منابع مقاله درمورد مدت استفاده، حقوق فرانسه، حقوق مرتبط

دانلود پایان نامه ارشد

عين تمام جملات اثر اصلي استفاده شود ولي نبايد مفاهيم اساسي اثر اصلي و تركيب‌ها و تعبير‌ها، در اقتباس تغيير كند، در غير اين‌صورت، تحريف و تغيير، مصداق پيدا خواهد كرد و پديدآورنده آفرينه اصلي، حق اعتراض و جلوگيري از نشر و پخش و عرضه آن خواهد داشت. البته لازم نيست اقتباس به وسيله شخص يا فرد ديگري صورت گيرد، بلكه ممكن است مؤلف يك اثر نيز از اثر اصلي خود مطالبي را اقتباس كند و مثلاً به شكل فيلم‌نامه يا سناريو تهيه و عرضه كند كه در اين صورت اعم از اين‌كه در مفهوم اثر اصلي تغيير حاصل شود و با همان مضامين اصلي اقتباس به عمل آيد و به عنوان يك آفرينه جديد قابل حمايت خواهد بود.

8- حقوق ناشي از آثار تبديلي
تبديل در لغت به معناي دگرگون‌سازي، بدل كردن آمده است و در اصطلاح حقوقي منظو از تبديل125 در آفرينه ذهني، آن است كه اثر فكري را از نوع اصلي آن به نوع ديگري تبديل نمايند. به طور مثال اگر هنرمندي با الهام گرفتن از شعري يك تابلوي نقاشي يا پيكره‌اي پديد آورد يا با الهام از يك تابلوي نقاشي، مجسمه‌اي بسازد و يا برعكس از ديدن يك مجسمه يا تابلوي نقاشي، اشعاري بسرايد و همچنين از يك كتاب داستان فيلم‌نامه يا سناريو126 تهيه كند، در اين صورت آن‌چه پديد آمده، آفرينه تبديلي است كه به نظر بعضي از اساتيد و حقوق‌دانان، همه آثار تبديلي، جزء آثار ثانوي و فرعي محسوب مي‌گردند و در نتيجه با آثار اصلي وابستگي دارند و نمي‌توان بدون اجازه پديدآورنده اثر اصلي، در پديدآوردن اثر فرعي از آن استفاده كرد127 ولي به نظر مي‌رسد كه همه آثار تبديلي يا تبديلي تابع حكم واحدي نباشند، زيرا نقاش يا هنرمند مجسمه‌ساز، اگر با الهام از اشعار شاعري در زمان حيات اين شاعر يا بعد از فوت وي و در مهلت قانوني حمايت از حقوق مالي ورثه، تابلو يا مجسمه‌اي را پديد آورد، كسب اجازه از آفريننده اثر يا ورثه وي لازم نباشد چون در اين‌گونه موارد تفاوت‌هايي بين احساس حاصل از مناظر طبيعي و مطلعه اشعار يك شاعر وجود دارد و از طرفي ديگر آن‌چه به صورت تابلو نقاشي يا پيكره‌اي پديد مي آيد، با آن‌چه در اشعار به آن پرداخته شده به ظاهز نيز تفاوت دارد به طوري كه در عرف، شايد اين‌گونه آثار اقتباس يا تلخيص و يا تنظيم و تغيير شكل و يا اصلاح اثر، تلقي نگردد بنابراين با توجه به مفهوم عام يا مطلق آثار تبديلي، خلق آثار اشاره شده اخير نياز به اجازه از پديدآورنده اثر اصلي يا قائم‌مقام وي نخواهد داشت، ولي در تهيه فيلم‌نامه يا نوشتن سناريو، وابستگي بين اثر اصلي و اثر ثانوي يا فرعي كاملاً محسوس است و در عرف نيز مي‌توان فيلم‌نامه يا سناريو را نوعي اقتباس يا تلخيص اثر اصلي تلقي كرده و به آن مرتبط دانست كه اخذ اجازه در اين‌گونه موارد ضروري است. در حقوق فرانسه نيز آثار فرعي يا ثانوي، حقوق مجاور128 يا حقوق مرتبط يا حقوق اشتقاقي129 ناميده مي‌شود ولي الهام گرفتن هنرمند نقاش از اشعار يك شاعر، در پديد آوردن تابلوي نقاشي، ارتباط و اشتقاق يا مجاورت بين شعر و تابلوي نقاشي به راحتي و آساني احساس نمي‌گردد. لذا نمي‌توان اين‌گونه آثار را آثار تبديلي تلقي كرد. با توجه به مراتب عنوان شده با عنايت به مفاد مواد 5 و 19 قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان ايران، حق اقتباس و تلخيص و تبديل اثر به منظور ايجاد اثر ديگر و هرگونه تغيير شكل يا تنظيم يا اصلاح آن، ويژه پديدآورنده اثر اصلي است كه مي‌تواند استفاده از حقوق مادي و مالي اثر خود را و همچنين نحوه ارائه آن را برابر اصل حاكميت اراده و در قلمرو قانون به غير واگذار كند و هيچ‌كس نمي‌تواند اثري را كه مورد حمايت قانون است از طريق اقتباس، تلخيص و تبديل بدون موافقت پديدآورنده اثر به صورت ديگري درآورده و از بهره‌برداري كند؛ ولي اين آثار اگر برابر ضوابط به وجود آيند، مشمول حمايت قانوني خواهند بود.

9- حق استفاده از پاداش و جايزه و امتيازات ديگر
برابر تبصره ماده 13 قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان ايران: “پاداش و جايزه نقدي و امتيازاتي كه در مسابقات علمي و هنري و ادبي، طبق شرايط مسابقه به آثار مورد حمايت اين قانون و موضوع اين ماده تعلق مي‌گيرد متعلق به پديدآورنده اثر خواهد بود.” و انتقال حقوق مالي اثر، به مفهوم انتقال پاداش و جايزه مادي و ساير امتيازات مالي نخواهد بود و اگر پديدآورنده اثر فوت شده باشد، پاداش و جايزه به ورثه وي تعلق خواهد گرفت.
با توجه به نحوه تنظيم ماده 13 و تبصره ذيل آن ممكن است اين توهم پيش آيد كه پاداش و جايزه يا امتياز پيش‌بيني شده در تبصره مذكور، ناظر بر آفرينه‌هاي سفارشي است نه آثار ديگر و به همين دليل حكم جايزه و پاداش در ذيل ضابطه آثار سفارشي مذكور در ماده 13 قانون مذكور، پيش‌بيني شده است و الّا مي‌بايستي در ذيل ماده 5 اين قانون درج مي‌گرديد؛ كه چنين استنباطي به هيچ وجه قابل توجيه نيست؛ زيرا اولاً اثر سفارشي خصوصيتي ندارد كه در ساير آثار فكري وجود نداشته باشد. ثانياً طبق قانون، حقوق مادي اثر سفارشي حداكثر تا مدت سي‌سال از تاريخ پديد آمدن اثر، به سفارش‌دهنده تعلق مي‌گيرد و توافق به مدت كمتر نيز فاقد اشكال قانوني است. لذا پس از اقتضاي مدت قانوني يا قراردادي، موارد استفاده از حق مادي اثر سفارشي، متعلق به پديدآورنده آن و يا ورثه آن خواهد بود و با اثري كه جنبه سفارشي ندارد و حقوق مادي آن به مدت سي‌سال يا كمتر و يا بيشتر به ناشر واگذار شده باشد تفاوتي ندارد و هر دو اثر از نظر بهره‌برداري مادي و اقتصادي يكسان خواهند بود. ثالثاً وقتي در اثر سفارشي كه حقوق مالي آن به سفارش‌دهنده تعلق دارد، جايزه اثر به پديدآورنده تعلق مي‌گيرد، در اثر غيرسفارشي كه حقوق مادي آن به كسي واگذار نشده باشد، به طريق اولي جايزه و پاداش اثر به پديدآورنده آن تعلق خواهد داشت و جاي ترديدي نيست رابعاً‌ جايزه يا پاداش اعطايي، ارتباطي به امتياز مالي واگذار شده نخواهد داشت؛ بلكه به منظور احترام، اعظام، تكريم و تشويق مؤلف و پديدآورنده اثر به وي پرداخت مي‌گردد. به علاوه امتيازات مذكور در تبصره اشاره شده ممكن است جنبه مادي نداشته يا اثر مادي و مالي مستقيم نداشته باشد. به طور مثال ممكن است اثري به علت داشتن امتيازات خاص، از طرف مقامات صالح اثري نمونه و ممتاز شناخته شود و يا به مؤلف چنين اثري لوح تقدير و سپاس عطا گردد، كه امكان دارد، اين‌گونه امتيازات صرفاً ارزش معنوي داشته باشد به هيچ وجه ارزش مادي و مالي نداشته باشد. بنابراين آن‌چه در تبصره ذيل ماده 13 قانون اشاره شده، آمده، حكم كلي است و اختصاص به اثر سفارشي مذكور در ين ماده ندارد.
در پيش‌نويس متن قانون حمايت از مالكيت ادبي و هنري، حكمي و مطلبي در اين زمينه ملاحظه نمي‌گردد و احتمالاً اين موضوع از نظر دور مانده باشد كه ممكن است در عمل خصوصاً با واگذاري حقوق مادي و مالي به غير، مشكلاتي ايجاد كند؛ لذا توجه به اين موضوع ضروري به نظر مي‌رسد.
ماده 6 لايحه به حقوق مادي مالكيت ادبي و هنري اختصاص يافته و متن ماده چنين است:
“ماده 6- حقوق مادي:
1) با رعايت مفاد مواد (9) تا (16)، پديدآورنده يا مالك حقوق ادبي و هنري حق انحصاري انجام ‌دادن يا اجازه انجام فعاليت‌هاي زير در ارتباط با اثر خود را خواهد داشت:
الف- تكثير اثر.
ب- تر جمه اثر.
ج- اقتباس، تنظيم يا هرگونه تغيير شكل اثر.
د- توضيع براي عموم از طريق امانت دادن به مراكز عام‌المنفعه، اجاره، فروش و نظاير آن نسخه اصلي يا كپي اثري كه قبلاً با اجازه مالك عرضه نشده باشد.
ه- اجاره يا امانت‌ دادن به مراكز عام‌المنفعه نسخه اصلي يا كپي يك اثر سمعي – بصري، اثري كه در يك صفحه صوتي گنجانده شده، برنامه رايانه‌اي، پايگاه‌هاي اطلاعاتي يا يك اثر موسيقي به شكل نت‌هاي موسيقي مكتوب، بدون توجه به مالكيت نسخه اصلي يا كپي آن.
و- نمايش عمومي نسخه اصلي يا كپي اثر.
ز- اجراي عمومي اثر.
ح- پخش راديويي يا تلويزيوني اثر.
ط- ساير صور انتقال اثر به عموم.
2) حق اجاره و امانت تحت شق (ه) بند (1)، شامل اجاره يا امانت دادن برنامه‌هاي رايانه‌اي كه موضوع اصلي اجاره يا امانت دادن نبوده است، نمي‌شود.

د) حقوق مادي بعد از فوت مؤلف و پديدآورنده اثر
حقوق مادي و مالي ناشي از مالكيت ادبي و هنري، مانند حق مالكيت بر اشياء، بعد از فوت پديدآورنده اثر، طبق مقررات ارث يا به موجب وصيت به ورثه يا موصي‌له منتقل مي‌شود حقوق مالي انتقال يافته به شرح مذكور، دائمي نيست؛ بلكه در حال حاضر طبق مقررات ايران، محدود به سي‌سال از تاريخ فوت پديدآورنده اثر خواهد بود، اگر پديدآورنده اثر وارثي نداشته باشد يا به موجب وصيت حق مالي اثر خود را به ديگري انتقال نداده باشد، از تاريخ فوت وي به منظور استفاده عمومي به مدت سي‌سال در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به جاي وزارت فرهنگ و هنر سابق، قرار خواهد گرفت.
ماده 12 ق.ح.ح.م.م.ه چنين مقرر داشته است: “مدت استفاده از حقوق مادي پديدآورنده موضوع اين قانون كه به موجب وصايت يا وراثت منتقل مي‌شود، از تاريخ مرگ پديدآورنده سي‌سال است و اگر وارثي وجود نداشته باشد يا بر اثر وصايت به كسي منتقل نشده باشد، براي همان مدت به منظور استفاده عمومي در اختيار وزارت فرهنگ و هنر (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فعلي) قرار خواهد گرفت …”
با توجه به مراتب مذكور نحوه انتقال حقوق مالي مربوط به مالكيت ادبي و هنري بعد از فوت پديدآورنده اثر به شرح زير است:
الف- از طريق وراثت. ب- از طريق وصايت. ج- از طريق قائم‌مقامي قانوني ديگر.
الف- انتقال قهري به ورثه – هرگاه پديدآورنده اثر فكري حتي بلافاصله پس از پديد آمدن اثر، فوت شود، حقوق مالي اثر، مانند ساير ماترك و اشياء مادي، به موجب مقررات ارث به طور قهري و قانوني به ورثه وي منتقل مي‌گردد مگر اين‌كه به موجب وصيت ترتيب ديگري را موصي مقرر كرده باشد. طبقات و درجات وراث و ميزان سهم‌الارث ورثه در قانون مدني به موجب مواد 861 و 948 اين قانون مشخص گرديده است
ب- انتقال ارادي براي بعد از فوت به اين شرح است كه حق مالي مالكيت ادبي و هنري امكان دارد از طريق وصيت پديدآورنده اثر، به ديگري اعم از ورثه يا شخص حقيقي ديگر و يا شخص حقوقي انتقال پيدا كند. ممكن است موصي به داخل در ثلث ماترك يا زايد بر آن باشد ممكن است موضي داراي وارث يا فاقد وارث باشد.
اگر موصي داراي وارث باشد و موصي به تا ميزان ثلث ماترك وي باشد، در اين صورت وصيت معتبر است و موافقت يا مخالفت ورثه موصي اثري در وصيت ندارد. اما اگر موصي به، زايد بر ثلث ماترك وي باشد، طبق ماده 843 ق.م اين وصيت نافذ نيست، مگر به اجازه وراث و اگر ورثه وصيت زايد بر ثلث تركه موصي را رد كنند، نسبت به مازاد بر ثلث، وصيت باطل خواهد شد.
اگر پديدآورنده اثر يا موصي فاقد وارث قانوني باشد، آيا وصيت وي نسبت به مازاد بر ثلث تركه نافذ است يا غيرنافذ؟
در اين فرض دو نظر قابل ابراز است:
نظر نخست آن‌كه برابر اصل 45 قانون اساسي، ارث بلاوارث متعلق به دولت است، يعني دولت قائم‌مقام وارث متوفي است. بنابراين وصيت زايد بر ثلث تركه نافذ نيست و دولت حق تنفيذ يا رد وصيت نسبت به مازاد بر ثلث تركه را دارد نظر دوم آن است كه با توجه به صدر ماده 843 ق.م كه مي‌گويد: “وصيت به زياده بر ثلث تركه نافذ نيست مگر به اجازه ورثه …” در مواردي كه موصي وارث قانوني در يكي از طبقات و درجات مقرر در قانون نداشته باشد، وصيت مازاد بر ثلث تركه معتبر است و نياز به تنفيذ دولت ندارد؛ زيرا وصيت زايد بر ثلث به منظور جلوگيري از ورود ضرر به ورثه، غيرنافذ شناخته شده تا در صورت تمايل ورثه، از طريق رد وصيت زايد بر ثلث، از ورود ضرر به خود جلوگيري كنند و چون در فرض مسأله وارثي وجود ندارد، ضرري نيز متصور نيست ولي در عمل و بين مراجع قضايي، نظريه نخست طرفداران بيشتري دارد. بنابراين چنين وصيتي نسبت به مازاد بر ثلث: در صورت تنفيذ دولت اعتبار پيدا مي‌كند كه معمولاً دولت آن را تنفيذ نخواهد كرد.

ه) خصوصيات آثار سينمايي و مدت حمايت آن
طبق بند يك ماده 16 قانون حمايت حقوق مؤلفان و هنرمندان، اثرهاي سينمايي و عكاسي از تاريخ نشر يا عرضه، به

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد پديدآورنده، تلخيص، فكري Next Entries منابع مقاله درمورد حمايت، عكاسي، پديدآورنده