منابع مقاله درمورد نوع دوستی

دانلود پایان نامه ارشد

نباشد و اصول شرعی را نیز نقض نکند مجاز می دانند، از این رو مالکیان مصادیقی از حیله را که منجر به حرام شود یا مقدمه حرامی داشته باشد، غیر مشروع می دانند، اما حیله ای که مقدمه حرام نداشته و با مصالح عام سازگار است را مجاز می دانند.97
امام محمد بن ادریس شافعی حیله را در برخی مسائل می پذیرفت و پس از وی شافعیان هم به موضوع حیله پرداخته اند.
احمد بن حنبل حیله را بطور کلی مردود می داند اگرچه در برخی مسائل فقهی حیله هایی از ایشان نقل شده و برخی حنبلیان در برخی مسائل کاربرد حیله را جایز می دانند.98
عبیدالله بن محمد بن بطه، احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه فقیهان بزرگ حنبلی هر یک در رد حیله کتاب‌هایی نگاشته اند99؛ ابن قیم در کتاب «اعلام الموقعین عن رب العالمین» در رد حیله های شرعی بحث مفصلی دارد. او معتقد است که حیله های شرعی با سد ذرایع ، که یکی از اصول شرعی اهل سنت است در تناقض است، چون سد ذرایع یعنی بستن راه هایی که منجر به حرام می شود و در مقابل حیله راه انجام حرام را باز می کند، لذا حیله حرام است؛ اما در ادامه مطالبشان حیله را به پنج قسم واجب، حرام، مباح، مستحب و مکروه تقسیم کرده و مثالهای فراوانی برای هر یک ذکر می کنند.100
شاطبی نیز در الموافقات می نویسد:
«نميتواندليليازشرعبرباطلبودن همهحيله هااقامهكرد, چونانكهدليليبردرست بودنهمهحيله هانيزدردست نيست، بلكهتنهاآنحيلهباطلاستكهبهطورخاص باهدفشرعضديت داشتهباشد؛يعنيباآنچههمهمسلمانانبرآناتفاقدارند.امادر مسايليكهادلهدرباره آنهاتعارض دارداختلاف رخميدهد. »
گروه دیگری از مخالفان کاربرد حیله محدثان هستند که مهمترین ایشان، محمد بن اسماعیل بخاری است که در کتاب خود فصلی با عنوان «باب فی ترک الحیل» دارد که در آنحیله و قائلین به جواز حیله نقد کرده است.101
از مطالب بیان شده در این گفتار درمی یابیم که همه فقهای شیعه و سنی اتفاق دارند بر اینکه حیله، اگر مقدمه ای حرام داشته باشد، یا با اصول استنباط و قواعد کلی در تناقض باشد، یا نقض غرض شارع از تشریع احکام کند و یا برای ابطال حقی از دیگری باشد، حرام و غیر مشروع است؛ اما فقها در مورد جواز کاربرد حیله با هم اختلاف دارند و حتی گروهی که کاربرد حیله را جایز می دانند نیز در محدوده کاربرد حیله های شرعی با هم اختلاف دارند؛ این اختلافات دو سوال مهم ایجاد می کند، اول آنکه ملاک مشروعیت ویا عدم مشروعیت حیله چیست؟و دیگر اینکه محدوده کاربرد حیله در فقه تا کجاست؟ آیا تنها بابی از فقه همچون معاملات را شامل می شود یا آنکه می توان حکم آن را به مباحث عبادی نیز سرایت داد؟ در مطالب آینده به این سوالات پاسخ خواهیم داد.

فصل سوم: مبانی فقهی درباره حیله

در فصل قبل به نقل دیدگاه فقهای شیعه و سنی درباره حیله پرداختیم، در این فصل قصد داریم تا ادله ای که فقیهان یا شاگردانشان عموما برای اثبات ادعایشان بدانها استدلال کرده اند را بیان نماییم؛ ابتدا ادله قائلین به جواز کاربرد حیله را مطرح نموده و این ادله را بررسی می نماییم، سپس به نقل و بررسی ادله قائلین به عدم جواز کاربرد حیله پرداخته و در نهایت جمع بندی خود را از مجموع ادله بیان خواهیم داشت.
گفتار اول: ادله قائلین به جواز کاربرد حیله در فقه:
مهمترین ادله جواز کاربرد حیله در فقه عبارتند از:
الف)آیات :
آیاتی که به عنوان دلیل جواز به آنها استناد شده فراوان است. برخی از مهمترین آیات که فقهای شیعه و سنی به آنها استناد کرده اند؛ آیات، نحل/106، ص/44، انبیاء/63، بقره/235، آل عمران/28، نساء/97-99 و یوسف/55-56، 67-76 ، می باشد که در این قسمت به بررسی پنج آیه اول می پردازیم:
1ـ مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ؛ كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند-بجز آنها كه تحت فشار واقع شده‌اند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينۀ خود را براى پذيرش كفر گشوده‌اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظيمى در انتظارشان!102
این آیه در شان عمار یاسر نازل شده و دلالت دارد بر اینکه اگر کسی مورد آزار و شکنجه بسیار سخت قرار گرفت تا کافر شود در حالی که دلش سرشار از ایمان به خداست، جایز است برای رهایی از این آزار و شکنجه ، به زبان کافر شود، البته مشروط بر این که این اظهار کفرش درونی نباشد و تنها اظهار زبانی باشد.
برخی فقها ادعا کرده اند که این اظهار کفر نوعی حیله شرعی است که در فقه شیعه به آن تقیه گفته می شود، پس به استناد این آیه، کاربرد حیله را جایز می دانند.103
دلالت این آیه بر جواز کاربرد تقیه روشن است اما اشکالی که پیش می آید این است که تقیه، حکم ثانوی است و مختص مواقع اضطراری است و با برطرف شدن حالت اضطرار آن حکم ثانوی هم برداشته می شود در حالی که حیله مربوط به زمان اضطرار نیست و در شرایط غیر اضطراری جریان دارد، پس این آیه نمی تواند مصداق حیله شرعی باشد تا بتوانیم برای جواز کاربرد حیله به آن استناد کنیم.104
2ـ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاَ تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ؛ (و به او گفتيم:) بسته‌اى از ساقه‌هاى گندم(يا مانند آن) را برگير و با آن(همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او را شكيبا يافتيم؛ چه بندۀ خوبى كه بسيار بازگشت‌كننده(به سوى خدا) بود!105
این آیه داستان حضرت ایوب را بیان می کند، که قسم یاد کرد همسرش را صد تازیانه بزند اما خداوند به او آموخت به جای صد تازیانه جدا از هم، صد شاخه از گیاهی نرم بگیرد و یکبار بر بدن همسرش بزند تا هم قسمش را نشکسته باشد و هم آزاری به همسرش نرسد. برخی فقها قائل اند این نوع اجرای قسم، نوعی حیله است که خداوند آن را به حضرت ایوب آموخت. فقهای شیعه و سنی با استناد به این آیه کاربرد حیله را در اجرای قسم و اجرای حد های اینچنینی ، جایز می دانند؛ اما در اینکه آیه می تواند اصل کاربرد حیله را نیز اثبات کند با هم اختلاف دارند. دیدگاه فقها درباره این آیه چند صورت دارد:
الف) گروهی معتقدند این آیه مصداق حیله نیست بلکه سوگند حضرت ایوب شامل هر دو نوع اجرای قسم می شود، اما ایشان تنها از یک نوع آن اطلاع داشته و خداوند با این فرمانش حضرت ایوب را از روش دیگر که آسان تر بوده نیز مطلع کرده است.106 پس با استناد به این آیه نمی توان جواز کاربرد حیله را استنباط کرد.
اشکالی که به این نظر وارد شده این است که تبادر از نشانه های حقیقت است و وقتی حضرت ایوب قسم یاد کرد که صد تازیانه بزند، آنچه به ذهنش متبادر شد، صد ضربه جداگانه بود پس ضربه زدن جداگانه معنای حقیقی است ولی ضربه زدن صد تازیانه همراه با هم و یکباره، معنای مجازی است و کاربرد معنای مجازی نیاز به دلیل دارد. خداوند در این آیه معنای مجازی را برای اجرای قسم حضرت پذیرفته به دلیل امتنانی که بر پیامبر و همسرش نهاده است، پس این نظر درست نیست.107
ب) گروهی دیگر از فقها108 معتقدند این آیه مختص حضرت ایوب است و رخصتی که در آن آمده امتنان خداوند بر پیامبرش است به جهت صبری که داشته، اما اگر شخصی دیگر چنین قسمی یاد کند، طبق شریعت اسلام یا باید به قسمش وفا کند یا اگر وفای به آن برایش مقدور نیست کفاره شکستن قسمش را بپردازد و خداوند حکم پرداخت کفاره شکستن قسم را برای این تشریع کرده که مردم به مشقت نیافتند. از سوی دیگر اگر این ترخیص برای ما نیز بود، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و صحابه ایشان در اجرای حد زنا109 و حد شرب خمر110 با استناد به این آیه تعداد ضربه ها را برمی داشتند، درحالی که چنین نکرده اند. طبق این نظر کاربرد این حیله برای غیر از حضرت ایوب جایز نیست پس نمی توان به این آیه، برای اثبات جواز کاربرد حیله استناد کرد.
ج) گروه دیگری از فقها111 معتقدند، آیه رخصتی است برای همسر حضرت ایوب، چون ایشان به جهت پیری و پرستاری از حضرت ایوب، ضعیف و بیمار شده بودند و تحمل اجرای این قسم برایشان سخت بود لذا خداوند به مقتضای بیماری ایشان، تخفیف قائل شدند. در این آیه حکم تخفیف به مقتضای بیماری تعلق گرفته و هرجا مقتضی موجود و مانع مفقود باشد، حکم جاری می شود و این حکم تا کنون نیز جریان دارد و نسخ نشده است112 و روایات اجرای حد درباره افراد بیمار113 مؤید این مطلب است، پس با استناد به این آیه کاربرد این نوع حیله در اجرای حد بیمار جایز است؛ اما این آیه نمی تواند اصل کاربرد حیله را تجویز نماید.
در حیله بودن این نوع اجرای قسم شکی نیست، چون این نوع اجرا، روشی پنهانی و غیر معمول است و به جهت رفع تنگنایی که حضرت ایوب و همسرش با این قسم بدان دچار شده اند، از طرف خداوند تجویز شده است و از آنجا که این تجویز و فرمان خدا نسخ نشده پس برای ما مسلمانان نیز تشریع شده است و خداوند کاربرد این نوع حیله را برای ما مسلمانان نیز جایز می داند. اگرچه فقها معتقدند این آیه نمی تواند اصل کاربرد حیله را تجویز نماید، بلکه تنها مصداقی از حیله را تجویز نموده اما به نظر اینجانب، شارع مقدس چه یک مصداق را تجویز نماید، چه بدون ذکر مصداق، عنوان حیله را تجویز کند؛ در هر صورت کاربرد حیله در فروعات فقهی را جایز می داند، زیرا اگر کاربرد حیله را به طور کلی جایز نمی دانست حتی در یک مصداق هم آن را اجازه نمی داد. حیله یک حکم کلی است و با تجویز یک نوع حیله، اصل کاربرد حیله تجویز شده است نه همه انواع آن.
3ـ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا يَنْطِقُونَ ؛ گفت: «بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آنها بپرسيد اگر سخن مى‌گويند!»114
ظاهر سخن حضرت ابراهیم این است که ایشان شکستن بت ها را به بت بزرگ نسبت داده است اما مقصود حضرت این است که بت پرستان از عجز و ناتوانی بت ها آگاه شوند لذا این نسبت شکستن بت ها را به فعل محالی مشروط کرده اند تا شاید بت پرستان متذکر شوند.115
برخی فقها معتقدند پاسخ حضرت ابراهیم به بت پرستان توریه بوده، و توریه هم از مصادیق حیله است، بنابراین به استناد این آیه کاربرد حیله جایز است.116 اما برخی فقها معتقدند سخن حضرت ابراهیم نوعی محاجه و مناظره با بت پرستان بوده و مصداق حیله نیست پس نمی تواند دلیلی بر جواز کاربرد حیله باشد.117
از آنجا که مفسران برای این سخن حضرت ابراهیم توجیهات مختلفی ذکر کرده اند ـ مثل دو موردی که بیان شدـ و همگی در یک رتبه قرار دارند و نمی توان میانشان ترجیحی قائل شد لذا از این آیه نمی توان جواز کاربرد حیله را استناد کرد.
4ـ لاَ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‌ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ؛ افراد باايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند؛ و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‌اى با خدا ندارد(و پيوند او بكلّى از خدا گسسته مى‌شود)؛ مگر اينكه از آنها بپرهيزيد(و به خاطر هدفهاى مهمترى تقيّه كنيد). خداوند شما را از(نافرمانى) خود، بر حذر مى‌دارد؛ و بازگشت(شما) به سوى خداست.118
آیه ناظر به این مطلب است که مسلمانان به جهت دفع آزار کافران از خویش می توانند با آنها روابط دوستانه داشته باشند، البته مشروط بر اینکه این روابط دوستانه ظاهری باشد. برخی فقها معتقدند تعریف حیله بر چنین دوستی صدق می کند، بنابر این این نوع دوستی از مصادیق حیله بوده و آیه بر جواز کاربرد این نوع حیله دلالت دارد.119
فقهای شیعه معتقدند این آیه بر جواز تقیه دلالت دارد و همچنان که در مورد آیه (نحل/106) گفته شد، تقیه مصداق حیله نیست بلکه حکم ثانوی برای مواقع اضطرار است پس به استناد این آیه نمی توان به جواز کاربرد حیله حکم داد.120
5ـ وَ لاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد تلقیح مصنوعی، احکام شرعی، امام خمینی (ره)، راه های برون رفت Next Entries منابع مقاله درمورد نهج البلاغه، آیات و روایات، علمای شیعه، زنان مطلقه