منابع مقاله درمورد فقه اسلامی، آیات و روایات، رشد جمعیت

دانلود پایان نامه ارشد

استعمارگران بر کشورهای اسلامی و بهره برداری بیشتر از ثروت های آنان است و نیز نظر به اینکه جلوگیری از نسل نوعی عمل جاهلی و بد گمانی نسبت به خدای متعال است، مجلس مجمع فقهی اسلامی به اتفاق آراء مقرر می دارد که، تحدید نسل مطلقاً حرام است. چرا که خداوند متعال “هو الرزاق”، “ذوالقوة المتین” و روزی همه جنبندگان روی زمین را به عهده گرفته است. اما دعوت و الزام مردم به تحدید نسل و جلوگیری از آبستنی به طور کلی شرعاً حرام است.”69
بنابراین می توان گفت، موافقین سیاست تکثیر جمعیت در سه محور کلی به نقد تفکر کاهش جمعیت پرداخته اند. که در ادامه به هر یک از آنها به شکل تفصیلی پرداخته خواهد شد.
2- 1)وسعت در امکانات
موافقین سیاست افزایش جمعیت معتقدند که اگر تعلیمات اجتماعی و اقتصادی اسلام دقیقاً رعایت شود و به خصوص اگر عدالت و قسط اسلامی پیاده گردد، منابع طبیعی می تواند پاسخگوی نیازهای جامعه بشری باشد و بهتر است به جای کاهش جمعیت بر کار و سازندگی و کشاورزی تاکید کرد.70
یکی از اشکالاتی که این افراد به سیاست کاهش جمعیت نموده اند مسئله امکانات موجود در زمین است. آنها معتقدند خداوند خودش تضمین نموده که روزی همه را می رساند و در تائید کلام خویش به آیاتی از قرآن کریم استناد می نمایند که در آنها ما را دعوت به ایمان به کافی بودن امکانات موجود در زمین برای تمامی نسلها، می کند. 71
طبق عقیده این افراد، همگی این آیات اشاره به این مطلب دارند که جلوگیری از افزایش جمعیت تنها به دلیل ترس از فقر و مشکلات اقتصادی کاری غیر منطقی است و خطاب این آیات به کسانی است که صرفاً به خاطر احتمال مشکلات اقتصادی دستور به کاهش جمعیت می دهند در صورتی که امکانات زمین وسیع می باشد.72
2- 2)استعماری بودن اندیشه کاهش جمعیت
محور دیگری که موافقان سیاست افزایش جمعیت بر آن تکیه می کنند، استعماری دانستن اندیشه کنترل جمعیت می باشد. این دسته از علما معتقدند که اساساً سیاست کنترل جمعیت توطئه ای استعماری علیه جوامع بشری می باشد. دلیل این عده این است که دعوت به تحدید نسل و کاهش جمعیت از کشورهای غربی بوده و آنان بودند که از آغاز این مسئله را تبلیغ کرده اند. از مالتوس کشیش مسیحی73 گرفته تا هم اکنون که غربی ها کشورهای اسلامی را تشویق به کاهش جمعیت می کنند.74
آنان می خواهند بدین وسیله برتری ای که مسلمانان از نظر افزایش جمعیت و نیروی انسانی و توانایی های بالقوه بر کشورهای غربی پیدا کرده اند را از بین ببرند. به همین دلیل، کتاب هایی در زمینه نگرانی از افزایش جمعیت مسلمانان منتشر کرده اند، مثلاً “پاول شمتز” 75 کتابی با عنوان “اسلام قدرت آینده جهان” نوشته و در آن نگرانی خود را از افزایش جمعیت مسلمانان بیان نموده است.76
اما در ادامه، به شرح آخرین محوری که موافقین سیاست افزایش جمعیت مورد ارزیابی قرار داده اند پرداخته می شود.
2- 3)مخالف بودن اندیشه کاهش جمعیت با فلسفه ازدواج در اسلام
یکی دیگر از عقاید طرفداران رشد جمعیت که برای اثبات مدعای خود بدان توجه کرده اند، تاکید بر مسئله حفظ نسل و بقای نوع انسانی و ارتباط آن با امر ازدواج و تاکید شریعت بر آن است.
این مطلب، یعنی ارتباط ازدواج با حفظ نسل، علاوه بر اینکه به بداهت عقلی روشن و مبرهن است در منابع فقهی شیعه و اهل سنت گهگاه به عنوان یکی از فضایل ازدواج نامیده شده است. چنانکه شیخ مفید در شمارش فضایل نکاح و تاکید بر استحباب آن، ازدواج را راهی برای تناسل معرفی نموده است.77
از نظر اهل سنت نیز که این مطلب در برخی منابع آنها بحث و بررسی شده است، مدار تکالیف و احکام اسلام، محافظت بر پنج چیز است که عبارتند از دین، نفس، عقل، نسل و مال است. بنابراین حفظ نسل یکی از مقاصد اساسی اسلام است و ازدواج نیز برای حفظ آن مقرر شده است. در واقع مقصود اولی از ازدواج، تناسل و بقای نوع انسانی است و امور دیگر مقاصد ثانوی به شمار می آیند.78
از نظر آنان چنین مطلبی از مجموع آیات، روایات و اجماع فقهای اسلام به دست می آید. چنانکه طبق برخی تفاسیر اهل سنت79 آیه شریفه “نِساوُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتوا حَرثَکُم اَنَّی شِئتُم”80 ناظر به این مطلب است که استمرا و بقاء زوجیت، مستلزم طلب اولاد است.81 طبق این نظر تعبیر به “حرث” در آیه شریفه، تشبیه و به معنای محل حرث است، لذا زنان گویا همانند کشتزاری هستند که محصول آن فرزند است.
بنابراین با توجه به برخی از آیات قرآن که به این موضوع به صراحت اشاره کرده است82 و همچنین دسته ای از روایات که نه تنها بر اصل توالد و تناسل و فلسفه ازدواج اشاره کرده است بلکه به مطلوب بودن افزایش فرزندان نیز توصیه نموده است83 از مجموع این آیات و روایات استنباط شده است که تکثیر نسل و توالد و تناسل امری مطلوب شارع است و هر اقدامی برای محدود کردن فرزندان، مخالف فلسفه ازدواج و آفرینش و مخالف مذاق شارع می باشد.
در پایان پس از بیان مطلوبیت سیاست تکثیر جمعیت و دانستن نظرات موافقین سیاست افزایش جمعیت، اهمیت مسئله از نظر ایشان مشخص می گردد. زیرا از نظر این افراد، جمعیت هر کشوری یکى از مهم‏ترین مولفه‏هاى استراتژیک آن کشور به‏شمار مى‏رود. همان‏گونه‏ که منابع زیرزمینى، منابع تکنولوژیکى، منابع نظامى یک کشور از پارامترهاى قدرت ملى آن کشور محسوب مى‏شوند، در تئورى‏هاى قدرت، “منابع انسانى” نیز یکى از شاخصه های اصلی قدرت ملى است.
از آنجا که رشد و توسعه اقتصادی و نشاط و جوانی هر جامعه ای تابع “منابع انسانى” آن جامعه می باشد. به همین خاطر اصل در هر جامعه ای اتخاذ سیاست های جمعیتی در راستای حفظ جوانی جمعیت آن جامعه و افزایش منابع انسانی آن می باشد.
اما باید توجه داشت که اعمال یکجانبه این سیاست بدون انجام زیر ساخت های ضروری آن خود اثرات مخربی به دنبال خواهد داشت. به عبارت دیگر، اگر چه افزایش منابع انسانی و رشد جمعیت یک فرصت بهینه برای هر جامعه ای محسوب می گردد اما باید توجه داشت که ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را نیز باید متناسب با رشد جمعیت، بالا برد.

در گفتار نخست، مطلوبیت سیاست تکثیر جمعیت و نظرات موافقین آن مطرح شد. پس از بیان اهمیت سیاست تکثیر جمعیت ضروری است تا از حکم افزایش جمعیت و ادله آن در فقه اسلامی نیز سخن به میان بیاید. از این رو در این گفتار ابتدا به بررسی ادله فقهی سیاست افزایش جمعیت پرداخته شده سپس با توجه به ادله و نحوه دلالتشان بر موضوع، حکم افزایش جمعیت از منظر فقه اسلامی بررسی می گردد.
گفتار دوم : حکم و ادله تکثیر جمعیت از دیدگاه فقه اسلامی
ادله ای که موافقان افزایش جمعیت بر ادعای خود اقامه نموده اند، عمدتاً بر منابع اولیه شریعت اسلامی مبتنی است. آنان با بهره گیری از ادله شرعی مانند آیات و روایات به اثبات سیاست افزایش جمعیت پرداخته و معتقدند که طبق نظر اسلام، اصل بر ضرورت افزایش نسل مسلمانان است و مخالفت با این اصل جایز نمی باشد. بنابراین هرگونه برنامه ای که به دنبال تحدید و پیشگیری از افزایش نسل مسلمانان باشد از نظر شرع مردود است. تنها در برخی موارد استثنایی ممکن است این گونه برنامه ها، به ویژه از راههایی که مطابق نظر شرع است، جایز گردد.84
البته لازم به ذکر است آنچه که موافقین سیاست افزایش جمعیت از آیات و روایات در خصوص تائید مطلبشان آورده اند هیچ کدام به شکل مستقیم به این موضوع نپرداخته است. یعنی آنکه در هیچ یک از آنها جمعیت موضوع مستقلی نبوده بلکه از طرق دیگری همچون محبوبیت کثرت اولاد و نهی از کشتن فرزندان و یا مطلوبیت اختیار زن ولود و غیره سعی کرده اند تا این موضوع را اثبات نمایند. که البته بررسی این مسئله خود نیاز به بحثی جداگانه دارد. در ادامه به بیان حکم فقهی و ادله موافقان افزایش جمعیت پرداخته خواهد شد.
1-حکم اولیه تکثیر جمعیت در فقه اسلامی
ظاهراً آنچه که از بررسی آیات و روایات باب ازدواج و احکام اولاد به دست می آید، رجحان و محبوبیت تکثیر نسل بر اساس عناوین و احکام اولیه اسلامی است. البته گاهی با عروض عناوین ثانویه حکم نیز تغییر می یابد. چرا که اساساً تکثیر یا تقلیل جمعیت، موضوع احکام فردی و شخصی قرار نمی گیرد بلکه بر اساس احکام حکومتی است که به آن نگریسته می شود و از آنجا که احکام حکومتی بسته به ضرورت ها و مصلحت ها قابل تغییر می باشند به همین جهت گفته شد حکم اولیه تکثیر جمعیت یعنی حکمی که اولاً و بالذات و با قطع نظر از مصالح و ضرورتها بر سیاست تکثیر جمعیت اطلاق می شود. از این رو در ادامه به بررسی حکم اولیه تکثیر جمعیت پرداخته می شود.
عدم وجوب تکثیر جمعیت
ظاهراً هیچ یک از فقها و اندیشمندان اسلامی قائل به وجوب تکثیر نسل نشده اند. و این موضوع از بررسی نظرات و فتاوای علما، به روشنی به دست می آید. زیرا کسی در بین فریقین به عنوان اولی، حکم به وجوب نکاح نکرده است و این در حالی است که اگر توالد واجب باشد، مسلماً نکاح نیز از باب مقدمه واجب، واجب شمرده می شود. در حالی که با وجود کراهت ترک ازدواج، می توان ازدواج را ترک کرد و یا بر فرض ازدواج، از بچه دار شدن به طور مطلق جلوگیری نمود.85
چنانچه درصدد باشیم تا حکم مسئله را از طریق اصول عملیه نیز به دست آوریم، روشن است که هر گاه شک در تکلیف در شبهات حکمیه بود، خواه شبهه حکمیه تحریمیه باشد یا وجوبیه، اصل برائت جاری می شود. چرا که شارع مقدس در برابر تکلیف مشکوک و واقعه مشکوک الحکم احتیاط را لازم نمی داند.86 و انسان را نسبت به فعل یا ترک آن مشکوک، مختار گذاشته است. بنابراین، در هر واقعه مشکوک الحکم که حکم واقعی آن به ما نرسیده است و مکلف در آن شک می کند، قانونگذار یک حکم ظاهری جعل و وضع کرده که اباحه ظاهری یا رخصت است.87
“اصالة الاباحه” که از اصول مهم در فقه و اصول فقه است، مجرای آن عبارت است از موردی که در حلال یا حرام بودن مسئله ای شک شود. مورد بحث ما نیز در صورت کافی نبودن ادله طرفین از آن موارد خواهد بود. بنابراین می توان گفت اصل در مسئله تکثیر جمعیت، اباحه می باشد.
نکته حائز اهمیت دیگری که باید به آن توجه کرد، وجود روایات مخالف با احادیثی است که دلالت بر مطلوبیت تکثیر نسل دارند. از این رو ضروری است تا رابطه میان احادیث سابقه با این دسته از روایات نیز بررسی شود. که در ادامه به همگی آنها پرداخته خواهد شد.
ادله در دو دسته کلی آیات و روایات قابل بررسی است. که هر یک از آنها به صورت جداگانه مورد بحث و نظر قرار خواهند گرفت.
2-ادله تکثیر جمعیت در فقه اسلامی
دسته نخست از دلایل سیاست افزایش جمعیت، آیات قرآن کریم است. می توان آیات را با توجه به نحوه دلالتشان بر افزایش جمعیت به چند دسته کلی تقسیم کرد.
2-1)آیات
در میان آیات قرآنی دسته ای از آیات به صراحت بر مطلوبیت ازدیاد نسل، دلالت دارند. اما دسته دیگر صراحتاً به این مسئله نمی پردازند بلکه با تقبیح کردن اموری که منجر به تحدید نسل می گردند، به طور ضمنی به تکثیرنسل ترغیب می کنند.
2-1-1)آیاتی که کثرت اولاد را نعمت الهی می داند
آیاتی که کثرت فرزند را، نعمت الهی و نوعی امداد خداوند نسبت به پدر و مادر می داند. مانند “وَ یُمدِدکُم بأموالٍ و بَنینَ …”88 و “وَ اَمدَدناکُم بِاَموالٍ وَ بَنینَ وَ جَعَلناکُم اَکثَرَ نَفیراَ”89 و “اَمَدَّکُم بِاَنعامٍ وَبَنینَ”90
از آنجا که “بنین” جمع “إبن” بوده و اسم جمع در زبان عربی بر بیشتر از سه دلالت می کند گویا طرفداران کثرت جمعیت آن را به معنای حداکثری گرفته و در توضیح امدادهای الهی گفته اند: “مدد به معنای هر چیزی است که آدمی را در رسیدن به حاجتش کمک کند و اموال و فرزندان نزدیکترین کمک های ابتدایی برای رسیدن جامعه انسانی به هدفهای خویش است.”91
بنابراین طرفداران افزایش جمعیت، با توجه به این آیات معتقدند که کثرت اولاد، مطلوب و در کنار اموال، جزء امدادهای الهی است؛ نه اینکه باعث عزّت، شوکت و قدرت انسان می گردد بلکه خودش عزّت و شوکت و قدرت است.92
2-1-2)آیاتی که از کشتن فرزندان به

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد سیاست های جمعیتی، تنظیم خانواده، ایجاد اشتغال Next Entries منابع مقاله درمورد سقط جنین، امام صادق، ادله قرآنی