منابع مقاله درمورد نظام سرمایه داری، رشد جمعیت، فقه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

اولین نظریه در بحث جمعیت شناسی، دیدگاه طرفداران افزایش جمعیت است. طرفداران این نظریه ضمن بیان عقیده خود سعی نموده اند تا به دلایلی نیز برای اثبات عقیده خویش تمسک نمایند که در ادامه، این عقیده به تفصیل بیان خواهد شد.
گاهی اینطور گفته می شود که این نظریه بیشتر در قدیم الایام طرفدارانی داشته است و طرفداران آن با توجه به اینکه قدرت یک قوم را به واسطه کثرت جمعیت آن می پنداشتند، با تحدید نسل، مخالف و از افزایش جمعیت یک قوم و یا یک کشور، جانبداری می کردند به عنوان مثال در جهت حمایت از افزایش جمعیت مقرراتی وضع می نمودند که طبق آن به پدرانی که سه فرزند داشتند قطعه زمینی اهدا می شده است و یا خانواده های پر جمعیت از مالیات معاف می شده اند.15
طرفداران این نظریه با عنوان کردن اینکه امکانات کره زمین برای تغذیه تعداد بسیار زیادی، به مراتب بیشتر از آنچه که اکنون موجود است کافی می باشد، به انتقاداتی که در خصوص افزایش جمعیت بدون توجه به امکانات و شرایط، بیان می گردید، توجهی نمی نمودند.16 به عنوان مثال یکی از مخالفین تحدید موالید و کاهش جمعیت چنین اعتقاد داشته است که زمین قادر است با استفاده از تکنولوژی تا نُه میلیارد انسان را تغذیه کند.
ریشه عمده این تفکر در فضای خاص گذشته تاریخ است که قدرت یک قوم را در کثرت جمعیت که طبیعتاً به کثرت سپاه و نیروی کار و بالطبع آبادانی و عظمت سیاسی و اقتصادی آن قوم می انجامید، تعریف می کرده اند.حقیقتی که در زمان خود مسلم بوده و قابل انکار نیست بلکه در زمان حاضر نیز، هنوز رنگ و بوی این حقیقت باقی است و جوامع و اقوام و پیروان مذاهب به واسطه کثرت جمعیت دارای حوزه های قدرتمندتری از سلطه و نفوذ می باشند. از این رو نمی توان از این واقعیت چشم پوشی نمود که کثرت جمعیت برای یک گروه تا حدود بسیاری قدرت سیاسی و اقتصادی و مهمتر از اینها، اقتدار فرهنگی را در پی دارد و حتی می توان مدعی شد که در هر حال کثرت جمعیت اقتضای اقتدار را داراست و اگر چنین اقتداری به فعلیت نمی رسد به واسطه موانعی است که در رابطه با فقر و تهیدستی گریبانگیر جوامع می باشد و شاید بتوان گفت به همین دلیل است که خداوند در آیه شریفه “وَ یُمدِدکُم بِأَموالٍ و بنینَ”17، اولاد را در کنار اموال، از جمله مصادیق مدد الهی برمی شمارد.18
بنابراین طبق این نظریه، اعمال سیاست افزایش جمعیت به صورت مطلق، از سوی دولتها برای حفظ کیان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امری لازم و ضروری بوده و اساساً اصل، در سیاستهای جمعیتی باید بر محور افزایش موالید قرار بگیرد.
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگری وجود دارد که در جهت مقابل این نظریه قرار می گیرد. کاهش جمعیت، عقیده ای دیگر در باب نظریه های جمعیتی است که در ادامه بیان خواهد شد.
2-2)نظریه کاهش جمعیت
بیان یک نکته در معرفی این نظریه لازم به نظر می رسد و آن این است که در کتابهای جمعیت شناسی عموماً از این نظریه با عنوان “مخالفین افزایش جمعیت” نام برده می شود در حالیکه بهتر آن است که در نامگذاری این دیدگاه از عنوان، “موافقین کاهش جمعیت” استفاده گردد زیرا از مخالفین افزایش جمعیت، می توان، طرفداران نظریه “جمعیت ثابت” و “جمعیت متناسب و مطلوب” هم نام برد در صورتیکه در هیچکدام از آنها تاکیدی بر کاهش موالید نیست بخصوص در نظریه جمعیت مطلوب، اما این نظریه ـ کاهش جمعیت ـ در صدد اثبات مطلوبیت کاهش جمعیت و تحدید موالید می باشد.
پیدایش این نظریه در حدود دو قرن پیش می باشد.از آنجا که قرن هجدهم و نوزدهم، قرون رونق اندیشه های نظام ضد سرمایه داری در اروپا بوده است و مکاتبی از قبیل آنارشیسم و سوسیالیسم در برابر اندیشه های نظام سرمایه داری به وجود آمدند.
از این رو می توان گفت یکی از مهمترین عللی که همواره باعث رونق بازار این گونه مکاتب اجتماعی ـ سیاسی گردید، فقر روز افزون جوامع آن روز اروپا بوده است. بنابراین از زمانی که سوسیالیستها در اروپا عقاید خویش را مطرح کردند و فقر را ناشی از توزیع نابرابر ثروت دانستند، نظام سرمایه داری هم در مقام پاسخگویی به روش های مختلفی متوسل گردید و در برابر موج فراگیر سوسیالیسم که به وضوح پایه های کاپیتالیسم را تضعیف کرده بود، به جوابگویی تئوریک روی آورد.
یکی از عقایدی که در این میان مطرح شد و موافقین بسیاری یافت و عمده تلاش خود را به نفی رابطه فقر و توزیع نابرابر ثروت معطوف کرد، نظریه فردی انگلیسی به نام توماس رابرت مالتوس 1766م بود که در گذر زمان توسط خود وی و طرفدارانش پرورده شد. وی به وضوح فقر را ناشی از کثرت جمعیت می دانست و بالطبع مبارزه با فقر را در مخالفت با ازدیاد نسل منحصر می گردانید.19
از آنجایی که مباحث جمعیت شناسی بخصوص عقیده کاهش جمعیت، نوعاً با آراء و عقاید مالتوس همراه است و مجموعه ای در این علم نگاشته نمی شود مگر آنکه آرای او را مطرح سازد، برخی مخالفین تحدید نسل، همه کسانی که در موافقت با آن سخن گفته اند را مالتوس گرایان نام نهاده اند.20
جهت آشنایی بیشتر با فضای بحث، ضروری است تا این دیدگاه به شکل تفصیلی بیان گردد.
توماس رابرت مالتوس با انتشار کتابی به نام “رساله ای در باب اصول جمعیت” افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد.وی ادعا کرد رشد جمعیت با تصاعد هندسی است ولی افزایش تولیدات و محصولات غذایی با تصاعد عددی است.بنابراین آهنگ رشد جمعیت سریعتر از آهنگ افزایش تولیدات و محصولات است، از این جهت باید برای جلوگیری از ازدیاد نسل فکری شود. آهنگ رشد جمعیت با تصاعد هندسی است یعنی رقم بعدی دو برابر رقم قبلی می شود به این ترتیب که یک نفر می شود دو تا، دو تا می شود چهار تا، چهارتا می شود هشت تا و به همین ترتیب جمعیت رشد می کند.
اما افزایش تولیدات و محصولات به صورت تصاعد عددی است به این معنا که در هر مرتبه، یک عدد معین به عدد قبلی افزوده می شود مثلاً دو می شود چهار، چهار می شود شش، شش می شود هشت و به همین ترتیب ادامه می یابد.
وی معتقد بود، اگر فکری برای جلوگیری از ازدیاد نسل نشود، خطرات بزرگی برای جامعه پیش می آید و تولیدات جوابگوی جمعیت نیست، لذا باید جلو افزایش نسل گرفته شود.21
البته ایشان با راههایی نظیر سقط جنین و یا آزادی جنسی خارج از زناشویی و یا همجنس بازی نیز به صراحت مخالفت می ورزید، روی همین حساب، الزام اخلاقی قبل از ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را جهت کاهش موالید پیشنهاد می نمود.وی همچنین معتقد بود جامعه نباید به افراد فقیر کمک کند، تا در اثر سختی معیشت، ایشان کمتر دارای فرزند شوند. لکن در گذر زمان گروهی که به نام مالتوسی های جدید نامیده می شوند از این مرحله فراتر رفته و برای جلوگیری از تکثیر جمعیت خود را پای بند هیچ معیار اخلاقی نمی دانند.22
با توجه به موقعیت زمانی دوران متفکرانی چون مالتوس، طبیعی است که خاستگاه این چنین عقایدی، حفظ نظام سرمایه داری و جلوگیری از روند سقوط این نظام می باشد.زیرا آنچه که وی و همفکرانش به آن معتقدند می تواند درآمد سرانه ملی یک کشور را افزایش داده و دست حاکمیت سیاسی را در کاهش فقر باز نماید. اما با نگاهی جهانی به این مساله به سهولت دانسته می شود که بدون توجه به توزیع برابر و عادلانه ثروت، فقر جهانی صرفاً با جلوگیری از کثرت جمعیت از بین نمی رود، هر چند روند شتابان فقر را کُند می سازد.23
بنابراین می توان گفت اگر نظریه کاهش میزان موالید در جوامع تنها متکی بر عقیده مبارزه با فقر باشد با اندک تاملی بنیانهای این عقیده فرو خواهد ریخت و اعتبار خود را از دست خواهد داد زیرا فقر در جامعه معلول علتهای فراوانی است که یکی از آنها می تواند رشد بی رویه و بی حساب و کتاب جمعیت باشد.
در کنار این نظریه، دیدگاه دیگری نیز در خصوص جمعیت وجود دارد که از آن تعبیر به “جمعیت ثابت” می گردد در ادامه ابعاد این نظریه به روشنی بیان خواهد شد.
2-3)نظریه جمعیت ثابت
مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت، “توقف و ثبات” جمعیت است. در این نظریه مفاهیم “ثبات” و “توقف” یا “رکود” جمعیت را مترادف یکدیگر می گیرند و مفهوم “رکود” یا “توقف” جمعیتی را از آنها مراد می کنند. طرفداران این نظریه، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه با کاهش آن، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیتی به “حد کافی” رسید، دیگر نباید دچار نوسان شده و در جانب افزایش یا کاهش موالید حرکت نماید. زیرا که دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را بر هم می زند.گفته شده اصطلاح “حد کافی” در این نظریه، از کلام سقراط که آن را در “اعتدال” جمعیت جستجو می کردگرفته شده و به کار رفته است.
طرفداران این نظریه در پی اثبات عقیده خویش چنین استدلال می نمایند، که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند: 1ـ افزایش جمعیت 2ـ افزایش آسایش و رفاه افراد 3ـ افزایش میزان مصرف 4ـ پس انداز، بنابراین اگر جامعه ای اندیشه افزایش جمعیت را کنار گذارد، می تواند همه امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه و یا پس انداز و سرمایه گذاری امکانات موجود اختصاص دهد.24
از دیدگاه اندیشمندان این نظریه، ثبات جمعیت می تواند آثار مثبتی در جامعه به دنبال داشته باشد و اگر جمعیت در حد کمال خود به ثبات برسد، اثرات بازده نزولی دیگر وجود نخواهد داشت، به عنوان نمونه، سهم سرانه زمین افزایش پیدا خواهد کرد، اما ساعات کاری کاهش یافته و اوقات فراغت بیشتر خواهد شد و در جامعه تعادل و توازنی همه جانبه حاکم می گردد.
این نظریه نیز از جانب مخالفان آن، با انتقادهای شدیدی مواجه شد از جمله آنکه، سکون و ثبات جمعیت، عدم تحول و رکود جامعه را به دنبال خواد داشت و سبب افزایش جمعیت سالخورده و از کار افتاده می گردد.گذشته از آن، تعیین “حدکافی” جمعیت، غیر ممکن خواهد بود زیرا که اولاً تعیین حد و مرز آن امر مشکلی است ثانیاً اگر مراد از حد کافی، “حد مطلوب” جمعیت باشد در این صورت این نظریه با نظریه جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.25
همانطور که مشخص می گردد این نظریه نیز توان لازم برای پاسخگویی به سوالات و انتقادات مطروحه از جانب مخالفان خود را نداشته و استقامت خود را در برابر انتقادات از دست می دهد.
در پایان نظریه دیگری نیز با عنوان “جمعیت متناسب و مطلوب” وجود دارد که در ادامه به بیان این نظریه پرداخته خواهد شد.
2-4)نظریه جمعیت متناسب و مطلوب
طبق این نظریه، مطلوبترین میزان تراکم جمعیتی که می تواند بیشترین محصول فردی را ایجاد نماید، حد مطلوب برای جمعیت ـ متناسب با اوضاع و شرایط موجودـ شناخته می شود.26 این نظریه در حقیقت آمیخته ای از نظریه های قبل است و در شرایط متفاوت، احکام متفاوتی صادر می نماید.اگر در جامعه ای فقر شدیدی حاصل شد می توان جمعیت را کم نمود و اگر قدرت سیاسی قومی خاص به واسطه قلّت جمعیت رو به ضعف نهاد، می توان حکم به تکثیر جمعیت کرد.
به عبارت بهتر، در این قول نه کثرت و نه قلّت جمعیت هیچکدام مستقلاً اصالت ندارند و در واقع این دو، مفهومی نسبی خواهند بود که تابع متغیرهای دیگری هستند. اگر این قول را از دیدگاه فقهی تفسیر کنیم، کثرت و قلّت جمعیت فاقد حکم مستقلی می باشند و با قرار گرفتن تحت عناوین دیگر دارای احکام شرعی می شوند و فی حد نفسه یا مطابق عقیده مرحوم شهید صدر از موارد منطقة الفراغ می باشند و یا اگر بپذیریم که هر مساله ای در عالم دارای حکمی از احکام خمسه تکلیفیه است، مباح شمرده می شوند.27
تقریباً می توان گفت این نظریه با مشکلات کمتری مواجه بوده و به راحتی مورد پذیرش قرار می گیرد هر چند که انتقاداتی نیز بر آن وارد است از جمله اینکه در مفاهیم نسبی تعیین حد مطلوب کار دشواری خواهد بود.
پس از بیان نظریه های جمعیتی، نیاز است تا این نظریات از دیدگاه فقه اسلامی نیز طرح و بررسی گردد که در ادامه به این مطلب پرداخته خواهد شد.
3-بررسی نظریه های جمعیت شناسی از منظر فقه اسلامی
درباره دیدگاه اسلام در خصوص جمعیت، دو عقیده کلی وجود دارد. برخی معتقدند اسلام به این مسئله یک دیدگاه کاملاً کمی داشته و آنچه در این خصوص مورد نظر

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد روابط اجتماعی، نظام اجتماعی، جمعیت شناختی Next Entries منابع مقاله درمورد سیاست های جمعیتی، فقه اسلامی، ساختار اجتماعی