منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، اصول اخلاقی، شناخت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

معرفت عملی بیان نمود، سازگاریِ چندانی ندارد. فینیس پیشتر معتقد شده بود تئوریِ مطابقت در رابطه با معرفت عملی معنا ندارد. در نظر او، برخلاف معرفت نظری که در آن، صادق بودن در مطابقت گزارهها با واقعیت پیشینی معنا مییابد و با «هست» نشان داده میشود، در حوزه معرفت عملی و اخلاقی، صادق بودن به معنای مطابق بودن با واقع خارجی معنا ندارد و اگر از صدق سخن به میان میآید، به معنای موافق بودن با میل درونیِ انسان و «شدن» است که تحوّل و رشد انسان و تحقق قابلیّتهای او را در پی دارد.892
علاوه بر این، با اتّخاذ این موضع توسّط فینیس، همچنان ابهام موجود در معیارِ اخلاقی بودنِ عمل رفع نخواهد شد. حتّی به نظر میرسد اتّخاذ این موضع، تا حدودی کار را مشکلتر نیز خواهد کرد؛ چرا که در این صورت هر کسی میتواند مدّعی شود که کار من موجب شکوفایی و «شدنِ» من و در نتیجه اخلاقی خواهد بود و این امر حداقل تقریری ضعیف از نسبیگرایی را در حوزه معرفت نسبت به ارزشها در پی خواهد داشت.
علّامه تلاش کرده تا از طریقی دیگر در جهت رفع ابهام موجود در معیار خود اقدام کند. ایشان البته به صراحت در این رابطه سخن نگفتهاند امّا با توجّه به مبانی فکریِ ایشان، میتوان دریافت که علاوه بر اینکه متعلَّق معیاری که بیان نموده را تقرّب خداوند به عنوان واقع خارجی دانسته که درجات متفاوت دارد893، عناصری را نیز در جهت تقویت و تبیین معیار مذکور بیان نموده تا ابهامی در این مطلب که از کجا میتوان دانست که یک عمل در جهت تقرّب و رضایت خداوند هست یا نیست، وجود نداشته باشد. این عناصر که نشان دهندهی قرار داشتن فعل در مسیر تقرّب الهی هستند، از این قرارند: 1. اینکه فرد مطابق با خیرات بنیادین و بدیهی عمل کند. هر كس نافرمانى خدا را بكند، یا حق فقرا را ندهد، یا به دیگری ظلم کند، چنين كسى مورد رضايت‏ خدا و مصداق‏ «إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى»894 نخواهد بود.895 در واقع، منظور این است که انسان باید بر اساس داشتههای درونی خود و در راستای ظرفیت و استعدادهایی که خداوند در اختیار او گذارده حرکت کند و هیچ کس مقتضيات فطرت را ترك نمى‏كند مگر وقتى كه عقلش را تباه كرده و راهى غير از راه عقل را پيش گرفته باشد.896 2. هر کجا که مسیر برای عقل روشن نبود، از وحی و شریعت کمک بگیرد؛ چرا که مراد از ارتضاء در آيه مذکور ارتضاء در دين است؛ يعنى كسى كه دين و اعتقاد و منهج او پسنديده باشد.897 3. نیّتِ رضایت خدا را هنگام انجام فعل داشته باشد. علّامه در تفسير آيه: «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ» مى‏گويد جمله «فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ» مترتب است بر «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ» چرا كه عمل در صورتى مورد رضايت‏ خداوند قرار مى‏گيرد كه همراه با صدق نيّت و اخلاص باشد نه اينكه صرف ظاهر و شكل عمل براى مقبوليت آن كافى باشد.898 4. حد وسط را رعایت کند. لازمه حفظ كلمه توحيد و تسليم خدا شدن و برخوردار شدن از رضاى‏ خدا در زندگى، انجام امور بر حسب تعادل است. يك فرد مسلمان هدفها و اغراضی دنیوی و اخروی دارد که باید نسبت به هر يك از آن اهداف، به صورت متعادل اعتنا کند.899 5. بداند که لازمه درست بودن فعل و در مسیر رضایت بودنِ فعل این است که فرد برای انجام دادن آن از نوعی آرامش طبیعی در درون خود برخوردار شود. به بیان دیگر، در صورتی که فرد، هنگام تصمیم به انجام فعل، مورد بازخواست وجدان درون خود قرار نگیرد عمل او در راستای رضایت الهی خواهد بود چرا که خواست‏هاى طبيعت و فطرت ـ نه خواست‏هاى عاطفى و احساسى و نه خواست‏هاى خرافى ـ، خواست‏هاى واقعىِ انسان و سرمنزل سعادت و خوش‏بختى است.900 خداوند هر آنچه انسان نیاز داشته در طبیعت و فطرت او قرار داده است.901انسانی که هنگام اقدام به عمل، به این عناصر توجّه داشته باشد در راستای رضایت الهی و تقرّب به خداوند گام برخواهد داشت و اینها در کنار هم، معیار روشنی را برای اخلاقی بودن یک عمل فراهم میکنند. بنابراین معیار اخلاقی بودن یک فعل، از نظر علّامه، این است که فعل در راستای رضایت الهی و تقرّب به خداوند باشد و این معیار با توجّه با عناصر جزئیتر که در آراء علامه بیان شد، از ابهامی برخوردار نخواهد بود. بر این اساس، میتوان حکم کرد که نظریه علّامه به جهت ارائه مفهومی واضحتر از معیار اخلاق، تا حدودی موفّقتر از نظریه فینیس در این رابطه، به نظر میرسد.
3ـ 4: میزان توانمندیِ دو دیدگاه از حیث محدوده شناختِ اخلاقی
مساله دیگر در حوزه معرفتشناسی، مربوط به قلمرو و محدوده شناخت انسان است. این مساله، متناظر با اخلاقِ مبتنی بر قانون طبیعت، از دو جهت میتواند مورد بحث قرار گیرد که یکی از آنها؛ ناظر به توانایی عقل و میزان نیاز آن به وحی تشریعی و دیگری رشد شناختیِ انسان در جهت شناخت ارزشهای اخلاقی است. تلاش خواهیم کرد تا از این دو جهت نیز، نگرش علّامه طباطبایی و فینیس را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.
3ـ 4ـ 1: توجّه به وحی به عنوان مکمّل قانون طبیعی
علامه به مقتضای توجّه به انسان طبیعی و قانون طبیعیِ حاکم بر وجود انسان، معتقد است انسان با بکارگیریِ نيروى خرد، قادر به سنجش خير و شرّ واقعى و در نتیجه تصمیم جهت انجام یا ترک افعال خود خواهد بود.902 ایشان ضمن تأکید بر استعدادهای درونی انسان، انسان را فطرتاً مجهز به ملکات و اصول اخلاقی دانسته903 و معتقد است درک خوبی و بدی در سرشت انسان نهاده شده، و از اين جهت، در جامعه بشرى كسى پيدا نمى‏شود كه اخلاق نيكو را نستايد و صاحب اخلاق ستوده را محترم نشمارد.904
با این حال، علاّمه وحی و شریعت را به عنوان مکمّل قانون حاکم بر طبیعت انسان، در جهت رشد اخلاقیِ انسان ضروری دانسته است. علّت توجّه به این مساله این است که، بر اساس نظریه قانون طبیعی، در مسیر کمال، عمده بار بر عهده عقل عملی است، كه به حسن و قبح حكم مى‏كند، و براى ما مشخص مى‏كند چه عملى حسَن و نيكو، و چه عملى قبيح و زشت است. عقل‏ عملى‏ مقدمات حكم خود را از احساسات باطنی یعنی همان قوای شهویه و غضبیه مى‏گيرد، كه از آغاز وجود هر انسانى بالفعل موجود هستند.905 چون عقل عملى مقدمات خود را از احساسات مى‏گيرد و در مقابلِ هویّت فعلیّت یافته احساسات باطنی، از نوعی حالت بالقوّهگی برخوردار است، نمى‏تواند به خوبی عمل کند. لذا انسانهاى وحشى، هم عقل دارند، و هم فطرتشان عليه آنان حكم مى‏كند، ولى با این حال مى‏بينيم كه نیاز به چیزی بیش از داشتههای درونیِ خود دارند و موانعی در وجود آنهاست که عقل آنها را مغلوب میسازد. از این رو، ناگزير بايد بپذيريم كه ابناء بشر، علیرغم برخورداری از استعدادهایِ بسیارِ درونی و طبیعی، هرگز از نبوت بى‏نياز نيستند، چون نبى كسى است كه از ناحيه خدا مؤيد شده، و عقل خود ما نيز نبوتش را تاييد كرده است.906
علاوه بر حالت بالقوّگی و موانع داخلی، محدودیت عقل و استعدادهای درونیِ انسان نیز، موضوعی جدّی است که باید مورد توجّه واقع شود. انسان به جهت اینکه مخلوق است، محدود است و فقدانهای زیادی را پیش روی خود خواهد داشت. این مساله، دلیل دیگری است که بر اساس آن، علّامه دستگاه تکوین و تشریع را مکمّل یکدیگر دانسته به گونهای که آنچه خداوند تشریع مىکند نیز، براى کامل نمودن وجود تکوینى انسان و تکامل وى لازم است.
«براى هدايت بشر اين كافى نيست كه تنها او را مجهز به عقل كند، ـ البته منظور از عقل در اينجا عقل عملى است، كه تشخيص دهنده كارهاى نيك از بد است ـ چون همين عقل است كه بشر را به استخدام و بهره‏كشى از ديگران وادار مى‏سازد، و همين عقل است كه اختلاف را در بشر پديد مى‏آورد. قانون‏شكنان هر مجتمع، همه از عقلاء و مجهز به جهاز عقل هستند، و به انگيزه‏ بهره‏مندى از سرمايه عقل است كه مى‏خواهند ديگران را بدوشند. پس بايد طريق ديگرى غير از طريق تفكر و تعقل براى تعليم راه حق و طريق كمال و سعادت بوده باشد و آن طريق وحى است.»907
بنابراین، علّامه اگرچه ریشه ارزشها را در خلقت و طبیعت انسان دانسته، و اگرچه شاخص اصیل زیست انسانی را مرجعیّت عقل دانسته و معتقد است کیفیت حیات بشری وابسته به حاکمیت عقل در برابر احساس است، و نیز گرچه، آگاهی عقلانی و برخورداری از درک اخلاقی را شرط مسئولیّت اخلاقیِ انسان میداند908، امّا با این حال، توان انحصارى و بدون واسطه عقل را نپذیرفته و معتقد است که مصلحت و مفسده واقعى انسان، منحصر در ظرفیتهای طبیعی وى نمىشود، تا بتواند به راحتى بدان دست یابد. در نگرش ایشان، با این که به مصالح و مفاسد واقعى (خیرات پایه) و دلیل عقلى مستقل براى کشف احکام و قوانین اخلاقی توجه خاص شده است، ولى منشأ اخلاق هم به لحاظ تکوینی و هم تشریعی، الهى است؛ چرا که خداوند مالک حقیقى عالم هستى از جمله، طبیعت انسان بوده؛ سلطه و حاکمیت مطلق بر تمام عالم طبیعت دارد، و هرگز بدون در نظر داشتن طبیعت و سرشت موجود در انسان، تکلیفى صادر نمیکند.909 البته علّامه همواره به این امر تاکید میکند که برگشت تشريع بالأخره به تكوين است‏910و شریعت در واقع آمده است تا انسان را به خیرات پایه یا مصالح واقعیِ خود که در نظام تکوین برای او مشخص شده است، برساند.911
فینیس نیز تا حدودی تلاش کرده است تا انسانها را به تلاشی صادقانه برای پیوند زندگی خود با منبعی متعالی دعوت کند. او معتقد است انسانهایی که به لحاظ اخلاقی خوب هستند، نوعی تعهّد دینیِ مشترک را در خود به وجود میآورند.912 با این حال، او دایره طبیعت انسان را بسیار گسترده دانسته و جایی برای وحی و شریعت به معنای خاص، قائل نیست. با پژوهش در آثار ایشان، میتوان مواردی یافت که فینیس محتوای قانون طبیعی که اصول اخلاقیِ مبتنی بر عقل عملی هستند را هم مورد تأیید وحی و هم مورد تاکید عقل دانسته است.913او گرچه بر مویّد بودن، و توضیح دهنده بودنِ وحی بر محتوای عقل و قانون طبیعی تأکید بسیار نموده است914امّا وحی و شریعت را به عنوان موسِّس مورد توجّه قرار نداده است. به طور مثال، کتاب مقدس در جایی فرمان کلی صادر کرده که «قتل نکن»915 ولی در فرازی دیگر با جزئیات بیشتری این مطلب را توضیح داده و بیان نموده که «انسان بیگناه و صالح را به قتل نرسان»916 که این میتواند در برخی موارد برای ما انسانها که به صورت مستقل قبحِ قتل را تشخیص میدهیم، راهگشا باشد.917 فینس با استناد با این فراز از کتاب مقدّس که «هرگاه امتهایی كه شریعت ندارند كارهای شریعت را به طبیعت بجا آرند، اینان هرچند شریعت ندارند برای خود شریعت هستند، چونكه عمل شریعت بر دل ایشان مكتوب است»918 شریعت را نه امری جدا از هویّت و ظرفیتهای طبیعی انسان، بلکه عین همان هویّت برای دریافت خیرات پایه دانسته و به وحی و شریعت به معنای خاص توجّهی ندارد.919 این البته بیشتر به جهت تفسیر خاصی است که مسیحیت از وحی دارند و کاملترین وحی را نه در کتاب، بلکه در انسان و البته شخص مسیح جستجو میکنند. در واقع، آنها معتقدند که خداوند خود را، نه در کتاب و متن شریعت بلکه در طبیعت، تاریخ، و وجدان بشری مکشوف ساخته است و از این طریق انسان را هدایت میکند.920 به نظر میرسد که همین مطلب، باعث شده تا فینیس بیش از وحی و شریعت، ظرفیتهای عقلانی درون انسان را مورد توجّه قرار دهد. از این رو، کمتر در آثار ایشان موردی را میتوان یافت که در آن بر محدودیت عقل توجّه و تأکید شده باشد و در کنار هدایت تکوینی، از وحی تشریعی سخنی به میان آمده باشد.
از این مطلب میتوان نتیجه گرفت که فینیس گرچه تحت تأثیر تفکّر تکوینمحور مسیحی، این رویکرد را اتّخاذ نموده است امّا به هر حال نظریه او در رابطه با محدودیتهای شناختیِ انسان و مواضعی که انسان به جهت محدودیت قوای شناختیِ خود قادر به تشخیص وظیفه اخلاقی نیست، با مشکل مواجه است. این در حالی است که محدودیت عقل در نگرش علّامه امری واضح و مسلّم دانسته شده و همانگونه که پیشتر اشاره شد، ایشان علاوه بر هدایت تکوینی، بر ضرورت ورود وحی تشریعی نیز تاکید داشته و وحی را مکمّل فضائلی میداند که برای عقل ناآشنا است.
3ـ 4ـ 2: رشد معرفتی و تحوّل وجودی
مساله

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مبانی فلسفی، اصالت وجود، مبناگرایی، نظریه اخلاقی Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، اخلاق اسلامی، قوانین موجود