منابع مقاله درمورد خلیفه الله، معرفت نفس، تقابل های دوگانه، هویت فردی

دانلود پایان نامه ارشد

بعضی اخبار نیز آمده است که از پیامبر پرسیدند: کیف الطریق الی معرفة الحق؟ پس پاسخ فرمود: «معرفة النفس»، و نیز حکایت شده که برخی همسران پیامبر از ایشان پرسیدند: متی یعرف الانسان المعرفة، افضل الحکمة، غایة المعرفة، انفع العقل، افضل العقل و فوز اکبر، به شمار آمده است، چنان‌که از نشناختن ربه؟ پس پاسخ گفتند:«اذا عرف نفسه» “
در روایات بسیار دیگری نیز معرفت نفس افضل نفس به اعظم‌الجهل تعبیر شده است. چنین تعبیراتی درباره معرفت نفس، جایگاه ویژه این نوع معرفت را نشان می‌دهند در حقیقت امر آنچه که در باب این حدیث پیرامون موضوع هویت میتوان استنباط کرد این گونه است که اصالت هویت همه از ذات اقدس حضرت حق است و ما همه وام دار او هستیم و در جهان هستی جز هستی حضرت حق موجود نیست . چنان که حضرت حق از روح خود در انسان دمید و شرف و آبروی آدمی از مرتبه خلیفه اللهی اوست و در واقع امر یگانه هویت جاری در هندسه هستی چیزی نیست جز هویت حضرت حق تعالی که در هیئت جهان هستی متکثر شده و تجلی پیدا کرده است پس در دنیا چیزی جز آن ذات واحد نیست . که در آینه های روبروی هم تابیده است اما ذات و سرچشمه ی نور همه یکی است چرا که از یک منبع سر چشمه میگیرد .
همانطور که در روایات و قرآن مجید نیز ذکر شده است پس از خلقت حضرت ادم و دمیده شدن روح حق تعالی در کالبد آن حضرت و انتصاب به مقام خلیفه اللهی بر روی زمین او نمایندگی خدای عزوجل را بر زمین می کند پس آنچه در اینجا از آنچه که از کلام حضرت نبی و یا امیر المومنین استنباط می شود این است که با شناخت و درک درست از کیستی و چیستی انسان میتواند راه به شناخت خداوندگار خود ببرد (اگرچه بر ما پوشیده نیست که حاصل شناخت عقل جز نگر آدمی جز شناختی ناقص و محدود نیست چنان که حضرت مولانا می فرماید :گربریزی بحر را در کوزه ای /چند گنجد قسمت یک روزه ای .اما به قدر فهم هر مخلوق وظیفه دارد از حقیقت ذات حضرت حق مطلع شود و شناخت حاصل کند .)و جهد وسعی به عمل آورد تا این یگانه هویت جاری در دنیا را من الازل علی الابد که در تمام پهنه جغرافیای دنیا گسترده است و در جان و ضمیر هر وجودی حقیقتی جز خود او نیست را باز شناسد .
چنان که بابا طاهر شاعر پر آوازه ایرانی چنین میگوید:
به دریا بنـگرم دریا تو بیـنم به صحرابنگرم صحرا تو بینم
به هرجا بنگرم کو و درودشت نـشان از قامت رعنا تو بینم
(باباطاهر ،1364)
و یا شیخ اجل سعدی شیرازی چنان به عدم وجود غیر در دنیا ایمان دارد که اعتبار قائل شدن برای سایر مخلوقات را نوعی شرک میداند و چنین میگوید :
در این چیزی از شرک پوشیده است که عمرو ام برنجیدو زیدم بخست
اگــر دیــده بخـشد خـداوند عمـرو نبـینی دگر صـورت زید و عمرو
اما در میان متفکرین اسلامی ملا صدرا نظری قابل تامل و تعمق دارد، صدرای شیرازی در تعریف هویت چنین سخن میگوید:
ملاصدرا هویت را نحوه وجودی میداند هویت هر موجودی عبارت است در انسان هویت واحده است كه منشأ از نحوه خاص وجود اوست و مراد نفس است كه موجب حفظ وحدت به شئون مختلف می شود تشخص نوعی و شخصیت افراد و انواع است. ( سجادی،بی تا : 802)
در حقیقت امر هویت را در انسان روش وجودی برای فرد تعریف کرده است اما در ذات اعتبار را به همان یگانه وجود در هستی یعنی هویت واحده می دهد در واقع نزاع میان افراد را از میان بر میدارد و تفاوت ها را متوجه به تفتوت های صوری یا شکلی میکند که با آنچه پیش از این در باره کلام حضرت نبی و حضرت علی گفتیم تطابق دارد اما در ادامه از هویت تعبیر به نفس میکند که عامل وحدت بخش در شئون مختلف است در واقع این بخش از تعریف ملاصدرا اشاره به آن بخش از تعریف مدرن هویت دارد که هویت را به عنوان بخش مرکزی و خلل ناپذیر شخصیت میداند که سایر امور هول محور آن شکل میگیرد و از دیگر سو اشاره به تعریف تفاوت ها برای تعریف حدود هویت فرد و یا جامعه دارد که این خود نکته قابل توجه ای است .
اما آنچه که در این باره قابل توجه و اندیشیدن است نگاه نغز و ظریف متفکرین مسلمان نسبت به هویت و مسایل مرتبط با آن است در حقیقت آنگاه که فرد یا جامعه اصالت خود را از آسمان میگیرد و با هویت بر خوردی آن جهانی میکند بسیاری از مناقشات و تنشهای میان انسانها به صورت خود بخودی حل میشوند و از درجه اعتبار ساقط می شوند در حقیقت دیگر اختلافی در مبدا و مقصد به وجود نمی آید و این گونه بسیاری از تنشهای فی مابین جوامع مدرن امروز که از روابطی ذاتا تنش زا استفاده میکنند (مانند هر آنچه که در یک قرن اخیر برای استسمار جوامع یا استفاده از منابع انرژی و …اتفاق افتاده است ) جای خود را به روابطی با کیفیت بالا و عمیق میدهند و تنها منازعه میان جوامع نزاع میان روشها است که به نظر میرسد نسبت نسبت به وضع موجود به خیر نزدیک تر است.
2-2-2- بررسی آرا و نظرات متفکرین معاصر
برای بررسی مفهومی چون هویت در بین آرا و نظرات متفکرین معاصر باید به چنئ نکته اساسی دقت داشت اول آنکه باید به خواستگاه نظر مورد بررسی توجه داشد که زاییده ی کدام بستر زمانی و مکانی است در حقیقت علاده بر بررسی زمانه زمینه ی اثر نیز مورد توجه قرار گیرد چرا که تفکر انسان موثر و متاثر بر محیط پیرامون خود است برای مثال متفکری که در اوایل قرن بیستم در آلمان زیست کرده است قطعا با متفکری که در اواخر این قرن در همان جغرافیا زیست کرده متفاوت است .
نکته دوم که باید در هنگام مطالعه این نظرات در پیش نظر داشت تفاوت نگاه انسان مدرن با انسان دوران سنت است در حقیقت تفاوت بنیاد ها باعث ایجاد تفاوتها و گاه تضاد ها و در پاره ای موارد حتی تناقضات میشود ،که با نظر بر این تفاوتهای بنیادی و با ارائه تحلیلی درست و نظر به فلسفه و تفکری که آن نظر آن را نمایندگی میکند فرصت خوانش و قرائت صحیح به مخاطب داده میشود .
اما سومین مورد را اینگونه باید بیان کرد که تفاوت جهان مدرن امروز و سنت دیروز و رویارویی این دو با هم ،و نیاز به مطالعه این دو باهم و تعریف مسائل صورت مساله های نو باعث شده است تا برای سهولت در بررسی ها انواعی از تعریفها و تقسیم بندی ها ایجاد شده است که باید با دقت فراوان مورد مطالعه و واکاوی قرار گیرند طرح تقسیم بندی هایی مانند هویت فردی و اجتماعی یا سیاسی و یا تقصیم بندی با عنوان هویت توصیفی یا تجویزی نشان از طرح مسائلی جدید برای هویت است که تقصیم بندی های پیشین یارا و توان حل و یا توصیف مشکل امروز را نداشته اند که باعث تعریف تقسیم بندی های جدید شده است .
همانطور که پیش از این گفته شد اکثر افراد آنگاه که سخن از هویت است از شباهت ها سخن میگویند حال آنکه، همواره به تفاوت نیز مربوط می گردد. كاترین وودوارد معتقد است كه هویت ازطریق تشابه ارزیابی می شود؛ تشابه با انسان هایی مثل ما و تفاوت با ، آنهایی كه مثل ما نیستند ( میر مقتدایی ، 1383: 17-26)از این رو لغت هویت مستلزم درك دو معنای متضاد است؛ دو معنایی كه در تقابل های دوگانه در مقابل هم قرار می گیرند ولی در واقع تكمیل كنندۀ یك مفهوم به نام هویت هستند. ( مهدوی نژاد ،1389: 113-122)
هایدگر در مورد هویت جهان سنت چنین مینویسد که : در این دوران هویت آدمی محصول كاركرد یك نظام مقتدر و از پیش تعیین شده باور های دینی و آئینی و اسطوره ای بود (قطبی ،1378 : 78-83) که خود بخود خارج شدن مبنای هویت از روابط این جهانی و اتصال با باور های دینی و آئینی خود موجب میشود تا ساختار هویت با آنچه در قرن حاضر با آن مواجه هستیم متفاوت باشد .
هگل ساخت دوباره بناهای تاریخی را متمایز از هویت رویدادهای تاریخی همیشه دو بار روی می دهد : «می داند و معتقد است بار اول به صورت تراژیك و بار دوم به صورت كمیك و هر كوششی برای تكرار آگاهانه صورت های تاریخی گذشته جز به صورت دوم ، نخواهدبود (آشوری ، 1384 : 80) هویت باعث تمایز فرد از دیگری شود. یعنی آنچه از این رو هویت در خلاء مطرح نمی گردد الزاماً یك خود وجود دارد و یك غیر و گرنه شناسایی معنا پیدا نمیكند . (همان ، 80)
چارلز جنكز تئوریسین و نظریه پرداز معماری در باب هویت چنین معتقد است : هویت طبقه بندی اشیا و افراد و مرتبط ساختن خود با چیزی یا كسی »به بیانی دیگر هویت محملی برای. دیگر استقرارگیری مشمولات می باشد. همچنین می توان از آن به عنوان لایه ورود پدیده ها به شامل شدن در یك اجتماع یاد كرد. (همان ،80) در حقیقت جنکز هویت را در رابطه با یک ثابت تعریف میکند چنان که صحبت از طبقه بندی و مرتبط ساختن میداند (در طبقه بندی کردن شما هویت را از یک نظم که استوار به یک قاعده است وام میگیرید )و در یک لایه بالاتر کسب تعریف توسط ورود به یک اجتماع و احراز صفتی که آن جامعه دارد را روش کسب هویت میداند .
اما كریستوفر الكساندر که با تعریف چارلز چنکز از فرانوگرایان محسوب میشود و از طرفی توجه ویژه ای به زبان الگو دارد و فرایند طراحی فضا های با گیفیت گذشته را استفاده از زبان الگو میداند اینگونه از هویت سخن میگوید :
هویت را تجسم كالبدی كیفیت های بی نام در بناها می داند،كیفیت هایی كه مبنای اصلی حیات و روح هر انسان، شهر، بنا و یا، طبیعت بكر هستند، اما نمی توان نامی بر آنها گذاشت. (الکساندر ،1381 : 457) در این زمینه معتقد است كه هویت در بناها نه ناشی از تاریخی بودن و نه ناشی از ابتدایی بودن روند احداث آن هاست، تنها ملازمت و همراهی ضرورت ها اهمیت دارد (همان ، 457)یعنی به زبان ساده تر هویت محصول یک فرآیند زمانی نیست که حتما باید بر کالبد بنا سپری شود و زاییده ی این فرآیند محصولی به نام هویت باشد وحتی نشات گرفته از نوعی فرآیند که هویت را در انحصار خود قرار دهد بلکه توجه به نیازهای ضروری ولازم برای هر پدیده هویت ساز میشود در حقیقت هویت هرشی را همان علت وجودی آن شی میداند که تنها توجه به علت وجودی هرشی باعث میشود تا برای آن هویتی تعریف شود .
اما والتر بور معتقد است كه هویت همان تفاو تهای كوچك و بزرگی است كه باعث بازشناخت یك مكان و خوانایی محیط میشود و، حس دلبستگی محیط را بوجود می آورد. (قطبی ،1378 : 78-83) در واقع در منظر والتر بور اصالت بر تفاوتهاست و آنچه باعث تمییز چیزی از دیگری میشود از هویت آن میآید اما این تمایز باید یک صفت مهم را نیز همراه با خود داشته باشند و آن هم ایجاد حس تعلق و دلبستگی است . در منظر كالن او هویت را توجه به شخصیت فردی هر محیط و پرهیز از یكنواختی و تشابه محیطهای شهری از طریق به جلوه در آوردن ویژگی های خاص هر محیط تعریف می كند. (قطبی ،1378 : 78-83)
اما راپاپورت این گونه ذیل مفهوم هویت مینویسد : هویت قابلیت تمیز و تشخیص عنصری از عنصر دیگر است. (قطبی ،1378 : 78-83) جنبه های مختلف هویت نمی تواند منفك و منتزع و مستقل از یكدیگر مطرح شود ، و هر كدام از آنها بر دیگری تاثیر دارند ، مضافا این كه نه تنها هرشیء واجد هویتی است ، بلكه این هویت به صفاتی متصف ا ست كه این صفات حاصل عمل آن شیء و معرف ویژگی های معنوی آن هویت میباشد كه در ظاهر و كالبد تجلی یافته است . ( حبیب ،نادری ،فروزانگهر ،1387 :13-23)
راپاپورت در زمینه مسئله هویت راه حل هوشمندانه ایی را ارائه می دهد و هویت عمومی و خصوصی را تبیین می كند و معتقد است كه باید دو نوع ابراز هویت از یكدیگر تشخیص، داده شوند.
• هویت خصوصی:
تثبیت هویت برای خویشتن و نزدیكان خویش و تنها آگاهان میتوانند این نمود ها را تشخیص دهند.
• هویت عمومی:
نمودهای این ابراز هویت باید روشن، مكرر و شناخته شده باشند). فورمایس ، 1388 : 167)
دارا بودن هویت خصوصی به معنای تفاوت برون گروهی است. در حالی كه هویت عمومی به معنای داشتن تشابه درون گروهی است. لذا دارابودن هویت مستلزم داشتن دو كیفیت تفاوت و تشابه خصوصیات بطور همزمان است؛ این خصوصیات باید به گونه ایی باشند كه جسم شهر در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تكامل نیز باشد. (میر مقتدایی ، 1383 : 17-26)

2-2-3- رابطه هویت و تقلید
در عرصه معماری بحث از هویت، تقلید از آثار گذشته را به ذهن متبادر می كند در حالی كه هویت با تقلید ازگذشته متفاوت است چرا

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد علوم انسانی، آموزش پذیر، تعریف انسان، معماری ایران Next Entries منابع مقاله درمورد معماری ایران، معماری سنتی، معماری ایرانی، بحران هویت