منابع مقاله درمورد حمايت، عكاسي، پديدآورنده

دانلود پایان نامه ارشد

مدت سي‌سال مورد حمايت است.
با توجه به قاعده مقرر در اين ماده، با اين‌كه قانون‌گذار آثار سينمايي را در رديف ديگر آثار مورد حمايت قرار داده است، معذلك آن را از قاعده كلي مندرج در ماده 12 اين قانون مستثني كرده و ضابطه خاصي براي آن در نظر گرفته، مدت حمايت را سي‌سال از تاريخ نشر يا عرضه اثر سينمايي تعيين كرده است.
مدت حمايت اثر سينمايي در ايران سي‌سال از تاريخ نشر يا عرضه آن پيش‌بيني شده كه تاريخ نشر و تاريخ عرضه ممكن است متفاوت باشد زيرا ممكن است يك اثر سينمايي 25 سال بعد از توليد و نشر، عرضه شود، در اين‌صورت آيا تاريخ شروع مدت حمايت سي‌سال از تاريخ توليد و نشر است يا از تاريخ عرضه كه ترديد در اين مسأله ممكن است در عمل مشكلاتي به وجود آورد. بنابراين لازم است براي رفع همه‌گونه شبهه و ابهام، اصلاحاتي در اين زمينه صورت گيرد، البته در بعضي از كشورها به اين موضوع كاملاً توجه شده است. مثلاً در ماده 32 قانون 22 آوريل 1941 كشور ايتاليا عنوان گرديده است هرگاه تا پنچ سال از تاريخ توليد، اثر سينمايي به معرض نمايش و عرضه گذارده نشود، مدت حمايت سي‌سال از تاريخ توليد شروع خواهد شد. به نظر مي‌رسد در حقوق ايران نيز پيش‌بيني راه‌حلي مناسب، كاملاً منطقي باشد و بهتر است تاريخ عرضه اثر ملاك قرار گيرد.

و) خصوصيات اثر عكاسي و مدت حمايت آن
در حقوق ايران برابر قسمت دوم بند يك ماده 16 قانون حمايت حقوق مؤلفان، عكاسي ابداعي در رديف اثر رابطه سينمايي قرار دارد و مدت حمايت از اثر عكاسي همان سي‌سال پيش‌بيني گرديده است. علاوه‌بر اين‌كه قانون‌گذار مي‌بايستي به جاي “تاريخ نشر” در مورد عكاسي “تاريخ عكس‌برداري يا عرضه” را به كار مي‌برد؛ زيرا نشر در مورد عكس مفهوم ندارد، در مورد تاريخ شروع مدت حمايت از اثر عكاسي، همان ايرادي كه براي تاريخ نشر يا عرضه آثار سينمايي عنوان شد، در اين موضوع نيز وجود دارد.
اختلاف نظر در زمينه آثار عكاسي در كنفرانس‌هاي بين‌المللي نيز مورد توجه قرار گرفته است، به طوري كه در كنفرانس بين‌المللي بروكسل سال 1948، ضمن تجديد نظر در مبثاق بين‌المللي برن، راجع به حمايت از آثار ادبي و هنري، الحاق آثار عكاسي به اثرهاي سينمايي مورد قبول قرار گرفت ولي در كنفرانس استكهلم مورخ 14 ژوئيه 1967 بين آثار سينمايي و آثار عكاسي فرق گذاشته شد و به موجب ماده 7 اصلاحي عهدنامه مصوب اين كنفرانس، مدت حمايت از اثرهاي سينمايي 50 سال بعد از مرگ پديدآورندگان در نظر گرفته شد. معذلك كشورهاي عضو اتحاديه مجاز گرديدند كه مدت حمايت تا 50 سال را از تاريخ عرضه اثر به عموم قرار دهند و در بند 4 همان ماده، تعيين مدت حمايت از اثرهاي عكاسي در اختيار كشورهاي متعاهد قرار گرفت، مشروط بر اين‌كه مدت حمايت كمتر از 25 سال در نظر گرفته نشود.130
با توجه به نظرات مختلف ابرازي و توصيه‌هاي بين‌المللي، اثرهاي عكاسي در حقوق ايران در رديف كارهاي هنري قرار گرفته است و در حقوق ايران فعلي قانون‌گذار، اثر عكاسي را به اثرهاي سينمايي ملحق و آن‌ها را در رديف يكديگر قرار داده است.
در حقوق ايران اثر عكاسي غيرابداعي مورد حمايت قانون‌گذار نيست و با اين ترتيب، اگر در اثر سفارش، عكس يا فيلمي تهيه گردد، تكليف و وضع حقوقي نگاتيف عكس يا فيلم مزبور روشن نيست ولي در صورت نبودن قرارداد خاص، عملاً فيلم يا نگاتيف را عكاسان در آرشيو خود نگاه مي‌دارند و صاحب عكس براي تكثير آن ناچار از مراجعه به فيلم‌بردار يا عكاس خواهد بود كه رويه بسياري از كشورها نيز بر همين منوال است. البته اگر قراردادي در بين نباشد، عكاس حق ندارد، بدون رضايت سفارش‌دهنده از روي نگاتيف موجود و بايگاني شده براي هر منظوري نظير چاپ عكس روي جلد نشريه يا مجله و امثال آن اقدام به چاپ عكس كرده و يا براي فروش، آن را عرضه كند كه بيشتر در مورد عكس هنرپيشه‌ها و ورزشكاران و مشاهير موسيقي و هنرمندان يا رجال سرشناس ممكن است مسأله تكثير و عرضه آن مصداق پيدا كند.131
با وجود اين‌كه در بند 14 ماده 2 لايحه تهيه شده دولت، اثر عكاسي تعريف شده است ولي در ماده 3 به بعد لايحه اثر عكاسي صريحاً جزء ‌آثار مورد حمايت به شمار نيامده است و اگر از كلمه “تصوير” مذكور در بند 6 ماده 3 لايحه، اثر عكاسي مفهوم گردد، اين استنباط و يا مفهوم خالي از اشكال و ابهام نيست و در عمل مشكلاتي ايجاد خواهد كرد. بنابراين براي رفع هرگونه شبهه و ترديد، لازم است وضع حقوقي انواع اثر عكاسي و نوع اثر عكاسي مورد حمايت و چگونگي حمايت از آن در لايحه به وضوح مشخص گردد.

گفتار دوم: حقوق معنوي يا اخلاقي پديد آورنده
پديدآورنده اثر فكري نسبت به اثري كه خلق كرده است، علاوه‌بر حقوق مادي و مالي كه مربوط به امتيازات اقتصادي آن است، حقوق معنوي نيز نياز دارد. اين حقوق ارتباطي با حقوق مادي و مالي ندارد؛ بلكه مربوط به شخصيت او است و در واقع اين حقوق حامي و پشتيبان حيثيت و معنويت پديدآورنده اثر ذهني است.
قانون‌گذار ايران بدون اين‌كه حقوق معنوي را تعريف كند در ماده 3 قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان از آن به عنوان حقوق پديدآورنده نام برد و در ماده 4 همين قانون، به بعضي از خصوصيات اين حقوق اشاره كرده است.
در ماده 6 مكرر كنوانسيون برن حقوق معنوي پديدآورنده اثر ذهني را حقوق متعلق به اشتهار و شخصي و شرافت دانسته است. برابر گزارش كلي مربوط به نهمين كنگره حقوق تطبيقي سال 1974، در مورد مالكيت معنوي، بعضي از كشورها از جمله انگلستان و آمريكا بيشتر تمايل بر اين داشتند كه اين حقوق عنوان مالكيت داده شود (copyright) و تفكيك آن به حقوق مالي و معنوي كمتر مورد توجه قرار گرفته بود ولي نظريه غالب اين است كه حقوق مالكيت فكري، به دو حق مادي و معنوي قابل تقسيم است. حقوق مادي يا مالي همان‌طور كه به تفصيل و مكرر مورد بحث قرار گرفته است، حق انحصاري بهره‌برداري مالي و اقتصادي ست كه به طور قابل ملاحظه‌اي شبيه به حق مالكيت اموال و اشياء مادي شناخته شده است؛132 ولي با خصوصياتي كه دارد بايد گفت شكل جديد يا نوع جديدي مالكيت است و مالكيت خلاقيت ناميده مي‌شود.133
كنگره آمريكا در سال 1991، قانون كپي‌رايت را جهت ارائه‌ي حق معنوي به هنرمندان بصري اصلاح كرد، اما حقوق معنوي مشابهي را به نويسندگان ارائه نداد. البته در ايالات متحده آمريكا حقوق قانوني بسياري وجود دارد كه مشابه حق معنوي است.134
در تعريف حقوق معنوي مي‌توان گفت: “حقوق معنوي، رابطه‌اي است حقوقي و شخصيتي، كه به موجب آن پديدآورنده اثر بر مفاد آفرينه ذهني خود سلطه كامل قانوني دارد، هر چند حقوق مادي آن، به شخص ديگري واگذار شده باشد.”.
حقوق‌دانان برجسته و معروف، اين حق را همانند حق مربوط به شخصيت معرفي كرده‌اند135 و عده‌اي نيز حق معنوي پديدآورنده اثر رابطه يكي از مصاديق حقوق مربوط به شخصي دانسته‌اند.136
كنفرانس بين‌المللي رم در سال 1928 براي نخستين بار حقوق معنوي را در مورد شناسايي قرارداد و به دولت‌هاي عضو اتحاديه برن توصيه كرد تا قوانين مربوط به حق مالكيت فكري را در زمينه حقوق معنوي آن تكميل نمايند.137
در حقوق ايران مفاد 3 و 4 قانون حمايت حقوق مؤلفان و … مصوب 1348 صريحاً و ماده يك قانون ترجمه و … مصوب 1352 به طور ضمني از حقوق معنوي پديدآورندگان آثا فكري و مترجم نام برده‌اند ولي در هيچ يك از مواد قوانين مذكور، نه از حقوق معنوي تعريف شده و نه به طور كامل و دقيق مشخص گرديده است كه حقوق معنوي به چه حقوقي اطلاق مي‌گردد.
قانون كپي‌رايت كانادا “حقوق معنوي” را نيز مورد حمايت قرار داده است. حقوق معنوي شامل حق مؤلف به ياد شدن-با نام واقعي يا مستعار- در كنار اثر و حق ناشناخته ماندن و نيز حق حفظ اصالت اثر ( كه عبارت است از حق ممانعت از تحريف، تغيير، و يا ايجاد نقصان در اثر به گونه‌اي كه به زبان آبرو و شهرت مؤلف باشد و نيز ممانعت از استفاده اثر در اتباط با محصولات، خدمات، اهداف و يا مؤسسات خاص) مي گردد. حقوق معنوي حتي پس از فروش يا واگذاري اثر يا كپي‌رايت آن، نزد مؤلف اثر محفوظ مي‌ماند. مدت زمان تداوم اين حقوق به اندازه‌ي ديگر امتيازهاي اثر مفروض است.
حقوق معنوي در كانادا قابل انتقال نيست، اما مؤلف مي‌تواند به طور كامل يا جزئي از اين حقوق چشم‌پوشي نمايد. صرف واگذاري يا صدور مجوز گپي‌رايت يك اثر به خودي خود به مفهوم چشم‌پوشي از حقوق معنوي نيست. بنابراين ناشران در صورت امكان در همه‌ي موارد واگذاري يا انتقال امتياز كپي‌رايت، به صورت كتبي چشم‌پوشي مؤلف از حقوق معنوي اثر را نيز خواستارند.138
با استفاده از منابع الهام‌بخش قانون ايران و ميثاق‌هاي بين‌المللي، خصوصاً ميثاق برن، مي‌تواند در سيستم حقوقي ايران، اقسام حقوق معنوي و خصوصيات آن را در دو قسمت جداگانه، به شرح زير مورد بررسي قرار داد:
الف- اقسام حقوق معنوي. ب- خصوصيات حقوق معنوي

الف) اقسام حقوق معنوي
حقوق معنوي پديدآورنده اثر ذهني را مي‌توان به حق انتشار، حق حرمت اثر، حرمت نام و عنوان پديدآورنده، حق عدول و استرداد آفرينه فكري تقسيم كرد.
1- حق انتشار يا عدم انتشار اثر
يكي از برجسته‌ترين مصداق حق معنوي پديدآورنده اثر، اختيار نشر يا عدم نشر آن است. خالق اثر فكري، تنها كسي است كه مي‌تواند درباره انتشار يا عدم انتشار اثري را كه خلق كرده است تصميم بگيرد و در واقع حق انتشار، مقدمه و شرط اصلي حقوق ديگر مؤلف، خصوصاً حق بهره‌برداري مالي و اقتصادي از اثر وي به شمار مي‌آيد. تمايل به ابراز يا بيان انديشه و افكار دروني و تبديل آن از حالت ذهنيت به اثر و شناساندن آن به ديگران يكي از حقوق مسلم خصوصي و شخصي هر انسان است و نمي‌توان آن را مجبور به انتشار كرد. يعني اجبار وي به نشر اثر ذهني تجاوز به شخصيت و آزادي فردي تعلق مي‌گردد.139 به عبارت ديگر حق نشر و شناساندن اثر فكري حق شخصي، انحصاري و بدون قيد و شرط پديدآورنده اثر محسوب مي‌گردد ولي مي‌تواند اجازه دهد ديگران، اثر فكري وي را منتشر و اثرش در يك اثر تركيبي يا جمعي استفاده كنند و اگر حق انتشار را پديدآورنده اثر به موجب قراردادي به ديگران واگذار كند يا اجازه دهد اثر وي در آثار تركيبي مورد استفاده قرار گيرد، آيا مي‌تواند قرارداد را بدون هيچ علت قانوني فسخ كند و خود را پايبند به قرارداد نداند؟ و آيا در اين مرحله نيز اجبار وي، در صورت امتناع و ممانعت، تجاوز به شخصيت پديدآورنده اثر تلقي مي‌گردد؟
در حقوق ايران ضابطه و نص خاصي در اين زمينه نمي‌توان يافت در نتيجه با توجه به اصول كلي خشك و طبق قواعد عمومي قراردادها و اصل لزوم مذكور در ماده 219 قانون مدني به نظر مي‌رسد اجبار پديدآورنده اثر به انجام تعهد و الزام وي از طريق مراجع قضايي امكان‌پذير خواهد بود مگر آن‌كه معتقد گرديم كه قرارداد مزبور از حكم كلي معاملات خروج موضوعي دارد و مشابه يا همانند قرارداد كار يا قراردادهاي استخدامي قابل فسخ و امثال آن، خواهد بود.
فصل چهارم از قانون كپي‌رايت انگلستان به حقوق معنوي اختصاص يافته است. در ماده 77 و 85 از اين قانون به بحث اشاره شده است. بر اساس ماده 77 مؤلف يا كارگردان حق دارد تا به عنوان مولف يا كارگردان اثر خويش شناخته شود و بر اساس ماده 85، حق استفاده خصوصي از برخي عكس‌ها و فيلم‌ها به كسي داده شده است كه سفارش عكس يا فيلمي را مي دهد، بر اين مبنا فرد حق دارد نسبت به اثر اعمال زير را جلوگيري نمايد:
الف) عرضه‌ي نسخه اثر به عموم
ب) نمايش اثر به عموم
ج) پخش راديويي يا تلويزيوني يا گنجانده شدن اثر در سرويس برنامه‌ي كابلي

2- ممنوعيت تحريف اثر
تحريف و تغيير اثر فكري كسي بدون رضايت وي ممنوع است. ممنوعيت تحريف اثر فكري از جمله حقوق معنوي حق مالكيت فكري است و اين حق نيز از ارتباط و وابستگي بين اثر فكري و شخصيت پديدآورنده آن، نشئت مي‌گيرد و به منظور حفظ اعتبار و حيثيت صاحب اثر، در قوانين كشورها مقرراتي پيش‌بيني گرديده و براي مؤلف قدرت قانوني به وجود آمده است تا بتواند از تحريف و تغيير اثر فكري خود جلوگيري كند؛ زيرا هدف وي آگاه ساختن عموم از اصل انديشه و فكر خود به همان نحوي است كه انتخاب كرده

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مدت استفاده، حقوق فرانسه، حقوق مرتبط Next Entries پایان نامه با کلید واژگان کودک و نوجوان، ناخودآگاه، کودکان و نوجوانان