منابع مقاله درمورد مدیریت بحران، استراتژی ها، عملیات روانی، مدیریت رسانه

دانلود پایان نامه ارشد

ی سلسله مراتبی ؛ به هنجار سازی و ارزیابی می باشد که مرحله ی اول شامل رویت پذیر کردن قدرت و ایجاد فضایی برای اعمال مراقبت از رهگذر محاط کردن چشم قدرت و نگاه انضباطی بر همه چیز شده و
مرحله ی دوم شامل مجازات هرگونه نابه هنجاری یا بی قاعده گی بوده و در مرحله ی سوم ویژگی های مراحل قبلی در هم ادغام شده و نگاه به هنجار ساز ، پدید آمده و از طریق آن افراد طبقه بندی شده و مورد ارزیابی قرار می گیرند . ( تاجیک ، 1379 : 108 )
3. تکنیک های روانی : در نزد بسیاری جنگ روانی اساساً معادل عملیات روانی تعریف شـده و به آن دستـه فعالیـت های سیـاسی ، نظامی ، اقتصادی و ایدئولوژیک اطـلاق
می شود که قبلاً طراحی شده و به سمت گروه های دوست ، بی طرف یا دشمن نشانه رفته تا رفتار و عقاید آن ها را به خدمت بگیرند . در فرایند تدبیر بحران جنگ روانـی
می تواند اهداف زیر را محقق کند : 1 – ایجاد تاثیر کلی بر عقاید ، احساسات و آداب و رفتار افراد بحران ساز به نحوی که موجب مهار بحران شود . 2 – ایجاد تردید بر باور به امکان دست یابی به اهداف ، از طریق ایجاد بحران . 3 – ایجاد انشقاق و اصطکاک در صفوف عناصر بحران ساز . 4 – کاهش کارایی استراتژی های تعمیق و گسترش بحران . 5 – تقلیل و تخفیف انگیزه های جریانات بحران ساز . 6 – اعتماد سازی و ایجاد حس مسـاعد در لایـه های بی طـرف با هدف ممانعت از پیوسـتن آنان به جریـان بحـران .
7 – مشروعیت زدایی و تضعیف رابطه ی رهبری بحران با لایه های میانی و
حاشیه ی آن .
دو عامل در تدبیر بحران با بهره وری از تکنیک های روانی از اهمیـت بالایی
برخوردارند : نخست شناخت تاکتیک های روانی بهینه ( اعتماد سازی ، فریب ، تفوق ، منفعل سازی ، روشنگری ، افشاگری ، ارعاب و … ) و دوم تشخیـص نـوع جـنگ
روانی ای ( ایجـابی ، سلبـی و … ) که بیشـترین انطبـاق را با گونـه ی بحــرانی دارد . ( همان ، 110 )
4. تکنیک چانه زنی : تکنیک چانه زنـی زمانی در دستـور کار طرفـین یک بـحران قرار
می گیرد که توافق و پذیرش در مورد این اصل حاصل شده باشد . البته فنون چانه زنی بسیار متنوعند و طرفین با بهره گیری بهینه از این فنون می توانند اهداف و منافع خود را تامین کنند . برای نمونه می توان به فنونی همچون ترغیب ، تطمیع ، تشویق ، تهدید و یا ترکیبی از این فنون اشاره کرد . هر یک از این فنون نیز قابلیت آن را دارند که به اشکال گوناگون به مورد اجرا گذارده شوند . ( هالستی ، 1373 : 308 )
5. تکنیک های پیشگیرانه : به گفته ی مک کارتی اجرای عملکرد های واکنشی
استراتژی های مقابله با بحران باید به گونه ای طراحی و اجرا شوند که جلوی وقوع حوادث تکراری و پیدایش زمینه های مربوطه را بگیرند . یکی دیگر از روش های مورد استفاده در تکنیک پیشگیرانه ایجاد مجاری تخلیه ی اعتراض و تامین خواسته ها است .
( مک کارتی ، 1381 : 44 )
6. تکنیک استقرار دولت بحران : بهره جستن از چنین استراتژیی جز در شرایط بسیار حساس و فوق العاده تبعات منفی بسیاری به دنبال خواهد داشت . کارل دیتریش براشر مشکلات مترتب بر دولت بحران را در پنج پرسش زیر خلاصه می کند : 1 – چه کسی صلاحیت اعلان حالت اضطراری یا ضرورت دولت بحران را داراست ؟ 2 – حالت بحران در چه هنگامی به وقوع می پیوندد و چگونه تعریف می شود ؟ 3 – دولت بحران در حقیقت به چه معناست ؟ 4 – کدامین کنترل می باید جهت تقلیل سطح خطرات ناشی از هر یک از این راه حل ها حفظ شده و یا در نظر گرفته شوند ؟ 5 – دولت بحران چگونه خاتمه می یابد ؟ ( دیتریش براشر ، 1378 : 141 )
7. تکنیک جریان سازی :جریان سازی به اقداماتی اطلاق می گردد که در سیستم تصمیم گیری حریف بتواند اعمال نفوذ و نظر کند . اهم اهداف جریان سازی عبارت است از :
1 – اعمال نفوذ ( عملی و نظری ) در امر تصمیم سازی . 2 – اعمال نفوذ ( عملی و
نظری ) در ساختارها و کارهای سیاسی و اجتماعی . 3 – اعمال نفوذ ( عملی و نظری ) در فرهنگ و خصلت های هیأت سیاسی . 4 – ایجاد انشقـاق در صفـوف اپوزیسیون .
5 – ایجاد جریان مجازی برای فریب حریف . 6 – خنثی کردن توان و قدرت حریف توسط جریاناتی از درون خود حریف . ( تاجیک ، 1379 : 123 )
8. تکنیک افزایش اعتبار : در این تکنیک سعی می شود که در احساس و برآورد حریف نسبت به ارزش هدف هایی که دنبال می کند دگرگونی ایجاد شود . برای این منظور باید ترتیباتی اتخاذ نمود که حریف احساس کند که می باید هزینه ی زیادی برای ایجاد و استمرار بحران پرداخت نماید . ( کاظمی ، 1368 : 140 )
9. تکنیک مدیریت شناور : در جوامعی که تنها مدیران دولتی ، مسئول کنترل بحران هستند همواره شاهد از هم گسیختگی در ارائه ی خدمات به بحران زدگان در روزهای بحرانی و پس از آن خواهیم بود . اعضاء آسیـب دیده ی یـک جامعه متـکی بر توانمندی های دولتی با بروز حادثه نه تنها نقش فعال خود را در زمینه ی کنترل بحران بر عهده
نمی گیرند بلکه خود عاملی جهت کاهش سرعت در رسیدن کمک های ارسالی به نیازمندان واقعی می گردند . لذا تشکیل مدیریت های شناور و سپردن بخشی از مدیریت بحران به این گروه ها می تواند در رفع این نقیصه موثر واقع گردد .
( سایت موج پیشرو ، 1385 )
10. تکنیک رسانه ای : در زمان بحران ، مدیریت رسانه ، برای انتشار اخبار و در دست گرفتن افکار عمومی و چرخش از بازار شایعه به اخبار بازدارنده و امید بخش بسیار مهم و حساس بوده و یکی از راه های برون رفت از بحران ، پوشش اخبار بر اساس ارتباط میان عوامل بحران ، حاکمان و مخاطبین است . مدیر خبر باید فردی آگاه ، دور اندیش و
واقع نگر باشد که دچار بحران زدگی نشود . یکی از نکات مهم و قابل توجه در تدبیر
رسانه ای بحران ، جلوگیری از داغ شدن بازار شایعات خبری است ، که منجر به تشدید بحران می گردد . رسانه ها در شعله ور نمودن و یا فروکش کردن بحران نقش حیاتی دارند و برای تاثیر گذاری بیشتر نیاز به ابزارهایی غیر از مدیریت صحیح خبر دارند ، از جمله میزان اخبار منتشره از سوی یک رسانه به انضمام سطح پوشش اخبار . کاربردهایی که برای این تکنیک متصور می باشند عبارتند از : 1 – اعلام حس همدردی . 2 – تقویت روحیه ی مشارکت و تعاون به وسیله ی مدیریت رسانه . 3 – تلاش برای برانگیختن افکار عمومی در جامعه و زدودن چهره ی غبار غم بحران زا . 4 – استفاده از نفوذ خبر در اقناع عمومی برای کنار آمدن با شرایط بحران . ( همان )

2 – 1 – 12 ابزار مدیریت بحران
در مقابله با هر بحران تشکیل گروه مدیریت بحران یا اصطلاحاً اتاق بحران اولین اقدام است . اعضای گروه مدیریت بحران با توجه به ساختار سیاسی هر دولتی تعیین می شود . ولی اکثر اوقات متشکل است از اعضای شورای امنیت ملی یا منتخبی از آنان که ضرورتاً وزرای خارجه ، کشور ، دفاع ، دادستان کل یا دادگستری باید در آن عضویت داشته باشند . تصمیمات این گروه یا در حضور بالاترین مقام کشور اتخاذ و یا در حضور نماینده ی او اتخاذ و به اطلاع وی می رسد . ( شه وردی ، 1375 : 14 )
2 – 1 – 13 مراحل مدیریت بحران
فرایند مدیریت بحران در یک تقسیـم بـندی کلـی به سـه مرحلـه تقسـیم می شود : 1 – قبل از بحران .
2 – حین بحران . 3 – بعد از بحران .
1. قبل از بحران : که در این مرحله تعیین و پیش بینی کانون بحران ، اقدامات اصلاحی جهت جلوگیری از بروز بحران ، شناسایی نقاط بحران زا در قالب برخورد اقناعی و توجیهی یا حل معضلات خاص ، عملیات روانی ، توجه به انگیزه ی قشر ناراضی و جلوگیری از تهیج احساسات مردم و … صورت می پذیرد .
2. حین بحران : مهمترین اصل در کنترل حین بحران توجه به ساعات طلایی کنترل بحران و تعیین زمان لازم برای کنترل و تلاش جهت ممانعت از گسترش دامنه ی بحران و تهدید جغرافیایی
منطقه ی بحران و شناسایی عناصر و عوامل اصلی بحران می باشـد . لازمـه ی ایـجاد این
فعالیت ها اتخاذ تصمیمات صحیح و فوری بر اساس اطلاعات موجود است . یکی دیگر از
ویژگی های کنترل ، توجه به اصول سرعت ، اعتبار و پیوستگی در حین بحران است .
3. بعد از بحران : که در این مرحله تدوین تجارب ، روشن گری ، بهبودی و … صورت می گیرد . ( تاجیک ، 1379 : 124 – 125 )
پیش نیاز هر یک از مراحل مدیریت بحران شامل سازماندهی ، ارتباطات ، تصمیم گیری ، شناخت عوامل بحران و طراحی است . هر اندازه سازماندهی نیروهای مقابله کننده با بحران بیشتر باشد ، کنترل بحران سهل تر بوده و هراندازه میزان ارتباط بین ارگان های مقابله کننده با بحران بیشتر باشد ، مدیریت بحران کاراتر است . هر اندازه سرعت تصمیم گیری از سوی مدیریت بحران بیشتر باشد ، سرعت کنترل بحران بیشتر بوده و هر چقدر عوامل بحران برای مدیر بحران آشنا تر باشد ، کنترل بحران آسان تر است .
2 – 1 – 14 الگوی مدیریت بحران
مهمترین شاخصه ی تفاوت بین بحران ها و مدیریت بر آن ها ، در شیوه و نحوه ی کنترل و اداره ی بحران است . لذا هر قدر موانع پیشگیری کننده از بحران و عناصر و ارکان کنترل و مهار بحران قوی تر باشد ، به همان نسبت مدیریت بحران قوی تر خواهد بود . مدیریت بحران شامل رویکردها و الگوهای رایج در این زمینه می باشد .
رویکرد های مدیریت بحران عبارتند از :
1. رویکرد بازدارنده : این رویکرد مبتنی بر طراحی و معماری یک جامعه ی امن که در برابر انواع بحران ها مقاوم بوده و استعداد صیانت از ذات و خـود تداوم دهنـدگی مطلـوبی برخوردار است می باشد . در این رویـکرد برنامه ریزی و اقدامات پیشگیرانه نقش محوری در مدیریت بحران دارد .
2. رویکرد مواجهه : ایجاد ظرفیت لازم برای تدبیر و مهار بحران ها با توسل به استراتژی ها و
تکنیک های گوناگون سخت افزاری و نرم افزاری که بیشتر در حین بحران انجام می گیرد . در این منظر ، فن مدیریت بحران شامل طیفی وسیعی از گفتگو و فشارهای عاری از خشونت ، تا اقدام نظامی و … می گردد . لذا این استراتژی ها در یک فرایند منطقی صورت می گیرد .
3. رویکرد انفعالی : برخورد انفعالی با بحران ها که بیشتر ناظر بر اقدامات بازسازی و اصلاحی است که غالباً بعد از بحران صورت می گیرد .
4. رویکرد پویا : برخورد با بحران ها نتیجه ی ترکیبی از رویکرد های فوق است که توجه به اقدامات پیشگیرانه به همراه توسل به استراتژی ها و تکنیک های مختلف مدیریت بحران در مرحله ی حین بحران و برخوردهای اصلاحی بعد از بحران محقق می گردد . ( حسین زاده ، 1390 : 65 – 66 )
الگوهای مدیریت بحران عبارتند از :
1. الگوی تقدیرگرا : در این الگو عوامل مدیریت کننده ی بحران پس از وقوع حادثه ، وارد صحنه شده و فعالیت هایشان موردی و موقتی است . به اصل برنامه ریزی توجه چشمگیری نیست و اطلاعات نامنظم و پراکنده است و نظام جامع اطلاعاتی وجود ندارد . واکنش ها جنبه ی احساسی و عاطفی داشته و حامیان این الگو معتقدند پیش از و قوع حوادث نباید مردم را نگران کرد . اگر حادثه ای اتفاق افتاد دولت خسارت را جبران کرده و بر زخم های خانواده های قربانیان التیام خواهد بخشید . بنابراین در این الگو ، برنامه ریزی ، روش های عقلانی ، نظام اطلاعاتی و …. جایگاهی ندارد .
2. الگوی خود اتکا : این الگو در مقابل الگوی تقدیرگرا قرار گرفتـه و معتـقد به ضـرورت برنامه ریزی ، انجام اقدامات پیشگیرانه و مداخله قبل از وقوع حادثه ، ایجاد روش های عقلانی و ایجاد آمادگی لازم اعم از سخت افزاری و نرم افزاری می باشد . این الگو قادر است در ارتباط با
آینده ، موقیت و فوریت را خوب پیش بینی کند و احتمال وقوع بحران را به حداقل برساند . در این الـگو طراحی ساختـار سازمان با ویژگـی های انعطـاف پذیری ، پویایی و هدفمنـدی صورت می گیرد و راه برون رفت از بحران ها با ملاحظه و توجه به محیط بیرونی و درونی و مسائل آن صورت می گیرد .
3. الگوی سیستمی له چات : این الگو مبتنی بر رویکرد سیستمی در مدیریت بحران است ؛ بدین معنی که مدیریت بحران متشکل از اجزا و عناصری است که با یکدیگر در تعامل اند و این تعامل به گونه ای است که تنظیم بهینه ی روابط بین اجزاء می تواند تحقق بین اهداف مورد نظر را تضمین کند . له چات چرخه ی مدیریت بحران را شامل پنج مرحله

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مدیریت بحران، آسیب پذیری، استراتژی ها، ارزیابی تهدید Next Entries منابع مقاله درمورد حکومت اسلامی، ولایت فقیه، امام زمان، مصباح یزدی