منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، نظریه اخلاقی، اصول اخلاقی، اندیشه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

در اسلام» و «عدالت طبیعی، بنیان صلح طبیعی، از قوانین طبیعی تا حقوق طبیعی» نوشته محمد جواد جاوید که در فصلنامه حقوق در سال 1390، و در فصلنامه معارف اسلامی و حقوق در تابستان 1386 منتشر شدهاند نیز از جمله مقالات مربوط به این نظریه است که رویکرد حقوقی داشته و به گفتمانهای چهارگانه حقوقی پرداختهاند. مقاله «نظریه اخلاقی توماس آکوئیناس: اخلاق مبتنی بر قانون طبیعی» نوشته محمد محمدرضایی که در پاییز 1390 در فصلنامه پژوهشهای اخلاقی منتشر شده از دیگر آثار انجام شده در این زمینه است که گرچه به بُعد اخلاقیِ این نظریه توجّه داشته، امّا صرفاً بر اندیشههای آکوئیناس تمرکز کرده و تلاش نموده تا نظریه اخلاقیِ ایشان را در قالب این نظریه تبیین نماید.
در زبان انگلیسی البته آثار قابل توجّهی وجود دارد که برای پژوهش در حوزه قانون طبیعی، به هیچ وجه نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. آثار خودِ فینیس از جمله کتاب «مبانی اخلاق»7 و «قانون طبیعی و حقوق طبیعی» در این زمینه قابل توجّه است. کتاب «قانون طبیعی و فلسفه اخلاق»8 اثر هاکونسِن9، کتابی قابل توجّه در این حوزه است. همینطور، کتاب «رویکرد قانون طبیعی به هنجاریّت»، اثر دانلی10 کتاب بسیار خوبی در این زمینه است و آثار مشابه دیگری که در در طول بحث از آنها استفاده خواهیم کرد و برخی از آنها را در فهرست منابع میتوان مشاهده نمود. با این حال، غالب این کتابها به کلّیت قانون طبیعی پرداختهاند و حتی به زبان انگلیسی هم کتاب قابل توجّهی که اندیشه اسلامی را در این زمینه بررسی کرده باشد وجود ندارد.
چند اثر خوب هم به زبان عربی در این رابطه وجود دارد که بیشتر تلاش کردهاند تا نظریه قانون طبیعی را با نظریه حسن و قبح عقلی مقایسه کنند، امّا تنها بر اخلاق معتزلی و البته تنها به بُعد معرفتشناختی اخلاق توجّه کردهاند. جامعترین این کارها، کتاب محمّد شریف احمد با عنوان «فکرۀ القانون الطبیعی عند المسلمین دراسۀ المقارنۀ» است. احمد الحریثی نیز کتاب «المعتزلۀ و الاحکام العقلیۀ و مبادی القانون الطبیعیه» را نوشته که بخش اعظم کتاب شبیه کتاب محمد شریف احمد بوده و هر دو تنها به لحاظ معرفتشناختی تلاش کردهاند تا نظریه قانون طبیعی را نزدیک به نظریه حسن و قبح و البته متمایز جلوه دهند.
به طور کلّی، میتوان گفت که در اندیشه اسلامی و به زبان فارسی، این نظریه هنوز به نحو دقیق تنقیح نشده و به نظر میرسد تبیین این نظریه با رویکردی دینی و بر مبنای نگرش اندیشمندان اسلامی، امری قابل توجّه بوده و پیامدهای قابل توجهی را در حوزه مطالعات اخلاقی به دنبال خواهد داشت. علاوه بر اینکه، تنقیح این نظریه در کنار نقد و بررسی و تطبیق آن در نگرش جان فینیس و اندیشمندانی چون علّامه طباطبایی، امر جدیدی است که تا به حال انجام نشده و نیازمند تحقیق و بررسی است.
4: هدف مورد انتظار از انجام تحقیق
هدف عمده در این تحقیق این است تا ضمن بررسی سیر تاریخی ایده قانون طبیعی در اندیشه اسلامی و غیراسلامی، تقریری از این نظریه را، به نحو مستند و مستدل بر مبنای اندیشههای علامه طباطبایی و فینیس ارائه داده و با تطبیق و بررسی دیدگاه آنان، نشان دهد که هر یک از آنها تا چه حد در نظریه خود موجّه هستند. البته ذکر این نکته لازم است که، هدف این پژوهش این نیست که لزوماً علّامه طباطبایی را مدافع نظریه قانون طبیعی بداند، بلکه هدف این است تا این نظریه به آراء ایشان عرضه شده تا بازتاب آثار ایشان در قالب این نظریه دیده شود.
انجام چنین تحقیقاتی، زمینه ورود نظریهای بنیادین و جدید بر مبنای اندیشههای اسلامی در حوزه فلسفه اخلاق را فراهم خواهد نمود و تلاشهای پژوهشگران در عرصههای پس از این تحقیق میتواند بر جزئیات بیشتر این نظریه تمرکز یابد. از جمله پیامدهای این نظریه، به عنوان نظریهای بنیادین در اخلاق اسلامی، این است که این نظریه، علاوه بر تبیین مبانی وجودشناختی و معرفت شناختیِ اخلاق، میتواند مسائلی از جمله بنیادیترین فرمانهای عقل درباره رفتارهای بشر، رابطه باید و هست، مساله حسن و قبح، و نیز مباحثی ناظر به انگیزه فاعل اخلاقی را در حوزه فرااخلاق، سامان بخشد.

5: بیان روش تحقیق
سنخ مباحث ارائه شده در این تحقیق، بیشتر در حوزه فرااخلاق و مباحثی چون معرفت اخلاقی، ماهیت اوصاف و انگیزش اخلاقی و به طور کلی بحثهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و نیز روانشناسی اخلاق است. از این رو، با روش تحلیلی به مباحث پرداخته خواهد شد که طبیعتاً توصیف دیدگاهها نیز در ضمن آن وجود خواهد داشت. از این رو، روش کار، در حقیقت توصیفی – تحلیلی است. روش گردآوری دادهها نیز کتابخانهای بوده و بیشتر با تمرکز بر متون انگلیسی انجام خواهد گرفت. همچنین، ابزارهای عمده در گردآوری دادهها نیز فیشها و بانکهای اطلاعاتی و پایگاه های علمی فارسی زبان و انگلیسی زبان است.
6: موانع تحقیق
از جمله موانع عمده در انجام این پژوهش این است که اندیشمندی چون علّامه طباطبایی صراحتاً در رابطه با این نظریه بیانی ندارند و باید بر اساس مبانی ایشان در حوزه اخلاق نکاتی را استنباط و مورد تحلیل قرار داد. همچنین، جانفینیس نیز در درجه اوّل، از این نظریه دغدغه حقوقی داشته و در هیچ یک از آثار خود نظریه اخلاقی قانون طبیعی را به صورت مستقل و مدوّن، بیان نکرده است. با این حال، به توصیه خود ایشان11 برای تبیین این نظریه، بیشتر باید بر کتابهایی چون «مبانی اخلاق»، «قانون طبیعی و حقوق طبیعی» و «عقل در اخلاق» تمرکز نمود. البته مطالب این چند کتاب در آثار دیگر ایشان نیز تکرار شده است.

1. نظریه اخلاقی
به طور کلّی، مباحث اخلاقی را میتوان در دو سطح عمده فرااخلاق و اخلاق هنجاری مطرح نمود. در بحث اخلاق هنجاری، از خود هنجارها1 سخن گفته میشود امّا در فرااخلاق12، ضمن اینکه «درباره هنجارها» به لحاظ وجودشناختی، معرفتشناختی، و روانشناختیِ اخلاقی از جمله ضعف اراده و دیگر مسائل بحث میشود، هیچ هنجار خاصی مورد دفاع واقع نمیشود.2
در اخلاق هنجاری میتوان از سه سطح معیار، اصول و احکام اخلاقی سخن گفت. سطح اول، مرتبط با احكام اخلاقی است. در این سطح ارزشهای اخلاقی، و افعال خاصی که یک فرد باید بدان ملتزم شود مطرح میشود. این سطح در واقع غایت نهایی یك استدلال اخلاقی است. تفكر اخلاقی در این سطح به صورت یك توصیه عملی بروز می‌كند. به عنوان مثال این جمله كه «من نباید به x دروغ بگویم» دربردارنده یك حكم اخلاقی است. سطح دوم مشتمل بر اصول اخلاقی است و اصول اخلاقی؛ گزاره‌های كلی‌ای هستند كه ارزشهای انواع یا طبقه‌ای از اعمال را نشان می‌دهند. اخلاق هنجاری در این سطح در قالب اصول صورت می‌یابد که مثلاً؛ «دروغ‌گویی خطاست». در سطح سوم یا  بنیادیترین سطح اخلاق هنجاری، معیارهای كلی رفتارهای اخلاقی بیان می‌گردد. در این سطح تلاش می‌شود ملاك جامعی برای درستی یك عمل بماهوعمل ارائه گردد. معیار اخلاقی ویژگیهایی را معین می‌كند كه نه تنها عملی خاص یا حتی طبقه‌ای از اعمال بلكه تمامی اعمال باید واجد آن باشند. نظریه اخلاقی در این سطح مطرح میشود. نظریههای اخلاقی که در بخش اخلاق هنجاری و ناظر به معیار ارزشها مطرح میشوند، عهدهدار تبیین و دفاع از شرط اصلی و یا معیار ارزشها میباشند. از آنجا که نظریه اخلاقی تنها معیار را مورد بحث قرار میدهد؛ در آن خیلی به مسائل جزئی پرداخته نمیشود که فلان چیز خوب یا بد است بلکه این طور مسائل در واقع کاربردهای13یک نظریه اخلاقی محسوب میشوند. نظریههای اخلاقی، حتی از اصول اخلاقی نیز دفاع نمیکنند بلکه فقط به معیار میپردازند؛ مثلاً اگر ما اصول اخلاقی را استقصاء کنیم و مدعی شویم که مثلاً بیست اصل اخلاقی وجود دارد، نظریههای اخلاقی بحث میکنند که بر چه اساس و معیاری این اصول را جمع کردهاید؟ در واقع نظریههای اخلاقی، بنیاد اصول اخلاقی یعنی معیارها را مورد بحث و تامّل قرار میدهند. بر این اساس، «نظریه اخلاقی» پاسخی به پرسش از معیارهای احکام اخلاقی است و از این رو، یكی از اساسیترین بخش‌های اخلاق هنجاری، طرح و ارزیابی نظریه‌های اخلاقی است3.
بر اساس تفاوت معیارها، نظریات اخلاقی متفاوت میشوند. به عنوان مثال، سودگرایی معیار یا ملاک سود را مبنا قرار داده14 و اصولی را بر این معیار وضع کرده است؛ یا مثلاً نظریه امر الهی، معیار را امر الهی میداند؛ یا نظریه قراردادگرایی، معیار را قرارداد میداند. نظریه قانون طبیعی هم یکی از همین نظریات اخلاقی است که قانون طبیعی و متناسب بودن فعل با غایت طبیعت انسان را به عنوان معیار قرار داده است.4 البته قرار گرفتن نظریه قانون طبیعی به عنوان یک «نظریه» در حوزه اخلاق هنجاری، به معنای ارتباط نداشتن یا وارد نشدن به مباحث فرااخلاقی نیست بلکه اساساً هر نظریهای که در حوزه اخلاق هنجاری مطرح میشود، برای موجّه بودن باید بتواند در رابطه با مباحث مطرح در حوزه وجودشناختی، معرفتشناختی و دیگر مباحث مربوط به حوزه فرااخلاق، پاسخ روشن داشته باشد. ما تلاش خواهیم کرد تا با تحلیل عناصر این نظریه، تعریف و تقریری مناسب ارائه کنیم تا بتوان آن را به عنوان یک نظریه خاص در کنار دیگر نظریات اخلاقی مطرح نمود.
2. ایضاح مفهومی قانون و طبیعت
در مقدمه دائرهالمعارف راتلج، قانون طبیعی و الهی در کنار هم به کار رفته و یک معنا از آن اراده شده است.15 در آنجا آمده است که هر انسانی باید تحت نورِ بینش و آگاهی که در وجود او نهاده شده است حرکت کند. خداوند جهانی از قانون طبیعی و نظم آفریده و به ما انسانها عقل داده تا آنها را کشف نموده و بر اساس آنها زندگی کنیم.16 به نظر میرسد داشتن فهم دقیق از قانون طبیعی، مستلزم داشتن تصوّری صحیح از مفهوم قانون و طبیعت است.
2ـ 1: مفهوم قانون: واژه قانون در طبیعت، با قانون در علم، و قانون در منطق تا حدودی متفاوت است. از این رو، باید همواره این واژه را با وصفی که پس از آن بیان میشود تبیین نمود. واژه قانون مربوط به طبیعت، گاهی به معنای ضرورتهای حاکم بر طبیعت به کار رفته و گاهی، منظور از آن طرحها و الگوهایی هستند که در طبیعت وجود دارد.17 آنجا که در معنای طرح ها و الگوها بکار رفته است، مراد طرحوارههایی است که به صورت تکوینی در وجود انسان نهاده شده و البته انسان با اختیار و اراده خود می‌تواند در آنها دخالت کرده و یا برخلاف آنها عمل کند و اساساً اخلاق در همینجا معنا مییابد. بر همین اساس در اصطلاح «قانون طبیعی»، واژه قانون به استانداردهای درست انتخاب کردن، و نیز دستورهای درست عقلانی اشاره دارد. این واژه، حاکی از نوعی اراده متعالی نیست که اصول و گزارههای ارزشی را به انسان امر کند، بلکه ناظر به نوعی عقل متعالی است.18 این واژه، ناظر به اصولی عقلانی است که رفتار انسانها را تنظیم کرده و به استحکام پایههای عدالت، انصاف و اخلاق در جامعه منجر میشود.19
اگر بخواهیم از ماهیّت قانون، به طور کلّی سخن بگوییم، میتوان آن را در سه فرض عمده در نظر گرفت. 1.اینکه قانون در ماهیّت و حقیقت، فرمانی است که از حیث برتری و از موضع فرمانداری صادر شود که در جهانبینی توحیدی، ریشه در اراده تشریعیِ پروردگار دارد. 2. قانون، پیمانی جمعی بین اعضاء جامعه است که مبنای آن دفع ضرر و جلب منفعت بوده و در قالب قراردادنامه و پیماننامههای اجتماعی تدوین میشود. 3. اینکه ماهیّت قانون نه فرمان، و نه پیمان اجتماعی است بلکه سنّتهای تکوینی حاکم بر طبیعت انسان و جهان است که از آنها میتوان به قانون طبیعت تعبیر کرد. در این صورت، منبع قانون، طبیعت است و انسان باید ضمن کشف این قوانین، رفتار خود را بر اساس آنها تنظیم نماید.20 در این معنا اگر با رویکرد دینی و توحیدی نظر شود، قانون طبیعی، طرحی خواهد بود که خداوند بر اساس خواست و اراده ازلیاش در متن جهان و هویّت عقلانیِ انسان قرار داده است. به تعبیر دیگر، قانون طبیعی محتوای اردهی تکوینیِ الهی است که در وجود بشر نهاده شده است. در این صورت، به کار بردن عنوان «قانون»، به معنای بیان یک گزاره مشخّص و کلّی نیست بلکه منظور وضعیت یا برنامهای است که خداون

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، نظریه اخلاقی، علامه طباطبایی، حقوق طبیعی Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، اخلاق فضیلت، رویکرد حقوقی، نظریه اخلاقی