینانه را در کشورهای نوظهور بررسی کند شکافی را در ادبیات کارآفرینی ایجاد کرده است که نیاز به توجه بیشتری از طرف محققان دارد.
جدول 2-1- ابعاد گرایش کارآفرینانه منبع: (لی و لیم74، 2008)
مطالعات
ابعاد گرایش کارآفرینانه استفاده شده
Miller (1983)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Covin and Slevin(1989)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Lumpkin and Dess(1996)
استقلال، نوآوری، ریسک پذیری، پیشتازی و رقابت تهاجمی
Wikilund (1999)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Lee and Peterson (2000)
استقلال، نوآوری ،ریسک پذیری، پیشتازی و رقابت تهاجمی
Kreiser et al. (2002)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Marino et al. (2002)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Messeghem (2003)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری
Tarabishy et al. (2005)
نوآوری، پیشتازی و ریسک پذیری

2-14- ابعاد گرایش کارآفرینانه
ابعاد گرايش كارافرينانه از نظر محققان متفاوت مي باشد. از نظر بعضي محققان مانند

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد کارآفرینی، کارآفرینی شرکتی، کارآفرینی سازمانی Next Entries منابع مقاله درمورد ارزش افزوده، ساختار بازار، اقتصاد خرد