منابع مقاله درمورد حکومت اسلامی، ولایت فقیه، امام زمان، مصباح یزدی

دانلود پایان نامه ارشد

در خود را نيز ندارد و نمی تواند به اعضاء و جوارح خود آسیب و صدمه وارد کند .
با پذیرش این اصل است که فلسفه ی سیاسی اسلام از سایر مکاتب موجود در این زمینه جدا شده و
نظریه ی ولایت فقیه با سایر نظریات حکومت و سیاست تفاوت اساسی پیدا می کند . از این جاست که قائلین به مشروعیت حکومتِ نخبگان ، یا حکومت فیلسوفان و حکیمان و یا اشراف و ثروت مندان و یا کسانی که سلطه و قهر و غلبه را منشأ مشروعیت می دانند و یا حتی نظریه ی دموکراسی ( با تبیین ها و روش های مختلفش ) همه و همه مسیرشان از تفکر اسلامی جدا می شود . مثلاً نظریه ی دموکراسی ، حکومت را اصالتاً از آن مردم می داند و این رأی مردم است که به شخص حاکم و حکومت او مشروعیت می بخشد ، که این مخالف با مبنای نظریه ی اسلام است که منبع مشروعیت بخش را خدا دانسته و بر اساس این پیش فرض همان طور که تک تک افراد هیچ کدام ذاتاً و اصالتاً حق حاکمیت ندارند ، جمع مردم و جامعه نیز از چنین حقی برخوردار نیست .
خداوند متعال بر اساس آن حق ذاتی و اصیل خود برای حاکمیت ، در مرتبه ی نازلتر چنین حقی را به انبیای الهی از حضرت آدم ( ع ) تا حضرت خاتم ( ص ) داده و به حکومت آنان و تصرفاتشان در جان و مال و زندگی و حقوق و اختیارات مردم مشروعیت بخشیده است .( مصباح یزدی ، 1385 : 17 – 21 )
2 – 2 – 4 رابطه ی مشروعیت و مقبولیت
تعیین رابط ی مشروعیت با مقبولیت بستگی به ضابطه ای دارد که برای مشروعیت قائل می شویم . بدیهی است که اگر ملاک مشروعیت یک حکومت را پذیرش مردمی آن بدانیم و اینکه افراد یک جامعه بر اساس رضا و رقبت حاکمیت آن را گردن نهاده باشند ، در این صورت مشروعیت و مقبولیت پیوسته با هم خواهند بود و هر حکومت مشروعی از مقبولیت نیز برخوردار خواهد بود و هر حکومت نامشروعی نیز فاقد مقبولیت خواهد بود . اما اگر ملاک مشروعیت را امر دیگری غیر از پذیرش مردمی قرار دهیم آن گاه امکان انفکاک مشروعیت از مقبولیت وجود خواهد داشت و ممکن است حکومتی مشروع ، فاقد مقبولیت مردمی بوده و یا حکومتی نامشروع ، دارای مقبولیت مردمی باشد .
2 – 2 – 5 نقش مردم در حکومت اسلامی
در این رابطه دو سوال مطرح است : 1 – نقش مردم در مشروعیت حکومت اسلامی چیست ؟ 2 – نقش مردم در تحقق حکومت اسلامی و حاکمیت یافتن آن چیست ؟ برای پیدا کردن پاسخ سوالات فوق باید تاریخ اسلام در سه دوره : زمان حضور پیامبر ( ص ) ، زمان حضور ائمه ( ع ) و زمان غیبت کبری مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد .
نسبت به زمان حضور پیامبر( ص ) در بین مسلمانان اختلافی در مورد این که مشروعیت حکومت ایشان هیچ ارتباطی با خواست و قبول مردم نداشته ، وجود ندارد و عامه ی مسلمانان معتقدند که مشروعیت حـکومـت آن حضرت از جانـب خـداوند باري تعـالي بوده اسـت و اگر مردم هم حکومت ایشان را
نمی پذیرفتند خللی در مشروعیت آن حضرت وارد نبوده و تنـها اثر آن عـدم تحقق یافتن حکومـت
پیامبر( ص ) به صورت عینی می شده است . اما این که مردم چه نقشی در حکومت رسـول خدا ( ص ) داشته اند باز هم جای هیچ تردید و اختلافی نیست که مردم در تشکیل حکومت آن حضرت نقش اساسی را ایفا نموده و پیامبر( ص ) حکومت خود را به زور و نیروی قاهره بر مردم تحمیل ننموده اند . بلکه عامل اصلی در ایجاد حکومت رسول اکرم ( ص ) رضا و رغبت خود مردم بوده است و حاکمیت آن حضرت را که از جانب خداوند بوده پذیرفتند .
اما در باره ی منبع مشروعیت بخش بعد از زمان رسول گرامی اسلام ( ص ) بین مسلمانان اختلاف نظر ایجاد شده و اساسی ترین این اختلاف ها بین دو گروه سنی و شیعه می باشد .
مسلمانان اهل تسنن مبنای مشروعیت بخش را بعد از رسول گرامی( ص ) اسلام اجماع امت ، نصب از جانب خلیفه ی قبل ، تعیین اهل حل و عقد و گروه اندکی از آنان نیز استیلا را منبع مشروعیت بخش حاکم دانستند .
اما شیعیان منبع مشروعیت بخش در زمان حضور ائمه ی هدی ( ع )را همانند زمان حضور پیامبر( ص ) گرامی اسلام دانسته و آن را از جانب خداوند قادر بر شمرده اند . از نظر شیعیان عدم حمایت مردم خللی در مشروعیت امامان ( ع ) وارد نکرده و آن ها ، حاکم به حق می باشند و با حضورشان در جامعه حاکمیت دیگران مشروع ، قانونی و بر حق نمی باشد . شیعیان معتقدند همان گونه که مردم در تحقق حکومت رسول گرامی ( ص ) اسلام نقش اصلی را بر عهده داشته اند و پیامبر( ص ) در این زمینه از نیروی قاهره و زور استفاده نکرده اند ، در زمان حضور ائمه ی معصومین ( ع ) نیز همین گونه بوده و مردم در تحقق عینی حاکمیت ائمه ( ع ) نقش اساسی را داشته و برای رسیدن به حق مشروع و قانونی خود به زور و جبر متوسل نمی شـدند . بلـکه اگر خود مـردم خواسـتند و پذیرفـتند ، تصـدی امر حکومت را عهـده دار
می شوند . بنا براین از نظر شیعه مشروعیت حکومت پیامبر ( ص ) و ائمه ی هدی ( ع ) از جانب خداوند تبارک و تعالی بوده و مردم نقش عینیت بخش و از قوه به فعل رساندن حکومت ایشان را عهده دار
بوده اند .
اکثریت فقها و علمای شیعه معتقدنـد که در زمان غیبـت امـام معصوم ( ع ) ، همانـند زمان حضور
پیامبر( ص ) و حضور امام معصوم ( ع ) مشروعیت حکومت از جانب خداوند رحمان و رحیم بوده ، ولیکن تحقق عینی و استقرار آن با پذیرش مردمی و اقبال جامعه به آن است .
به نظر اکثر قریب به اتفاق فقهای شیعه در زمان غیبت امام عصر ( عج ) حاکمیت شرع به عهده ی فقیه جامع الشرایطی است که بر اساس توقیع شریفی که از ناحیه ی مبارک امام زمان ( عج ) به ما رسیده و نیز سایر ادله ای که در این زمینه وجود دارد به نصب عام برای حکومت منصوب شده است . باید توجه داشت که آن حضرت شخص و افراد خاصی را معیّن نفرموده اند ، بلکه مجموعه ای از اوصاف کلی را بیان
نموده اند که در هر فقیهی یافت شود او برای حکومت صلاحیت دارد .
پس ، از دیدگاه مذهب تشییع اصل تـشریع حکومـت و حاکمیـت فقیه از طرف خداوند منـان و امام زمان ( عج ) بوده و همچنین تعیین شخصِ آن هم باید به نوعی امام با زمان ( عج ) و به اجازه ی آن حضرت انتصاب پیدا کند ، اما تحقق و استقرار حاکمیت و حکومتش بستگی به قبول و پذیرش مردم دارد . شیعه بر اساس بینش اسلامی معتقد است که مالک حقیقی کل هستی خداوند سبحان بوده و تمام هستی و ذرات وجود آن ها متعلق به خداوند است و از طرف دیگر عقل نیز تصدیق می کند که تصرف در ملک دیگران کاری ناروا و ناپسند و ظالمانه است . بنابراین هیچ انسانی بدون اذن و اجازه ی خداوند حق تصرف در خود و دیگران را ندارد . بدیهی است که لازمه ی حکومت نمودن مواردی از قبیل : زندان کردن ، جریمه کردن ، مالیات گرفتن ، کُشتن ، اعدام کردن و خلاصه انواع تصرف ها و ایجاد محدودیت های مختلف در زندگی افراد و مردم جامعه است . بنابراین حاکم برای این تصرفات باید از مالک حقیقی انسان ها که کسی غیر از خداوند منان نیست اجازه داشته باشد ، که در غیر این صورت تصرفات او بر اساس حکم عقل ناروا و غاصبانه و ظالمانه خواهد بود . بر اساس ادله ی موجود خداوند سبحان این حـق را به پیامبر( ص ) و امامن معصوم ( ع ) ، و در زمان غیبت این حق از جانب خداوند متعال و امام زمان ( عج ) به فقیه جامع الشرایط داده شده است . اَلنَّبیُّ اَولَی بِالمؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم . پیامبر نسبت به مومنان از خود آنان سزاوارتر است . 1 اَطیعوا اللهَ وَ اَطیعوا الرَّسول وَ اولِی الاَمرِ مِنکُم . از خدا و پیامبر و صاحبان امرتان اطاعت کنید .2 البته انتصاب فقیه جامع الشرایط یک نصب عام بوده و افراد خاصی با اسم و هویت مشخص به این مقام منصوب نشده اند . بلکه صفاتی بیان شده که در هر فردی یافت شود او برای این کار صلاحیت دارد و پیدا کردن چنین فردی مانند رویت هلال ماه است که اول ماه قمری را اثبات می کند . ما به عنوان مسلمان باید در ماه رمضان روزه بگیریم ، اما برای اینکه بدانیم ماه رمضان شده یا خیر باید هلال ماه را رویت
1 . سوره ی احزاب آیه ی 284
2 . سوره ی نساء آیه ی 6

کنیم . ما با رویت هلال به ماه رمضان مشروعیت نمی بخشیم ، بلکه کشف می کنیم که ماه رمضان واقع گردیده و شروع شده است . در مورد ولی فقیه نیز این گونه است ، یعنی با نصب عام از جانب خداوند وامام زمان ( عج ) فقیه حق حاکمیت پیدا کرده و مشروعیت دارد و ما فقط کارمان این است که این شخص را پیدا و کشف کرده و مورد شناسایی قرار دهیم ؛ نقش مردم در این زمینه استقرار حکومت این شخص و از قوه به فعلیت در آوردن حاکمیت او می باشد . ( مصباح یزدی ، 1385 : 55 – 73 )
2 – 2 – 6 جایگاه اکثریت در نظام اسلامی
شعار اسلام با شعار حکومت های بشری و به ویژه غربی ، متفاوت است . شعار دین وحکومت اسلامی ، پیروی از حق است و شعار حکومت های بشری و دموکراسی پیروی از اکثریت . در نظام اسلامی هر حقی از ذات اقدس اله که حقِّ محض است سرچشمه می گیرد . البته در نظام اسلامی ، در بعضی موارد و مراحل اکثریت معتبر است و جایگاه خاص خود را دارد که همان مقام تشخیص حق است نه تثبیت حق ؛ یعنی حق را وحی الهی تبیین و تثبیت می کند و در مقام اجرای حق ، رأی اکثریت کار ساز است و گاهی در مواردی که تشخیص حق دشوار باشد ، و صاحب نظران با یکدیگر اختلاف داشته باشند ، رأی اکثریت معیار است .
تفاوت اساسی اکثریت در نظام دموکراسی با اکثریت در نظام اسلامی این است که در حکومت اسلامی ، حق و قانون پیش از اکثـریت و مقـدم بر آن اسـت و اکثریت کاشف حق است نه مُولّد و به وجود
آورنده ی آن ، ولی در نظام دموکراسی و غیر دینی ، اکثریت پیش از حق و قانون ، و به وجود آورنده ی آن است .
جایگاه دوم اکثریت در اسلام ، مقام عمل و اجراست ؛ به این معنا که رأی اکثریت مردم ، در کارهای اجرایی خودشان معتبر است . ( جوادی آملی ، 1384 : 90 – 92 )

2 – 2 – 7 ولایت تکوینی و ولایت تشریعی
ولایت تکوینی به معنای تصرف در عالم وجود و قانونمندی های آن است که اساساً مربوط به خدای متعال بوده که خالق هستی و نظام خلقت و قوانین حاکم بر آن است . خداوند قادر گاهی نمونه ی کوچکی از این ولایت را به برخی از بندگان خود عطا می کند که به وسیله ی آن می توانند دخل و تصرفاتی در موجودات عالم انجام دهند . معجزات و کراماتی که از انبیاء و اولیای الهی صادر می شود از همین باب است . به اعتقاد شیعه وسیع ترین حد ولایت تکوینی در میان بندگان به پیامبر( ص ) اسلام و امامان
معصوم ( ع ) بعد از آن حضرت داده شده است .
مسئله ای که در ارتباط با اداره ی امور جامعه هم برای پیامبر( ص ) و امامان معصوم ( ع ) و هم برای فقیه وجود دارد بحث ولایت تشریعی آن هاست . ولایت تشریعی یعنی ولایت قانونی ؛ یعنی اینکه فردی بتواند و حق داشته باشد از طریق جعل و وضع قوانین و اجرای آن ها در زندگی مردم و افراد جامعه تصرف کند و دیگران ملزم به تسلیم در برابر او و رعایت آن ها باشند . معنی اَلنَّبیُّ اَولَی بِالمؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم این است که تصمیمی که پیامبر( ص ) برای یک فرد مسلمان و یا جامعه ی اسلامی می گیرد لازم الاجرا بوده و بر تصمیمی که خود آن ها در باره ی مسائل فردی و شخصی خودشان گرفته باشند مقدم است و اولویت
دارد . به عبارت دیگر جامعه ، احتیاج به یک نقطه ی قدرتی دارد که در مسائل اجتماعی حرف آخر را بزند و ولایت فقیه منصبی است که حق تصرف و حق تشریع و قانون گذاری و تصمیم گیری در مورد اداره ی امور جامعه را داشته و این منصب را برای فقیه جامع الشرایط قائل می شویم و از این نظر او را بر دیگران مقدم می داریم .
2 – 2 – 8 ادله ی اثبات ولایت فقیه
باید توجه داشت که علمای شیعه معتقدند برای اثبات یک حکم شرعی ممکن است به چهار نوع دلیل استناد کنیم : 1 – کتاب ( قرآن ) . 2 – سنت معصومین . 3 – اجماع . 4 – عقل . از نظر فقهای شیعه لازم نیست برای اثبات یک حکم حتماً آیه یا روایتی در دست داشته باشیم ، بلکه می توان با استفاده از منظر عقل و دلایل معتبر عقلی نیز به حکمی از احکام شریعت اسلام دست یافت و آن را اثبات نمود . دلایلی که برای اثبات ولایت فقیه اقامه شده به دو دسته ی ادله ی عقلی و نقلی تقسیم می گردد که در این نوشتار بر آنم که دلایل عقلی اثبات

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مدیریت بحران، استراتژی ها، عملیات روانی، مدیریت رسانه Next Entries منابع مقاله درمورد ولایت فقیه، اجرای احکام، جوادی آملی، امام خمینی