منابع مقاله درمورد پست مدرنیسم، پست مدرنیته، مدرنیزاسیون، بازار سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

نشان داده اند که جریان یا سبک کلاسیک متعلق به عصر باستان ، “تنها سبک حقیق و ماندگار مدرن” به شمار می رود.از آن زمان تا کنون همواره هنرمندان و معماران راجع به این مسئله بحث می کنند که کدام سبک می تواند به بهترین وجه بیانگر سبکی دائمی و ابدی باشد. یا اصولا چنین چیزی وجود دارد؟
معنای ضمنی واژه ی مدرن تا امروز ، همراه با معنی اصلی آن، یعنی “کنون وامروزی” باقی مانده است. (احمدی، 1377 : 4 ). بسیاری از مردم که واژه ی مدرن را در گفتار روزمره ی خود به کار می برند، مقصودشان «چیزی نو و امروزی است که به جای چیزی کهنه که دیگر قابل قبول نیست ، قرار گرفته باشد» و از نظر شماری از نظریه پردازان علوم اجتماعی نیز ، مشروعیت «مدرن بودن» از پیکار آن با سنت ، حاصل می شود.
مدرنیته 15
عموما” اعتقاد اندیشمندان بر این است که ، مدرنیته با رنسانس پا به عرصه ی وجود می گذارد و در ارتباط با عهد باستان تعریف می شود. از سویی مدرنیته یعنی «مدرن بودن» و به همین دلیل واژه های «مدرنیت و نوطرازی» رابه عنوان معادل های آن در زبان فارسی ، پیشنهاد شده است. ( آشوری، 1374 : 230 )
می توان مدرنیته را حاصل مصدر در نظر گرفت و آن را «امروزگی» خواند، که هر چند با ریشه لاتین مدرن به نظر معادل است اما تمامی معانی مدرنیته را در بر نمی گیرد. بسیاری از نظریه پردازان ، در مورد این نکته با هم توافق دارند که ، مدرنیته یعنی منش زندگی امروزی که به جای منش کهن زیستن قرارگرفته و آن را نفی کرده باشد. ( احمدی، 1377 : 9)
شاید بتوان با زیگمون بامن 16 هم صدا شد که : « مدرنیته را در بهترین وجه می توان عصری تعریف کرد که ، ویژگی شاخص آن تحولات دائمی است- لیکن عصری آگاه از این ویژگی شاخص خود ؛ عصری که اشکال حقوقی خود ، آفرینش های مادی و معنوی خود، دانش و اعتقادات خود را به مثابه جریاناتی سیال، گذرا، متغیر و غیر ثابت و غیرمنطقی تلقی می کند. جریاناتی که صرفا باید تا «اطلاعیه بعدی» به آنها باور داشت وعمل کرد، و جریاناتی که در نهایت ، ارزش و اعتبار خود را از دست داده و جای خود را به جریاناتی جدید و بهتر می سپارند » ( بامن، 1379 : 27-28). به عبارت دیگر مدرنیته عصر یا دوره ای است که نسبت به تاریخ مندی خود اشراف و آگاهی دارد.
مدرنیزاسیون17
واژه ی مدرنیزاسیون اغلب برای بازگشت به مراحل توسعه ی اجتماعی ، که بر پایه ی صنعتی سازی استوارند به کار گرفته می شود. نو سازی یا مدرنیزاسیون ، طیف گسترده ای از تحولات اجتماعی-اقتصادی است، که به واسطه ی آن ، اکتشاف ها و نوآوری های تکنولوژی ، پیشرفت های صنعتی و شهرسازی ، شکل گیری دولت های ملی و جنبش های سیاسی انبوه ، ایجاد می شود و همه ی آنها به وسیله ی گسترش بازار سرمایه داری جهانی، پیش می روند. واژه ی مدرنیزاسیون ، از قرن هجدهم میلادی ، برای توصیف بناهای نوساز ، به کار گرفته شد و هاریس والپول 18 از نخستین نویسندگانی بود که از این واژه برای توصیف بازسازی یک بنای قدیمی بهره گرفت. و در سال 1752 میلادی ، هنری فیلدینگ 19 از مدرنیزه کردن ، سخن به میان آورد ( قره باغی، 1380 ، 27 )
از سویی مدرنیزاسیون به معنای هماهنگ کردن یا به روز کردن یک چیز با نیازها یا شیوه های امروزی است. به عنوان مثال، اگر در مورد مدرن کردن یک آشپزخانه سخن بگوییم ، منظور ما به کارگیری آخرین و جدید ترین امکانات و تجهیزات ، به سبکی امروزی ، برای تزیین آن است.
به طور کلی مدرنیزاسیون به دگرگونی ها، رشدها و پیشرفت هایی که در جوامع مدرن ، در نتیجه ی انقلاب صنعتی و ماشینی شدن زندگی به دست آمده است ، اشاره دارد.
مدرنیسم 20
مدرنیسم به مجموعه ای خاص از سبک های فرهنگی و زیباشناختی ملازم با جنبشی هنری مربوط می شود که حدود اوایل قرن بیستم میلادی شروع شد و تا نیمه ی دوم همین قرن ، بر هنرهای گوناگون سلطه داشت. این واژه بسیار پیچیده است؛ چرا که از یک سو، به فلسفه و فرهنگ دوران مدرن اشاره دارد و از سوی دیگر، جنبش های تاریخ هنر در یکصد سال میان 1850 تا 1950 میلادی را در برمیگیرد.
مدرنیسم را می توان واکنش هنرمندان و نویسندگان به موضوعاتی چون روند صنعتی شدن ، جامعه شهری، جنگ، تحول تکنولوژیکی و ایده های فلسفی جدید دانست. مقاله آدولف لوس 21 ، معمار وینی، با عنوان «تزیین و جنایت» 22 ، یکی از مهمترین رسائل تاثیر گذار در معماری مدرنیسم آغازین است. وی مقایسه ای تمثیلی بین تزیین و انحطاط(فساد) و بین خال کوبی – نشانه ی جرم و نوعی آرایش یا تزیین بدنی- و انحطاط انجام داده است. او در رساله ی مذکور می نویسد : «انسان مدرنی که خود را خالکوبی می کند، یا مجرم است یا منحط. زندان هایی وجود دارند که بالغ بر هشتاد درصد زندانیان آن خالکوبی کرده اند … ، اگر شخصی که خالکوبی کرده هنگام آزادی بمیرد، قطعا پیش از آن که به مرگ محکوم شود خالکوبی کرده است. » لوس با اتکا به این تفسیر اجتماعی ، به یک اصل عمومی تاریخی دست می یابد: « … من این حقیقت را کشف کرده ام، و آن را به جهانیان اعلام می کنم : تحول و پیشرفت فرهنگی برابر است با حذف تزئینات از اقلام مصرفی اشیاء روزمره » ( لوس ، 1382 : 40-41 )
پست مدرن23، پست مدرنیته24، پست مدرنیسم25
شکل گیری جریانات بعد از مدرن با سه اصطلاح پست مدرن، پست مدرنیته و پست مدرنیسم از یکدیگر تفکیک و متمایز می شوند.
شاید بزرگترین مشکل پست مدرنیسم ،خود این واژه باشد.پیشوند« post » به معنای پسا است و مدرن را می توان به معنای کنونی یا به هنگام در نظر گرفت. این حرف اضاف در شماری از واژگان انگلیسی وجوددارد که از نیای لاتینی فوق سرچشمه گرفته اند. 26 از طرفی واژه ی مدرن را می توان به معنای «فعلی» یا «امروزی» دانست ، حال این سوال مطرح می شود که چگونه می توان پس از مدرن بود؟ و چگونه می توان از چنین مفهوم متناقضی ، برداشت درستی داشت؟ بی تردید، پست مدرن بخشی از مدرن است و بر اساس آنچه تاکنون درباره عصر پست مدرن و معرفی آن به مثابه ی یک دوران گذرا گفته شده است ، می توان چنین نتیجه گرفت که دوران مذکور، گذار عظیمی است که علنا آغاز شده است و به راحتی در چارچوب تعاریف، جمع بندی ها یا اظهار نظرهای کوتاه نمی گنجد. از طرفی برای فهم بهتر پست مدرن ، به ناچار باید از واژه ی پست مدرنیته کمک جست ، چرا که پست مدرنیته ، وضعیت پست مدرن است.
اصطلاح پست مدرنیسم سه تا چهار دهه است که مورد استفاده گسترده قرار گرفته است،امّا داستان گسترش آن از طریق فرهنگ تا حدودی پیچیده است.پست مدرنیسم حیات خود را به عنوان مقوله ای دانشگاهی ومربوط به تحوّلات مهمّی در حوزه هنر آغاز کرد،امّا بزودی به صورت اصطلاحی توصیفی برای تمامی انواع جابجایی ها تحوّلات مطرح شده در جامعه و فرهنگ معاصر درآمد.
پست مدرنیسم امروزه چندان پیچیده شده است که می توانیم از چند پست مدرنیسم یا از انواع متعدّد پست مدرنیسم سخن بگوییم.به عنوان مثال می توان آن را اصطلاحی مبهم برای بیان هر کدام از موضوعات معاصر که به گونه ای ابهام آمیز هستند،دانست.یا حتّی می توان آن را به صورتی مبهم تر و به عنوان اسم عامی برای بیان لحظاتی خاص در تاریخ به کار برد. اضافه بر این،حوزه های مختلف از جمله نقد ادبی که زادگاه پست مدرنیسم است در خصوص معنای آن ادعاهای خاص خود را دارند و ظاهرا تنها چیز مطمئنی که می توان در باره پست مدرنیسم گفت این است که تبیین آن دشوار است.استینار کوال 27 استاد روانشناسی تعلیم و تربیت دانشگاه آرهوس دانمارک، دریک تحقیق جامع در مورد پست مدرنیته، نشان می دهد که اندیشه پست مدرنیته جهت گیری واحدی ندارد، بلکه در جهات متعدد سیر می کند. مضامین آن چندان با هم سازگار نیستند، و در اکثر موارد دچار تناقض و ابهام اند. از مهمترین مضامین پست مدرنیته ، که کوال به آنها اشاره می کند، می توان موارد زیر را نام برد :
– تردید در این باره که هرگونه حقیقت انسانی، بازنمایی عینی و ساده از واقعیت است.
– توجه و تاکید بر نحوه ی کاربرد زبان از سوی جوامع ، برای ساخت واقعیات مورد نظر خود، اینکه جوامع چگونه از زبان برای ایجاد واقعیات استفاده می کنند.
– ترجیح دادن یا اولویت قائل شدن برای بومی ( محلی) ، عینی و اخص در برابر جهانی انتزاعی و اعم
– تجدید علاقه یا توجه دوباره به روایت و داستان سرایی
– پذیرش این نکته که توصیف ها ی متعدد و متفاوت از واقعیت را همواره نمی توان به شیوه ای قطعی و نهایی – یعنی عینی و غیر انسانی- در برابر یا علیه یکدیگر به کار برد.
– تمایل به پذیرش و قبول چیزها آنگونه که در سطح و ظواهر قرار دارند ، به جای جستجو ( به سبک فروید و مارکس) برای یافتن معانی ژرف تر. ( کوال ، 1379 : 61)
به علاوه می توان با استناد به اندیشه های دیوید هاروی 28 در کتاب «وضعیت پست مدرنیته» 29 ، پست مدرنیته را نتیجه تحول و گسستی دانست که با سرمایه داری مدرن همراه است. او ویژگی های نظام اقتصادی جهانی پست مدرنیته را در عواملی مهم چون عدم تداوم منافع ، سیالیت و ناماندگاری شرای اقتصادی ، بی ثباتی و عدم امنیت در الگوهای شغلی ، و کثرت هویت طبقاتی و سیاسی، و به ویژه تراکم فضا – زمان ناشی از روند شتابدار رشد امکانات سفر، حمل و نقل ، و وسایل ارتباطات راه دور ، می داند و بر این عقیده است که در دنیایی که در آن فاصله ، دیگر مانعی مادی برای فعالیت اقتصادی محسوب نمی شود، فضا ] مکان [ به اصطلاح در زمان حل و ذوب میشود.
پست مدرنیسم به معنای دقیق کلمه ، یک مکتب فکری نیست …
پست مدرنیزاسیون 30
در فرایند پست مدرنیزاسیون نیز همچون مدرنیزاسیون، دو موتور محرک وجود دارد. موتور محرک اول عبارت است از ، پیدایش طبقات اجتماعی جدید به مثابه ی حاملان صور فرهنگی جدید پست مدرنیستی، هم در حوزه ی تولید و هم در حوزه ی پذیرش و مصرف، رشد و گسترش طبقات متوسط پسا صعنتی ، یعنی شاخه ای از بورژوازی که به سرمایه ی فرهنگی متکی است ، در اینجا عمل کلیدی محسوب می شود. در روزگار معاصر میدان فرهنگی این طبقات متوسط نماد ساز ، چنان گسترشی می یابد و چنان «توده وار» می گردد که شروع به فوران کردن یا ریختن در میدان اجتماعی را عمومی تر می کند. بنابر این میدان فرهنگ تا بدانجا گسترش می یابد که همه ی موانع و مرزهایی را که قبلا این میدان را به عنوان میدانی صرفا تنگ دامنه در بر می گرفتند ، منهدم می کند.
دومین موتور محرک پست مدرنیزاسیون عبارت است از ، پیدایش نوع جدیدی از پیامبران ، و گونه جدیدی از نهضت آوانگارد . این آوانگارد جدید، پرچمدار نوکیشی و خودمختاری مدرنیستی نیست، بلکه حامی کهن کیشی و «نا – خود مختاری» است. از همین رو معماران پست مدرنی مثل رابرت ونتوری و دنیس اسکات براون مخالف آزمایش گری های لوکوربوزیه و میس وندررو هستند و با مباهات ادعا می کنند که : « ما دوستدار عرف هستیم» . به همین جهت است که اندیشمندان پست مدرنیسم را به مثابه ی « آوانگاردی که عقب تر از همه حرکت می کند » توصیف می کنند.
پست مدرنیسم را به صورت «مرگ ها»یا«پایان ها» نیز تفسیر می کنند که نشان دهنده موارد ذیل است:
پایان تاریخ.این مطلب ناشی از تردید پست مدرنیستها نسبت به ایده پیشرفت وهمچنین حاصل بحثهای مربوط به چگونگی تاریخ نویسی و این تفکّر است که حوادث فاقد وحدت و جهت هستند.
پایان انسان. این مطلب حاصل پرسشگری پست مدرنیسم از «بشریّت»به عنوان ابداعی اجتماعی وتاریخی است وهمچنین با این ایده ارتباط دارد که فناوری های جدید ما را به سمت مرحله «پسا-بشری» توسعه می رانند.
مرگ امر واقع.این ایده ناشی از رویگردانی پست مدرنیسم از جست و جوی حقیقت مطلق و ترجیح دادن امور موقّت ،ساختگی وظاهری از سوی پست مدرنیستها است و با تتبّعات فلسفی در خصوص رابطه میان واقعیت وبازنمود،واین دیدگاه که واقعیت برساخته نشانه هاست پیوند دارد. 
2-5- تقابل و تجادل مدرنیته و پست مدرنیته در اندیشه های شرقی و غربی
مدرنیته از كلید واژه‏هایی است كه تعاریف و معانی زیادی را برتافته است و سیرش شاید در این دو نكته خوابیده باشد:
1 ) مدرنیته هویت سیال دارد و به همین خاطر افزایش و كاهش‏پذیر می‏باشد و استعداد زیستی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد سنت گرایی، پسامدرنیسم، پست مدرنیسم، پست مدرنیته Next Entries منابع مقاله درمورد ایدئولوژی، معماری قاجار، قرن نوزدهم، دولت – ملت