منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، انگیزه اخلاق، نظریه اخلاقی، انگیزش اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

صورت مغلوب شدن عقل در مقابل امیال، انسان به سمت خیرات پایه رهنمون نخواهد شد و در این صورت، دلیلی [موجّه] برای عمل وجود نخواهد داشت.945 بنابراین، در نگرش فینیس، انگیزه عامل برای انجام یک عمل، ریشه در گرایشها و امیال درونیِ فرد دارد و این انگیزه در صورتی که تحت هدایت تشخیص عقلانی و در مسیر دست یافتن به سمت خیرات پایه باشد، انگیزهای اخلاقی خواهد بود. در واقع انگیزهی اخلاقی حاصل جمع گرایشهای درونی و هدایتهای عقلانی است.946

4 ـ 2: رهیافت برونگرایانه در آراء علامه و فینیس
بر اساس مطالب مذکور پاسخ سوال دوم یعنی موضع علامه و فینیس در قبال مساله برونگرایی یا درونگرایی روشن میشود. درونگراها در حوزه اخلاق، کسانی هستند که معتقدند باور و معرفت به تنهایی باعث برانگیخته شدن فاعل میشود و چیزی بیرون از باور، باعث برانگیخته شدن فاعل نمیشود. از منظر درونگرایان، ملاحظات اخلاقی برای کسانی که آنها را بفهمند، ضرورتاً برانگیزاننده هستند و به محض اینکه فرد صادقانه آنها را باور کند، نوعی انگیزش در او ایجاد خواهد شد. در مقابل، برونگراها بر این نکته اصرار میورزند که یک فرد ممکن است صادقانه یک باور اخلاقی را بپذیرد بدون اینکه هیچگونه انگیزهای برای انجام آن داشته باشد.947 در رهیافت برونگرایی، رابطه ضروری بین باور اخلاقی و انگیزه وجود ندارد و اگر در برخی موارد این دو همراه میشوند صرفاً به جهت تصادف است. به بیان دیگر، درونگراها948 معتقدند که باور اخلاقی، ضرورتا ایجاد انگیزه میکند اما برونگراها معتقدند که باورها به صورت تصادفی و محتملالوقع ایجاد انگیزه می کنند. بر همین اساس، در نگرش برونگراها ممکن است فردی باور داشته باشد که «x بد است» امّا این باور باعث نمیشود که او x را انجام ندهد.949
علامه گرچه رضایت الهی را به عنوان معیار برای کارکرد عقل عملی بیان نموده و معتقد است باور صادقانه به این گزاره که «انجام این عمل در مسیر رضایت الهی است»، نوعی انگیزه اخلاقی در فرد ایجاد خواهد کرد، امّا با این حال، معتقد است که این باور به تنهایی برای ایجاد انگیزه کافی نیست بلکه به امیال دورنی نیز نیاز است. در نظر علامه، برای اینکه فعلی بتواند عامل اخلاقی را برانگیزاند لازم است تا آن فعل در مسیر اهداف و یا هدف نهایی فرد قرار گیرد. اگر عامل اخلاقی احساس کند که انجام این کار در مسیر رسیدن به هدف واقع شده و او را گامی به سمت هدف نزدیکتر میکند، قواى شهویه و غضبیه، که وجود انسان به آنها به صورت طبیعی مجهّز شده است، تحت هدایت قوه نطقیه، نفس را برمى‏انگيزاند.950 در واقع، نیرویِ محرّکه به صورت طبیعی در درونِ انسان، او را به حرکت وامیدارد، و تحت حمایت عقل که حلقه وصلی بین امیال درونی و دلیل بیرونی (رضایت خداوند) است، شدّت یافته و فعل را به مرحله تحقق میرساند. بر این اساس، علّامه نوعی رویکرد برونگرایانه را اتّخاذ نموده است. در واقع بیشتر اندیشمندان مسلمان را که معتقد به نوعی وابستگی روانشناختی اخلاق به دین هستند را میتوان برونگرا تلقّی کرد، چرا که معتقدند احکام اخلاقی و ارزشی، به خودی خود و با صرف نظر از خداوند و رضایت الهی، دلیل محرّک عمل نیستند.951
فینیس نیز در این راستا موضعی مشابه علامه اتّخاذ نموده و عامل انگیزش اخلاقی را در تلفیقی از تمایلات درونی و باورهای عقلانی جستجو میکند و از این جهت برونگراست. او گرچه معتقد است، میلهای طبیعی از قبل در درون انسان مشخص شده و همانها منشأ انگیزه محسوب میشوند، امّا با این حال تأکید می کند که این انگیزه تنها در صورتی اخلاقی خواهد بود که تحت هدایت عقل بوده و تحت تأثیر این باور شکل گرفته باشد که انجام این فعل خاص، به دست یافتن به خیر پایه منجر میشود.
4ـ 3: میزان توانمندی هر یک از دو دیدگاه به لحاظ رهیافت روانشناختی
رویکرد علامه و فینیس در باب منشأ انگیزه اخلاقی از جهاتی به هم نزدیک است و هر دو، مساله انگیزه را بر داشتههای طبیعی انسان و ترکیبی از امیال و کارکردهای عقل عملی مبتنی ساختهاند50. با این حال تفاوتهای قابل توجّهی نیز بین رویکرد این دو اندیشمند در این رابطه وجود دارد که بر اساس آنها می‌توان میزان اتقان هر یک از دو نگرش را سنجید. برخی از تفاوتها از این قرارند:
1. علامه بر مبنای تشکیک مراتب وجود، مراتب متعددی را برای غایت نهایی که انگیزه فعل اخلاقی به آن تعلّق میگیرد قائل شده است، حال آنکه در نگرش فینیس، هدف تنها دست یافتن به خیرات پایه است که آنها هم همگی در یک سطح هستند. از این رو، علامه مساله انگیزه برای تمام مراتب اخلاق در سیر تکاملیِ انسان را مد نظر داشته و در رهیافت فینیس، این مساله دیده نمیشود.
2. برخلاف علّامه طباطبایی، به نظر میرسد فینیس بین دلایل عمل تفکیک قائل نشده و خواست را فقط به «میل»952 محدود کرده است که این البته اشکالی بر اوست؛ چرا که باعث میشود که اخلاق به تجربه شخصی فروکاسته شود. باید بین «خواست» و «میل» تفاوت قائل شویم. خواستهای زیادی در درون ما و در دفائن عقول ما هستند که بیدار نشدهاند یا به جهت غفلت، به فراموشی سپرده شدهاند. برخی از آنها را انسان با گذراندن برخی از مراحل تکامل مییابد و لذا نمیتوان آنها را در یکسری میلهای محدود خلاصه نمود. بر اساس قانون طبیعیِ مد نظر علّامه، در واقع ذات و طبع انسان متمایل به سعادت است و انگیزه دست یافتن به خیرات پایه در ذات انسان وجود داد که متفاوت از «میل» است. «میل شخصی» و «انگیزه انسانی» هر دو دلیل عمل واقع میشوند امّا دو امر کاملاً متمایزند و به نظر میرسد فینیس به این مطلب توجّه نداشته است. گاهی موارد انسان میل شخصی به انجام کاری ندارد امّا انگیزه انسانی او باعث میشود تا در جهت عمل اقدام کند.
3. تفاوت عمده دیگر در نگرش علامه و فینیس در این جهت، ریشه در جهانبینیِ متفاوت آنها دارد. علّامه بر مبنای قرآن953 كه حيات آدمى را نامحدود، و سهم اصلى زندگى انسان را به بعد از مرگ مربوط مىداند، مصداق سعادت و فلاح را در ارتباط با حيات اخروى دانسته و انگیزههای انسان برای انجام افعال اخلاقی را در این جهت ترسیم میکند. این در حالی است که فینیس سعادت انسان را در تحقق خیرات پایه در همین دنیا دانسته و انگیزه اخلاقی را در این راستا تبیین میکند51. علاوه بر این، وجود غایت اخروی و جاودان در نگرش علامه، انگیزه فاعل اخلاقی را به انگیزهای الهی و معنوی تبدیل کرده و او را از انگیزه قویتری برخوردار میسازد، حال آنکه در رویکرد فینیس، این رهیافت الهی وجود ندارد. او اگرچه، دین را به عنوان یکی از خیرات پایه دانسته امّا با این حال، هیچ فرقی بین آن و دیگر خیرات قائل نشده است. همچنین، گرچه از رضایت منبعی متعالی سخن گفته است954، امّا این رضایت را تنها در زندگی اینجهانی مد نظر داشته است.
4ـ 4: خودمحوریِ اخلاقی
مساله دیگر در رابطه با انگیزش اخلاقی، ویژگیِ این انگیزش است که در آن از خودمحور یا غیر خودمحور بودن انگیزه سخن گفته میشود. آیا میل انسان به این است که عمل اخلاقی، لذت یا سودی صرفاً برای خود او ایجاد کند یا تنها نفعی به دیگران برساند، یا امری میان این دو؟ بر اساس نوع پاسخی که به این پرسش داده می‌شود، دیدگاههای مختلفی مطرح میشود که یکی از آنها خودگروی است؛ به این معنا که انسان به لحاظ طبیعی تنها برای انجام عمل در جهت ارضاء تمایلات خودش برانگیخته می‌شود.955دیدگاه دیگر ممکن است این باشد که انسان در کنار گرایش‌های خودمحورانه خود، برخی کارها را تنها و تنها برای دیگران انجام می‌دهد.956 عموماً نظریه اخلاقِ مبتنی بر طبیعت و به طور خاص دیدگاه علّامه و فینیس مطابق با کدام دیدگاه است؟
پاسخ به این سوال نیازمند فهم دقیق از خودگروی در حوزه اخلاق است. خودگروی، میتواند به عنوان یک نظریه اخلاقی مطرح شود؛ به این معنا که به دنبال ارائه معیار اخلاقی بوده و مدّعی باشد که ارزشهای اخلاقی برای این ارزش محسوب میشوند که نتیجهای به ما [به عنوان عامل اخلاقی] میدهند و لذا خودشان ذاتاً ارزشی ندارند. در این صورت، ویژگی این نظریه خودگروی که از نظریات غایتگرایانه محسوب میشود، این خواهد بود که اخلاق به خودیِ خود اهمیت ندارد بلکه از آن جایی که ثروتِ من، قدرتِ من، و یا منفعتِ من را تامین میکند مطلوب است. اگر از خودگروی، این معنا اراده شود، طبعاً با نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی سازگار نخواهد بود چرا که نظریه قانون طبیعی، حداقل برخی ارزشها را ذاتی میداند. در اندیشه علّامه و فینیس هم این مطلب به وضوح دیده میشود که حسن و قبح ذاتی است957، و خیرات پایه از ارزش ذاتی برخوردارند.958
امّا خودگروی اخلاقی، را به گونهای دیگر نیز میتوان نگریست که در پی ارائه معیار نباشد بلکه تنها به لحاظ رویکرد روانشناختی، بیان کننده این باور باشد که انسان [به عنوان عامل اخلاقی] همیشه باید عملی را انتخاب کند و انجام دهد که بیشترین خیر را برای خودش فراهم سازد، در مقابل جمعگروی و یا دیگرگروی است که خیر را برای دیگران میخواهد.959 در این معنا، خودگرایی لذت و یا سودِ خودِ عامل اخلاقی را غایت مطلوب میداند اما دیگرگرایی اخلاق را به مثابه قربانی کردن لذت خود برای دیگران می‌داند و جمع‌گرا، هم لذت خود عامل و هم دیگران را مبنای داوری اخلاقی می‌داند. این معنا از خودگروی در اینجا محل بحث است و هر یک طرفداران نظریه اخلاقی قانون طبیعی باید موضع مشخص و روشنی در رابطه با آن اتّخاذ کنند.
علامه طباطبایی، غایت افعال انسان را به خودِ عامل باز میگرداند. ایشان معتقد است در انسان گرایشی به نام «غریزه استخدام» وجود دارد که ریشه در «حبّ ذات» دارد. بر اساس این غریزه، انسان همنوعان خود را نیز مانند سایر موجودات در راه منافع خویش استخدام میکند و این حسّ استخدامگری فطری انسانهاست.960 در واقع این یک اصل در اندیشه علامه طباطبایی است که «غایت هر فعلی به فاعل آن باز میگردد؛ بدین معنا که فاعل همیشه برای کمال خویش کار انجام میدهد، و مقصود اصلی در همه افعالی که از فاعل صدور مییابد خود فاعل است.»961 حتى كسانى كه آسايش خود را فداى آسايش ديگران مى‏كنند يا براى راحتى مردم خود را گرفتار رنج مى‏سازند، در حقيقت با اين كار در پی آن هستند که اندوه و رنج نهايى خود را كه از مشاهده حال بيچارگان حاصل شده رفع نموده، و نوع آسايش و خوشى و رستگارى براى خود تحصيل نمايند.962
بر این اساس در نگاه نخست، نوعی خودگروی در نگرش علامه وجود دارد، و البته این خودگروی باید با توجّه به مبانی فکری علّامه و در چارچوب نظام اخلاقی او مورد تحلیل قرار گیرد که در این صورت معنایی کاملاً متفاوت از خودگروی رایج خواهد داشت. پیشتر اشاره کردیم که علّامه اگر چه حب ذات و غریزه استخدام را خصوصیتی ذاتی در انسان دانسته، امّا این را هم بیان نموده که «مراد از استخدام، استعمار و بردگى و امثال‏ اين‏ها نيست».963 ایشان گرچه معتقد است که طبيعت سودجوى بشر دائما متمايل‏ به آن جانبى است كه صلاح خود را در آن سو مى‏بيند964، امّا با این حال، تمايل‏ به‏ نوعى‏دوستى965 و تمایل به حق و عدالت را نیز از خصوصیات طبیعی و تکوینیِ انسان دانسته و انسان را مفطور به حب جميل و زيباپسندى فطرى دانسته است.966 از این رو، حب ذات و غریزه استخدام را باید با توجّه به این مطالب تفسیر کرد. نباید صرفاً به ظاهر کلام علّامه تمسّک نمود که اگر به ظاهر تمسّک نمودیم علامه را به جهت این بیان که «انسان پيوسته سود خود را مى‏خواهد» متّهم به خودگروی افراطی در اخلاق خواهیم نمود. با دقّت در کلّیت آثار علامه، میتوان دریافت که آنچه ایشان در قالب «حب ذات» مطرح میکنند لزوماً به معنای خودگروی رایج نیست. وجه تفاوت مساله حب ذات که علّامه مطرح نموده با معنای رایج خودگروی این است که منظور علّامه از «ذات» در حبّ ذات، غیر از «خود» در خودگروی است. منظور از «خود» در معنای رایج خودگروی، یک انسان، فارغ از توجّه به فرآیند تشکیکیِ رشد اخلاقی و مراحل بعدیِ تکامل اوست، حال آنکه علّامه به اقتضاء مبانی خود، مراتب رشد انسان را مد نظر داشته و طبیعت اوّلیه و ثانویه او را در یک فرآیند طولی مد نظر دارد.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد طبیعت انسان، علم حضوری، قانون طبیعی، مصادره به مطلوب Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، اخلاق اسلامی، قوانین موجود