منابع مقاله درمورد طرح و نقش، فرهنگ عامه، حق تجارت

دانلود پایان نامه ارشد

مصرف و استعمال كاسته خواهد شد.
به عقيده اين گروه يك آفرينه فكري، منحصراً به خالق آن تعلق نخواهد داشت91؛ بلكه بشريت، به طور كلي به نحوي از انحاء در آفرينش آن مداخله و مشاركت دارد. بنابراين بايد همه انسان‌ها بتوانند از آن بهره‌برداري كنند. به عبارت ديگر با اين‌كه علت و منشأ فضيلت هر انسان و اولويت او بر ديگران انديشه برتر اوست كه با ابزار و اشاعه آن در امور و تفكرات عامه مفيد و مؤثر خواهد بود و بشريت از آن بهره مي‌گيرد ولي بايد پذيرفت هر انديشه‌اي كه منجر به آفرينه فكري و ذهني مي‌شود همانند حلقه‌اي از حلقه‌هاي زنجيري است كه حلقه‌هاي قبلي را به حلقه‌هاي بعدي اين زنجير يا سلسه پيوند مي‌دهد و اگر صاحب اثر ذهني به آينده بشريت به نحوي كمك مي‌كند، از امور گذشته و فكر گذشتگان بهره گرفته است. به همين دليل، اقتضاء دارد حق آفرينه فكري مؤلف و مخترع، امتيازي انحصاري و حقي دائمي نباشد. و چون حق مالكيت بر اشياء مادي چنين خصوصياتي ندارد، لذا حقي دائمي است و نسلاً بعد نسل ممكن است ادامه پيدا كند. با توجه به مطالب عنوان شده و نظريات ابزاري اين گروه، به طور خلاصه مي‌توان گفت: حق مؤلف و مخترع، اوصاف و خصوصيات مالكيت را ندارد؛ زيرا حق مالكيت، حقي مطلق، انحصاري و دائمي است ولي حقوق ناشي از آفرينه ذهني نوعي حق بهره‌برداري و انتفاع موقت از تأليفات و اختراعات است.
اختلاف نظر راجع‌ به ماهيت و طبيعت حقوق پديد‌آورندگان آفرينه‌هاي ذهني سبب شد كه قانون‌گذاران بسياري از كشور‌ها از جمله قانون‌گذاران ايران در سال 1348 در زمينه حمايت حقوق و امتيازات صاحبان آفرينه‌هاي فكري، از استعمال كلمه مالكيت خودداري كنند ولي در حال حاضر قريب به اتفاق حقوق‌دانان و قانون‌گذاران جهان اعتقاد دارند سلطه پديد‌آورندگان اثر فكري نسبت به آفرينه آن‌ها سلطه مالكانه است و حق مالكيت غيرمادي را پذيرفته‌اند كه در پيش‌نويس تهيه شده با همكاري اساتيد حقوق ايران نيز عنوان “قانون حمايت از مالكيت ادبي و هنري” به جاي قانون “حمايت حق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348” پيشنهاد شده كه خود مؤيد رفع ترديد در اين زمينه است.
در حال حاضر بسياري از علماي حقوق، حق ناشي از آفرينه فكري را حق خاص يا حق مالكيت خاص مي‌دانند كه داراي ارزش اقتصادي و معنوي است ولي موضوع آن شيء مادي نيست؛ بلكه آفرينش و اثر فكري انسان است كه حقوق ناشي از آن، حقوق فكري92 يا حقوق مالكيت فكري93 ناميده مي‌شود و آن را مالكيت معنوي نيز مي‌نامند كه حق مؤلفان، مصنفان، هنرمندان، مترجمان، مخترعان و حق تاجر نسبت به حق تجارتي و علائم صنعتي و حق كسب و پيشه و تجارت و ساير حقوق فكري را شامل مي‌گردد. در فرانسه حقوق مربوط به پاره‌ي از مشاغل عمومي94 مانند وكالت در شوراي دولتي و ديوان تميز، شغل سردفتري و ناخدايي كشتي‌ها و دلالي بيمه دريايي نيز در رديف حق مؤلف و حق تاجر نسبت به نام تجارتي و حق كسب و پيشه و تجارت، شناحته شده است.
حقوق‌دانان در زمينه حقوق ناشي از آفرينه‌هاي فكري و ماهيت اين حقوق اصطلاحات مختلفي به كار برده‌اند؛ به طور مثال در سال1899 نخستين بار پيكارد حقوق‌دان بلژيكي، اصطلاح “حقوق فكري” به كار برد و بعضي ديگر اصطلاح “مالكيت‌هاي غيرمادي”95 و همچنين اصطلاح “حقوق بر اموال غير مادي”96 و حتي اصطلاح “حقوق جلب مشتري”97 را در كتب خود به كار برده‌اند.98 حقوق ناشي از آفرينه ذهني از جهاتي شباهت با حق مالكيت كلاسيك و قديمي نيز دارد؛ زيرا به طور مطلق در برابر همه افراد و اشخاص قابليت استناد دارد و در برابر هر تجاوزي، صاحب حق مي‌تواند اعتراض كند، همان‌طور كه مالك شيئي مادي مي‌تواند در برابر هركس، به حق خود استناد كند و مال خود را همه‌جا تعقيب و از دست هر متجاوزي خارج نمايد ولي تفاوت اساسي بين حق ناشي از آفرينه فكري و حق مالكيت به مفهوم كلاسيك اموال مادي در اين است كه موضوع حق آفرينش ذهني، غيرمادي و موضوع مالكيت كلاسيك شيء مادي است ولي از جهت حقوق عيني با مالكيت مادي تفاوت چنداني ندارد؛ زيرا حق عيني، هم در حقوق فكري نسبت به يك آفرينه ذهني اعمال مي‌شود و هم در حقوق مالكيت كلاسيك بر شيء مادي معين اعمال مي‌گردد.99
نتيجه و حاصل بحث اين است كه حق آفرينه فكري، حق مالكيت به مفهومي نيست كه در حقوق رم قديم و قانون مدني فرانسه براي آن قائل شده‌اند و نمي‌توان آن را يك حق عيني به مفهوم عادي تلقي كرد ولي مانعي ندارد كه با گسترش مفهوم مالكيت، حق آفرينه ذهني را نوعي مالكيت بدانيم.100
به اعتقاد اساتيد و حقوق‌دانان، به كار بردن عنوان مالكيت ادبي و هنري در حقوق ايران، اشكالي ندارد؛ زيرا در حقوق اسلامي و ايران، مالكيت مفهوم مضيق و محدود حقوق رم قديمي را ندارد؛ بلكه در اسلام مالكيت، نه تنها شامل مالكيت عين است، بلكه مالكيت منفعت و مالكيت انتفاع و ملك الملك يا ملك ان يملك را نيز در بر مي‌گيرد كه عبارت است از سلطه شخص بر سبب تملك يا داشتن حقي است كه به موجب آن شخص بتواند خود را مالك گرداند و حيازت مباحات يا حق ورثه بر رد وصيت مازاد بر ثلث و امثال آن را نيز شامل مي‌گردد و حتي اصطلاح مالكيت در مورد حقوق غيرمالي مثل مالكيت بُضع يعني اختيار قانوني زوج نسبت به برقراري رابطه زناشويي با زوجه نيز استعمال شده است101 و با اين ترتيب مي‌توان حقوق ناشي از آفرينه فكري را به طور مطلق و كلي نوعي حق مالكيت دانست.102
در حقوق اسلام ظاهراً حكم صريحي در خصوص حقوق مالكيت فكري ملاحظه نمي‌گردد ولي همان‌طور كه اشاره شد در اسلام مالكيت: سلطه و اختيار يا قدرت شرعي است كه ناظر بر اشياء، اموال و حتي اشخاص است و اين سلطنت، اختصاص به عين و شي خارجي ملموس يا منفعت يك شيء ندارد، بلكه حتي انواع حقوق را نيز كه امر غيرمادي است شامل مي‌گردد. بنابراين به طور فطري و قهري حق دارد فكر كند و تلاش فكري خود را كه صاحب آن است به عموم ارائه و عرضه نمايد و يا از عرضه آن خودداري كرده و همچنين ديگران را از عرضه آفرينه ذهني خود باز دارد يا به آنان اجازه عرضه آن را بدهد و اين سلطه يا قدرت بدون ترديد داراي اعتبار عرفي و احترام و ارزش شرعي است كه تجاوز به آن، استيلاء بر حق غير به نحو عدوان محسوب مي‌شود و آثاري بر آن مترتب خواهد شد.
در حال حاضر فقهاء اهل تسنن عقيده دارند كار فكري، همانند كار يدي و مادي آثار حقوقي دارد و براي جامعه بشري مفيد است.103
در فقه اماميه، فقهاي معاصر، با توجه به بي‌سابقه بودن موضوع حقوق آفرينه فكري، گروهي موافق و گروهي مخالف حقوق ناشي از آفرينش ذهني هستند.104
در حقوق ايران و در برابر قوانين فعلي چه در قانون حمايت حقوق مؤلفان مصوب 11348 و آيين‌نامه اجرايي مصوب 11350 و چه در قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتي مصوب و چه در قانون مطبوعات مصوب شده در سال11346و قانون پديد‌آورندگان نرم‌افزار رايانه‌اي مصوب 91379عنوان “حقوق آفرينه فكري يا حقوق مؤلفان و غيره به جاي عنوان “حق مالكيت فكري” به كار برده شده كه صرف‌نظر از لزوم اصلاح عنوان و به كار بردن عنوان “حقوق مالكيت فكري” در ماهيت اين نوع حق مالكيت نيز به اصلاحات اساسي و عميق نياز دارد. البته همان‌طور كه اشاره گرديد، در لايحه دولت به عنوان مزبور توجه شده و با نام “قانون حمايت از مالكيت ادبي و هنري” موادي تهيه و آماده ارائه به مجلس شده است.

الف) آثار مورد حمايت
برابر ماده يك قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 به آن‌چه كه از راه دانش يا هنر يا ابتكار به دست مي‌ايد، بدون در نظر گرفتن طريقه يا روشي كه در بيان يا ظهور و يا ايجاد آن به كار رفته باشد، اثر يا آفرينه فكري اطلاق مي‌گردد.
در ماده 2 همين قانون، اثر‌هاي مورد حمايت كه جنبه تمثيلي دارد نه حصري به شرح زير نام برده شده است:
1- كتاب، رساله، جزوه، نمايش‌نامه، هر نوشته علمي، فني، ادبي و هنري.
2- شعر، ترانه، سرود و تصنيف كه به هر ترتيب و روش نوشته يا ضبط يا نشر شده باشد.
3- اثر سمعي و بصري به منظور اجرا در صحنه‌هاي نمايش يا پرده سينما يا پخش از راديو يا تلويزيون كه به هر ترتيب و روش نوشته يا ضبط يا نشر شده باشد.
4- اثر موسيقي كه به هر ترتيب و روش نوشته يا ضبط يا نشر شده باشد.
5- نقاشي، تصوير، طرح، نقش، نقشه جغرافيايي ابتكاري، نوشته‌ها، خط‌هاي تزئيني، هرگونه اثر تزئيني و اثر تجسمي كه به هر طريق و روش و به صورت ساده يا تركيبي به وجود آمده باشد.
6- هرگونه پيكره (مجسمه).
7- اثر معماري از قيبل طرح و نقشه ساختمان.
8- اثر عكاسي كه با روش ابتكاري و ابداع پديد آمده باشد.
9- اثر ابتكاري مربوط به هنر‌هاي دستي يا صنعتي و نقشه قالي و گليم.
10- اثر ابتكاري كه بر پايه فرهنگ عامه (فولكلور) يا ميراث فرهنگي و هنر ملي پديد آمده باشد.105
11- اثر فني كه جنبه ابداع و ابتكار داشته باشد.
12- هرگونه اثر مبتكرانه ديگر كه از تركيب چند اثر از اثرهاي نام برده در اين فصل (ماده2) پديد آمده باشد.
بر اين ماده ايراداتي به شرح زير وارد شده است:
ايراد نخست پراكندگي و تشتت در ارائه آثار مورد حمايت است.
با توجه به بند‌هاي 55 و7 و99، ملاحظه مي‌شود كه آثار مورد حمايت به صورت پراكنده و ناهماهنگ ارائه گرديده است؛ زيرا به طرح و نقش به طور كلي و مطلق در بند 5 اشاره شد ولي در بند‌هاي 77و 9 ماده مذكور، مجدداً از طرح و نقشه ساختمان و نقشه قالي و گليم نام برده شده است كه اين پراكندگي منطقي به نظر نمي‌رسد. همچنين اثر تجسمي به طور مطلق و كلي در بند 5 ذكر شده ولي پيكره يا مجسمه كه يكي از نواع اثر تجسمي است در بند 6اين ماده به عنوان اثر مورد حمايت معرفي شده است كه اين‌گونه ناهماهنگي و تشتت قابل توجيه نيست.
ايراد دوم تكرار مصاديق و موضوعات قابل حمايت است، كه در بند‌هاي مختلف موارد مشابه و تكراري متعددي، مشاهده مي‌گردد. مثلاً طرح و نقش يا نقشه كه در بند 5ماده2قانون حمايت حقوق مؤلفان و هنرمندان عنوان گرديده، در بند77 همين ماده تكرار شده است كه اين تكرار موجب ايجاد ابهام و اشتباه خواهد شد.
ايراد سود عدم ارائه ضابطه يا قاعده كلي است. يعني در ماده 2 قانون مذكور معيار و ضابطه كلي براي تشخيص آثار مورد حمايت ارائه نگرديده است و به ذكر مصاديق و نمونه‌هايي آثار ادبي و هنري قابل حمايت اكتفا گرديده است؛ ولي وجود ضابطه و معيار تشخيص آثار مورد حمايت كاملاً ضروري است.
در قانون ايران در آفرينه‌هاي فكري بدون تأثير شكل و نحوه بيان، بدون ارائه قاعده كلي، اثر تلقي و مورد حمايت قرار گرفته است (مواد 1 و 22 قانون حمايت حقوق مؤلفان و …). با اين ‌كه برابر مستنبط از مواد اشاره شده نوع و ارزش و هدف آفرينش ذهني نمي‌تواند مانعي براي حمايت از اثر ايجاد كند مگر اين‌كه به موجب قوانين خاص از نظر مصالح اجتماعي انتشار بعضي از آفرينه‌هاي ادبي يا هنري ممنوع شده باشد، معذلك وجود معيار قانوني صحيح مي‌تواند از سوء‌استفاده حكومت، بيشتر جلوگيري كند. البته آفرينه وقتي از حالت انديشه و فكر يا ذهنيت محض به فعليت يا بيان مبدل گردد و شخصيت آفريننده به نحوي در آن تجلي پيدا كند، برابر مواد اشاره شده مورد حمايت قانون قرار خواهد گرفت. يعني فكر يا انديشه محض بدون شكل‌گيري و ابراز و عرضه آن، قابل حمايت نيست106 و استفاده يا بهره‌گيري از فكر محض ديگران موجب مسئوليت مدني يا كيفري نخواهد بود. اگر چه اين قاعده در قانون ايران صريحاً ذكر نشده است ولي از نحوه بيان مواد يك و دو قانون حمايت حقوق مؤلفان، چنين امري قابل استنباط است. با وجود استنباط مذكور براي رفع هرگونه ترديد، در ماده5 پيش‌نويس قانون حمايت از مالكيت ادبي و هنري جديد آثاري كه مورد حمايت قرار نخواهد گرفت به شرح زير اعلام گرديد است:
“الف- هرگونه فكر، شيوه، سيستم، روش كاري، مفهوم، اصل، اكتشاف يا داده‌هاي محض، حتي اگر در يك اثر بيان يا تعريف و توصيف و يا توضيح داده شده و يا به تصوير كشيده شده و يا به نحوي در يك اثر گنجانده شده باشد.
ب- هرگونه متن رسمي با ماهيت تقنيني يا حقوقي و همچنين ترجمه رسمي آن‌ها.”
با توجه به تحولات گسترده‌اي كه در زمينه مالكيت فكري

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مالكيت، فكري، آفرينه Next Entries منابع مقاله درمورد فرهنگ عامه، مدت استفاده