منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، نظریه اخلاقی، طبیعت انسان، انگیزه اخلاق

دانلود پایان نامه ارشد

دیگری که تا حدودی میتوان آن را متناسب با بحث محدوده شناختی دانست، رشد مرحلهای شناخت انسان است. بیشک، مراحل تحوّل وجود اخلاقیِ انسان، ارتباط وثیقی با تحوّل معرفتی او دارد. در نظر علامه طباطبایی، تمام مراتب علم، از ابتدا در اختیار انسان قرار داده نشدهاند، بلکه انسان همچون مسافری است که هرچه بیشتر در مسیر درست گام بردارد به اصول و مراتب بیشتری از علم، دست خواهد یافت. در واقع كمال، امرى تشكيكى‏ و داراى مراتب است921 و دست یافتن به برخی معارف، مشروط به درست عمل کردن و گذشتن از مراحل قبلی است. اینگونه نیست که ما انسانها، یک بستهی آماده از اصول اخلاقی را داشته باشیم و بتوانیم آن را در جزئیات بسط دهیم، بلکه داستان اخلاق، داستان رشد مرحلهای است. یعنی تا زمانی که انسان حرکت نکند افقهای جدید را نمیبینید. تا حرکت نباشد، معرفت به اصول و گزارههای اخلاقی حاصل نخواهد شد.922 در نظر علامه، مقتضای نظریه قانون طبیعی این نیست که مجموعهای از قوانین در طبیعت انسان نهاده شده باشد، بلکه این است که گرایش به خیر در انسان وجود دارد و انسان باید بر اساس این گرایش حرکت کند و در این سفر و سلوک اخلاقی، حقایق اخلاقی را کشف کند. اتّفاقاً خیلی از قانونها باید در مراحل بعدیِ رشد اخلاقی بر طبیعت وجودیِ انسان نوشته شود، اینگونه نیست که از قبل تمام قوانین نوشته شده باشند. بر همین اساس، صفات نفسانى از جمله حب، اراده، عزم، ايمان و تسليم، بر حسب اختلاف مراتبِ‏ علم داراى مراتب مختلف هستند923و بر همین اساس، اخلاص داراى مراتب تشكيكى‏ است.924 هر انسانی با توجه به مرحله اخلاقیِ خاصی که در آن قرار دارد باید رفتار کند و نیز رفتارهایی که با او میشود نیز باید متناسب با همان مرحله باشد.925در واقع اخلاق، لایههای متفاوتی دارد که باید به صورت تشکیکی به آنها نگریسته شود؛ لذا شعور اخلاقی موجود در مراحل بالاتر در مراحل پایینتر مفقود است.926 بر این اساس، علامه بر اساس مبانی فکریِ خود در اخلاق، نوعی رشد مرحلهای معرفتی همگام با تحوّل وجودی را مد نظر قرار داده و اگر گاهی به لحاظ ظاهری نوعی تضاد در فضایل اخلاقی دیده میشود، مثل اینکه در بعضی روایات حزن به‌ عنوان یک حُسن اخلاقی معرفی شده927 و در برخی دیگر صفت مقابل آن حسن دانسته شده است928، ناظر به همین مراتب است.
فینیس نیز در این زمینه تا حدودی با علّامه همراه است. او نیز فرآیند رشد مرحلهایِ انسان را مد نظر داشته و معتقد است که انتخاب انسان در هر مرحله، سرنوشت مراحل بعد را رقم میزند.929 فینیس طبیعت انسانی را «طبیعت بسته»930 ندانسته931 و معتقد است انسان، همواره با انتخابهای خود، امکانهای جدیدی را در مقابل خود میگشاید. 932 بر این اساس، رشد معرفت اخلاقی، در نگرش علامه و فینیس از جهت مرحلهای بودن معرفت تا حدودی مشابه است.
با این حال، محدوده سیر و مراحل در نگرش آنها متفاوت است. در اندیشه علامه، مراتب رشد علمی و در نتیجه کمال انسان و احاطه و اشراف نفس، استمرار مى‏يابد تا نفس به «نشئه أسماء» مى‏رسد كه آن عالمى پاك و خالص و دور از هر قيد و آلودگى است. آن عالَم سراسر بها و ارزش است و نفس در آن‏جا، علم محض، قدرت محض، حيات محض، وجود و ثبوت، درخشندگى و زيبايى، شكوه و كمال، و شادمانى محض را مشاهده مى‏كند و تا آن‏جا پيش مى‏رود كه به اسماء و صفات مى‏پيوندد، آن‏گاه در ذات والاى خداوند فانى مى‏شود.933 این در حالی است که فینیس، نهایت سیر را در تحقق خیرات پایه و در همین عالم مادی تصوّر کرده و در دیدگاه او، سیر حرکت از کثرت به وحدت به شکلی که در رهیافت علامه ترسیم شد، قابل تصوّر نیست.
4. رویکرد روانشناختی ناظر به انگیزه و دلیل عمل
بُعد سوّم که قرار بود بر اساس آن رهیافتهای این دو اندیشمند را مورد بررسی قرار دهیم، بُعد روانشناختی و به طور خاص، انگیزشی است. در مباحث روانشناختیِ نظریه قانون طبیعی، سه مساله عمده را باید مد نظر قرار داد. به نظر میرسد بررسی آراء این دو اندیشمند در این سه مساله، میتواند تا حدودی دیدگاه آنها در این رابطه را پوشش دهد. مساله اوّل، ناظر به منشأ انگیزه و دلیل عمل934است؛ به این بیان که بر مبنای نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، منشأ انگیزش اخلاقی و دلیل عمل، چگونه قابل تبیین خواهد بود؟ مساله دوّم، ناظر به به درونی یا برونی بودن دلیل عمل است که بر اساس آن روشن میشود که آیا علامه و فینیس در رهیافت خود به مساله انگیزه در نظریه قانون طبیعی، موضع درونگرایی را اتّخاذ کردهاند یا برونگرایی؟ و مساله سوّم، بحث خودگرایی یا دیگرگرایی است که به انگیزه عامل اخلاقی بازمیگردد و باید موضع طرفداران نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی در قبال آنها روشن شود. در اینجا، به ترتیب هر یک از این مسائل را بررسی نموده و دیدگاه علامه و فینیس در پاسخ به هر یک از آنها را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.
4ـ 1: منشأ انگیزه و دلیل عمل اخلاقی
طبیعی است که هر کاری که از انسان سر می‌زند بر اساس یک انگیزه‌ای سر می‌زند و یک عامل روانی و درونی، یا یک غایتی برونی منشأ آن انگیزه است. «انگیزه» مفهومي دو منظوره یا دوسویه است که از سويي، به محرک رفتار و از سوي ديگر، به نتيجه و هدف رفتار اشاره دارد.935 علامه به مقتضای نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، محرّک عمل را در امیال و گرایشهای بنیادین حاکم بر وجود انسان جستجو میکند. در نظر او، هر فعلى كه بمقتضاى اراده و انديشه از انسان سرمى‏زند، خواه‏ ناخواه از يك ميل طبیعی سرچشمه مى‏گيرد و اگر چنين میلی در وجود انسان نمى‏بود، محال بود كه اراده‏اش بر انگيخته شود و فعلى صورت بگيرد.936 در حقیقت انسان همواره به دنبال ارضاء امیال و گرایشهایی است که به صورت طبیعی در وجود او نهاده شده و هر یک از امیال و گرایشها حاکی از نوعی نیاز در وجود انسان است که انسان از برطرف نمودن آن لذّت میبرد و تصوّر همین لذّت البته با مراتب مختلفی که دارد، مهمترین نقش را در تحریک و برانگیخته شدن انسان به سوی انجام افعال دارد.
«انسان در هر عملی که انجام میدهد لذتی را در نظر میگیرد که یا لذّت مادی و بدنی است، مانند لذت غذا، نوشیدنی، ازدواج و امثال آن و یا لذت فکری است مانند لذت ترقّی، انس، مدح، فخر، نام نیک، انتقام، ثروت، امنیّت و صدها نظایر آن. این لذاید است که عمل و متعلّقات عمل انسان را در نظر او زینت میدهد… اگر این لذایذ نبود، بشر در صدد انجام هیچ عملی برنمیآمد.»937
البته اینکه تصوّر لذّت به عنوان عامل محرّک انسان، نقش قابل توجّهی در حرکت انسان به سوی ارضاء امیال دارد، حاکی از وجود میل بنیادیتری در وجود انسان است و آن اینکه انسان به اقتضاى طبیعت خود، از درد و رنج و از هرچه موجب درد و رنج باشد گريزان و به لذت و آنچه مايه لذت باشد، تمایل دارد.
بنابراین در نظر علامه، با توجّه به ظرفیتهای طبیعی میتوان دریافت که نیروی تحریک کننده، به صورت طبیعی در درون انسان تعبیه شده است. با این حال، انگیزه یک سوی دیگر نیز دارد که ناظر به هدف و غایت است و اخلاقی بودن یک انگیزه بر اساس آن مشخص میشود. به همین جهت عقلانیت عملی در کنار امیال درونیِ انسان قرار داده شده تا حرکت حاصل از امیال و گرایشهای درونی را هدایت و رهبری کند.938 مثلاً در مورد «بقاء نسل» که میتواند یکی از خیرهای پایه محسوب شود، فرایند تحقق، اینگونه ترسیم خواهد شد که نظام جارى در عالم، از نوع انسان، بقاى نوعى را خواسته كه البته به وسيله بقاى افراد تأمين مى‏شود. براى تضمين و تأمين اين غرض، بنيه و ساختمان بشر مجهز به نيروى شهوت شده، تا با این نیرو، هر يك به طرف ديگر متمايل و مجذوب شود. این کشش و تحریک، نیرویی است که به صورت طبیعی در وجود انسان نهاده شده و محرّک انسان به سمت عمل است. در صورتی که این تحریک بخواهد به صورت اخلاقی واقع شود و عنوان «انگیزه اخلاقی» بر آن صدق کند نیازمند متکّی شدن بر عقلانیّت عملی است. نظام خلقت، تنها برخورداری از نیروی محرّکه درونی را كافى ندانسته و براى اينكه نيروى شهوانیِ موجود در طبیعت، بازيچه قرار نگيرد و به فساد كشيده نشود، عقل را نیز در وجود انسان قرار داده و بر زندگى بشر حاكم كرده است. لذا از یکسو مجهز بودن تكوينى به نیرویِ شهوانی، آدمى را دعوت مى‏كند به اينكه براى به دست آوردن نسل از طريق شهوت به ازدواج اقدام نمايد، و از سوى ديگر عقلى كه در او به وديعه سپرده شده است، میل و کشش حاصل از نیروی شهوانی را جهتدهی نموده و انسان را فرا مى‏خواند به اينكه خود را از فحشا حفظ نمايد.939
بنابراین، اگرچه نیروها و گرایشهایی به صورت طبیعی و تکوینی در وجود انسان، تعبیه شده است که محرّک انسان و عامل ایجاد انگیزه در انسان هستند، امّا با این حال، انگیزهی حاصل از این نیروهای درونی تنها در صورت اخلاقی خواهد بود که عقل آن را در مسیر دست یافتن به خیرات پایه و هدف نهایی تشخیص داده باشد. به عنوان مثال در رابطه با مساله انتقام، وقتى كسى چيزى را از انسان سلب مى‏كند و يا شرى به او مى‏رساند، به صورت طبیعی در دل، آزارى احساس مى‏كند و این احساس به صورت طبیعی او را برای انجام عمل انتقام تحریک میکند. در اینجا نیروی عقل، باید نیروی انگیخته شده را رهبری کند تا فعلی که در خارج تحقق مییابد، درست و ارزشمند باشد و صرفاً در یک انتقام فردى به هدف فرو نشاندن احساس رنج باطنى فرد نباشد بلکه به صورت قصاصِ قانونی جهت حفظ نظام اجتماعى و جلوگیری از اختلال و هرج و مرج جامعه دینی تحقق یابد. در واقع، عقل انگیزهی حاصل از تمایلات طبیعیِ انسان را به انگیزهای اخلاقی مبدّل میکند.
بنابراین، علامه جنبه تحریکیِ انگیزه را مبتنی بر امیال دانسته امّا تدبیر و عقلانیت را به عنوان تبدیل کنندهی انگیزه به «انگیزه اخلاقی» معرفی می کند. در نگرش علامه، انگیزهی عامل که در گرایشها و امیال درونیِ فرد ریشه دارد، در صورتی که مطابق با جهتدهیهای عقلانی باشد، انگیزهای اخلاقی خواهد بود. در واقع عقل، هدایت کننده امیال درونی بوده و با تکیه بر معیار رضایت الهی940، انگیزه حاصل از امیال درونیِ انسان را به انگیزهای اخلاقی مبدّل میسازد.
فینیس نیز در این مساله، تا حدودی موضعی مشابه علامه اتّخاذ نموده است. او نیز تلاش کرده تا منشأ انگیزه را در داشتههای طبیعیِ انسان جستجو کند. البته پیشتر در فصل چهارم با تفصیل بیشتری در رابطه با مساله انگیزه و دلیل عمل در نگرش فینیس بحث کردیم، امّا در اینجا اجمالاً باید اشاره کنیم که فینیس در این رابطه از امیالی در درون انسان سخن میگوید که هر یک از آنها ناظر به یکی از خیرات پایه هستند و عامل انگیزش و حرکت انسان به سمت خیرات پایه محسوب میشوند. این تمایلات، را میتوان در دو دسته خلاصه نمود؛ یکدسته اشتیاقهای قوای مختلف انسان به سوی تحقق بخشیدن به قابلیتهای خود و دسته دیگر احساساتی که حاکی از نوعی بیزاری یا نفرت در انسان بوده و او را از انجام برخی افعال منع میکنند. هر دو نوع این تمایلات، گاهی رفتار انسان را به سوی خود میکشانند و انسان متوجّه وجود آنها میشود.941 در کنار این امیال درونی، انسان البته از عقل عملی برخوردار است و میتواند با تمسّک به عقل عملیِ خویش، علیرغم کششهای امیال، در هنگام قرار گرفتن در مقابل گزینههای متعدد، هدف را دنبال کرده و اراده خود را در راستای تحقق خیرات پایه قرار دهد.942 فینیس، در واقع بسان مرحوم علامه، عقل عملی را هدایت کننده امیال به سمت خیرات پایه قرار داده است. او بنیان اصلی و ریشه اراده درست را در نوعی شوق عقلانی943جستجو میکند. شوق عقلانی، شوق یا تمایلی است که خود مقدمه دست یافتن به شوق و یا تمایل دیگری نباشد.944 انسان به جهت برخوردار بودن از این شوق، به خیرات پایه که هر یک از آنها جنبهای از شکوفایی و کمال انسان هستند، دست مییابد. به عنوان مثال، انسان تمایل دارد تا همواره سالم باشد و از بیماری و جراحت نفرت دارد و همین تمایل، به صورت طبیعی نیرویی در او ایجاد میکند و عقل عملی نیز با هدایت آن نیرو، در قالب یک شوق عقلانی، او را به سمت افعالی که موجب «سلامتی» است رهنمون ساخته و از افعال منافی با سلامتی باز میدارد. در

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مبانی فلسفی، اصالت وجود، مبناگرایی، نظریه اخلاقی Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، اخلاق اسلامی، قوانین موجود