منابع مقاله درمورد وحدت متعالی ادیان، عالم ماده، کثرت گرایی، شهود عقلی

دانلود پایان نامه ارشد

البته این جریان در ایران، با توجه به رویكرد غیرعقلانی و خردستیزانه فرقة شیخیه و گرایش شدید باطنی و پارسامنشانه به دین و احترام زیاد و افراطی به ائمه.، روی خوش نشان نمی دهد. به‌طوری‌كه نصر، این جنبه خردستیزی را عامل پیدایش جریان بابیه می‌داند. همان طور كه جریان وهابیت از دل تفكر حنبلی‌ها بیرون آمد و آنها هم از مخالفان شدید كلام و عقل گرایی گردیدند. از كلمات حسین نصر پیداست كه وی خردستیزی را زمینه‌ساز رشد جریانات انحرافی مبتنی بر باطن گرایی و احساس گرایی دینی می‌داند. ایشان فرقة  بهائیت را نهضت دینی نوگرایی می‌داند كه می‌خواهد خود را وفادار به پاره‌ای از اصول نبوی و جامع اسلام وانمود كند. درحالی‌كه برداشت آنها از دین، با برداشت رایج و متداول شیعه تفاوت زیاد دارد. ازاین‌رو، آن را فرقه‌ای اسلامی نمی‌داند (شفق ، 1385 : 101-108) حاصل اینكه، در طول یك و نیم سده گذشته، دو ندا از عالم اسلامی  بیشتر از همه طنین‌انداز بوده و در غرب راحت‌تر به گوش می‌رسیده است: یكی ندای به‌اصطلاح اصلاح‎گرایانِ دینی بنیادگرا و دیگری ندای تجددگرایان. اولی شامل مكاتبی نظیر مكتب وهابیت و مكتب سلفی است كه از سرشت واجب الحرمه شریعت الهی به دفاع پرداخته‌اند و به دنبال برپا ساختن دوباره جامعه‌ای هستند كه در آن، این شریعت به تمام و كمال رواج یابد… دومین ندا، ندای تجددخواهان است كه از اوایل سده نوزدهم، دفاع قرص و محكمی  از علم و فناوری بروز داده‌اند (نصر ،1379 : 229-230)
سنّت‌های فكری متنوعی در تاریخ اسلام است كه تأیید همۀ آنها از منظر سنت گرایان مشكل است: جریان‌های اخباری‌گری، فلسفۀ مشایی، اشراقی، حكمت متعالیه، عرفان‌گرایی و تصوف‌مداری و ده‌ها گرایش دیگر. جملگی این جریان‌های سنتی به‌‌جای‌‌مانده از میراث گذشته‌ است. جریان سنت گرا از میان این‌همه، فقط به جریان‌های معدود از پیش‌‌گفته پایبند است. حتی با دلایلی كه دارد، بسیاری از جریان‌ها و گرایش‌های سنتی را نقد می‌كنند و آنها را منشأ انحراف مسلمانان می‌دانند.
2-3-4- وحدت متعالی ادیان
اندیمشندان سنت‌گرا در حوزه‌های متفاوت فلسفی، دینی، هنری، معماری، و دیگر حوزه‌های فرهنگ دارای افكار و مبانی خاصی هستند كه آنان را در برابر اندیشمندان مدرن و پست مدرن قرار می‌دهد. سنت‌گرایان معتقد به حكمت خالده و حقایق فرا زمانی و فرامكانی ادیان هستند و غالبا برداشتی آنجهانی از دین دارند وادیان را دارای وحدت باطنی یا متعالی میدانند به این معنا که تمام ادیان سر در یک آبشخور دارندو از یک چشمه زلال واحد سرچشمه می گیرند و به دنبال تفسیر باطنی و سنتی از جهان جدید هستند. بنا به اعتقاد سنت‌گرایان تمامی ادیان همچون دامنه‌های متفاوت کوه را می‌مانند که همه آنها بشر را به قله کوه می‌رسانند و با وجود تنوع و گوناگونی راهها اما در قله که همان الوهیت و کمال بشری است، به وحدت می ‌رسند.
از منظر سنت گرایان ادیان دارای وحدت باطنی هستند که اولین بار فریتهیوف شوان از آن به «وحدت متعالی ادیان» یاد کرد. به تعبیر دیگر آنان معتقدند، ادیان بیش از یک حقیقت و گوهره ندارند و تنها زمینه و زمانه ای که در آن ایجاد میشوند باعث میشود تا این دین و حقیقت و یا به تعبیر دیگر سنت واحد، چهره‌ها و یا قالب‌های متفاوت به خود بگیرد. در واقع تکثر ادیان به جهت سیر تاریخی بوده نه به جهت باطن و گوهر دین و آن در نزد خدا از وحدت برخوردار است؛ به همین جهت هیچگاه در قرآن از صیغه جمع برای دین استفاده نشده و کلمه «ادیان» نیامده است و همیشه مفرد این کلمه به صورت «دین» ذکر شده است.
بنا بر این منظور سنت‌گرایان از وحدت متعالی ادیان این است که در واقع تمامی ادیان در نزد خداوند یک دین و یک سنت بوده و از تکثر برخوردار نیست. حتی دکتر نصر در باره جمع کردن و حل نمودن تفرقه میان فرقه‌های مذهبی و از بین بردن جنگ میان هفتاد و دو ملت بر این باور است که این تقریب میان مذاهب باید در ساحت متعالی آن مذاهب تحقق پیدا کند. (نصر ،1386 : 37-38) وی در باره آن سنت واحد و تغییر ناپذیر که یگانه، جاویدان و موجود در نزد خداوند است و وحدت خود را از دست نمی‌دهد، اینچنین می‌گوید:خود قرآن کریم به سنه الله اشاره می‌کند که هیچ تغییری در آن حاصل نمی‌شود. یک معنای دیگر سنت این است که حقیقت از اول بوده، ولی چون بشر فراموشکار است و خداوند رحیم است، دوباره با فرستادن انبیاء مختلف، وحی را تکرار کرده است، منتها هر دفعه با توجه به قالب آن بشری که قرار است این پیام را دریافت کند، بروز یافته است و چون در قابلیت و در ظرف‌های پذیرنده تکثر وجود دارد، به ناچار می‌باید تکثر ادیان وجود داشته باشد.
اگر فقط یک نوع انسان می‌ماند، با یک زبان، با یک خصوصیت مثلاً همه بچه‌های حضرت آدم در یک جزیره‌ای می‌ماندند، آن وقت ضرورتی در تکثر ادیان نمی‌بود. همان‌طور که بشر به خانواده‌ها، گروه‌ها و نژادهای مختلف تقسیم شده است. ( نصر ،1386 : 37-38)
همچنین لازم به ذکر است که وحدت باطنی ادیان از منظر سنت‌گرایان غیر از اندیشه کثرت گرایی و پلورالیسم است که توسط پاره‌ای از دین پژوهان همچون جان هیک مطرح شده است. در مبحث کثرت گرایی دینی، کثرت ادیان در حال حاضر امری پذیرفته شده است و هر دین برای مخاطبان و پیروان خود برخوردار از حقانیت است، به عنوان مثال اسلام برای مسلمانان و مسیحیت برای مسیحیان حق است؛ اما از دیدگاه سنت گرایان تمامی ادیان متفاوت در حال حاضر از حقانیت برخوردار نمی‌باشند.
آنان معتقدند وحدت ادیان تنها در ملأ اعلای الهی است نه بر روی زمین و همه سنت‌های دینی را الهام شده از جانب خدا می‌دانند که در نزد او از گوهر واحد و یکسانی برخوردار هستند، از اینرو آنان هر چند مطالعه و بررسی علمی و نظری دیگر ادیان را امری ضروری و پسندیده می‌بینند، اما تمامی ادیان را برخوردار از حقانیت و صحت نمی‌دانند و الزام و عمل به دین کامل و درست را مورد تأکید قرار داده و پاره‌ای از ادیان ساختگی و جعلی را دارای مشروعیت نمی‌دانند. (همان : 31 ) در باره اعتقاد سنت‌گرایان، مبنی بر وحدت متعالی ادیان گفته شده که سه اصل اساسی در فکر آنان وجود دارد که عبارتند از:
در باره اعتقاد سنت‌گرایان، مبنی بر وحدت متعالی ادیان گفته شده که سه اصل اساسی در فکر آنان وجود دارد که عبارتند از:
1- همه ادیان عمده از منبعی الهی برخوردارند.
2- این ادیان در باطن یکسان و در ظاهر متفاوت هستند.
3- ردّ پاهای حکمت جاودان اصیل را می‌توان در این ادیان پیدا کرد. (لگنهاوزن ، 1382)
از دیدگاه نصر مدرنیته از منظر هستی شناسی واقعیت را به عالم ماده خلاصه می‌کند و چون واقعیت از نگاه اندیشمندان مدرنیته به عالم ماده محدود می شود، از اینرو بسیاری از مستشرقان و پژوهشگران غربی پس از عصر مدرن، هیچگاه نتوانستند در شناخت فرهنگ و تمدن اسلامی با اندیشمندان و محقق مسلمان همسوی و همدل شوند. وی در این باره چنین می‌گوید: تفاوت ریشه‌ای بین سنت گرایان و غالب مکاتب فکری دیگر که با مطالعه ادیان سروکار دارند، دقیقاٌ از همین اختلاف نظرهای عظیم آنها در باره سرشت واقعیت ناشی می‌شود. (موسوی گیلانی ، 1393)
2-3-5- تمایز میان عقلِ عقل و عقل جزیی
به نظر سنت گرایان  ، انسان باید از عقل جزیی و استدلال گر خود استفاده كند. فقط بدین‌منظور كه از آن عبور كند و به شهود عقلی حق، یعنی علم بی‌واسطه به حق برسد. ایشان عقل جزیی و استدلال گر انسان را با همه كارائیش وصول به حق نمی دانند. شوآن معتقد است: «به صرف تكیه بر منابع و مصادر خود (استنتاج عقلی)، به معانی كلیه و مجرده دست نتواند یافت . ( Schuon ،1984b 42:، ( غایت فایده و هدف آن را همانند چراغی فرض می كنند كه راهِ خود را برای فراتر رفتن روشن می نماید. ازاین‌رو، استدلال كه ابزار عقل جزئی می باشد؛ وسیله ای   است كه ما را به شهود عقلی برساند. اعتراض ایشان به انسان مدرن، این است كه چرا جایگاه عقل جزیی را فراتر از حد خودش قرار داده است. شوآن در مذمت عقل‌جزیی‌نگر مدرن غربی می گوید: «عقل‌گرایی قورباغه ای   كه در بن چاهی می زید، این است كه منكر وجود كوه‌ها شود. شاید این هم نوعی منطق باشد، ولی منطقی كه هیچ دخلی به واقعیت ندارد » (همان ،42 (براساس این دیدگاه، «این عقل اصول و كیفیاتی را كه متعالی از شایستگی اوست منكر می شود و یا مورد غفلت قرار می دهد… در نتیجه، تصویری هم كه این عقل از جهان به‌دست می دهد…، غیر انسانی و بی‌ارتباط با خداوند است… تصویر جهان بدین‌صورت دروغی هراس‌انگیز بیش نیست» (شرارد ،1365 : 34-55)
اما تأكید متولی جریان حكمت خالده بر این است كه انسان خالی از جهل و تمایلات نفسانی نیست. ازاین‌رو، علاوه بر تقویت نیروی عقل جزیی، تربیت اراده و تمایلات را ضروری می داند. از نظر آنان، شهود یا بصیرت عقلی نسبت به عقل جزیی و استدلالی، هم جنبه مبدأ و هم جنبه مقصد دارد. به‌عبارت دیگر، هم مبتداست و هم منتها. ایشان انسان را دربردارنده دو عقل می داند و تمییز بین آنها را برای احتراز از خلط بین آنها ضروری می شمارد:
1. عقل عقل، قوه ای   است كه موجودات را در بافت كلی‎شان هم از جهت نسبیت و هم از جهت شفافیت و فرانمایی مابعدالطبیعی شان كشف یا استبصار می كنیم (Schuon ، 1984b : 116)
2. . اما عقل، از آن جهت كه خود نوعی خرد است، شبیه عقل عقل است، ولی به جهت خصوصیت مقید، غیرحضوری و استدلالی خود، با آن مغایر است (Schuon ، 1995 : 10). ایشان در توضیح بیشتر بین آنها می افزاید: «عقل مانند كسی كه قدم زنان در محیطی طبیعی می گردد و با كشفیات پی در پی خود آن محیط را می شناسد، كسب خبر می كند. درحالی‌كه عقل عقل، از بلای كوه به نظاره همان محیط می نشیند» (Schuon ،1995 : 60). گذشته از این كشف یا استبصار، كه حضوری و فوق ذهنی است، در حقیقت از مقوله به یاد آوردن است، نه یاد گرفتن و این به یاد آوردن جز این نیست كه امر بالقوه ای   كه از ازل مخمر در طینت عقل عقل بوده، به بركت سببی كه از بیرون معد و ممد كشف می شود و یا در اثر الهامی كه از درون وارد می شود، به فعلیت درآید (Cutsinger ،1997 : 28-29) در معرفت كشفی یا قلبی حقیقی، خود واقعیاتِ متعلق به مصادر وجود كه به قلب ادراك می شوند، طی روند كشف یا استبصار بسط و اتساع می یابند. (Schuon ، 1981 b: 17) ایشان می افزاید: «در عقلِ عقل مُدرِك عین مُدرَك و مُدرَك عین مُدرِك است، یقین مطلق از اینجا می جوشد»( Schuon ، 1995: 15) شوآن، عقل عقل را قوه ای   عام و عالم گیر می داند كه نه در خود می اندیشد، بلكه در جوهر فوق شخصی خرد آدمی مندرج است كه آن را لطف دائم و فطری می نامد .(Cutsinger ،1997 : 30)نتیجه كلام ایشان در این باب، این است كه عقلِ عقل در نشئة انفسی، همان وحی و انكشاف است. در نشئة آفاقی به‌عبارت دیگر، عقلِ عقل شعاع است، نه دایره و از خدای تعالی ساطع می شود، نه اینكه عكسی از او باشد. (همان )

2-3-6- كثرت گرایی دینی
به‌طور كلی، حقانیت و اعتبار دین یا سنت خاص و رویكردهای متعدد به آن را می توان در سه دیدگاه ارائه نمود:
انحصار گرایی
كه تأكید بر حقانیت و رستگاری دین خاص دارد؛
شمول گرایی
كه به نظر متعادل ترند، حقانیت را به یك دین خاص منحصر می دانند، اما برخلاف انحصارگرایان رستگاری را برای همه پیروان ادیان منظور می كنند.
كثرت گرایی
كه دیدگاه جان هیك، فیلسوف دین غربی می باشد. وی معتقد است نه‌تنها همه ادیان از رستگاری و نجات بهره مند هستند، بلكه بهره ای   از حقانیت را نیز برخوردارند. به نظر می رسد، كثرت‌گرایی از منظر سنت گرایان، متفاوت از برداشت ها و قرائت های فوق باشد. با این توضیح كه كثرت گرایی دینی در فلسفه جان هیك، مسئله ای   اولی و اساسی است. ازاین‌رو، تبیین و نقد دیدگاه ها و مبانی پلورالیسم دینی وی، كاری بس آسان می باشد. درحالی‌كه، این موضوع در فلسفه سنت گرایان  ، مسئله ای   ثانوی و متأثر از تصورشان از مفاهیمی مانند: «سنت» و «حكمت خالده» است. شوآن تصریح می‌كند كه «ما در سر نداریم كسی را كه با خدای تعالی سر سازگاری دارد، اگر حقاً چنین است، از كیش اش

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد جامعه آرمانی، آرمان شهر، بنیادگرایی، مدینه فاضله Next Entries منابع مقاله درمورد سنت گرایی، پسامدرنیسم، پست مدرنیسم، پست مدرنیته