منابع مقاله درمورد هنر و معماری، معماری ایران، زندگی شهری، معرفت شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

علمی و خرد تكنیكی) عالم و جهان طبیعت را مقهور و مسیطر خویش یافت. این روند ادامه پیدا نمود تا این كه چنان نگرشی نسبت به انسان‏ها و عالم انسانی نیز هویدا گردید. طبیعت گریزپا به دام خرد انسانی افتاد، نیروهای غیرمرئی و مهار نشدنی آن مرئی و كنترل‏پذیر گردید. اصل فهم پذیری جهان طبیعت و بیرون آمدن از رازآلودگی مقبول افتاد. انسان و طبیعت به مثابه طرف‏های معادله با حفظ هویت و واقعیت خود گفتمان را ادامه می‏دهند (مكانیك نیوتن، فیزیك انشتین، …). این وضعیت ادامه پیدا می‏كند، اما آرام آرام خرد انسانی تلاش می‏كند تا امتیاز و جایگاه بیشتر و برتری به دست
آورد، به گونه‏ای كه واقعیت دار شدن عالم طبیعت در گرو ورود فاعلانه‏ی او در فرایند شناخت می‏باشد، به ویژه این مكانیزم و منطق در روندها و پدیده‏های میكروهستی نمود پررنگ‏تر می‏یابد و واقعیت در عالم طبیعی و عالم انسانی بیش از آن كه اكتشاف یابد، تولید می‏گردد (مكانیك كوانتم، مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی مولكولی).
 استیلای معرفتی، كه توانمندی انسان را افزایش می‏بخشد و آن را در حالت زایش نگه می‏دارد و اعتماد و ریسك پذیری او را نیز تقویت می‏كند، مسبب و زمینه ساز گونه‏ای از استیلای منفعتی می‏شود. سود انباشت سرمایه، رفاه و آسایش و دیگر منافع، بزرگ‏ترین انگیزه‏های انسان مدرن را می‏سازد. این انگیزه و مقصد تا آنجا جلو می‏آید كه دانش و فن را در خدمت خود استخدام می‏كند. این سیاست با انگیزه‏ی نام برده، كه آن را هدایت و تولید نموده است، در مراكز علمی و پژوهشی از سوی نهادهای مالی و پولی و نیز سیاسی اعمال می‏گردد. به این ترتیب تغییر چشم‏گیر و اساسی كه در انگیزه‏ها پدید می‏آید، فرایند مدرنیته را تقویت و تولید می‏كند.
3 ) طبیعی و در ضمن منطقی به نظر می‏رسد كه با تغییر در اندیشیدن و تغییر در انگیزه‏ها، كه با اهداف و مقاصد نوین نمایان می‏گردد، رفتار انسانی ثابت و یكسان باقی نماند و تحول را تجربه نماید. به این ترتیب سومین تغییری كه در مدرنیته آغاز گردید و در واقع آن را پدید آورد، تغییر در رفتار بود. تغییر رفتاری به دو صورت و یا در دو محور نمود یافت. یكی، ابزارها، نهاد و تجهیزات، و دیگری مدیریت. بسیاری از رفتارها كه شامل خواست‏ها، نیازها، شغل، تربیت، آموزش، تولید، تفریحات، ساختار و روابط خانوادگی، و در مجموع حوزه‏ی خصوصی و عمومی در قالب نهادها و سازمان‏ها نخست عقلانی سازی شدند و سپس به طور تخصصی و عقلی مدیریت و سامان دهی گردیدند. البته الگوهای مدیریتی كه اعمال شده یكسان نبوده و طیفی از مدیریت را پوشش می‏داد. مثل مدیریت علمی بسته و باز، مدیریت سازمانی و سیستمی،
2-6- معماری ایران در تب و تاب مدرنیته و پست مدرنیته
انسان ایرانی در آستانه ی ورود به جهان مدرن ، در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، نوعی گذار معرفت شناختی و گفتمانی را تجربه می کند که مفصل بندی آن ، از یک سو حاصل اولین نگاه ها به غرب و اولین قرائت ها از مدرنیته ی غرب بود، و از جانب دیگر، می توان آن را نتیجه ی جستجویی برای یافتن «من واقعی ایرانی» یا «من گم گشته ی ایرانی» دانست. آنچه از مدرنیته ی غرب به ایران رسید ، به جز «حیرت» ، «شیفتگی» و «شک» چیز دیگری نبود. حیرت یا شیفتگی در برخورد نظامی با روسیه پدید آمد. عباس میرزا نمونه ی برجسته ی این حیرت زدگی در راس هرم سیاسی بود.
از سوی دیگر ، همزمان با ورود مدرنیته ی غربی ، که بیشتر در قالب عقل ابزاری از راه مسافرت ، ترجمه ی متون و نهادهای آموزشی در ایران قرن نوزدهم میلادی نفوذ می کرد، شاهد شکل گیری قشر تحصیلکرده ای بودیم که ، در عرف سیاسی ایران دوره ی قاجار، به عنوان «منور الفکر» نامگذاری شدند. هدف عمده ی این قشر، دگرگونی های بنیادین اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیکی بود. البته لازم به ذکر است که در صد سال اخیر، مفهوم «روشنفکر» در جامعه ی ما همواره هاله ای روسی داشته است ( ر ک . برلین 1377 ).
تاریخ مدرن ایران ، تاریخ تسلط تمدن جدید غرب است بر فرهنگ کهن ایران، خواه آن را سازنده بنامیم یا ویرانگر، در نگاه ما نسبت به تحولات هنر و به خصوص معماری دوران قاجار چندان تفاوتی نمی کند. این دوران افسون زدایی جدید، برای انسان ایرانی ، آنچه را که به ارمغان آورد، ضرورت خودشناسی تاریخی بود. این خودشناسی معلول نفوذ غربی ها و رواج راه و رسم جدید آنها در خوانش و تدوین تاریخ معاصر ایران بود. «انسان ایرانی» این زمان، دفعتا در میانه ی یک هزارتوی پرپیچ و خم قرار گرفت که نه راه پیش داشت و نه راه پس. از همین روست که انسان ایرانی در آغازین مرحله ی خودشناسی ، نوعی رابطه‏ی این همانی با «انسان غربی» ایجاد نمود و در آیینه تخیل ، تصویر خود را با تصویر انسان غربی خلط کرد و کیستی خود را در هیبت و هویت «دگر خود» تعریف و تصور نمود.
در این مرحله ، «من» تازه تولد یافته ی ایرانی ، در سخن گفتن درباره ی خواسته ها، آرزوها ، اتوپیاهای جدید، و راه های بدیع زندگی ، گریزی از گرته برداری از «نظام معرفتی و هنجاری» غربیان نداشت. زیرا گفتمان سنتی و سنت گفتمانی آنان قاصر از تولید مفاهیمی جدید برای معنا بخشیدن به این «خود» جدید بود. لذا در این دوران ، «انسان ایرانی» در فرایند شبیه سازی (یا شبیه بینی) از خودِ سنتی خود فاصله گرفت، اما نتواست سرود رهایی از گذشته ی فرهنگی و تاریخی خود را سر دهد و در فضایی کاملا برون گفتمانی(برون سنتی) به تعریف هویت جدید خود بپردازد. آن «دیگر جا» یی که در محدوده ی بیرونی ایرانی جای داشت و آن را احاطه کرده بود، اکنون از بیرون به درون آمده و تلاقی و رویارویی مدام با آن ، می رفت تا هویت ایرانی را متزلزل نماید. از این رو انسان ایرانی در این دوران در کنار چهره ی غربی ِ هویت خود ، چهره ی ایرانی هویت خود را نشاند.
آنچه در این دوران شاهد شکل گیری آنیم ، التقاط یا ظهور اشکال دورگه و به بیانی شکل گیری مفاهیم و فرم های هیبریدی است. ظهور اشکال و مفاهمی دورگه با پدیده ی جهش های فرهنگی که در پی تداخل جهان های نامتجانس حاصل می شوند، در پیوند است. همانگونه که داریوش شایگان در کتاب بسیار مهم و تاثیر گذار خود، آسیا در برابر غرب ، به خوبی متذکر می شود ، که اگر طرفین چنین ارتباط هایی ، جهان های معادل و قیاس پذیر باشند یعنی عوالمی که از لحاظ متافیزیکی وجوه مشترک دارند ،انتقال از طریق استحاله ی تمثیلی صورت می گیرد. در حالی که اگر بین این جهان ها، گسست های معرفت شناختی وجود داشته باشد، برخود در چارچوب مفاهیم مشابه و قیاس پذیر صورت نمی گیرد، بلکه در مناطق آمیزش و در لابلای ترکیب ها رخ می دهد.
در مورد اول ، محتوای مفاهیم استحاله یافته از حیث ساختار یکسان می ماند، اما در مورد دوم ، با صورت های جدید و بی سابقه و غالبا خارق العاده ( اگر نگوییم مضطرب کننده) سرو کار داریم. زیرا در مورد دوم، این تبادل و برخورد در قالب جهش صورت می گیرد. ( رک شایگان ، 1387 : 87-100)
فایده ی التقاط در قلمرو تخیل از آن روست که در این قلمرو تخیل از آن روست که در این قلمرو عرصه ی بینابین و صورت های جهش یافته ای که از آن منتج می شوند، خود به دنیایی مستقل و تمام عیار تبدیل می گردند، دنیای تخیل خلاق که در آن اختلاط و دورگه بودن عامل خلق آثار تخیلی شگفت آور است. آفرینندگان این آثار خود ذوحیاتین اند که یک پایشان در گذشته است و پای دیگرشان در دگردیسی ها و تکامل های آینده. آثار چنین هنرمندانی لاجرم اختلاطی و دورگه است ،زیرا اوضاع و احوالی که در آن شکل گرفته اند، وضعیتی بینابینی دارد و عرصه ی بینابینی ضرورتا عرصه ی گذر است ،محل ظهور حیطه ی سومی است که نه این است و نه آن.
معماری قاجار
با این پیش فرض که بیان گردید ، درک هنر و معماری دورگه ی قاجار قابل فهم تر است. با این تامل بر هنر قاجار در می یابیم که هنرمندان آن دوره به روال فرهنگ ایرانی اینگونه عمل نموده اند، که فرهنگ بیرونی را در خود مستحیل سازند ، نه خویشتن را در آن، و این یکی از ارزشمندترین رویکردهای هنر قاجاری است. از همین زمان است که در نقوش کاشیکاری و تذهیب های دوران قاجار، با طرح جدیدی به نام «گل فرنگی» آشنا می شویم. این که این تلفیق در تمام موارد ارادی و با احساس مسئولیت هنرمندان نسبت به میراث گذشته ی خود بوده یا از ناتوانی آنان در درک و اجرای اصول و مفاهیم هنر و معماری غرب نشات گرفته است، جای بحث دارد. آیا به راستی هدف این هنرمندان پاسداری از سنت های هنری ایرانی بود یا این که نمی توانستند از چنگ قراردادهای ان رها شوند و اصول و قواعد هنر اروپایی را به درستی رعایت کنند؟ البته لازم به یادآوری است که آموزش آکادمیک هنر و معماری در ایران آن دوره ، سابقه نداشت و اغلب هنرمندان ، به نحوی خودآموخته و اکثریت از راه تصویر با معماری غرب آشنا و آن را درک و هضم کرده بودند. بنابر این شاید منطقی تر این است که تلفیق این دو نظام را تا حد زیادی ناخواسته و نتیجه ی نفوذ دیرپای سنت کهن از یک سو و عدم آشنایی کافی با اصول علمی و آکادمیک هنر اروپایی تلقی کنیم.
سنگینی و رسوب نظام زیبایی شناسی هنر و معماری ایران، ناآگاهی از مبانی هنر آکادمیک جدید، و خام دستی در تقلید کامل از آن ، به ظهور این «ملغمه» ی جالب منجر شد که صرف نظر از مقایسه ی آن با هنر اروپایی، ویژگی های ممتاز و یگانه ای دارد.
دیدگاه و نقطه نظرات بستر حاکمه ی دوره ی قاجار، شباهتی بی نظیر با دوره ی باروک فرانسه دارد. البته لازم به ذکر است که در این مقایسه آنچه مد نظر قرار گرفته، تفکر حاکم در دربار و انعکاس آن از نظر مفهومی در معماری است . از مشخصه های بارز این دو می توان به مواردی از این دست اشاره کرد:
• قدرت و خوشگذرانی
• یک نظام مطلق و خشک
• شهوانیات پر زرق و برق
آیین و مراسم درباری، تلاش در راستای تایید اعتقاد به پذیرش قدرت مطلقه از طریق یک نمایش ویژه بود، هیچ چیز به موازات سلطه ی درباریان وجود نداشت ،هزینه های سرسام آور، ضایعات غیر قابل تحمل ، و افراط داشتن در داشتن چیزهای نوظهور و شور و هیجان کاذب که در یک کارناوال عوامانه ، سازمان می یابد، صرفا به خاطر اینکه یک اقتصاد در حال گسترش به راه خود ادامه دهد.
نهادهای کاخی در این دوره، یکی پس از دیگری حضور خود را بر توسعه ی شهر، قطعیت می بخشیدند ، و با حمایت از درباریان و گاه با حمایت چره های شاخص اقتصادی ساخته می شدند. و شاید بزرگترین این گروه ها مربوط به ایجاد پارک ها بود. این سیمای شهری به دلیل نقش مهمی که در ایجاد سایر زمینه های فرهنگی و تفریحی داشت. بیش از همه اهمیت یافت. گسترش و ایجاد پارک های وسیع در قلب شهرها ، شاید ارزنده ترین خدمت کاخ به زندگی شهری بود . این پارک ها مفهوم اشرافی فضا و گیاهان را، همیشه به عنوان بخشی اساسی از زندگی شهری نمایان می ساختند.
جایگاه و مرتبه معماری قاجار در تاریخ معماری گذشته ایران (قبل از دوره جدید) می تواند محل بحث و تأمل باشد. اگر آثار معماری را از زاویه فضایی ارزیابی کنیم و به خلاقیت های فضایی در معماری توجه کنیم معماری دوره قاجار ارزش پیدا می کند و در جایگاه برتر و تکامل یافته تری نسبت به معماری های دوره های قبل از خود چون زندیه و صفویه قرار می گیرد، چرا که در معماری این دوره خلاقیت هایی فضایی افزایش می یابد.تنوع فضاها بیشتر می شود و فضاهای نوینی خلق می شوند. فضاها به گشایش و سبکی بیشتری می رسند و الگوهای قدیمی معماری ایران در جهت گسترش فضا تکامل می یابند. به طور خلاصه، اگر تکامل معماری را گشایش، شفافیت و سبکی فضاها بدانیم، معماری این دوره به عنوان مرحله تکامل معماری قدیم ایران مطرح میشود.
    اما وقتی به معماری از زوایای دیگری مانند اندازه ها، تناسبات، شکل ها و تزئینات نگاه کنیم، معماری دوره قاجار وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان می دهد. شکل ها استواری و صلابت قبلی را ندارند و شکل های جدیدی وارد معماری می شوند که سطحی و تفننی اند.
اندازه ها دقت لازم را ندارند. تناسبات در مرتبه پایین تری نسبت به تناسبات موزون و اندیشیده شده دوره های قبلی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد اسلام و مدرنیته، پست مدرنیته، جامعه شناختی، یورگن هابرماس Next Entries منابع مقاله درمورد سفارتخانه، جامعه ایرانی، روشنفکران، علوم انسانی