منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، انگیزه اخلاق، نظریه اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

کودکی که هنوز شخصیتش شکل نگرفته، میتواند آزادانه مطابق با حکمی که از طریق تعقّل دقیق بدست آمده انتخاب خود را انجام دهد و حتی اگر قضاوت کودک در این صورت، مطابق با حقیقت کامل اخلاقی نباشد، اراده و خواست او در این چنین انتخابهایی به کار گرفته شده و شکل مییابد. او به صورت طبیعی، به هیچ وجه با حقایق اخلاقی نمیجنگد بلکه سعی میکند خود را با آنها منطبق سازد. اگرچه شخصیت او هنوز رشد نیافته امّا وجود چنین ارادهای، جوانهای برای دست یافتن و محقق ساختن فضائل است.700 بنابراین، انسانها به صورت طبیعی از هستهی فضائل701 در درون خود برخوردارند و تا آنجا که بر اساس قضاوتهای معقولانه انتخابهایشان را انجام دهند، در مسیری درست خواهند بود.
با این حال، گزینشهای غیراخلاقی چگونه صورت خواهند گرفت؟ اگر انسانها از ظرفیتهای کافی برای اخلاقی عمل کردن برخوردارند، پس وجود عملکردهای ظالمانه و منافیِ اخلاق در جوامع، ناشی از چیست؟
3ـ 5: فرآیند بروز بیاخلاقیها بر مبنای قانون طبیعی
فینیس به مقتضای نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، معتقد است که همه انسانها به جهت برخورداری از عقل، از اصول عقل عملی برخوردارند. حتی فرمانروایان قدرتمند نیز بر حسب مسئولیتهای خود، نمیتوانند فرمانها و اصول عقل ناظر به نکشتن انسان بیگناه، تجاوز نکردن به ناموس دیگران، دروغ نگفتن، و مواردی از این دست که محتوای قانون طبیعی است را نادیده بگیرند.702 با این حال، عقل همیشه از زنجیر آزاد نیست و خیرات پایه، همواره تنها منشأ انگیزه برای افعال نیستند، بلکه احساس نیز در طرحی که فرد در ذهن آن را تصوّر کرده دخالت میکند. از طرفی، آنچه احساسات در پی دارند دقیقاً همان چیزی نیست که انسان را شکوفا میکند بلکه تنها بخشی از آن است، و حتی در برخی موارد باعث میشود تا سهم معرفتِ عملی و عقلانیّت انسان در عمل کامل نشود و غفلت بر انسان عارض شود.703 به عنوان مثال، اصول عقل عملی، همواره انسان را به صلح و آرامش در کنار دیگران و پرهیز از آسیب زدن به دیگران توصیه میکند امّا به لحاظ احساسی، انتقام گرفتن به هر شکل ممکن شیرین است؛ چرا که انتقام گرفتن احساسات آسیب دیده را آرام میکند. در صورت کامل نبودن سهمِ عقلانیت در فرآیند انتقام، این شیرینیِ احساسی ممکن است باعث شود تا انسان قتل نفسی بیگناه را مرتکب شود.
در کنار احساسات، البته قوّهی خیال نیز وجود دارد که ممکن است در بروز بیاخلاقیها با کمک احساسات در مقابل عقل قرار گیرد. گاهی در کنار هدف معقول، اهداف محتمل دیگری نیز توسّط قدرت خیال، نظر عامل اخلاقی را به خود جلب میکند. هدف معقول، «باید» را به دنبال دارد که مستلزم انتخاب درست اخلاقی و جهتگیریِ کامل اصول عقل عملی است، در حالی که اهداف محتمل دیگر، «ممکن بودن» را بیان میکند که لزوماً مستلزم انتخاب درست اخلاقی نیست.704 این اهداف محتمل، اگرچه ممکن است انتخاب شوند، امّا به جهت قرار داشتن در تحت سلطه عقل، لزوماً برای عامل اخلاقی چالش ایجاد نمیکنند. به عنوان مثال، یک پزشک علاقمند به بهبود و سلامتیِ مردم، ممکن است در ابتدا به سودِ وعدهای که به او داده شده فکر کند امّا به تدریج در صورت تامّل عقلانی، مشتاق میشود تا سلامتیِ بیمار را به عنوان یک هدف دنبال کند، بسان شخص بیمار که از ابتدا تمام فعالیتهای خود را صرفاً به هدف دست یافتن به سلامتیِ خود انجام میدهد.705 با این حال، گاهی اوقات انسان یکی از اهداف محتمل را که محصول تخیّل هستند را انتخاب کرده و از مسیر معقول منحرف میشود. اینجاست که انتخابهای غیراخلاقی اتّفاق میافتد.
از این رو همه انتخابهای غیراخلاقی، به یک روش مشابه پدیدار نمیشوند. برخلاف مثالی که در رابطه با انتقام گرفتن بیان شد، گاهی اوقات، احساسات به طور مستقیم وارد عمل نمیشوند بلکه با کمک قوّهی خیال و با پیشنهاد دادن اهداف محتملی که میتواند به یک عمل هدایت شده و معقول منجر شود، باعث بروز انتخابی نادرست میشوند. در این موارد، هدف یک عمل، کاملاً اخلاقی به نظر میرسد و هیچ چالشی را برای عقل ایجاد نمیکند به گونهای که عقل میپذیرد که در موقعیتهای مشابه نیز باید بدینسان عمل شود، امّا با این حال اخلاقی نیست. به عنوان مثال، فردی را تصوّر کنید که در یک کتابخانه عمومی رمان جدیدی را میبیند و میخواهد با امانت گرفتن، آن را بخواند و مزایای زیباییشناختیِ آن را تجربه کند. حال اگر این کتاب از قبل توسّط افراد زیادی رزرو شده باشد، ممکن است این فرد در نزد خود، مسئولین کتابخانه را مقصّر کند که باید نسخههای بیشتری از کتاب منتشر میکردند، یا خود را اینگونه قانع کند که افرادی که این همه صبر کردهاند دو روز دیگر هم صبر کنند صدمهای نمیبینند و…، در این صورت فرد خود را فریب داده و از اصول عقل عملی که مقتضایش برخورداری تمام انسانها از سهم مساوی است، فاصله گرفته و ندای واقعیِ دورن خود را با حیله توجیه کرده است.706
سخن کوتاه اینکه، برخی مواقع احساسات به طور مستقیم انسان را از عمل کردن بر طبق اصول عقل عملی دور میسازند و برخی مواقع، با محدود ساختن عقل، جهتگیریِ آن را محدود ساخته و عمل غیر معقول را معقول جلوه میدهند. در هر دو صورت، عقلی که تحت تسلّط احساس و میل باشد، گرچه می‌تواند راههای ارضاء میل را نشان دهد، امّا هیچ دلیلی برای عمل ارائه نمیدهد.707
فینیس البته به این امر اذعان داشته که حتّی انسانی که انتخاب غیراخلاقی انجام میدهد نیز، به زعم خود بر مبنای اصل اوّل اخلاق عمل کرده است. از این رو، حتی افعالی که به لحاظ اخلاقی بد هستند نیز معنا708 و نکته خود را دارند. فردی که تصمیم میگیرد تا کاری را که اخلاقاً نادرست است انجام دهد نیز دلیل خاص خود را دارد و دلیل او بسان دلیل هر عمل معقولانه اخلاقی، باید [حداقل در توهّم و تخیّل او] نهایتاً به خیرات پایه برسد. بنابراین، حتّی یک عملکرد غیراخلاقی هم باید حداقل در مکانیزم طبیعتِ حاکم بر عامل و در تصوّر ذهنیِ او، به اصل اولی اخلاق ارجاع داده شود. البته، ارجاع افعال نادرستِ اخلاقی به این اصل، به درستیِ ارجاع افعالِ اخلاقاً درست به این اصل نیست. فقط انتخابهای درست اخلاقی میتوانند به طور کامل با اصول عقل عملی یا اصل اوّلیه اخلاق سازگار باشند.709 انتخابهای نادرست، تنها تا آن اندازه به این اصل بازمیگردند که خوب پنداشته میشوند.
4. انگیزه و دلیل عمل در نظریه قانون طبیعی
یکی از مسائلی که نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی به عنوان یک نظریه قابل دفاع باید برای آن پاسخ موجّه داشته باشد، مساله انگیزه و عامل انگیزش است و لذا فینیس به مساله انگیزه توجّه زیادی داشته و در بسیاری از آثار خود به مسالهی انگیزه و نقش انگیزه در انجام عمل پرداخته است.43 فینیس افعال انسان را به دو دسته غریزی و ارادی تقسیم میکند. عامل انگیزه افعال و رفتارهای غریزی، احساسات هستند. به عنوان نمونه، یک بچه سه ساله ممکن است بیاختیار به سوی ظرف کلوچه حرکت کند یا فردی، بی‌اختیار به صداهای طبیعی واکنش نشان دهد و به دنبال آن برود. این افعال، بیاختیار شکل میگیرند و ما انسانها، بدون هیچ انگیزه خاصی آنها را اراده میکنیم. این افعال، با اراده و انتخاب آزاد، شکل نمی‌گیرند و اصلاً اخلاقی بودن یا نبودن در رابطه با آنها معنایی ندارد. در این چنین افعالی نظیر بازی کردن و داستان خواندن، انسانها همواره، هدفی متمایز از فعل خود ندارند و ممکن است که انجام دادن فعل، خود هدف باشد.710
امّا افعالی که انسانها آنها را انتخاب و اراده میکنند، به گونهای دیگر است و اگر ما از انگیزه اخلاقی سخن میگوییم، منظورمان این بخش از افعال انسان است که ریشه در اراده و انتخاب آزاد دارند. اینگونه افعال، فارغ از اینکه اخلاقی باشند یا نباشند، همواره به خاطر چیزی انجام داده میشوند. از طریق انجام اینگونه اعمال، انسان انتظار دارد تا به هدفی دست یابد. از آنجا که در آغاز تمام واقعیت به انسان داده نشده و قابلیتهایی دارد که از طریق عمل خود، میتواند به آنها تحقق بخشیده و آنها را به فعلیت برساند، جنبههایی از کمال و فعلیّت فرد تحت عنوان «خیرات پایه» هستند که فرد بر اساس آنها در جهت تحقق استعدادهای بالقوّه خود گام برمیدارد و با تصوّر این خیرات پایه، برای انجام افعالش انگیزه مییابد.711 به عنوان مثال، اگر مریض نزد دکتر میرود، هدفش این است که سلامتیِ خود را بدست آورد. این غایات، بسته به اهمیّتی که برای ما انسانها دارند، در ما ایجاد انگیزه میکنند؛ چرا که جنبههای قابل فهم آنها، خیرات پایه متنوّع را نمایندگی میکنند.712 به عنوان مثال، برنده شدن یا بدست آوردن سلامتی، از آن جهت که باعث حفظ جان انسان و رشد و ترقّی هستند خیر هستند و این اهداف، انسان را مشتاق به انجام کار میکنند.44 از طرفی، پیشتر اشاره شد که هر کدام از خیرهای اصیل یا پایه، ریشه در نوعی گرایش دارند که در طبیعت انسان است. اساسِ انگیزه انسان در واقع در گرایشهایی ریشه دارد713که خیرات پایه به عنوان جنبههای از شکوفاییِ انسان، آنها را نمایندگی میکنند. بنابراین، از یکسو تصوّر هدف (خیرات پایه)، و از طرفی گرایشهای موجود در طبیعت انسان که انسان را به سوی انجام فعلی میکشاند، شوق دست یافتن به هدف را در انسان ایجاد می کند.
البته، این انگیزه هنوز اخلاقی نیست. امیال و گرایشهایِ درونی اگرچه انسان را به سوی انجام فعل سوق میدهند امّا تمام افعالی که امیال ما را به سوی آنها سوق میدهند، اخلاقی نخواهند بود. انگیزه تنها در صورتی اخلاقی خواهد بود که معقول و در راستای دستیابی به خیرات پایه باشد. از این رو «انگیزه اخلاقی»، از یکسو ریشه در گرایشها و امیال درونیِ فرد دارد که نقش محرِّک به سوی عمل را ایفا میکنند، و از سویی وابسته به تشخیص عقلانی در جهت هدایت امیال به سمت خیرات پایه است. برای تبیین انگیزه اخلاقی باید هم به جنبه تحریکیِ امیال توجه شود و هم به معقول بودن حرکت توجّه شود؛ چرا که حاصل جمع این دو این خواهد بود که انگیزه به صورت اخلاقی ایجاد شود.714 قوّه تشخیص، انجام عملی را در راستای تحقق خیرات پایه پیشنهاد میدهد و میل درونی، ارادهای در فرد به وجود میآورد تا آن عمل را ترجیح داده و انجام دهد. از این رو، میتوان بین معرفت عقلانی نسبت به خیرات پایه به عنوان دلایل انتخاب و بین ارادهای که متناظر به آن به سمت خیرات شکل میگیرد، تمایز قائل شد.715
در حقیقت برای تبیین انگیزه اخلاقی در اندیشه فینیس نمیتوان عنصر «شناخت» را نادیده گرفت؛ چرا که در نظر او، انگیزه ایجاد فعل بدینگونه است که انسانها صرفاً از روی طبع به انجام آنچه خوب تشخیص میدهند میل پیدا میکنند و از آنچه بد تشخیص میدهند بیزاری میجویند. در واقع نوعی رابطه علّی وجود دارد بین تشخیص خوب و انجام فعل، یا بین تشخیص بد و پرهیز از فعل و این امری است که فینیس از طریق آن، انگیزه عمل اخلاقی را به طبیعت انسان بازمیگرداند.
5. قانون طبیعی و مساله باید و هست در نگرش فینیس
روشن شد که بر اساس نظریه اخلاق مبتنی بر طبیعت، اخلاق ریشه در امیال و گرایشهای طبیعیِ انسان دارد. با این حال، آیا میتوان از این مطلب نتیجه گرفت که هرچه را انسان طبیعتاً بدان گرایش داشت خوب، و هر چه را انسان بدان گرایش و تمایلی نداشت بد است؟ هیوم معتقد بود که استنباط نمودن یک گزاره عملی از گزارههای توصیفی و نظری، نوعی سفسطه است. لذا از گزارههایی که طبیعت انسان و استعدادها و گریشهای انسان را توصیف میکنند نمیتوان گزارههای اخلاقی را استنباط نمود.716 جوزف باتلر717، کادوُرث718، و ساموئل کلارک719 از مهمترین افرادی هستند که در این زمینه در مقابل هیوم موضع گرفتند. فینیس هرچند موضع افرادی چون کلارک در رساله در باب الزامات نامتغیّر دین طبیعی720 را تمجید میکند، امّا آن را در گذر از هست به باید موفّق ندانسته و معتقد است کلارک نتوانسته به این درک دست یابد که عمل کردنِ مناسب و عاقلانه، راهی برای تحقق وجودیِ عامل است.721
فینیس با هیوم در اینکه ارزشها به هیچ وجه از واقعیت استنباط نمیشوند کاملاً موافق است. در نظر او، هیچکس نمیتواند از این واقعیّت که «تمام انسانها میل به دانستن

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، نظریه اخلاقی، سلامت جسمانی Next Entries منابع مقاله درمورد طبیعت انسان، قانون طبیعی، اصول اخلاقی، معیار صدق