منابع مقاله درمورد طبیعت انسان، ارزشگذاری، علامه طباطبایی، ادراکات اعتباری

دانلود پایان نامه ارشد

برای سود مادی بلکه برای پاداش اخروی و نیز نه برای پاداش اخروی بلکه برای خدایی شدن و فانی شدن در وجود کامل حق یا حبّ خداوند دنبال میکند. بر همین مبنا علّامه از سه مسلک اخلاقی سخن میگوید که در مسلک اوّل، انسان تلاش میکند تا نفس خود را اصلاح كرده و ملكات آن را تعديل نماید تا صفاتی به دست آورد كه مردم و جامعه آن را بستايند. در مسلك دوم، برخلاف مسلک اوّل، هدف و غرض، نه جلب توجه و ثناى مردم بلکه به كمال رساندن ايمان به خدا و ايمان به آيات اوست. با این حال، این مسلک با مسلک اوّل در اين معنا شريكند كه هدف نهايى آنها فضيلت انسان از نظر عمل است. علاوه بر این دو مورد، مسلك و مرتبه سوّمی از اخلاق نیز وجود دارد که در آن، غرض از تهذيب اخلاق تنها و تنها رضاى خداست. در مسلك سوم اعتدال خُلقى معنايى دارد، و در آن دو مسلك ديگر معنايى ديگر، و همچنين جهات ديگر مسئله در مسلك سوم با آن دو مسلك مختلف ميشود.
بر اساس این مبنای تشکیکی بودن مراتب وجود ـ که به جهت هم سنخ بودن وجود و خیر، به معنای تشکیکی بودن مراتب خیر نیز خواهد بود ـ مراتب اخلاق در جوامع مختلف نیز متفاوت خواهد بود. بر این اساس، جامعهای که از معارف توحیدی برخوردار نباشد اخلاق او در همان حد سودگرایی و رفع نیازهای دنیوی خواهد ماند و به اخلاق متعالی دست نخواهد یافت. علامه طباطبایی در این راستا بیان میدارند که:
«همه اجزاء دین اسلام، اگر خوب تجزیه و تحلیل شود، به توحید بر میگردد و توحید اگر تحلیل و ترکیب شود به صورت اخلاق و اعمال در میآید. اگر توحید از مقام عالی اعتقادی فرود آید، اخلاق و اعمال میشود و اگر اخلاق و اعمال از درجه نازل خود بالا روند، توحید خواهند بود.»427
علامه همچنین از مبانی دیگر حکمت متعالیه نیز در جهت تبیین نظریه اخلاقیِ خود بهره برده است که نیازی به بیان آنها در اینجا نیست.29 بر اساس این مبانی، انسان با ارتکاب بیاخلاقیها یا از وجود خود میکاهد و یا حداقل در جهت سعهی وجودی خود و دست یافتن به مراتب متعالیِ اخلاق تلاش نمیکند. در سیر بحث جهت تبیین دیدگاه اخلاقیِ علّامه، از این مبانی بیشتر بهره خواهیم برد.
4. اخلاق مبتنی بر طبیعت در نگرش علامه طباطبایی
با توجّه به مبانی مذکور و نیز با تامّل در آراء و اندیشههای علامه میتوان با توجّه به چهار گام، به این نتیجه دست یافت که ایشان، بنیان نظام اخلاقی خود را بر طبیعت و ظرفیتهای طبیعیِ انسان استوار ساخته است.
4ـ 1: چهار گام بنیادین
گام اوّل: در گام اوّل علامه نیازهای وجودیِ انسان را مبنای اخلاق قرار داده428و اساساً ادراکات اعتباری را بر مبنای نیازهای انسان وضع نموده است.
«ادراكات اعتبارى فرض‏هايى است كه ذهن به منظور رفع احتياجات حياتى، آن‏ها را ساخته … ادراكات اعتبارى تابع احتیاجات حياتى و عوامل مخصوص محيط است و با تغيير آن‏ها تغيير مى‏كند.» 429
در نظر ایشان، هر فرد انسان در هستى و بقائش محتاج به اين است كه كمالات و منافعى را دارا باشد و بر خود واجب ميداند تا آن منافع را بسوى خود جلب نموده و ضميمه نفس خود كند. دليل بر اين وجوب نیز احتياجى است كه انسان در جهات وجوديش دارد و اتفاقاً خلقتش هم مجهز به جهازاتی است كه او برای رسیدن و به كمالات و منافع خود لازم دارد. 430 به عنوان نمونه اگر به دستگاه گوارش و دستگاه تناسلى و امثال آن توجّه کنیم، درمییابیم که اگر احتياج به منافع و كمالاتى كه راجع به اين دو دستگاه است در انسان وجود نداشت، از آغاز خلقت، مجهز به اين دو جهاز هم نميشد.
«فرد انسان در هستي و بقائش در وسط نواقص و اضداد و مضرات واقع شده، كه عقل به گردنش مى‏گذارد تا اين نواقص و اضداد و مضرات وجودش را از خود دفع كند. دليل اين وجوب، همان حاجت، و مجهز بودن خلقتش به جهازات دفاع است. بر او واجب است كه در مقابل اين مضرات مقاومت نموده، آن طور كه سزاوار است، يعنى در اين مسیر از راه افراط و تفريط اجتناب كند، چون افراط در آن با ساير تجهيزاتش منافات دارد و تفريط در آن با احتياجش و مجهز بودن به جهازات دفاعش منافات دارد.»431
بنابراین، مسلم است که انسان در وجود خود نقصها، کمبودها و نیازهایی دارد که با استفاده از ظرفیتهایی که در درون او نهاده شده، باید چارهای اندیشیده و در جهت رفع آنها تلاش کند.
گام دوّم: در گام دوم، علّامه در جهت برطرف ساختن نیازها، کدهایی را به عنوان امیال و استعدادهای درونیِ انسان و یا جهازات تکوینیِ ایشان مشخص ساخته و از این جهت تلاش میکند تا زمینه را برای اخلاق مبتنی بر امیال یا گرایشهای طبیعی و ظرفیتهای بنیادینِ انسان فراهم سازد. میل به احسان و نوع دوستی، میل به علم و معرفت، میل به پرستش، میل به زیبایی، میل به صیانت ذات، میل به بقاء، میل به کمال، میل به سلامتی و… همه امیالی هستند که در سرشت انسان قرار داده شده432 و افعال انسان بر مبنای آنها صورت میگیرد.
«هر فعلى كه بمقتضاى اراده و انديشه از انسان سرمى‏زند، خواه‏ ناخواه از يك ميلى سر چشمه مى‏گيرد و غايتى كه در درجه اول منظور انسان است، ارضاء آن ميل است. هر فعلى هم كه ابتداء بنظر مى‏رسد- كه على رغم ميل‏ انسان‏ واقع مى‏شود ـ از يك ميل مخفى سرچشمه مى‏گيرد، مثلا شخص برخلاف تمايلات خودپرستى خويش به يك عمل اخلاقى نوع خواهانه اقدام مى‏كند، و چون برخلاف تمايلات خودپرستى است، مى‏پندارد كه اين فعل مطلقاً برخلاف ميلش صورت گرفته، حال آنكه واقعا يك تمايل ديگرى ـ مثلا تمايل نوع خواهى، در وجودش مكتوم بوده كه عمل وى را تحت كنترل خود قرار داده و اگر چنين تمايلى در وجودش نمى‏بود محال بود كه اراده‏اش بر انگيخته شود و فعلى صورت بگيرد.»433
هر یک از امیال موجود در طبیعت انسان، حاکی از نوعی نیاز در وجود اوست. لذّت و سعادت انسان ـ البته به مراتب مختلف ـ از ارضاء این امیال و یا از پاسخ به این نیازها حاصل میشود. ارضاء این امیال و نیازها، لذّتی را در انسان ایجاد میکند که تصوّر آن، محرّک انسان و عامل برانگیخته شدنِ او برای انجام فعل است. البته اینکه لذّت به عنوان عامل محرّک انسان نقش قابل توجّهی در حرکت انسان به سوی ارضاء امیال دارد نیز ناشی از میل بنیادیتری در وجود انسان است؛ چرا که بشر به اقتضاى طبیعت خود، از درد و رنج و از هرچه موجب درد و رنج باشد گريزان و به لذت و آنچه مايه لذت باشد متمايل است. لذا به كارهائى مى‏پردازد كه او را به لذت نائل و از درد و رنج دور میسازد.434 از آنجا که لذّت مراتب دارد، بهترین لذّت در بالاترین مرتبهی پاسخ به هر یک از این نیازها و امیال طبیعی تحقق مییابد.435
از جمله خصوصیات این امیال بنیادین که در طبیعت انسان نهاده شده، این است که:
1. این امیال به لحاظ ارزشگذاری، فینفسه خنثی هستند و ارزشگذاری آنها به لحاظ منفی یا مثبت بودن، بستگی به جهتی دارد که انسان به عنوان عامل اخلاقی به آنها میدهد. به بیان دیگر؛ اینگونه نیست که در ما میل به شرّ فینفسه وجود داشته باشد، بلکه به طور کلی مثلاً «میل به لذّت» در وجود ما نهاده شده حال اگر ما این میل را با انجام افعال شر نظیر سرقت، قتل و… ارضاء کنیم، شرّ خواهد بود امّا اگر آن را با افعال خوب ارضاء کنیم خیر خواهد بود. بر این اساس، گرچه اخلاق با طبیعت و سرشت انسان در ارتباط است، امّا ارزشهای اخلاقی و نیز اصول اخلاقی، در وجود انسان قرار داده نشدهاند بلکه صرفاً، بنیانهایی طبیعی برای آنها در وجود انسان قرار داده شده است. ارزشهای اخلاقی، در فرآیند بین امیال و دست یافتن به هدف و غایت نهایی معنا مییابند.
البته خنثی بودن امیال، به این معنا نیست که انسان به سوی انجام فعل خاصی گرایش ندارد بلکه بدین معناست که نوع ارضاء هر یک از امیال، دست خود انسان است. میل، تنها نوعی گرایش بالقوّه در انسان ایجاد میکند و این انسان است که با انتخاب عاقلانه خود، میتواند این گرایش را در جهت خیر یا در جهت شر ارضاء کند و به فعلیت رساند. به عنوان نمونه، میل به لذّت در وجود انسان نهاده شده، امّا این انسان است که باید تصمیم بگیرد که این میل را از طریق لذّت مشروع ارضاء کند یا از طریق نامشروع و غیراخلاقی. بر همین اساس، امیال طبیعی، اگر چه زمینه حرکت به سوی فعل را فراهم میسازند امّا در کنار این امیال طبیعی، هدایت عقلانی و وحی تشریعی را نیز باید مورد توجّه قرار داد؛ چرا که اخلاق، در یک فرآیند جامع بین داشتههای طبیعی و عنایات ماوراءطبیعی است که معنا مییابد. امیال باید توسّط عقل و نیز به مدد وحی الهی جهتدهی شوند. لذا علامه در عین اتّخاذ رویکرد طبیعتگرایانه، به این مساله توجّه داشته که قائلین به نظریه قانون طبیعی در اخلاق، برای اینکه بتوانند به نحوی معقول به قوای شناختی خود اعتماد کنند، باید باور داشته باشند که این قوا را موجودی فراطبیعی که صلاح بندگان خود را میخواهد طراحی کرده است.436 امیال، اگرچه در به حرکت در آوردن انسان به سوی فعل نقش موثری دارند امّا در اصل، این انتخاب انسان در سایه عقل و وحی است که نقش اصلی را در جهتدهی به امیال و گرایشهای درونی به سمت افعال اخلاقی ایفا میکند.
2. ویژگیِ دوّم این امیال، این است که در طبیعت و ذات هر انسانی وجود دارند و از این رو میتوانند مبنایی عام برای اخلاق فراهم کنند. بر مبنای این نگرش، اخلاق از تمایلات پایهای انسان سرچشمه میگیرد و اگر نیازها و تمایلات متفاوت بودند، اخلاق هم متفاوت میشد، حال آنکه چنین نیست و تمام انسانها، بر مبنای هویّت مشترکی که از آن برخوردارند، حکم به قباحت ظلم و خوبیِ عدل میکنند. از این رو، این استعدادها، ظرفیتها و یا تمایلاتی که در وجود طبیعی تمام انسانها قرار داده شده است، نوعی عامگرایی اخلاقی را اقتضاء میکند؛ چرا که اگر انسانها از نظر این استعدادهای طبیعی متفاوت میبودند، اخلاق نزد آنها متفاوت میشد.
3. لزومی ندارد که همه این امیال به میلی واحد در وجود انسان بازگردد بلکه تمام آنها در عرض هم میتوانند در طبیعت انسان وجود داشته باشند. البته، گرچه لزومی ندارد که تمام این امیال به یک میل واحد بازگردد، امّا به اقتضاء نکتهای که در گام بعد از آن سخن خواهیم گفت، در صورتی که به مسیر درست هدایت شده باشند، در نهایت همه به صورت هِرمی در یک نقطه واحد ارضاء میشوند و نوعی هویّت یکپارچه و متعادل را در انسان ایجاد میکنند.
4. هر یک از این امیال، بیانگر نوعی نیاز در انسان است و انسان باید در راستای ارضاء آن امیال ظرفیتهای درونیِ خویش را بکار گرفته و در جهت شکوفایی، نیاز را برطرف سازد.
5. برخی از این امیال مشترک بین انسان و دیگر حیوانات است و برخی دیگر مختص انسان است. در مورد انسانها نیز شاید بتوان گفت تمام امیال گرچه مشترک است امّا در فرآیند رشد و ارضاء، از یکدیگر متمایز میشوند؛ مثلاً میل به کمال، ممکن است در فردی با دست یافتن به رضایت الهی ارضاء شود، امّا فردی دیگر به جهت اینکه کمال را در مادیات دنیا میبیند، با دست یافتن به نوعی رفاه در زندگی دنیوی ارضاء گردد.
گام سوّم: در گام سوم، علامه برای این امیال، غایتی مشخص میکند تا تمام این امیال در مراتب مختلف، بسوی آن جهت یابند. البته غایات متعددی را میتوان در زندگی تصوّر کرد و آنها را به غایات میانی و نهایی تقسیم نمود. علامه با تفاوت قائل شدن بین اهداف واسطه و هدف یا غایت نهایی، افعال انسان را به دو دستهی فعالیتهای تدبیری و التذاذی تقسیم میکند. در نظر ایشان، انسان گرچه هر فعاليتى را در جهت ارضاء تمايلى انجام مى‏دهد امّا در برخی از افعال مستقيماً خود فعل را نمى‏خواهد؛ يعنى خود فعل لذت بخش نيست و چه بسا که مقرون به رنج هم باشد، لكن آن فعل انسان را به مقصود نهائى نزديك مى‏كند؛ از جمله انداختن خود در دریایی متلاطم برای نجات فردی که هیچ شناختی نسبت به او نداریم. در اينگونه افعال چون خودشان مطلوب و مقصود نيستند و تمايلات انسان را بسوى خود جذب نمى‏كنند ـ لازم است كه انسان با تامّل و اندیشه بدانها اقدام کند. از این رو، اينگونه فعاليتها را ـ مى‏توان فعاليت تدبيرى نامید.437 برخی دیگر از فعالیتها به گونهای است که انسان خودِ فعل را مى‏خواهد؛ يعنى خود فعل مستقيما لذتبخش

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، ساختار وجودی، علامه طباطبایی Next Entries منابع مقاله درمورد طبیعت انسان، قوانین موضوعه، علامه طباطبایی، رفتار اخلاقی