منابع مقاله درمورد معماری ایران، معماری ایرانی، جامعه ایرانی، دوران پهلوی

دانلود پایان نامه ارشد

بیش از هر دوره دیگری کالبد معماری ایران تغییر کرده است .اما به علت سرعت ورود مکاتب و اندیشه ها به عرصه معماری فرصتی برای غربالگری و گزینشی عمل کردن در جامعه معماران یا پیدا نشد یا توجه لازم مبذول نگشت تا جایی که پیدا کردن رابطه ای منطقی میان محصول این اندیشه ها کاری سخت و دشوار مینماید .از دیگر سو عدم تعلق این اندیشه ها به ساحت فکری انسان ایرانی و متاسفانه برخورد سهل انگارانه با این موضوع خود باعث از دست رفتن منطق در طول معماری ایران شده است به شکلی که گاه بعضی بنا ها به هوس یک شب کارفرمایان می مانند .
این گونه به نظر میرسد که نیاز به تعریف یک رویکرد با حساسیت هایی که برای جامعه ایرانی محترم شمرده میشود و از دیگر سو پاسخی به دلبستگی های تاریخی این مردمان باشد در معماری ایرانی به شدت احساس میشود چنان که بتواند با ایجاد گفتمان میان معماری ایرانی و معماری هایی که با او لبه مشترک دارند به یک فهم واحد از موضوع رسید واز دیگر سو با وا کاوی و تحلیل نمونه های وطنی گذشته و استخراج مبانی مشترک در طراحی به ایده هایی مناسب برای شروع طراحی با ویژگی های ایرانی رسید
برای نمونه الگویی مانند حیاط مرکزی علاوه بر اینکه یک الگو برای سازماندهی فضایی است و نوعی دسته بندی فضایی با توجه به سلسله دسترسی به حیاط را ایجاد میکند وهم زمان با آن به علت ویژگی های هندسی احکامی برای طراحی را برای معمار تبیین میکند واز دیگر سو خدمات اقلیمی در اقلیم های مختلف به فراخور ویژگی ها ی اقلیمی خود میدهد اما شاید محض ترین ویژگی حیاط مرکزی شفافیت و فضای هندسی آن است که در تمام ادوار و در تمام اقلیم ها مشترک است و سعی در حفظ آن صورت گرفته است
هویت و امتداد فرهنگی هر کشور از مهم ترین مسایل آن کشور است که چرایی و چیستی او را برایش تعریف میکند اگر برونداد هنری هر جامعه را محصول و معلول هویت آن جامعه بدانیم در سده های گذشته این امتداد فرهنگی رادر این مرزو بوم به وضوح میشد لمس کرد به نوعی که مکاتب هنری که خود از عرفان یا فلسفه ایرانی اسلامی سیراب میشدند هنر ها را نیز در دامان خود پرورش میدادند به طور مثال در مکتب هرات یا شیراز یا اصفهان ،خط ، نقاشی ، معماری و…نه تنها از هم بی نصیب نیستند بلکه بی نسبت هم نیستند و همه اعضای یک تن واحدند و خود را وامدار آن حکمت واحد مستتر در کنه مکتب میدانند.
از دیگر سو توجه به این مهم که عرصه معماری غالبا در تمامی اعصار با بیشترین تاخیر زمانی به نهضت ها و جنبش های فکری پیشرو دنیا پیوسته و اساسا کمتر نهضت و یا مشرب فکری از معماری آغاز گشته است اما به واسطه عمر طولانی اثر و مقاومت آثار معماری نسبت به آسیب های روزگار پایا ترین نمود هر منش فکریست که پا به عرصه وجود میگذارد ،تاثیر یک اثر معماری به علت عمر یک صد ساله یا بیشترش و به علت اینکه مدام در حال عرضه شدن است بیشتر از یک تابلو نقاشی است !
اما در صد سال اخیر با تحولاتی که رخ داد این پیوستگی جای خود را به گسست داد و نسبتهای جدیدی تعریف شد(بر نگارنده مستتر نیست که صده ی اخیر با مختصات جدید فرهنگی نیازمند تعریف روابط جدید بود اما برخورد قهری با فرهنگ خودی و معتبر دانستن چالشی که چالش جامعه ایرانی نبود جای پرسش است ) رقت بار آن است که در سرزمینی چون ایران نه تنها تلاشی شایسته در حفظ ارزشهای هنری گذشته صورت نگرفت بلکه ارزشهای غیر وطنی به بهانه تجدد خواهی نسبت به آنچه مربوط به این مرز و بوم بود رجحان یافت .و حتی تلاش هایی که از سر دلسوزی برای به وجود آمدن سبکهاو روشها و نهضت ها با کیفیت های گوناگون صورت گرفت مورد بی مهری واقع شد و حمایت لازم صورت نگرفت .
این در حالی است که نیاز به الگوهای ایدری به وضوح در هر جامعه غیر قابل انکار است چنان که وجود الگویی مطابق با مختصات فرهنگ بومی و ایجاد زمینه برای ایجاد آثاری با حساسیت های ایرانی اسلامی موجب بارور تر شدن بدنه فرهنگ این مرز و بوم گشته و به غنای فرهنگی آن می افزاید .
در اواخر دوران قاجار و پس از سفر سلاطین به اروپا وبا دیدن پایتختهای مهم دنیا و خود به خود مقایسه هایی که انجام میشد و از طرفی با اصلاح ساختار سیاسی کشور ونیاز به ساخت بنا های جدید برای ارگانها و نهاد های جدید نیاز به ساختمان سازی با دیدی کلان تر احساس شد این امر منجر شد تا با بنیه موجود تلاش هایی برای ساخت و ساز به شکلی جدید رخ دهد که نهایتا منجر به سبک تهران شد (به علت این که بیشتر ساختو ساز در این دوره در تهران رخ داد سبک تهران را به این اسم میشناسند )که پس از مدتی در پاره ای از اوقات دچار ابتذال نیز شد برای مثال با ورود تصاویر از اروپا به ایران در معماری ایران نوعی از معماری تحت عنوان معماری کارت پستالی شکل گرفت که در واقع تقلیدی صرف از نما ها و بدنه های طراحی شده در اروپا بود و تنها به امر سلطان یک نما یا یک پرسپکتیو از یک کارت پستال تقلید میشد که هیچ ارتباطی با جریان معماری موجود نداشت پس از آن با به پایان رسیدن دوره قاجارو شروع دوران پهلوی و با مواجهه اولیه معماری ایرانی با معماری جهان و تربیت معمارانی که از فرنگ بازگشته بودند و یا تجاربی از فرنگ داشتند و از طرفی با ورود مصالح جدید چون فولاد و بتن به شکل انبوه باعث شد تا عرصه معماری شاهد رویش هایی جدید در سطح خود باشد که گاه آمیخته با تکرار گذشته در لوای سبک نئوکلاسیک و کلاسیک و یا اکلکتیزم بود این نوع نگرش را به وضوح در طراحی هایی که در دوران پهلوی اول برای احیای غرور ملی بر باد رفته ایرانیان انجام شد می توان دید نمونه هایی که قصد تکرار شکوه معماری پیش از دوران اسلامی را داشتند .اگرچه هنوز رابطه ای معنا دار را در بین معماری این دوره با معماری پیشینیان قابل درک است اما میتوان ویژگی اساسی آن را این گونه برشمرد :معماری با پلان ایرانی و تزیینات غیر ایرانی این نوع معماری در امتداد سبک تهران رواج پیدا کرد تا جایی که به پختگی رسید .
پس از این دوره معماری ایران در دوره پهلوی دوم رنگ و روی تازه ای به خود گرفت و تغییر کرد معماری که به بنا های فاخر با ویژگی های ایران باستان توجه داشت و گاه با تزیینات غیر وطنی آمود میشد تغییر شکل داد و به سمتی نو حرکت کرد تا حدودی تماس جامعه ایرانی به معماری روز دنیا و نسل جدید معماران که اینک دیگر در دانشکده هایی با الگوی بوزار پاریس تربیت میشدند جریای از معماری را به وجود آوردند که در آن پلان ها غیر ایرانی بود اما آمود و تزیینات بروی آن رنگ بوی ایرانی داشت . پس از این دوران میتوان شاهد یک خط سیر در معماری ایران بودکه در دهه های 30 ،40 و50 منجر به طراحی و ساخت بناهایی شد که میتوان جریان بالای دست آن را سبک ملی نامید که با نظر به معماری بومی و بیشتر ساختمانهای عمومی با کاربری فرهنگی ویا مقبره ها را شامل میشد .اما با پیروزی انقلاب اسلامی و مهاجرت بخشی از این معماران از ایران و پس از آن عدم ثبات اقتصادی و در ادامه آن هشت سال دفاع مقدس و ویرانی های حاصل از آن به ناچار و با توجه به نیاز به ساخت و ساز سرعت ساخت و ساز افزایش یافت اما متاسفانه توجه لازم به کیفیت ساخت و سازها مبذول نشد تداوم این بی توجهی ها موجب شد تا اندک رمقی هم که در کالبد معماری ما باقی مانده بود از آن رخت بربندد و متاسفانه امروزه پرسش از چیستی معماری ما از مهمترین پرسشهای پیش روی معمار ایرانی باشد
3-2- اهمیت طرح مسئله
اهمیت طرح چنین مسئله ای اینجا رخ مینماید که تقریبا از آن زمان که ذهن نو اندیشان و دگر اندیشان جامعه ایرانی خود را در در میانه ی نزاع سنت و تجدد یا به تعبیر این پژوهش بنیادگرایی . نو بنیادی یافتند مدام سعی در طرح این منازعه بودند و تلاشی مداوم را برای ارائه تحلیل هایی پیرامون این مسئله می توان یافت اما آنچه اهمیت دارد این است که نزدیک به یک قرن است که جامعه نو اندیش و یا دگر اندیش ما توانایی طرح و تحلیل این مسئله را به عنوان یک مسئله قابل حل را نداشته است و اصولا یا راه حلی برای آن قرار نداده است یا توانایی تبدیل این مسئله را به عنوان یه مسئله قابل حل نداشته است چنان که گاه می توان گمان بد برد و اینگونه گفت که جامعه پیشتاز ما عقیم شده است و قابلیت زایشی که تبدیل به یک جریان شود را ندارد اگرچه گاه در بعضی از مواقع شاهد تولد راه حلهایی بوده ایم، اما به واسطه اینکه عمر این راه حل ها طولانی نیستند و از طرفی نهایتا منجر به یک جریان قوی در معماری ما نشده اند نمی توان به صورت تعمیم پذیر در باره ی آنها بحث کردو آنها در همان شرایط تاریخی و جغرافیایی خود محصور باقی میمانند .
در کشوری با پیشینه تاریخی چون ایران که تجربه گذراندن بحرانهایی از این دشوار تر را دارد این پرسش ایجاد می شود که چرا تا کنون بر سر چنین دوراهی باقی مانده است آیا توان عبور از بحرانی این چنینی را نداشته یا تصمیم بر این بوده است ؟آنچه مسلم است باقی ماندن در بحرانی مانند دوگانه بنیاد گرایی و نوبنیادی نمیتواند به عنوان یک انتخاب مطرح شود چرا که بلا تکلیفی و بی موضع بودن در نهایت موجب رفتار دوگانه و پس از آن موجب خنثی شدن اعمال به وسیله خودشان میشود .از طرفی چنین مسئله ای و چنین مدلی در دنیا چندین بار تکرار شده است و به نظر غیر قابل حل نمیرسد معاصر با مرود تفکرات مدرن به ایران کشور هایی مانند ژاپن ،ترکیه ،هند و… هم با چنین مشکلاتی روبرو بوده اند اما دوره گذار آنها تا این حد طولانی نبوده است و البته انتخاب هایی به مراتب بهتر داشته اند برای نمونه در هند با ورود اتومبیل بجای اینکه تصمیم به تخریب بافتهای تاریخی خود بگیرند و آنچه صدها سال برای ایجاد آن زمان لازم بود را تخریب کنند تلاش کردند تا ماشینهایی طراحی کنند که قابلیت حرکت در بافتهای تاریخی را داشته باشد و در واقع هم از فواید استفاده از ماشین بی بهره نمی مانند و هم به سادگی بافتهای تاریخی خود را نمی بازند .
در هر صورت آنچه امروز میتوان به عنوان نتیجه ی پژوهشهای پیشین دید انبوهی از مطالعاتی است که درد را به درستی بار ها و بار ها تشخیص داده اند اما در پی جستن برای ایجاد راه حلی که به برون رفت از وضع فعلی کمک کند نبوده اند یا ااگر هم کاری در این زمینه انجام شده است پژوهش های موجود حلقه مفقوده ای دارند که آنها را برای قشر طراح و عملیاتی کردن موثر نمیکند چنان این فر آیند طولانی شده است که متاسفانه بافتهای شهری ما جولانگاه نماهای رومی شده است و این اتهام را علیه قشر معمار مطرح کرده است که یا قدرت زایش خود را از دست داده اند و یا در حالت کمینه آن قدرت انتخاب و غربالگری خود را باخته اند چنان که حتی قدرت تصمیم گیری در باره اینکه برای اثر خود چه نمایی را نتخاب کنند را نیز ندارند و حتی در پاره ای از موارد این شبه ایجاد شده است که مبادا ماهیت معماری ما تا این اندازه بی شکل و آمورف است که با توجه به شرایط زمانه خود شکل هر جریان غالبی را به خود می گیرد .اگرچه بعضی از این پرسش ها تندروانه به نظر می آیند و بیشتر شبیه رفتاری قهری و اعتراض آمیز هستند به وضع موجود و تلاشی به نظر میآیند برای زدودن رخوت از صورت معماری ایرانی .اگرچه میتوان در ادواری میتوان حرکت هایی مانند سبک ملی را دنبال کرد اما شاید مهم ترین ضعف این جریانها عدم تبدیل شدن آنها به جریانهایی فراگیر است چنان که بتوان پیوند آن را در امتداد معماری وطنی لمس کرد .
به هر حال آنچه که امروز در باره معماری ایرانی ضروری مینماید آن است که نمونه های از هم گسیخته ای که شاهد آنها هستیم نه به وسیله سازوکار موجود بلکه به وسیله یک نظم ساختاری و زیر بنایی که از انعطاف لازم برای تداوم در معماری ما برخوردار باشد نظم یابند و به عنوان یک سازماندهنده ی زیربنایی از آن استفاده شود.

3-3- 3 – مکان یا نامکان
در بياني ساده پديدارشناسي مطالعه اي تفسيري از تجربيات انسان است. هدف از آن شناخت موقعيت ها ، رويدادها ، معني و تجربيات انساني “به گونه اي است كه در زندگي روزمره انسان رخ مي دهد.”( Von Eckartsberg ،: 21998)
توصيف زندگي بشر با تمامي ابهام ،جوانب و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد ایدئولوژی، معماری قاجار، قرن نوزدهم، دولت – ملت Next Entries منابع مقاله درمورد مكان، نامكاني، تك، هويت