منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، کتاب مقدس، ساختار وجودی، طبیعت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

تأثیر اندیشمندان رومی به خصوص سیسیرو169 (43- 106 ق.م) که به شدّت متاثّر از تفکّر رواقی بود170، ایده قانون طبیعی به روم باستان نیز انتقال یافت. سیسیرو فیلسوف رومی، در واقع حلقه وصلی بین تفکّر یونان و روم بود. او در آثار خود از قانون عام و مشترک بین تمام انسانها و مفاهیم درونذاتی که به صورت طبیعی و فطری در تمام انسانها وجود دارد، سخن گفته و معتقد است که مفاهیم اخلاقی، از طبیعت انسان ناشی میشود.171 سیسیرو بر این مبنا معتقد بود که معیارهایی برای رفتار بشر در طبیعت بشر وجود دارد و همه انسانها از این معیارها که عنایت الهی است برخوردارند. 172
این رهیافت، اگرچه زمینهای را برای افرادی چون آکوئیناس و اندیشمندان قرون وسطی فراهم ساخت، امّا تا حدودی مبهم بود؛ به جهت اینکه مراد از طبیعت هنوز مشخص نبود. در واقع، معلوم نبود آنچه از آن به قانون طبیعی تعبیر میشد، به این خاطر طبیعی است که از طبیعت انسان (ذات و غایت انسان) استخراج میشود، یا به این خاطر که با استعدادهای طبیعی انسانها (عقل و وجدان) قابل دسترس هست، و یا به جهت اینکه از طبیعت فیزیکی که انسان در آن قرار دارد استخراج میشود. در واقع آنچه اندیشمندان رومی میپنداشتند، ترکیبی از هر سه مورد بود.173
اندیشمندان دیگری چون آلپین174، کوینتوس175، آتیکوس176و مارکوس177 نیز در روم در جهت گسترش ایده قانون طبیعی البته بیشتر با رویکرد حقوقی تلاش کردند که نیازی به تبیین دیدگاههای آنها در اینجا نیست.178
1ـ 2: مفاد قانون طبیعی در ابتدای تاریخ تفکّر مسیحی
1ـ 2ـ 1: مفاد قانون طبیعی در مسیحیت قبل از آگوستینوس و آموزه های کتاب مقدس
با پیدایش مسیحیت، عقل بشری که اندیشمندان یونان و روم بر مبنای آن بحث میکردند، جایگاه خود را به وحی و عقل ربّانی داد تا تفاوتی اساسی در دکترین قانون طبیعی ایجاد شود. در واقع با پیدایش مسیحیت، ایده قانون طبیعی به متون مقدس عرضه شد و موضع کتاب مقدس در تایید آموزه قانون طبیعی مورد تامّل قرار داده شد.18 تحلیل و بررسی فرازهای کتاب مقدس در سه بخش عهد قدیم، اناجیل اربعه، و نامههای پولس میتواند نمایانگر جایگاه کلّیت قانون طبیعی در اندیشه مسیحی و بخشهای متعدد از کتاب مقدس باشد.
الف: ایده اخلاقِ مبتنی بر قانون طبیعی در مجموعه عهد قدیم
یکی از موضوعاتی که در مجموعه عهد قدیم یافت میشود، قرار گرفتن طبیعت انسان به عنوان بنیان وظایف و الزامات اخلاقی است. در این رابطه، در کتاب ایوب آمده است:
«اگر دعوی بنده و كنیز خود را رد‌ّ می‌كردم هنگامی كه بر من مد‌ّعی می‌شدند. پس چون خدا به ضد‌ّ من برخیزد چه خواهم كرد؟ و هنگامی كه تفتیش نماید به او چه جواب خواهم داد؟ آیا كسِ واحد ما را در رحم نسرشت؟»179
در این فراز، ایوب خود را در رابطه با داشتن برخوردی نادرست با کنیز خود بیگناه میداند، چرا که بدون اینکه خداوند به او دستوری دهد، او خود این حقیقت را فهمیده است که او و کنیزش هر دو توسّط یک خدا آفریده شدهاند. بارتون180، در این رابطه اظهار میدارد که بر مبنای این فراز از کتاب مقدّس، خواستگاه مشترکی در بین انسانها وجود دارد که بیعدالتی را در بین آنها ممنوع میسازد. از این رو در سفر تثنیه181، توصیه شده که با غلامان مهربان باشید، چرا که خود شما نیز روزی در مصر غلام بودید و یَهُوَه شما را فدیه داد.182
در فراز مذکور، ایوب مبنای الزام اخلاقی در رابطه با برخورد منصفانه با غلامان را نه اوامر بیان شده توسّط خداوند در کتاب مقدس، بلکه قانونی دانسته که بر اساس آن غلام نیز وجود خود را از همان خدایی گرفته که به ایّوب وجود بخشیده است و این قانون، قانونی است که از طبیعت وجودیِ او برخاسته است.
در حالتی مشابه، در مجموعه عهد قدیم با تأکید بر کرامت انسانی، بیان شده که «هر كه خون انسان ریزد خون وی به دست انسان ریخته شود؛ چرا که خداوند تمام انسانها اعم از زن و مرد، را به صورت خود آفرید.»183 بارتون، با تاکید بر این عبارت بیان میدارد که «انسان به گونهای آفریده شده که ذاتاً مقدّس است، و قتل او، در واقع گرفتن طبیعتی است که خداوند به او اعطاء کرده است.»184 بر این اساس، قبیح بودن قتل انسان، نه به خاطر این است که فرمان خداوند در کتاب مقدّس نقض میشود، بلکه به خاطر این است که وجود، طبیعت و ذات مقدسی که خداوند به او داده و به صورت خود آفریده، نقض میشود و از او گرفته میشود. این وظیفه عمومی نسبت به محترم شمردن حیات دیگر انسانها، همچنین در برخی بخشهای دیگر عهد قدیم نیز دیده میشود185 که بر اساس آنها، میتوان عهد قدیم را در کل موافق با ایده اخلاقی قانون طبیعی دانست.
ب: ایده اخلاقِ مبتنی بر قانون طبیعی در عهد جدید
در مجموعه عهد جدید، این نظریه را میتوان به صورت جداگانه در دو بخش اناجیل اربعه و نامههای پولس، مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
1). در اناجیل اربعه: در اناجیل مواردی را میتوان یافت که مویّد ایده اخلاقیِ قانون طبیعی است. به عنوان نمونه در برخی موارد، از مفاهیم خوب و بد سخن گفته شده و بنیان آنها، نه در شریعت بلکه در طبیعت اعمال نشان داده شده است. از جمله مواردی که میتوان تاکید حضرت عیسی (علیهالسلام) بر سنّتِ اخلاقیِ مبتنی بر قانون طبیعی را یافت، هنگامی است که در انجیل مرقس، فریسیان را ـ که فقط به ظاهر شریعت توجّه داشتند و اگر کسی با دستان نشسته غذا میخورد، میگفتند طبق سنّت مشایخ رفتار نکرده و با دستان نجس غذا خورده است ـ مورد خطاب قرار داده و بیان میدارد:
«هیچ چیز نیست كه از بیرون آدم داخل او گشته بتواند او را نجس سازد بلكه آنچه از درونش صادر شود آن است كه آدم را ناپاك میسازد… آنچه از بیرون داخل آدم میشود نمیتواند او را ناپاك سازد؛ زیرا كه داخل دلش نمیشود بلكه به شكم میرود و خارج میشود. آنچه از آدم بیرون آید، آن است كه انسان را ناپاك میسازد؛ زیرا كه از درون دل انسان صادر میشود. خیالات بد، بیعفّتی، فسق، قتل، دزدی، طمع، خباثت، مكر، شهوت‌پرستی، چشم بد، غرور و جهالت؛ تمامی این چیزهای بد از درون صادر میگردد و آدم را ناپاك میگرداند.»186
حضرت در اینجا منشأ رذائل اخلاقی را درون انسان و طبیعت وجودیِ انحراف یافته او دانسته است. او در پی آن است تا به فریسیان بفهماند که تعصّب داشتن بر ظاهر شریعت، کار درستی نیست. [البته بهتر است که انسان هنگام غذا خوردن دستهایش را بشوید امّا] اینکه فردی با دستان نشسته غذا بخورد، دلیلی بر غیراخلاقی عمل کردنِ او نیست؛ زیرا غذا نه وارد دل بلکه داخل شکم میشود. منبع رذائل اخلاقی، اراده عمدیِ خود انسان است که در قلب و دل و نه در شکم او مرکزیّت دارد. عیسی (ع) در اینجا نه بر مبنای وحی بیان شده در کتاب مقدس بلکه بر اساس فهم مشترک انسانها که طبق آن تجاوزهای اخلاقی برخاسته از دورن قلب عامل اخلاقی است، قضاوتهای اخلاقی را بر نحوه خلقت انسان و نحوه خاصِ ساختار وجودیِ او توسّط خداوند مبتنی ساخته است.
از دیگر موارد مویّد ایده اخلاق مبتنی بر قانون طبیعی در اناجیل اربعه، چیزی است که از آن به قاعده زرّین تعبیر میشود که مبتنی بر ساختار وجودی و هویّت یکسان انسانهاست. شاید جمله مرکزی عیسی (ع) که او را در چارچوب سنّت عقلانی و حکیمانه قرار میدهد، این جمله است که «آنچه میخواهید مردم به شما كنند شما نیز بدیشان همان كنید.»187 در واقع او اصلی را بیان میکند که بیانگر آگاهی اخلاقی انسان به این است که دیگران باید چه رفتارهایی را نسبت به او انجام دهند و نیز اینکه خود او چه رفتارهایی را در مقابل دیگران باید انجام دهد. بر این اساس، ارتباطهای طبیعی انسانها به گونهای است که به محض تامّل، وظایف اخلاقی بنیادین در قبال دیگران، خود را آشکار میسازد.
موارد بسیار دیگری نیز در اناجیل وجود دارد188 که حاکی از وجود نوعی حس اخلاقی مشترک در طبیعت و ساختار وجودیِ انسانهاست که میتوان آن را مبنای روابط اخلاقی قرار داد.189
2). در نامههای پولس: پولس نیز با بیانات و نامههای خود گامهای مهمی را در ملحق ساختن ایده قانون طبیعی به اندیشه مسیحیت برداشته است. در رسالههای او، زمینههای زیادی برای مطرح نمودن اخلاق مبتنی بر طبیعت وجود دارد تا جایی که برخی معتقدند که وزن اصلی اخلاق مبتنی بر قانون طبیعی را میتوان در دو فصل اوّل از نامه پولس به رومیان مشاهده نمود.190در اوایل نامه به رومیان، پولس بیان میدارد که:
«شنوندگانِ شریعت در حضور خدا عادل نیستند بلكه كنندگانِ شریعت عادل شمرده خواهند شد. امّتهایی که شریعت ندارند، وقتی اصول شریعت را به صرافت طبع به جا آرند، آنان هرچند فاقد شریعتند، لیکن خود برای خویشتن شریعتی هستند؛ چونكه از ایشان ظاهر میشود كه عمل شریعت بر دل ایشان مكتوب است و ضمیر ایشان نیز گواهی میدهد.»191
بر اساس این فراز، انسانهای غیرمتدین که به شریعت خاصی پایبند نیستند، بدون اینکه معرفت خاصی نسبت به احکام بیان شده در کتب مقدس داشته باشند، از معرفتی بنیادین برخوردارند که مطابق با اراده خداوند است و در آینده، خداوند بر اساس آن در رابطه با اعمال آنها قضاوت خواهد نمود. این امر نشان میدهد که شناخت نیکو و زشت به آنچه در محتوای کتاب مقدس مورد امر یا نهی واقع شده، محدود نشده است.
از دیگر موارد مویّد نظریه اخلاق مبتنی بر قانون طبیعی، نامه به غلاطیان است که در آن، پولس از یک قانون طبیعی عام سخن میگوید که به مقتضای آن «انسان هر آنچه را بکارد درو میکند».192 سپس با استناد به این قانون عام، به غلاطیان هشدار میدهد که روح خود را دریابید؛ مبادا با دیگران رفتار نادرستی داشته باشید که دیگران نیز رفتاری مشابه با شما خواهند داشت. موارد دیگری نیز در نامههای پولس وجود دارد که میتوان به آنها در جهت مطابقت اراده خداوند با «خوب» و «بد» که توسّط جوامع انسانی و فارغ از وحی نوشته شده، استناد نمود.193

1ـ 2ـ 2: ایده قانون طبیعی در نگرش آگوستینوس
آگوستین194 (345- 430 م) تأثيرگذارترين فيلسوف مسيحی در قرون میانه و از حاميان ایده قانون طبيعي با توجّه بر نگرش مثبت کتاب مقدّس نسبت به قانون طبیعی، از قانونهای نوشته شده بر قلوب انسانها توسّط خداوند که در نامه پولس به رومیان مورد اشاره قرار گرفته بود، سخن گفته است. او البته به صراحت از قانون طبیعی سخن نگفته، بلکه تلاش میکند تا تحت عنوان قانون ازلی، در مقابل قانون موقّتی، شالوده قانون طبیعی را که در وجدان بشریت جستجو میکند، برای قرنهای متمادی بنا نهد. او قانون طبیعی را با وجدان نهفته در درون انسان یکسان دانسته و آن را راهنمای انسان برای بکارگیری عقل و اراده آزاد در مسیر پیروی از قانون ازلی میداند که بر قلوب تمام انسانها حک شده است.195
«قانون ازلی عبارت است از فرمان ربّانی اراده خدا كه نظم طبيعي را در جهان حفظ كرده و از نقض آن جلوگيري میكند.»196
او در کتاب درباره اراده آزاد197، به صراحت قانون یا قانونهایی ازلی را بر تمام انسانهای سعادتمند حاکم دانسته198 و با مقايسه قانون طبيعي و قانون رباني، بر اين باور است كه قانون طبيعي در قوه عاقله روح انسان از دوران كودكياش نقش بسته و عقل و اراده آزاد بشر آن را كشف میکند. كسي كه از قوانين انجيل آگاهي ندارد، در درون خویش دارای وجدانی است که نمیتواند آن را فریب دهد یا خود را از آن جدا کند؛ زيرا وجدان از وجود بشر جداييناپذير است.199 ازاين رو، هر كس میتواند در نهاد خويش، اصول هدایت كننده رفتار و معیار تشخیص خوبی از بدی را بیابد. بر همین اساس، آگوستين قانون طبيعي را با معيار ذاتي خير و شر پيوند داده و قاعده زرّین که به مقتضای آن؛ «انسان هرآنچه برای خود میپسندد باید برای دیگران هم بپسندد» را تجلّی قانون طبیعی دانسته است.200
1ـ 3: نظریه قانون طبیعی و تقریر توماس آکوئیناس
بر اساس پیشینه و سیر تاریخی که برای قانون طبیعی ذکر شد، روشن میشود که آکوئیناس، به عنوان مهمترین نماینده سنّت قانون طبیعی، در فضای تهی قلم نزده بلکه وارث قرنها تامّل در رابطه با طبیعت و اخلاق بوده که از طرق مختلف به ایشان منتهی شده است. او در حالی نظریه سنّتی قانون طبیعی را بیان نموده که پیش از خود میراث فکری یونانیانی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، اخلاق فضیلت، رویکرد حقوقی، نظریه اخلاقی Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، توماس آکوئیناس، امنیت اجتماعی