منابع مقاله درمورد نقش برجسته، آداب و رسوم، مراسم مذهبی

دانلود پایان نامه ارشد

آنکه بر شهود و مکاشفه استوار است، هرگز بدون اتکا و یاری جستن از اختیارات تاریخ هنر معنای مستقلی نداشته است. با توجه به این واقعیت و به خاطر یافتن استقلال نسبی بود که هنر کوشید تا از تاریخ جدا شود و به فلسفه بپیوندد، چرا که فلسفه به هیچ رو تاریخی نبود، تاریخ هماهنگ و هموار می کند و از این رو غیر فلسفی است و فلسفه از آنجا که وابسته و پی رو می کند، غیرتاریخی است، تاریخ روش دارد و فلسفه اگر دور از تعصب باشد بر اساس روشهای خودآیین عمل می کند. فلسفه همواره به ژرفا و بنیاد هنر به عنوان قلمرو برگزیده بازتاب اندیشه ها اعتقاد داشته و هنر را آینه درونی اندیشه های انسانی شناخته است. از همان زمانی که هوسرل هنر را « جاده سلطنتی » ماهیت ها نامید، فلاسفه بر آن شدند تا هنر را قلمرو ویژه تمثیل حقیقت بشمار آورند. درست هنگامی که هنر کوشید تا با بهره جویی از اندیشه های ویتگنشتاین که بر شرایط انسانی و اجتماعی فعالیتهای فرهنگی و هنری انگشت می گذاشت، از قلمرو شهود خارج شود و یا خود را از اسطوره نمایی رها کند و شکل و کاربستی مردم باورانه به خود بگیرد، فلسفه آن را هنری ممتاز جلوه داد. هنگامی که هنر اعتراف کرد که ارزش پنهان و رمزآلود ندارد، هایدگری پیدا شد که علوم و فلسفه را ناتوان از گشایش راز هستی بداند، هنرمند را دانای این راز بشناسد و قلمرو هنر را عرصه ویژه یی جلوه دهد که «هستی » و «بودن » را به خاطر انسان می آورد.(قره باغی، 1380: 68)
از جمله سوآلات فلسفه موسیقی این است که: ماهیت موسیقی چیست؟، آیا موسیقی علم است یا هنر؟، آیا در جهان نوعی موسیقی هست که علمی نباشد؟، هدف واقعی موسیقی چیست؟، نقش آداب و رسوم (نژادی، قومی، اجتماعی، تربیتی، تلفیقی، فرهنگی و …) در درک زیبایی و حساسیت نسبت به آن چقدر است؟، کمال موسیقی در چیست؟ و بسیاری سوآلات دیگر.
درباره دنیای موسیقی که ایلامیان داشته‌اند این سوآلات را می توان مطرح کرد که نقش آداب و رسوم در این دوره برای زیبا جلوه تر دادن هنر و موسیقی تا چه حد بوده است، موسیقی در این دوره به قول بسیاری از مردم مرحمی بر دل ریش افراد بوده یا فقط برای گذران وقت بوده یا ابزاری در دست حاکمان تا از قدرت موسیقی برای تاثیر گذاری بر روان مردم استفاده کنند.
در نظر ایلامیان تا زمانی که مردم و حتی پادشاهان در نور زمین حرکت می کنند، وفاداری آنان متوجه خدای خورشید است اما هنگامی که به قلمرو سایه ها فرو می روند رعایای این شوشیناک که قاضی مردگان است به حساب می آیند.(حیدرپور، 1381: 129)
فیثاغورثیان معتقد بودند هر چیز در عالم پایین، متاثر از عالم بالاست و نغمه های موسیقی با گردش افلاک و برجهای دوازده گانه ارتباط دارند. حرکت افلاک و سیاره ها دارای نظم و حساب ویژه ای است و از هماهنگی و هارمونی ویژه ای پیروی می کند. از این حرکات هماهنگ، اصوات زیبا و دلنگیزی تولید می شود که فقط انسانهای خاصی که دارای روح بسیار لطیف و منزه هستند، می توانند آنها را بشنوند. گفته می شود نخستین بار هرمس بود که این نغمات آسمانی را شنید و بر اساس آن، علم و هنر موسیقی را پدید آورد و بعد از او فیثاغورث بود که به تکمیل و تدوین موسیقی پرداخت.(قدرتی و رحیمیان، 1388: 56)
در اینجا به استفاده ابزاری از موسیقی برای بهتر اجرا کردن مراسمات مذهبی دوره ایلام می پردازیم. قدیمی ترین منبعی که از چگونگی اجرای مراسم نیایش همراه با نواختن موسیقی در ایلام در دست داریم، اثر مهری است مربوط به هزاره سوم ق.م که از شوش بدست آمده است. نقش این اثر مهر تصویر یک خدای ایلامی را (شاه کاهن) بر روی یک تخت روان که بر دوش چند نفر حمل می شود نشان داده است. جلوی تخت روان فوق یک نوازنده با آلت موسیقی خود ایستاده است. و افراد دیگری در حال حمل اشیاء سمبولیک و نمادین هستند.(Hintz; 1964; fig 17) علاوه بر نقش فوق با مراجعه به متون ایلامی معلوم می شود که کوتیک اینشوشیناک پادشاه اوان (حدود 1200 ق.م) نوازندگانی را استخدام کرده بود تا در جلوی دروازه های اصلی معبد اینشوشیناک (خدای شوش) ، شبها و روزها مشغول نواختن موزیک باشند. همچنین در اواسط قرن هشتم ق.م در نقش برجسته هانی حاکم آیاپیر (ایذه) در منطقه کول فره، به نقش نوازنده ها برمی خوریم، در این نقش برجسته سه نوازنده با آلات موسیقی خود، چنگ بربط و فلوت دیده می شوند.(هینتس، 1371: 68) در تعدادی از مهرهای دیگر نیز می توانیم اجرای موسیقی را در مراسم مذهبی ببینیم. موسیقی هنری است که به مرور زمان و در دوره های مختلف رشد کرده است. مذهب به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد و رشد موسیقی محسوب می شود و معبد که متصدی امور مذهبی است، تأثیر مستقیمی در شکوفیی این هنر داشته است. استخدام چند نفر نوازند جهت اجرای برنامه های موسیقی توسط کوتیک اینشوشیناک خود دلیلی بر اهمیت اجرای موسیقی در مراسم مذهبی است. بالطبع هنری که تا این حد در نزد پادشاه اهمیت دارد نه تنها حفظ شده بلکه به مرور باعث غنی شدن محتوای اصلی آن نیز میگردد.
نهآآ«ایاباتلنتینی4-3- نوازندگان مرد و زن در آثار ایلامی
در ایران در آغاز هزاره هفتم پیش از میلاد پیکره های انسان ریخت از جارمو و سراب بدست آمده اند و با ورود به دوره نوسنگی هزاره هشتم تا هزاره ششم، اولین ظهور و نشان پیکرک های انسان ریخت بویژه مادینه در چهار محوطه نوسنگی مانند گنج دره، سراب، زاغه و حاجی فیروز آغاز می شود. در دوره ایلام، از ابتدای هزاره دوم تا انتهای ایلام میانه 3 (1200 تا 1100 ق. م) پیکره های سفالین انسانی که به پیکرک های مردمی شهره شده اند جلوه های گوناگون از اعتقادات و خرافه های آن روزگار را به صور گوناگونی به شکل ماده پیکرک های برهنه که سینه های خود را نگه داشته‌اند، ماده پیکرک های برهنه یا ملبس که دستان خود را را روی شکمشان گره کرده اند، ماده پیکرک هایی به حالت ایستاده یا نشسته، که در آغوش آنها نوزادی در حال مکیدن شیر است. دوران سوکل مخ و ایلام میانی (1100-1900 ق.م) در تمدن ایلام عمدتا با پیکرک های زنان برهنه مواجه هستیم.
پیکرک مردان نیز در این دوره به وفور یافت شده است. این پیکرک ها به نظر روحانیانی بودند که بصورت نوازندگان، و یا افرادی که با رداهای بلند و غالبا با تاجی نوک تیز همراه با بزغاله ای دیده می شوند. نوع دیگر این پیکرک ها مردانی هستند که شیئی یا پیشکشی در دست خود گرفته اند. اما پیکرک مردان برهنه بسیار نادر است.(Spycket, 1992, p.129.)

تصویر 4-15: نمونه پیکرکهای زن با تناسب متفاوت
برهنه بودن پیکرک ها
بطور کلی در شرق نزدیک در دوران باستان ما با سه نوع برهنگی روبرو هستیم: 1-برهنگی ای که نشانه اسارت است 2- برهنگی ای که نشانه مرگ است 3- برهنگی ای که نشانگر تقدس مذهبی است.
برهنگی ناشی از اسارت را در نقش برجسته های متعددی چون نقش برجسته صخره ای آنوبانی نی، پادشاه لولوبی در سر پل ذهاب، و نقش برجسته سنگ یادبود دوره اکدی که تمام جزئیات بدن برهنه اسرا با دقت خاصی حجاری شده است.(مورتگارت، 1377: 94)

تصویر 4-16و 4-17: قطعه ای از سنگ یادبود دیورتی از شوش، ارتفاع 46 نگارکند سنگ یادبود آکادی
(مورتگارت، 1377)
برهنگی ناشی از تقدس مذهبی را می توانیم در «جام وارکا»، لوح نذری سنگ آهک از تلّو، «لوح شیت شمش»، مجسمه پی بنا، «برمهرهای ایلامی و نیز تعدادی اشیاء کوچک تزئینی از لایه های متعلق به دوره های شوش D به بعد تا پیش از تاسیس امپراطوری اکد، بر مهر اشپوم، فرماندار اشپوم حدود 2265ق.م در زمان سلطنت« مانیشتوسو»، که کاهنان برهنه را که اکثرا کلاه شاخدار دارند و در مواردی سربندی به شکل مار به دور سر بسته اند، نقش کنده بر روی قیر طبیعی که کاهنان برهنه را با یک بره قربانی که گرداگرد سرش جفتی مار حلقه زده اند، مشاهده کنیم».(مجیدزاده، 1370: 55)

تصویر 4-18: نقش برجسته از سنگ آهک از تلّو، ارتفاع 17 سانتیمتر، موزه لوور
(مورتگارت، 1377)

تصویر 4-19: پیکرک زنی به حالت ایستاده در حال شیر دادن به نوزادش( اسپیکت، 1992)
نر پیکرک هایی برهنه، ریشدار یا بدون ریش، مودار یا تاس، که در حال نواختن سازی مانند سه تار( موسوم به عود نواز) هستند و پاهای نیمه خمیده آنها نشان از تحرک و رقص آنها دارد و گاهی بر روی دوش آنها بچه ای یا میمونی دیده می شود، نر پیکرک هایی ملبس که با آرامش ایستاده و در حال نواختن سازی هستند یا اینکه شیئی یا پیش کشی را در دست خود گرفته اند، تخته خوابکهای چهارپایه، با جفتی هم آغوش، مادینه ای برهنه درازکشیده، یا بستر خالی و… را به نمایش می گذاشتند.
در دوره ایلام هنرمند سفالگر-پیکرک ساز به تأسی از شیوه نسلهای گذشته، گل رس را تصفیه و پالایش کرده و بعد ریزدانه های سنگی که عمدتا کوچکتر از یک میلیمتر بود و رنگ تیره داشت را بعنوان آمیزه (ماده چسبانده) به ماده اصلی ساخت، اضافه می کرد و سپس با ورز دادن گل و خارج کردن هوای مخلوط آن را برای قالب گیری آماده می ساخت. پوشش پیکرک از نوع ماده اصلی ساخت پیکرک نبود. آنها از عناصر معدنی خاص (شناخت این ماده مستلزم تحقیق آزمایشگاهی است) که بسیار ریزدانه تر و پالایش شده تر بود برای ساخت پوشش استفاده می کردند و بندرت در بافت پوشش پیکرک، آمیزه های هسته ظاهر می شوند. ماده پوشش بعد از مرحله پخت نخودی رنگ می شد و ماده اصلی که قسمت اعظم پیکرک را تشکیل می داد و هسته پیکرک محسوب می شد در طیفی از رنگ قرمز قرار می گرفت.
در هسته برخی از پیکرک ها ندرتا تک آمیزه های گیاهی دیده می شود که ظاهرا به صورت عمدی نبوده است. ونمی توان آنها را بعنوان نوع دیگری از آمیزه قلمداد کرد.(Spycket, 1992, p .157.)
قالبهای یک رویه در انتهای هزاره سوم پ. م ظاهر شدند و چنان با موفقیت توأم بودند که از آن پس تکنیک واقع گرایانه جای خود را به قالبهای دستی داد. نخستین قالبها کم ژرفا بوده و بصورت دستی-قالبی ساخته می شدند. گل از اطراف محیط مرئی(نیمرخ) پیکرک بریده می شد و پشت آن به گونه ای با دست شکل داده می شد که شمایی تندیس گون به آن می داد. اما طولی نکشید که پشت پیکرکها تخت شده و گل در اطراف محیط مرئی (نیمرخ) باقی ماند. بدینسان پیکرکهای پلاک (تخت) بوجود آمدند و از آغاز هزاره دوم فراگیر شدند.(Spycket, 1999, p. 184.) این شیوه جدید در ساختن نقوش برجسته در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد در بین‌النهرین که به دوران ایسین-لارسا]1800-2020 ق.م[ معروف است رواج یافت.(مجیدزاده، 1370: 72)

تصویر4-20: تصویر چپ پیکرک قالبگیری شده توسط باستان شناسان، و تصویر راست قالب آن که توسط لفتوس کشف شده ارتفاع 9/9cm( مجیدزاده، 1370: 75)

شیوه قالبگیری به این گونه بود که نخست در سطح قطعه سنگی سطح نقش مورد نظر را به شیوه مهر سازی حکاکی می کردند، آنگاه مقداری گل رس ورزیده را در بخش کار شده سنگ قرار می دادند و با کمک انگشتان دست آن را در محدوده گود شده می فشردند. سپس گل را که یک روی آن مسطح و روی دیگر آن به صورت نقش برجسته در آمده بود از سطح سنگ جدا می ساختند و آن را در کوره می پختند .(مجیدزاده، 1370: 72) پژوهشگران فرهنگ و تمدن ایلام بر این باورند که انسان پیکرکهای سفالین- قالبی ایلامی به سبب ویژگی هایی چون: کثرت، مضمون و موضوع، ماده سازنده یعنی گل و کوچکی ابعاد و اندازه، ارتباط غیر قابل کتمانی با فرهنگ مردمان ایلامی داشته‌اند و به همین دلیل به پیکرک های مردمی مشهورند. Spycket, 1992, p.138- 246.))

تصویر 4-21: پیکرک و قالب آن، حدود 40 پیکرک مشابه در نزدیکی یک کوره سفال پزی در 1933 توسط مکنم کشف شد.

پیکرک سازی با خصوصیات مشابه، در فرهنگ‌های عصر نوسنگی از هزاره هشتم و هزاره هفتم در آسیای صغیر در تپه های باستانی چون: چای اونو چاتال هویوک، حاجیلار، آغاز و تا دوره نوسنگی جدید ادامه یافت. اما در بین‌النهرین ساخت پیکرک های مادینه عموما از دوره نوسنگی با حالت های مسبک و غیر مسبک در فرهنگ‌های جارمو، متارا و حسونا و حلف آغاز شد و در دوره عبید به حالت منقوش درآمد که این روند در دوره آکاد به صورت پیکرکهایی با استفاده از قالب های یک رویه در می

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد نقش برجسته، موزه ملی، نظریه اعداد Next Entries منابع مقاله درمورد نقش برجسته، دوران باستان، سازهای بادی