منابع مقاله درمورد دوره قاجار، معماری ایران، باستان گرایی، معماری قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

ه قاجار و پهلوی
با توجه به ضرورت های مطرح شده در مباحث بالا،جهت درک بهتر راجع به وضعیت معماری ایران در دوران معاصر به بررسی دو دوره تاریخی قاجار و پهلوی می پردازیم و با دیدی نقادانه به صورت اجمالی نقاط ضعف و قوت آنها را بررسی می کنیم و جریان های تأثیر گذار روی آنها را برمی شماریم،تا با ریشه یابی،عوامل اوج و حضیض معماری ایران در این دو دوره شناسایی شده و مبانی فکری برای بهبود در روند طراحی شکل گیرند.
دوره قاجار:دوره انتقالی یا گذار
دوره انتقال یا گذار بدین معنی است که دوره قاجار با تمامی فراز و نشیب هایش حلقه واسطه بین گذشته سنتی با آینده مدرن است.در قرن گذشته که ایران فشار تحولات دنیای جدید را احساس کرد جامعه در همه زمینه ها به شکل سنتی به سر می برد از این دوره مرحله انتقالی از کهن به نوین را طی کرد که شناخت زمان حاضر ریشه در بررسی آن دارد.
همیشه در ذهن کاوشگر و پرسشگر معمار امروز این سؤال وجود دارد که معماری سرزمین ایران با آن توالی و سیر تکاملی افزاینده خود که هیچگاه وقایع و حوادث روزگار نتوانسته بود این تداوم را مورد تحدید قرار دهد و در هر دوره تاریخی و سبکی قادر بود نوآوری و خلاقیتی تازه عرضه کند و علاوه بر درک حکیمانه معماری و ارائه مکتبی یگانه و منحصر به خود در طول تاریخ این سرزمین توانسته بود این سبک را به جوامع دیگر انتقال دهد و یا مدبرانه علل دیگر تأثیرات منطقی و بارورساز را پذیرا باشد چرا و چگونه و به چه علتی به یکباره در طول مدتی کوتاه در دوره معاصر این پیوند رو به گسستگی نهاد و یا این حرکت تغییر مسیر داد؟
عوامل مختلف سیاسی-اقتصادی(سفرهای خارجی،نهضت مشروطیت و…) و فرهنگی-اجتماعی(تصویب قانون اساسی،عدم حاکمیت مطلق شاه، تردد خارجیان به ایران و…) هم در داخل و هم متأثر از شرایط تازه جهانی نقطه عطف تاریخ معاصر و باعث دگرگونی بنیادین گشت.با این تحول در همه زمینه ها بدیهی بود که سرانجام معماری این دوره نیز تأثیر پذیر خواهد بود.اما شروع تأثیرات مستقیم چگونه بود؟
در عصر قاجار معماری ایران به خاطر ایجاد روابط سیاسی میان ایران و کشورهای اروپایی و همچنین رفت و آمدهای روزافزون ایرانیان به روسیه تزاری و اروپا از یک دگرگونی همه جانبه و غیر مترقبه برخوردار گردید،مخصوصاً از این تاریخ به بعد نخستین پایگاههای سیاسی شبه سفارت خانه هایی در ایران به وجود آمد و اروپاییها با ساختن این بناها به سبک بناهای اروپایی تأثیر زیادی در معماری ایران گذاشتند.در زمان حکومت قاجار آن نوع معماری که از طرف دولت و حکومت بنا گردید از نظر کیفیت هنری و فنی دچار نوعی انحطاط شد و با اینکه شاهان قاجار با ساختن بازار تهران و کوشکها و کاخ های متعدد و نیز چندین دروازه برای شهر تهران و معدود بناهای عمومی در کشور نسبت به دوره های گذشته-به استثنای صفویه-فعالیت خوبی داشتند امّا بیشتر آنان به خاطر بدی مصالح ساختمانی و عدم دقت کافی در استحکام بناها خیلی زود به ویرانی کشیده شد.بیشتر زمان ساخت بناهای این دوره مصروف نقاشی و گچبری تزئینی و آیینه کاری میگردید بدون آنکه زیر ساخت های آنها مورد توجه قرار گیرد که همه این ها منبعث از زیر ساخت های فکری فرهنگی و سیاسی اجتماعی این دوره بود.لازم به ذکر است که معماری دوره قاجار دارای نکات مثبتی نیز بوده که در زیر برشمرده می شود.
نگاهی به معماری دوره قاجار:شکوفایی فضا و افول ساخت و پرداخت
جایگاه و مرتبه معماری قاجار در تاریخ معماری گذشته ایران (قبل از دوره جدید)می تواند محل بحث و تأمل باشد.اگر آثار معماری را از زاویه فضایی ارزیابی کنیم و به خلاقیت های فضایی در معماری توجه کنیم معماری دوره قاجار ارزش بالایی پیدا می کند و در جایگاهی برتر و تکامل یافته تری نسبت به معماری های دوره های قبل از خود چون زندیه و صفویه قرار می گیرد.چرا که در معماری این دوره خلاقیت های فضایی افزایش می یابد.تنوع فضاها بیشتر می شود فضاهای نوینی خلق می شود.فضاها به گشایش و سبکی بیشتر می رسند و الگو های قدیمی معماری ایران در جهت افزایش فضا تکامل می یابند.به طور خلاصه،اگر تکامل معماری را گشایش،شفافیت و سبکی فضا بدانیم.معماری این دوره به عنوان تکامل معماری قدیم ایران مطرح می شود.اما وقتی معماری را از زوایایی دیگر مانند:اندازه ها،تناسبات،شکل ها و تزئینات نگاه کنیم معماری دوره قاجار وضعیت نازل تری را نسبت به دوره های گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان می دهد.شکل ها استواری و صلابت قبلی را ندارند و شکل های جدیدی وارد معماری می شود که سطحی و تفننی اند.اندازه ها دقت لازم را ندارند.تناسبات در مرتبه پایین تری نسبت به تناسبات موزون و اندیشیده شده در دوره های قبلی قرار می گیرند.تزئینات معماری گاه تا حد ابتذال سقوط می کند و بی بندوباری،غلو ناشیانه و هرج و مرج جایگزین تزئینات محدود و با وسواس دوره های سلجوقی و صفوی می شود.برای تشریح مستقیم تر نکاتی که گفته شد مدرسه سپهسالار را تجزیه و تحلیل می کنیم.می توان ادعا کرد که این مدرسه نقطه تکاملی از نظر فضا در الگوی مدرسه یا مسجدهای ایرانی است.برای اثبات این ادعا به دو وجه اصلی فضایی آن اشاره می کنیم.
فضای حیاط : در مسجد و مدرسه های قدیمی مانند مسجد جامع اصفهان فضای حیاط را دیواره ای معمولاً دو طبقه محصور می کند و در چهار نقطه اصلی آن یعنی در دو محور طولی و عرضی حیاط چهار ایوان استقرار می یابد.در واقع گشادگی های فضایی حیاط به این چهار ایوان منحصر می شود.در برخی از آثار دوره صفوی در حیاط مرکزی نوآوری می شود و گشایش فضایی حیاط ها بیشتر می شود.لیکن کار اساسی در این زمینه،یعنی گشایش فضایی حیاط،در دوره قاجار صورت می گیرد و راه حل های متعددی برای آن ارائه می شود.در مدرسه سپهسالار چهار حیاطک در اضلاع شرقی و غربی مسجد ایجاد می شود و علاوه بر آن این حیاطک در اضلاع شمالی و جنوبی مسجد نیز پدیدار می شود.سبکی فضای حیاط بیشتر می شود و ایوان ها و مجموعه شبستان مسجد در حیاط حضور آزادانه تر پیدا می کنند.
فضای گنبد خانه : فضای گنبد خانه در مساجد اولیه معماری بعد از اسلام ایران مثلاً در مسجد جامع اصفهان،از فضای اطراف و من جمله ایوان مقابل آن با دیوارهای ضخیم جدا می شوند لیکن کاملاً مشهود است که نیت معماران در طول زمان بر این بوده که حائل میان گنبد خانه و فضای اطراف از میان برداشته شود.برای مثال،در مسجد امام اصفهان که مربوط به دوره صفوی است،ارتباط فضای گنبد خانه با فضای ایوان و همچنین شبستان های مجاور آن بهتر می شود و به خصوص با ایجاد دو گشادگی بزرگ در بالای بدنه های شرقی و غربی گنبد خانه،ارتباط با فضای بیرون هم حاصل می شود.بهتر از آن را می توان در گنبد خانه گوهر شاد دید که تمامی دیوارها در حد فاصل گنبد خانه و ایوان از میان برداشته می شود،گشایش فضایی عالی تری بدست می آید و ارتباط مستقیم فضای گنبد خانه با حیاط برقرار می شود.به جرأت می توان گفت مدرسه سپهسالار از این جهت بهترین است،چرا که انتخاب یک پلان صلیبی علاوه بر آن که مانند مسجد گوهرشادفضای گنبد خانه را با فضای ایوان و فضای حیاط در ارتباط مستقیم قرار می دهد.ارتباط آن را با فضاهای جانبی هم بدون هیچ مانعی تامین می کند.در اینجا در حداکثر گشادگی و سیلان خود در الگوی گنبد خانه ها می رسد و گنبد کیفیت معلق و بی وزنی را بدست می آورد.هر چند مدرسه سپهسالار با دو نوآوری عظیم در فضای گنبد خانه،نقطه انتهایی تکامل فضایی الگوی قدیمی مسجد ها و مدرسه های معماری ایران و بعد از اسلام محسوب می شود،اگر این مدرسه را از نظر شکل ها،اندازه ها و تناسبات و غیره بررسی کنیم ،کیفیت نازل تر آن نسبت به آثار معماری برجسته دوره های قبلی و به خصوص دوره صفوی کاملاً مشهود است.
با توجه به آنچه گفته شد به سخن اول باز می گردیم که معماری قاجار و مدرسه سپهسالار به عنوان یک نمونه برجسته ونهایی آن از نظر خلاقیت و نوآوری فضایی و تکامل الگوهای قدیمی ایران شاخص است و به حق مرحله تکامل معماری قدیم محسوب می شود اما به علل متعدد از جمله پایین آمدن مهارت و سلیقه معماران و کارفرمایان بی کیفیت شدن و سرعت نامعقول عملیات ساختمانی ،رسوخ ناهنجار فرم ها،تناسبات و تزئینات معماری کشورهای دیگر (بخصوص معماری عثمانی و روسیه تزاری)تزئینات آن کیفیت نازل تری نسبت به دوره های قبلی دارد.نکته بسیار مهم دیگری قابل ذکر است این مطلب است که ساختمان مدرسه سپهسالار در دهه ی نهم قرن سیزدهم هجری قمری،یعنی در دهه هفتم قرن نوزدهم میلادی،به پایان رسیده و این مصادف با زمانی است که بتواند معماری مدرن ایران را پایه گذاری کند اما نمی توان در معماری دوره قاجار این موضوع را یافت و شاید یکی از اساسی ترین مسائل تاریخ معماری ایران و نقصان های اساسی معماری قاجار باشد.خلاصه کلام آنکه،معماری قاجار به حق،اصول و مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقاء بخشید و با جسارتی تحسین برانگیز نوآوری هایی از این نظر به وجود آورد.لیکن به نظر می رسد،قوت لازم خلق یک معماری نوین را نداشت.شاید این واقعیت که معماری مدرن در حد شایستگی تاریخی معماری خود نداریم،از این امر ناشی شده باشد.
دوره پهلوی اول:میراث دار گذشته
ظهور دولت پهلوی با کودتای 1299 شمسی آغاز دوره نوینی است که به دلیل در اختیار گرفتن قدرت تصمیم گیری و به کارگیری آن در تمامی شئونات شهروندان و متکی بر جریان تجدد و غرب گرایانه اهمیت شایانی دارد.این دوره به جهت نگرش نوینی که در جهت توسعه نوسازی و تغییرات بنیادی داشت با صراحت و اقتدار از معماری و ایجاد یک سبک و سیاق منحصر به فرد استفاده کرد.در دو دهه ی اول حکومت پهلوی و به عبارتی دوران سلطنت رضاشاه با وجود کوتاهی زمان دگرگونی مهمی در معماری ایجاد شد.دوره پهلوی اول میراث دار گذشته ای است که عصاره آن را در دوره قاجار خلاصه می کند.گذار از دوره قاجار به پهلوی لزوماً به معنی پرداختن به آن موارد و موضوعاتی در دوره قاجار نیست که شکل آن در دوره پهلوی اول -به دلیل یک حکومت جدید- تغییر کرده بلکه اصولاً به موضوعاتی در این دوره می نگرد که برای نخستین بار و یا به شکلی بسیار متفاوت و متحول شده نسبت به دوره قاجار ظاهر شده اند.دوره پهلوی اول با شرایط زمانی جدید – به ویژه از نگاه جهانی- با برجستگی های خاص خود آغازگر دوره جدیدی در عرصه معماری ایران گشت.مسائلی چون باستان گرایی،نظامی گرایی،عملکردگرایی و مدرن گرایی و… در برگیرنده تفکرات جدید در دنیای معماری بودند.
تأثیرات باستان گرایی در معماری
در آغاز سده چهاردهم شمسی پدیده جهانی ناسیونالیسم معاصر در قالب یک دیدگاه سیاسی توانست تعریفی جدید از ملی گرایی را در قبال ناسیونالیسم تاریخی که جایگاهی مداوم در طول تاریخ داشت ارائه دهد و بزرگترین ثمره اش جایگزین کردن علایق ملی و باستانی به جای آیینهای قومی و دینی بود.این پدیده در آغاز سلطنت رضاشاه همراه با توسعه ی نوسازی و با دست اندازی به داشته های تاریخی حرکتی نهضت گونه را در تمام زمینه ها ایجاد کرد که یکی از آثارش معماری بود با گرایش شدید باستانی.باستان گرایی به عنوان اصلی ترین محور فکری،همزمان و همگام دو محور دیگر را با خود به همراه داشت:دین زدایی و غرب گرایی.حرکت در این سه محور به گونه ای بود که هرچه از سالهای اولیه دوره بیست ساله گذشت سیاست تضعیف دین بیشتر و گرایش به غرب بارزتر می شد و در واقع به نفع و تقویت غرب گرایی پیش رفت.لزوم ساخت و ساز تازه و متعدد در حکومت جدید که بیشترین سهم را از این عمران و نوسازی نهادها و سازمان های دولتی داشتند زمینه بسیار مناسبی را برای بیان ناسیونالیستی و باستان گرایی در معماری به وجود آورد.می توان حاصل چنین نگرشی را اینگونه بیان کرد:در احیاء و بهره گیری آثار باستانی تنها به عناصر ظاهری و نمایی معماری توجه شد.ستون ها،پلکان ها و نقوش تزئینی و نظایر آن از دوره هخامنشی و ساسانی به وام گرفته شد بدون آنکه از عملکرد،نقشه و پلان فضای معماری آن دوره بتوان استفاده کرد.در واقع معماری غرب و عملکردهای تازه

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد جامعه ایرانی، پست مدرنیته، روشنفکران، بحران هویت Next Entries منابع مقاله درمورد علوم انسانی، آموزش پذیر، تعریف انسان، معماری ایران