منابع مقاله درمورد فلسفه اخلاق، اخلاق فضیلت، قانون طبیعی، اخلاق نیکوماخوس

دانلود پایان نامه ارشد

تئودور گمپرتس، متفکّران یونانی، ترجمه محمد حسن لطفی، ج1، صص 124- 126.
32. John cotingham, ‘Our Natural Guide; Conscience, Nature, and Moral Experience” in Human Values; New Essays on Ethics and Natural Law, Edited by David S. Oderberg and Timothy Chappell, p13.
33 . Cumberland.
34 . Richard Cumberland, A Treatise of The Laws of Nature, translated by John Maxwell, edited by Jon Parkin, p 368.
35 . نامه به رومیان، 2: 15- 16.
36. John Cottingham, “Our Natural Guide: Conscience, Nature, and Moral Experience”, in: David S. Oderberg and Timothy Chappell (eds), Human Values; New Essays on Ethics and Natural Law, p 17.
37 . البته میتوان معنای چهارم را نیز به رواقیان نسبت داد. آنها معتقدند هر آفریدهاى فطرت و طبیعت خود و وظایف شایسته خویش را داراست، و بر این اساس، براى انسان، قانون طبیعت مجموع اصولى است که در فطرت انسانى قرار دارد و رفتار او را تعیین مىکند.» [عنایت، بنیاد فلسفه سیاسى در غرب، ص 121- 122]
38 . در فصل دوّم همین پژوهش با مطالعه سیر تاریخی قانون طبیعی، به وضوح میتوان به تفاوت رویکردها در مفهوم طبیعت پی برد.
39 . Mark J. Cherry (ed), The Normativity of Nature, Human Goods, Human Virtues, and Human Flourishing, p 46.
40 . انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج 6، ص 5468.
41 . البته هنگامی که به ذهن بشر متبادر میشوند ممکن است به جهت محدودیت علم بشر، تغییراتی در این گزارهها ایجاد شود. از این رو، جمله «گزارههایی غیرقابل تغییر درباره واقعیّت هستند» که در تعریف قانون طبیعی بیان شد، ناظر به واقع قوانین طبیعی و نه ناظر به علم ما به آن قوانین طبیعی است.
42 . Bebhinn Donnelly, A Natural Approach to Normativity, p 4.
43 . جورج ادوارد مور، مبانی اخلاق، ترجمه غلامحسین توکّلی، ص 171.
44 . همان، ص 177.
45 . همان، صص 172- 190.
46 . John Cottingham, Guide: “Conscience, Nature, and Moral Experience”. In: David Oderberg (ed), Human Values, New Essays on Ethics and Natural Law, p 13.
47 . هولمز، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه مسعود علیا، ص 201 و 207.
48 . همان، ص 208.
49. divine providence.
50 . Aquinas, Summa Theologiae, I–II, Q 91, art 1-2.
51 . طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 270؛ ج 16، صص 178- 179؛ ج 16، ص 321؛ ج12، صص 27 ـ 28.
52 . از هدایت تکوینی، در فلسفه اصطلاحاً به ذاتگرایی (Essentialism) تعبیر میشود که بر اساس آن، انسان یک essence و ذات دارد. برای مطالعه بیشتر در رابطه با نظریه ذاتگرایی رک: [دیوانی، امیر، قوانین طبیعت، صص 240- 308.]
53 . برخی از مفسرین منظور از هدایت در آیاتی مانند «ذلک هدی الله یهدی به من یشاء» (الزمر، 23)، «والذین اهتدوا زادهم هدی» (محمد، 17)، «و یزید الله الذین اهتدوا هدی» (مریم، 76) و… را هدایت تکوینی دانسته اند. در این رابطه رک: [طباطبایی، المیزان، ج 17، ص 257.]
54. پروردگار ما كسى است كه نخست، خلقت هر چيزى را به آن چيز داد، و سپس هدايتش كرد. (سوره طه، آيه 50)
55. آن خدايى كه خلق كرد، و تمام عيار و بى نقص آفريد، و آنچه تقدير نموده سپس هدايت فرمود. (سوره اعلى، آيه 2 و3)
56 . طباطبايى، ترجمه تفسير الميزان، ج 16، ص 178.
57 . سوره اعلی، آیه 3.
58 . سوره طه، آیه 50.
59 . general revalation.
60 . در این رابطه رجوع کنید به: [علیرضا نجف زاده، صور و مراتب وحی محمدی (ص)، ص 66.]
61 . سوره نحل، آیه 68.
62 .«وَ أَوْحَیْنا إِلى‏‌ام مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافی‏ وَ لا تَحْزَنی‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ» (قصص، 7)
63 . در توضیح این مطلب، خوب است اشاره شود که بر اساس بیان شریف «ان من شئ الّا عندنا خزائنه و…» (الحجر، 21)، همه چیز از جمله عقل، منشأ و مخزنی دارد که در نزد خداوند است و لذا به این معنا، عقل از سوی خداوند متعال به انسان وحی شده است.
64 . طريحي، مجمع البحرين، ج 5، ص 425.
65 . البته اینکه در اینجا گفته میشود هدایت تشریعی، نوعی لطف اضافی است؛ به این معنا نیست که عقل به هدایت تشریعی نیاز ندارد؛ چرا که عقل انسان محدود است و نیز موانعی بر سر راه آن وجود دارد که او را نیازمند هدایت تشریعی میسازد.
66 . ممکن است مباحثی از این قبیل در اینجا مطرح شود که مثلاً یک نوع خاص از موجودات طبیعی که قرار است به غایت و کمال خاصی برسند، چرا در نیمه راه مثلاً مرگ به سراغ آنها میآیدو به کمال خود نمیرسند. اینگونه مباحث مربوط به بحثهای کلامی است از بحث ما خارج است.
67 . امیرالمومنین علی (ع) فرمود: «انّ العاقل یتعظ بالادب و البهائم لایتّعظ الّا بالضرب؛ انسان یک موجود عقلانی و پندپذیر است و باید از راه تربیت او را پند داد، امّا حیوان یک موجود غیرعقلانی است و وقتی پندپذیر است که خود را در معرض تنبیه جسمی ببیند.» (نهج البلاغه، نامه 31)
68 . Aquinas, Summa Theologiae, I–II, Q. 90, art. 2.
69 . Ibid, I–II, Q. 94, art 4; art 6.
70 . Ibid, I–II, Q. 109, art. 3.
71 . Ibid, I–II, Q. 94, art 4.
72 . در مقدمه مفصلی که استاد ارجمند آقای عابدی شاهرودی بر ترجمه و شرح مفاتیح الغیب دارند، از منابع اسلامی قوانین پایه متعددی را آورده است که نیازی به دلیل ندارند. رک: [صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)، ترجمه و تعلیق محمدخواجوی، با مقدمه عابدی شاهرودی، تهران: انتشارات مولی، 1363، مقدمه کتاب.]
73 . Aquinas, Summa Theologiae, I–II, Q. 94, art 6.
74 . Ibid, I–II, Q. 109, art. 2.
75 . Ibid, I–II, Q. 109, art. 5.
76 . برای مطالعه بیشتر در این رابطه رک:
Christopher Tollefsen, “Basic Goods, Practical Insight, and External Reasons”, in: Human Values; New Essays on Ethics and Natural Law, Edited by David S. Oderberg and Timothy Chappell, 2004: pp 32- 52.
77 . Basic goods.
78 . Mark J. Cherry (ed), The Normativity of Nature, Human Goods, Human Virtues, and Human Flourishing, p 48.
79. Williams, Bernard, Moral Luck, 101- 102.
80 . منظور از معقولیّت عملی چیست؟ معقولِ عملی ناظر به رفتار کسی است که بتواند برای کاری که انجام میدهد توضیحی معقول داشته باشد. جهت مطالعه بیشتر در رابطه با عقل عملی و کاربرد آن رک: [ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، تصحیح و تعلیق سید جلال الدین آشتیانی، ص 199.]
81 . Finnis, Natural Law and Natural Rights, pp 86- 89.
82 . Alfonso.
83 . یعنی اینکه فرد از نوعی انسجام در شخصیت خود برخوردار باشد. مثلاً اینگونه نباشد که در بخشی از زندگی خود مادیگرای افراطی باشد و در بخشی دیگر کاملاً صوفیانه زندگی کند.
84. Alfonso Gomez-Lobo, Morality and the Human Goods, An Introduction to Natural Law Ethics, pp 86- 90.
85 . Timothy Chappell.
86. Timothy Chappell, Understanding Human Goods, ch. 2.
87 . D.S. Oderberg, Moral Theory: A Non-Consequentialist Approach, ch. 2.
88 . Murphy, Mark C, Natural Law and Practical Rationality, p 96.
89 . برای مطالعه بیشتر در این رابطه، رک: [الرازی، فخرالدین محمد بن عمر، النفس و الروح و شرح قواهما، صص 90- 100؛ ابن سینا، الاشارات و التبیهات، نمط هشتم.]
90 . action.
91 . Virtue.
92 . Basic good.
93 . David S. Oderberg, “The Structure and Content of the Good” in: David S. Oderberg and Timothy Chappell, Human Values; New Essays on Ethics and Natural Law, p 138.
94. Henry S. Richardson, Practical Reasoning about Final Ends, 159–65.
95 . Alasdair MacIntyre, After Virtue, ch. 14.
96 . moral science.
97 . moral judgments.
98 . R.M.Hare.
99 . ر.م هیر، فلسفه اخلاق، ترجمه محمد سعیدی مهر، کیهان اندیشه، شماره 52، 1372. برای مطالعه بیشتر در این رابطه رجوع کنید به مقاله (Ethics) در:
j.o. Urmson & Jonathan Ree (eds), The concise Encyclopedia of westetn Philosophy and Philosophers, new edition, 1989.
100 . مایکل پالمر، مسائل اخلاقی، ترجمه علیرضا آل بویه، ص 15- 17.
101 . Aristotelian Eudaimonism.
102 . qualities of character.
103 . Modern Moral Philosophy.
104 . After Virtue.
105 . ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمد حسن لطفی، ص 138- 140.
106 . ارسطو، همان، ص66.
107 . كوپر جان، ام. يونان باستان، تاريخ فلسفه اخلاق در غرب، ويراسته لارنس سي. بكر، ترجمه گروهي از مترجمان، ص 36.
108 . اتین ژیلسون، تومیسم؛ درآمدی بر فلسفه قدیس آکوئینی، ترجمه سید ضیاء الدین دهشیری، صص 466- 467.
109 . برای مطالعه در رابطه با تقریرهای مختلف از اخلاق فضیلت، رک: [زهرا خزاعی، اخلاق فضیلت، صص 32- 42]
110 .Rosalind Hursthouse, On Virtue Ethics, Oxford University Press,1999.
111 . Ibid, pp 79- 90.
112 . Philippa Foot, Natural Goodness, Oxford: Oxford University Press, 2001.
113 . زهرا خزاعی، اخلاق فضیلت، ص 40.
114 . واضح است که باید بین فضائل و اصول فرق گذاشت. فضیلت از نوع اصول نیست؛ بلکه ملکه، عادت، کیفیّت یا خصلت شخص یا روح است که فرد آن را داراست و یا به دنبال آن است. [فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، ص 142]
115 . ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمد حسن لطفی، ص 94.
116 . Aquinas Th, Summa Theologica, Great books, Vol. 17, Q. 64, A. 1, p 66- 67.
117 . Ibid, Q. 71, A. 2, pp 106- 107.
118 . Ibid, Q. 71, A. 6, p 110.
119 . فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، ص 142.
120 . Christopher Tollefsen, “Basic Goods, Practical Insight, and External Reasons”, in: David S. Oderberg and Timothy Chappell, Human Values; New Essays on Ethics and Natural Law, p 32.
121 . این نقطه اختلاف نظریات سودگرا با نظریه اخلاق سعادتمحور است. در نظر سودگرایان، غایت امری نهایی و بیرون از فرآیند است که قرار است به آن دست یابیم امّا در نظریات سعادت باور، غایت انحلالی است و سعادت در عین همین فرآیند حرکت تحقق می یابد.
122 . eudaimonia.
123 . Aristotle, The Nicomachean Ethics, oxford world’s classics, Translated by David Ross, Revised with an Introduction and Notes by Lesley Brown, p 15.
124 . flourishing.
125 . Stephen R. Brown, Moral Virtue and Nature, A Defense of Ethical Naturalism, p 73.
126 . کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج2، ترجمه ابراهیم دادجو، ص 509- 510.
127 . Aquinas Th, Summa Theologica, I–II, q.5 a.3.
128 . کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج2، ترجمه ابراهيم دادجو، ص510
129 . لئواشتراوس، حقوق طبیعی و تاریخ، ترجمه باقر پرهام، ص 182- 183.
130 . Ana Marta Gonzalez, Ed, Contemporary Perspectives on Natural Law; Natural Law as a Limiting Concept, p 198.
131 . Ibid, p 198.
132 . G.W. Smith “Limits Of Law”, in: Routledge Encyclopedia of Philosophy; Routledge Inc, 1998, p 4597.
133 . برای مطالعه بیشتر در رابطه با تفاوت پوزیتویسم حقوقی با حقوق طبیعی و نیز تقریرهای مختلف از پوزیتویسم حقوقی، رجوع کنید به:
Mario Jori, “Legal positivism”, in: Edward Craig, Ed. Routledge Encyclopedia of Philosophy, Version 1.0, London and New York: Routledge, 1998, p 4659- 4662.
134 .Ibid, p 4659.
135 . John Austin, (1790-1859), in Routledge Encyclopedia of Philosophy, Version 1.0, London and New York: Routledge, 1998, p703.
136 . مصباح یزدی، نظریه حقوقی اسلام، ج1، ص 83.
137 . John Locke, two Treatises of Government, Ed, with An introduction and Notes by Petter Laslett, p 270.
138 . Human essence.
139. David Hume, A Treatise of Human

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مصطفی ملکیان، بررسی تطبیقی، معرفت شناسی، نظریه اخلاقی Next Entries منابع مقاله درمورد اخلاق نیکوماخوس، علامه طباطبائى، علامه طباطبایی، قانون طبیعی