منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، توماس آکوئیناس، امنیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

چون افلاطون و ارسطو، سنّت رواقی و رومی، تعالیم مسیح و دستورهای عهد قدیم و جدید در تأیید ایده قانون طبیعی، و نیز آراء آگوستینوس در این زمینه را داشته است. او بیشتر نظرات خود در این رابطه را در بخش قانون از کتاب «جامع الهیات»201 بیان نموده و در این بخش انواع مختلف قانون را ذکر نموده است.
1ـ 3ـ 1: انواع قانون در نگرش آکوئیناس
از دیدگاه آکوئیناس، قانون معیار سنجش اعمالی است که انسانها به آنها ترغیب یا از آنها بازداشته میشوند. این معیار را عقل مشخّص میکند و از این رو، عقل قانون و معیار برای افعال بشر است.202
«هر آنچه مخالف عقل است، مخالف طبیعتِ انسان است و آنچه معقول است، مطابق طبیعت انسان است. خیرِ انسان مطابق عقل است و بدِ او مخالف عقل است… فضیلتِ انسان همانقدر که مطابق با عقل اوست، مطابق با طبیعت اوست و فجورِ انسان، همانقدر که مخالف عقل اوست، مخالف طبیعت اوست.»203
هدف قانون، خیر مشترک است و خیر مشترک، کمالی است که همه مردم به عنوان هدف غایی در زندگی خود به دنبال آن هستند. این خیر مشترک، چیزی جز سعادت بشر نیست.204 انواع قانون از دیدگاه او چنین است:
1. قانون ازلی: «قانونی دارای اعتبار جهانی و وراء قانون موضوعه است که دگرگونپذیر نبوده و سرچشمهاش تنها حکمت جاودان الهی است.»205 قانون ازلی، برنامهای است که در حضرت علمی خداوند، متناظر با همه موجودات عالم به همان صورت که هستند، وجود دارد. این قانون از آنجا که مبتنی بر خیر متعالی؛ یعنی ذات خداوند است، لایتغیّر است206و هر موجود باشعور، کم و بیش از این قانون آگاه است؛ زیرا محتوای این قانون بر روح تمام موجودات باشعور، نقش بسته است.207 آکوئیناس معتقد است تمام قانونهای صحیح از همین قانون ازلی ناشی میشوند.208 همه چیز به وسیله قانون ازلی، قانونمند است و گرایش موجودات عقلانی به سوی اعمال مناسبشان و غایاتشان، از تاثیرات این قانون ازلی است.
2. قانون طبیعی: قانون طبیعی، «مشارکت انسان در قانون ازلی است به این شکل که عقل انسان با الهام از قانون ازلی، میان نیک و بد فرق میگذارد.»209آکوئیناس در واقع، قانون طبیعی را همان عقل انسان میداند که از منبع حکمت جاودان الهی به او افاضات و الهاماتی صورت میگیرد و این توانایی را به او افاضه میکند تا درست را از نادرست تشخیص دهد. قانون طبیعی، در حقیقت حکم عقل است.210 در واقع، دریافت الهامات حکمتآمیز حقتعالی توسّط عقل، به معنای مشارکت انسان در قانون ازلی است که آکوئیناس از آن به قانون طبیعی تعبیر میکند. عدالت، چیزی جز مطابقت اراده بشر با این قانون نیست و اراده خداوند که همیشه درست و عادلانه است همواره با این قانون منطبق است. آکوئیناس معتقد است از آنجا که انسان محدود است و نمیتواند چند و چون قانون طبیعت را درک کند و تنها برخی از اصول کلّی و اساسی آن را میفهمد، لازم است برای تنظیم اعمال و رفتار خود، احکام و مقرراتی دقیقتر از این قوانین طبیعی، در اختیارش داشته باشد، که این احکام و مقررات از یکی از این دو منبع ناشی میشوند:
الف: قانون یزدانی (ربّانی): قانونی که انسان را به امر الهی در مسیر مصون بودن از خطا و لغزش به سوی هدف فراطبیعی خود که نیل به رحمت جاودانی است، رهنمون کند.211
ب: قانون انسانی (بشری): قانونی که فکر بشر (توده مردم یا پادشاه) برای تنظیم جزئیات و تدوین دقایق موجود در احکام قانون طبیعت، به وجود آورده است. قانون انسانی محدود به حوزه سعادت دنیوی است و در صورتی که با قانونهای طبیعی و یزدانی منافات نداشته باشد، لازمالاجراء است.212 به عقیده آکوئیناس، عقل بشر در برخی موارد خاص نمیتواند در قانون ازلی به طور کامل مشارکت کند و در این موارد، نیازمند وضع و ابداع قانون است.213
در واقع در مقابل قانون طبیعت، دو نوع قانون موضوعه وجود دارد که یکی ریشه در خواست الهی دارد و از آن به قانون مشیّت یزدانی تعبیر میشود و دیگری ریشه در خواست حکمرانان و عرف جامعه دارد و در صورتی که با قانون طبیعت مخالف نباشد و یا در محدودهای باشد که قانون طبیعی نسبت به آن سکوت کرده، اطاعت از آن لازم است. قانون ازلی، جامعترین قانون از بین اقسام مذکور قانون در نظر آکوئیناس است.214
1ـ 3ـ 2: مشارکت در قانون ازلی و نظریه قانون طبیعیِ ایده آل در نگرش آکوئیناس
در نگرش توماس آکوئیناس، قانون ازلی215، قانون طبیعی216، و قانون الهی217، در کنار هم نظامی را فراهم خواهند ساخت که انسان در آن نظام به سلامت به سوی غایت خود سیر خواهد نمود. آکوئیناس، بر مبنای قانون ازلی، از اصول بدیهی و بنیادین عملی در سه لایه سخن میگوید؛ 1. حیات انسان باید حفظ شود و از موانع حیات او جلوگیری شود. 2. ازدواج زن و مرد و فرزندآوری آنها باید مورد توجّه واقع شود. 3. معرفت (خصوصاً شناخت خداوند) و امنیت اجتماعی، خوب است و باید دنبال شود.218 اساس این سه اصل عمده به این شکل است که اصل اوّل در حس صیانت نفس ریشه دارد که نه تنها در انسان بلکه در هر چیزی که از یک طبیعت مشخص برخوردار باشد، وجود دارد. اصل دوّم، در علایق جنسی ریشه دارد که در انسان و حیوانات مشترک است. اصل سوّم به استعداد عقلانی بازگشت نموده و مختص انسان است. همه این سه اصل از نظر آکوئیناس به یک اندازه مهم هستند، به گونهای که برای حفظ نمودن یا حاصل کردنِ اصل سوّم؛ یعنی رفاقت با خداوند نباید اصل اوّل و ارزش حیات نادیده گرفته شود.219
موجودات عقلانی، علاوه بر این طرح، که از طریق قانون ازلی برایشان تعیین شده است، میتوانند «خود» ابدیشان را شکل دهند و این کار به وسیله ادراک و دانش و مشارکت آنها در این طرح یا قانون ازلی صورت میگیرد.220 موجودات عقلانی، به وسیله شناخت و ادراک، و قانون حفظ بقاء، موجودیتشان را برای خود میسازند. موجودات عقلانی، قادرند اشیاء عالم را بشناسند به دلیل اینکه ساختار وجودیِ آنها واقعاً اینگونه است که دارای قابلیّت ادراک و کسب دانش است؛221و این همان سهیم شدن در قانون ازلی است. به نظر آکوئیناس، قانون طبیعی، چیزی جز سهیم شدن موجودات صاحب عقل در قانون ازلی نیست.222
مشارکت در عقلانیّت ازلی که به موجب آن تمایلی به سمت عمل و غایت مناسب در مخلوقات ذیعقل ایجاد میشود، چیزی است که از آن به قانون طبیعی تعبیر میشود… نور عقل طبیعی که به موجب آن ما خوب را از بد تمییز میدهیم ـ که در واقع عملکرد قانون طبیعی است ـ چیزی جز نور الهی نیست که بر ما تابیده است. بنابراین واضح است که قانون طبیعی چیزی جز مشارکت موجودات صاحب عقل در قانون ازلی نیست.223
مشارکت انسانها در قانون ازلی، معیار تفاوت انسان با دیگر حیوانات است. در واقع مشارکت داشتن در قانون ازلی به این معناست که علاوه بر اینکه خداوند در هدایت انسان همت میگمارد، خود انسان هم با توجه به اینکه از ظرفیت عقلانی برخوردار است در هدایت خود سهیم است و در قانون ازلی مشارکت میکند.
«موجودات ذی عقل، به شیوهای برتر از راه و رسم تمام مخلوقات دیگر، مطیع امر و ارشاد الهی هستند، زیرا از آنجا که ذیعقلاند میتوانند خود و دیگران را هدایت کنند و به این ترتیب در فعّالیت ارشاد کننده الاهی سهیم گردند. پس مخلوق ذی عقل، در عقل ازلی خداوند سهیم است و آن تمایلی که به اعمال و هدفهای مناسب دارد ناشی از همین امتیاز (سهیم بودن در عقل ازلی) است و شیوه مشارکتش در قانون ازلی، در قالب قانون طبیعی است.»224
انسان به صرف داشتن عقل، از نوعی تمایل به انجام کارهای خوب برخوردار است. تمایل به دانستن حقیقت، تمایل به زندگی در اجتماع، اجتناب از جهالت، اجتناب از رنجاندن دیگران و… از جمله خصوصیات طبیعت آدمی است که نفس برخورداری از طبیعت عقلانی، آن را طلب میکند و این مقتضای قانون طبیعی است.225 بر این اساس، اعمال فضیلتمندانه متعلّق به قانون طبیعی هستند، چرا که فضیلت، چیزی جز عمل کردن بر طبق عقل نیست. البته به جهت تفاوت سطوح عقل، ممکن است برخی افعال فضیلتمندانه خاص که به صورت ابتدایی طبیعت انسان به آنها تمایل دارد، نیازمند تحقیق و تامّل عقلانی در سطح بالاتری باشند به گونهای که اگر عقل آنها را در راستای زندگی سعادتمندانه بداند، تمایل به سمت آنها شدید خواهد شد.226 به عنوان نمونه «مالی که امانت داده شده باید به صاحبش بازگردد» ممکن است در همه موارد درست نباشد؛ چون ممکن است مثلا فردی که امانت (چاقو) در دست دارد در جنگ با طرف مقابل باشد و به محضی که امانت را به او داد، طرف مقابل او را بکشد. در چنین مواردی بازگردان امانت، مضر و نهایتاً غیرمعقول است. بنابراین، اصول کلی عقل عملی هم به لحاظ درست بودن و هم به لحاظ معرفت داشتنِ افراد به آنها، برای همگان مساوی هستند، هرچند موارد استثنایی نیز یافت میشود که نیازمند تامّل عقلانی و نتیجهگیری است که در این موارد باید بین افراد تفاوت قائل شد.227
به بیان مختصر، همانگونه که در فصل قبل نیز مورد اشاره قرار داده شد، آکوئیناس تقریری ایدهآل از قانون طبیعی ارائه کرده است چرا که 1. معتقد است قوانین موجود در سرشت انسان، عنایتی الهی است.228 2. معتقد است که این قوانین برای تمام انسانها قابل فهم بوده229، مرجعیّت دارند و به صورت طبیعی، تبعیّت از آنها برای تمام انسانها لازم است.230 3. معتقد است که انسان به طور طبیعی و بالذات نسبت به این قوانین آگاهی دارد گرچه ممکن است وجود غرایز و احساسات حیوانی، مانع منجر شدن این معرفت به عمل شود.231 4. معتقد است که خیرهایی وجود دارند که خیرهای پایه‌اند و انسان از طریق عمل نمودن بر اساس این خیرها می‌تواند به خودشکوفایی برسد.232
آکوئیناس البته در کنار این قانون طبیعی، معتقد است که قانون الهی نیز لازم است. از آنجا که تأثیر برخی انفعالات و تمایلاتی که با عقل سلیم موافق نیستند ممکن است انسانها را به انحراف کشانَد، و از آنجا که همه انسانها فرصت یا توانایی کافی برای کشف مجموعِ قانون طبیعی را ندارند، اخلاقاً ضروری است تا خداوند قانون طبیعی را به نحو ایجابی و در قالب فرامین تشریعی، ابلاغ کند. همچنین، از آنجا که انسان عملاً دارای غایتی فراطبیعی است [ملاقات خداوند که در این جهان تحقق نمییابد] برای اینکه به این غایت فراطبیعی دست یابد، ضروری است که خداوند علاوه بر قانون طبیعی، قانون فراطبیعی نیز ابلاغ فرماید.233در واقع، قانون الهی آمده است تا یاری کننده قانون طبیعی در سیر تکامل اخلاقی انسان باشد.

1ـ 3ـ 3: ویژگی های قانون طبیعی در نگرش آکوئیناس
آکوئیناس برای قانون طبیعی، سه ویژگی شمول234، ثبات235، و دوام236 را برمیشمارد. از آنجا که انسانها در ذات و طبیعت خود با هم مساوی هستند و فرآیند قانون طبیعی، مبتنی بر تمایلات طبیعی بشر است، قانون طبیعی نسبت به تمام انسانها مساوی است و همه آنها را شامل میشود. عمل نیک برای همه نیک است و طبیعت همه انسانها به دنبال انجام کار خیر و عاقلانه است. همه انسانها به یکسان در معرض فرمانهای قانون طبیعی هستند.237
قانون طبیعی، همچنین ثابت و تغییرناپذیر است. البته آکوئیناس اصول قانون طبیعی را در دو جنبهی اوّلی و ثانوی مطرح میکند و معتقد است که جنبهی ثانوی که فرع بر اصل کلّی و اوّلی قانون طبیعی است، در برخی موارد به جهت وجود برخی موانع تغییر مییابند.238
علاوه بر این، دائمی بودن نیز از خصوصیات قانون طبیعی است که در این زمینه نیز آکوئیناس با تمایز قائل شدن بین دو جنبهی مختلف از قوانین طبیعی، قانون اوّلیه و کلّی را برای تمام انسانها یکسان دانسته که نمیتوان آن را از قلب انسانها محو نمود. با این حال، سطح دیگری از این قانون وجود دارد که آکوئیناس معتقد است، مداخله قوای شهوانی و غرایز، ممکن است فرد را از مسیر صحیح منحرف نموده و در نتیجه با دنبال کردن زشتیها و عادات بد، این سطح از قانون را از قلوب انسانها محو سازد.239 آکوئیناس معتقد است که انسان به مقتضای طبیعت منظّم و پاک خود، به این اصل که «باید خوبی را دنبال کرد و از بدی پرهیز کرد» به صورت طبیعی آگاه است، امّا انجام رفتارهای خلاف اخلاق، سبب میشود تا با محو شدن میل طبیعی و در نتیجه عدم پایبندی به اصول قانون طبیعی، طبیعت و سرشت پاک

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، کتاب مقدس، ساختار وجودی، طبیعت انسان Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، حسن و قبح، نظریه اخلاقی، اندیشه اسلامی