منابع مقاله درمورد نهج البلاغه، آیات و روایات، علمای شیعه، زنان مطلقه

دانلود پایان نامه ارشد

کردن خلاف آن و این همان حقیقت حیله است و دلیل این مطلب آن خواهد بود که چنین معنایی با موارد استعمال حیله و اشتقاق و تصریف آن مطابقت دارد.»152
« خداوند از آنها (منافقان خدعه گر) خبر داده که ظاهرشان با باطن شان، نهان شان با آشکارشان و گفتارشان با اعمال شان مخالفت دارد و این شأن حیله ورزان به حیله های حرام است و این اوصاف بر آنها انطباق دارد؛ زیرا مخادعه همان حیله کردن به اظهار چیزی جایز است تا بدان وسیله به کار حرامی برسد که مخفی اش می دارد.»153
آنچه از این آیات فهمیده می شود آن است که حیله ای مصداق خدعه است که در آن حقی باطل شود، یا باطلی به عنوان حق معرفی شود، در این صورت حکم کاربرد حیله همان حکم خدعه است که در این آیات به آنها اشاره شده است و ما نیز چنین مطلبی را می پذیریم، اما این آیات نیز تنها حرمت این نوع از حیله ها را ثابت می کنند و نمی توان به استناد این آیات همه انواع حیله را حرام دانست.
3ـ وَ الْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوءٍ وَ لاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلاَحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛ الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلاَّ أَنْ يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ؛ وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لاَ تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ؛ زنان مطلقه، بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن(و پاك شدن) انتظار بكشند! [ عده نگه دارند] و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها(و از سرگرفتن زندگى زناشويى) در اين مدت، (از ديگران) سزاوارترند؛ در صورتى كه(براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى آنان، همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايسته‌اى قرار داده شده؛ و مردان بر آنان برترى دارند؛ و خداوند توانا و حكيم است. طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند(و آشتى نمايد)، يا با نيكى او را رها سازد(و از او جدا شود). و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها داده‌ايد، پس بگيريد؛ مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد(و طلاق بگيرد). اينها حدود و مرزهاى الهى است؛ از آن، تجاوز نكنيد! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است.اگر(بعد از دو طلاق و رجوع، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اينكه همسر ديگرى انتخاب كند(و با او، آميزش جنسى نمايد. در اين صورت،) اگر(همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد كه بازگشت كنند؛ (و با همسر اول، دوباره ازدواج نمايد؛) در صورتى كه اميد داشته باشند كه حدود الهى را محترم ميشمرند. اينها حدود الهى است كه(خدا) آن را براى گروهى كه آگاهند، بيان مى‌نمايد. و هنگامى كه زنان را طلاق داديد، و به آخرين روزهاى«عدّه» رسيدند، يا به طرز صحيحى آنها را نگاه داريد(و آشتى كنيد)، و يا به طرز پسنديده‌اى آنها را رها سازيد! و هيچ گاه به خاطر زيان رساندن و تعدّى كردن، آنها را نگاه نداريد! و كسى كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است. (و با اين اعمال، و سوء استفاده از قوانين الهى،) آيات خدا را به استهزا نگيريد! و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند مى‌دهد! و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد خداوند از هر چيزى آگاه است(و از نيات كسانى كه از قوانين او، سوء استفاده مى‌كنند، با خبر است)!154
این آیات بر حرمت حیله های زن و مرد نسبت به یکدیگر در دوران عده طلاق رجعی، دلالت دارد.از جمله این حیله ها عبارت است از:
1) زن در عده طلاق با آنکه حیض نشده بگوید حائضم تا حق زوج در رجوع کردن را از بین ببرد.
2) زن با وجود اینکه باردارشده ، آن را انکار کند تا حق رجوع مرد را از او بگیرد یا اینکه فرزند را به شخص دیگری نسبت دهد.
3) مرد برای اذیت زوجه در زمان عده به او رجوع کند اما قصد ادامه زندگی با او را نیز نداشته باشد.
در این نوع حیله ها شخص به وسیله دروغ، و به هدف ابطال حق دیگری یا اذیت کردن او به این حیله ها متوسل شده است؛ بنابراین در این حیله ها هم وسیله و هم هدف نهی شده و حرام است، لذا برخی فقها با استناد به این آیات به حرمت کاربرد حیله حکم می دهند155 درحالی که این آیات نیز تنها بر حرمت همین نوع خاص از حیله ها دلالت دارند نه همه انواع حیله.
آیه231 همچنین بر حرمت تمسخر اوامر و نواهی و احکام شرعی نیز دلالت دارد. برخی فقها معتقدند سوء استفاده از احکام الهی نوعی تمسخر آیات و احکام است، زیرا احکام برای هدف و طبق حکمتی خاص تشریع شده اند و وقتی این اوامر و نواهی امتثال می شوند که این حکمت و هدف محقق شده باشد. اگر کسی این احکام را به نحوی امتثال کند که هدف و غرض از تشریع آن تامین نشود، گویا این احکام را به تمسخر گرفته است و این عمل طبق این آیات حرام است. حیله نیز برای امتثال احکامی است که انسان را به تنگنای شرعی انداخته اند و مکلف برای بیرون آمدن از این تنگنا به حیله متوسل می شود و در تصور خود احکام را امتثال می کند، درحالی که درواقع امتثال نکرده زیرا غرض احکام را نتوانسته محقق سازد، پس طبق این آیات کاربرد حیله حرام خواهد بود.156
اما این مطلب را نمی توان در مورد همه حیله ها ثابت دانست، زیرا هر حیله ای معارض با حکمت تشریع نیست.
ب) سنت:
احادیث فراوانی وجود دارد که یا بطور کلی حیله را نهی کرده اند و یا مصادیقی از حیله را حرام می دانند، از جمله این احادیث عبارتند از:
ـ «انما الاعمال باالنیات»157
ـ «لا یجتمع متفرق و لا یفرق بین مجتمع خشیة الصدقة»158
ـ احادیث نهی کننده از بیع عینه159
ـ احادیث نکوهش کننده حیله های یهودیان160
ـ احادیث نکوهش نوشیدن شراب پس از تغییر نام آن161
ـ احادیث نهی کننده از دریافت هدیه از وام گیرنده162
ـ احادیث نهی از هدیه دادن به کارگزاران زکات163
ـ احادیث نهی و نکوهش نکاح تحلیل164
ـ احادیث صریح نهی از حیله (آنچه از حیله مد نظر این احادیث است معنای لغوی حیله و آن هم معنای مذموم آن که محل بحث ما نیست.)165 و بسیاری احادیث دیگر که مجال بیان همگی آن ها را نداریم.166 لذا در بررسی احادیث نیز تنها برخی از احادیث بیان شده را مطرح می نماییم:
1ـ حدیث نبوی« انما الاعمال باالنیات»: از این حدیث می توان چنین برداشت کرد که ، ارزش و ملاک هر عملی، هدفی است که بخاطر آن، عمل صورت گرفته و حقیقت هر عقدی متوقف است بر هدفی که بخاطر آن هدف، عقد منعقد شده است؛ بنابراین اگر کسی به هدف ربا معامله و بیع صحیحی انجام دهد در حقیقت معامله ای ربوی کرده، اگرچه ظاهرش بیع مباحی بوده است.
طبق نظر برخی فقها کاربرد حیله به هدف رسیدن به حرام الهی، حرام خواهد بود زیرا حقیقت حیله همان رسیدن به حرام الهی می باشد و آن حرام است، در نتیجه کاربرد حیله نیز حرام خواهد بود167. چنانکه بخاری در صحیح خود چنین می نویسد:
«استدلال به این حدیث بر سد ذرایع و ابطال حیله از قویترین دلیلهاست.»168
مالکی ها و حنبلی ها نیز به این حدیث استناد کرده و قائل اند ، هر عقدی که هدف آن رسیدن به حرام باشد، حرام است، همانند عقد بیعی که هدف آن ربا باشد زیرا آنچه مدنظر شخص است بیع نیست بلکه رباست.169
در جواب این استدلال باید بگوییم، آنچه این روایت برای ما ثابت می کند حرمت کاربرد حیله هایی است که هدفشان حرام است ، پس به استناد این روایت نمی توان همه انواع حیله را حرام دانست.
2ـ سید رضی در نهج البلاغه از امیر مومنان علی(علیه السلام) و ایشان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین نقل میکنند:
« قَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ يَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِيَةِ فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَيْع‏»170
مضمون این روایت در روایات متعددی از علمای شیعه نقل شده است.171 علمای اهل سنت نیز این مضمون را نقل کرده اند.172 ابن قیم با استناد به این روایت، حیله های رایج در باب ربا را که به صورت بیع هستند ربا می داند و می گوید:
«معلوم است که ربا به سبب حقیقت و مفسده اش حرام است نه بخاطر اسم و شکل ظاهریش، پس بگذر از اینکه رباخواران آن را ربا ننامند و اسمش را بیع گذاشته اند، زیرا آن نام گذاری حقیقت وماهیتش را که رباست تغییر نمی دهد.»173
ابن قدامه نیز می گوید:
«خداوند افعالی را حرام کرده که ارتکاب آنها مفاسد و ضررهایی داردو بی تردید به صرف تغییر نام و شکل ظاهری آنها در حالی که معنا و حقیقتشان باقی است، مفسده آن اعمال از بین نخواهد رفت.»174
بنابراین با تغییر نام موضوع حکم حرمت، نمی توان حرمت را تغییر داد، زیرا تغییر نام و عنوان تا زمانی که حقیقت موضوع برقرار است تاثیری در حکم آن موضوع نخواهد داشت، پس حیله ای که تنها صورت و شکل ظاهری موضوع حرمت را تغییر دهدبی ثمر و باطل است و مکلف با اینکه حیله بکاربرده باز مرتکب همان فعل حرام شده است.
در جواب این استدلال باید گفت این استدلال نیز تام نبوده و تنها حرمت این نوع از حیله ها را ثابت می کند و با این روایت نمی توان حرمت همه انواع حیله را ثابت دانست.
3ـ حدیث نبوی، «لعن الله الیهود حرمت علیهم الشحوم فباعوها و اکلوا اثمانها.»175 طبق آیات و روایات متعدد خوردن پیه بر یهود حرام بود اما یهودیان برای فرار از این ممنوعیت حیله ای بکار بستند و در آن پیه را تبدیل به روغن کرده و سپس آن را فروختند و تصور کردند با این تغییر ظاهری پیه و تغییر نام آن از پیه به روغن حرمت آن برداشته خواهد شد.
گروهی از فقهای شیعه176 و سنی177 با استناد به این روایت، کاربرد حیله را حرام می دانند. خطابی می گوید:
«طبق این حدیث هر حیله ای که هدف از آن رسیدن به یک حرام باشد حرام و باطل است و همچنین حکم حرام با تغییر نام موضوع و صورت ظاهری آن تغییر نمی کند.»178
استدلال بر حرمت همه انواع حیله با استناد به این روایت همچون روایت قبل ناتمام است زیرا این روایت نیز تنها حرمت حیله های اینچنینی را ثابت می کند و بر اساس آن نمی توان حرمت همه انواع حیله را ثابت کرد.
روایات دیگر که مورد استناد فقها برای اثبات حرمت حیله قرار گرفته اند نیز همگی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد نوع دوستی Next Entries منابع مقاله درمورد احکام شرعی، آیات و روایات، فقه اسلامی