منابع مقاله درمورد حقوق و دستمزد، پردازش اطلاعات، حسابداران

دانلود پایان نامه ارشد

دارد. به طور كلي سيستم حسابداري از دو سيستم فرعي حسابداري مالي و حسابداري مديريت ، تشكيل شده است، كه هريك ازآنها نيز به سيستمهاي فرعي و متفاوتي تفكيك مي شوند از جمله سيستمهاي فرعي حسابداري مالي سيستمهاي حقوق و دستمزد ، فروش ، خريد ، دريافتها و پرداختها و از سيستمهاي حقوق و دستمزد فروش ، خريد ، دريافتها و پرداختها و از سيستمهاي فرعي حساباري مديريت سيستمهاي قيمت تمام شده بودجه و حسابداري انبارها را ميتوان نام برد. سيستم حسابداري يك سيستم اداره است از لحاظ ضوابط و اصولي كه متفكران در طبقه بندي سيستمها بكار برده اند چنين نتيجه گيري ميشود كه:
1- سيستم حسابداري يك سيستم ساخته بشراست .
2- سيستم حسابداري يك سيستم باز است وبا محيط پيرامون خود داد و ستد دارد .
3- هرسيستم حسابداري از دو عامل انسان و ابزار تشكيل شده است اما عامل انساني درآن مسلط است .
4- سيستم حسابداري داراي هدف مشخصي وطبقه بندي شده است .
5- سيستم حسابداري توسط انسان اداره هدايت و كنترل مي شود وقواعد معيني برآن حاكم است.
6- سيستم حسابداري سيستمي است كه ورودي آن رويدادهاي مالي و خروجي آن گزارشات مالي وصنعتي مي باشد كه پس از پردازش اطلاعات (شامل اندازه گيري و ثبت و طبقه بندي و تلخيص ) ايجاد مي شوند.
7- سيستم حسابداري داراي اجزاء كاركنان ، روشها ، فرمهاي حسابداري و وسايل و تجهيزات مي باشد ( عليمدد ،1385 ؛42 )1.
سيستم حسابداري معمولا ، به صورت كلي به سيستم حسابداري مالي وسيستم حسابداري مديريت تقسيم مي شود. اين تقسيم بندي دوگانه مبتني بر ماهيت گزارشهاي تهيه شده سرمايه گذاران ، اعتبار دهندگان ، مقامات مالياتي و ديگران را تهيه مي كند . البته اين گزارشها و اطلاعات مندرج درآن مانند سود خالص سود هرسهم و نسبتهاي گزارشهاي حسابداري مالي بدواً براي انجام الزامات وتامين نيازهاي اطلاعاتي برون سازماني تهيه مي شود. گزارشهاي حسابداري مديريت براي نيازهاي اطلاعاتي مديران ومسئولان درون سازمان طرح ريزي شده است . به طور دقيق تر اين گزارشها براي مسائلي خاص ،‌ تصميماتي معين با وضعتيهاي ويژه اطلاعات لازم را تامين مي كند نظربه اينكه تعداد استفاده كنندگان گزارشهاي حسابداري مديريت زياد نيست لذا اين گزارشها مي تواند در مقايسه باگزارشهاي مالي از جامعيت كمتري برخوردار باشد، و به تناسب نيازهاي استفاده كنندگان ، طرحريزي شود.
ويژگي ديگر گزارشهاي حسابداري مديريت تفصيلي بودن آن در مقايسه با گزارشهاي مالي است.
در گزارشهاي داخلي ،‌جزييات قيمت تمام شده براي هريك از محصولات توليدي محاسبه مي شود درحاليكه درگزارشهاي مالي برون سازماني175 ،بهاي تمام شده كليه محصولات توليد شده رامي توان يكجا گزارش كرد.
ويژگي سوم گزارشهاي حسابداري مديريت تعدد دفعات تهيه آن در يك دوره مالي است بسياري از گزارشهاي داخلي176 ماهيانه هفتگي يا حتي روزانه تهيه مي شود مثلا حسابداران مديريت ممكن است گزارشهاي هفتگي براي بهاي تمام شده محصولات توليدي يا گزارشهاي روزانه براي دريافتها و پرداختهاي نقدي تهيه نمايند( شباهنگ،1381؛45 )177.
سيستم حسابداري مديريت برخلاف سيستم حسابداري مالي كه در شركتها براي استقرار و استفاده از اطلاعات آن روشها واسلوبهاي به نسبت يكسان و همانندي وجود دارد به شرايط و زمينه هايي مربوط است مانند : ميزان آگاهي و اعتقاد مديران موسسات نسبت به استفاده از اطلاعات درست در تصميمگيري و برنامه ريزي كنترل و دانش نظري و تخصصي مسئولان مالي در جهت استفاده از سيستم حسابداري مديريت وميزان اجبار و الزام به استقرار سيستم يادشده به منظور پاسخگويي به استفاده كنندگان مربوطه بستگي دارد وبرحسب اينكه كداميك از اين شرايط يا زمينه ها دراستقرار سيستم نامبرده نقش داشته باشند ، سيستمهايي باهدفهاي متفاوت ايجاد ميشوند . چنانكه مي توان از طيفي از چگونگي هاي استفاده ازسيستمهاي حسابداري مديريت ياد كرد كه دريك سمت آن موسساتي برخوردار از سيستمهاي مناسب اطلاعات حسابداري مديريت قرار دارد كه مديران آنها به درستي از نتايج آن سيستمها استفاده ميكنند و درسمت ديگر مي توان از موسسه هايي نام برد كه قادر به تهيه حداقل اطلاعات مورد نياز تصميم گيران نيستند .
ارتباط سيستم حسابداري مديريت با ساير سيستمها
حيطه اطلاعات يك سيستم حسابداري مديريت ، حاصل عملكرد كليه فعاليتهاي مختلف يك شركت رادربر ميگيرد با توجه به اينكه سيستمهاي مختلفي نيز دريك واحد اقتصادي در جمع آوري گزارشگري اطلاعات فعاليتها مشاركت دارند درك صحيح از نقش و چگونگي ارتباطات آنان با سيستم حسابداري مديريت نقش مهمي دراستقرار مناسب آن دارد .دريك طبقه بندي كلي مي توان سيستمهاي يك موسسه اقتصادي را از لحاظ كاربرد آنها به عنوان يك ابزاري براي كنترل در دست مديران به دوگروه سيستمهاي عملياتي و سيستمهاي كنترل مديريت ، تفكيك كرد اطلاع از كاربرد هريك از اين دوگروه ، به تبيين چگونگي ارتباط ساير سيستمها باحسابداري مديريت كمك خواهد داد.
سيستمهاي عملياتي سيستمهايي هستند كه كاركردآنها بخش معيني از فعاليتهاي يك شركت را پوشش مي دهد (نظيرسيستم كنترل توليد كه تنها فعاليت توليد را دربرميگيرد ) اطلاعات و گزارشهايي كه اين سيستمها ارائه مي دهند عمدتا تفصيلي است . ازاين رو دروهله اول مورد استفاده مسئولان و مديران اجرايي مرتبط با آن فعاليت ها قرار مي گيرد. جمع آوري اطلاعات پايه اي و اوليه عموما برعهده اين گروه از سيستمهاست كه در اغلب موارد جنبه مقداري (غيرريالي ) دارد . در ضمن دوره پردازش وگزارشگري اين سيستمها پيشتر روزانه يا هفتگي و تصميم گيري براساس آنها نيز غالبا روزانه يا حداكثر هفتگي است .
سيستمهاي كنترل مديريت سيستمهايي است كه حيطه گزارشگري آنها مجموعه فعاليتهاي مرتبط با يك واحد اقتصادي را دربر ميگيرد. گزارشهاي اين سيستمها به پيروي از تعدد و تنوع فعاليتها جمع بندي و حاصل عمليات فعاليتهاي مختلف را منعكس مي كند. از اين رو گزارشهاي اين سيستم مورد استفاده مديران عالي ويا مديراني است كه تصميمهاي تاكتيكي اتخاذ مي كند (نظير سيستم كنترل بودجه اي كه گزارشهاي آن اطلاعات عمليات خريد توليد ، فروش و…. را در چهارچوب سود و زيان يا مغايرت از برنامه ها به مديريت ارائه مي كند.) ازجمله اختصاصات اصلي سيستمهاي كنترل مديريت گزارشگري نتايج فعاليتهاي مختلف كه معيار سنجش متفاوت دارند در قالب معيار واحد يعني ريال است.
درخور يادآوري است كه دربيشتر فعاليتها جمع آوري اطلاعات پايه اي واوليه بر عهده سيستمهاي كنترل مديريت نيست واين گروه ازاطلاعات مورد نياز سيستم از نتايج اطلاعاتي سيستمهاي عملياتي استخراج ميشود مورد استفاده قرار مي گيرد. ازاين رو استقرار سيستمهاي كنترل مديريت وابستگي كامل به استقرار سيستمهاي عملياتي مرتبط دارند بدين ترتيب مي توان گفت اين امر موجب مي گردد كه ارتباطات سيستمهاي كنترل مديريت با سيستمهاي عملياتي فراگير وجامع باشد ، نه محدود به ارتباط در چندسرفصل مشترك. بدين معني كه سيستمهاي كنترل مديريت از قالب اطلاعات سيستمهاي عملياتي اعم از اطلاعات پايه اي و اوليه واطلاعات خلاصه شده براي انجام محاسبات وگزارشگري استفاده ميكند شكل زير ارتباط سيستمهاي عملياتي با سيستمهاي كنترل مديريت (مثلا حسابداري مديريت) را نشان مي دهد (جوادي ،1383؛23 )1.

سيستم هاي كنترل مديريت سيستم هاي عملياتي

شكل 13 – 2 ارتباط سيستمهاي عملياتي با سيستمهاي كنترل مديريت (مثلا حسابداري مديريت)

سيستم حسابداري مديريت ونقش آن درتصميم گيري مديران
روند تصميم گيري در مديريت
کليه مراحلي را که تصميم گيري بايد طي نمايد تا آماده اجراء گردد اصطلاحات روند تصميم گيري مينامند که شامل دو مرحله، عمل تصميم گيري و مراحل تصميم گيري است که به شرح زير توضيح داده ميشوند:
عمل تصميم گيري
يکي از وظايف اصلي مديران سطوح بالاي سازمان اتخاذ تصميم نمودن مي باشد. اين وظيفه اگرچه بسيار خطير ولي به طور قطع و يقين همانگونه که اشاره شد در انحصار مديران سطح بالاي سازمان نيست زيرا مديران در ساير سطوح سازماني براي حصول به اهداف شغلي به اتخاذ تصميم هايي اقدام ميکنند که با توجه به درجات شغلي و سطوح سازماني مديران و اهميت موضوع داراي تفاوت هاي ماهوي با تصميمگيري هاي مديران سطوح بالاي سازمان مي باشد.
به گفته هربرت سايمون178 مدير بودن يعني تصميم گرفتن و تصميم گيري عبارت مي باشد از انتخاب يک مورد از بين موارد متعدد امکاناتي که براي انتخاب کردن وجود دارد. تصميم گيري عامل محرک و موتور مولد سازمان و نقطه اوج فعاليت هاي مديريت و بيانگر قطع کامل جريان تفکر ، انديشه ، مذاکره و مشاوره در مورد موضوع و يا موضوع هاي متعددي که در انتظار رسيدن به مرحله اتخاذ تصميم هاي مناسب و مطلوب هستند ، مي باشد. ( شاكل179،1967؛3 )
فکر تصميمگيري به محض ورود به مرحله جريان تصميم گيري فعاليت هاي اجرائي را از گذشته اي نزديک وارد آينده اي مي سازد که عمل انتخاب نهائي و اجرائي انجام شده و تصميم گيري به صورت آگاهانه با قصد رسيدن به يک هدف نيز صورت گرفته است. از شروع اين برهه زماني سه طرز تفکر در تصميم گيري به شرح زير قابل ملاحظه مي باشند:
– تصميم گيري عبارت مي باشد از انتخاب کردن
– تصميم گيري اشاره بر يک جريان فکري دارد
– تصميم گيري داراي هدف مي باشد ( ماسيك،1964؛35 ) 180.
تصميم گيري از يک طرف خاتمه يک جريان فکري و مشورتي براي رسيدن به هدف مورد نظر ميباشد و از طرف ديگر با حصول به هدف، خود نقطه آغازي براي يک سلسله بررسي ها و تحقيقاتي ميشود که تصميم گيري هاي جديد را پايه گذاري ميکند و اصطلاح تصميم گيري براي تصميم گيري که توسط دو نفر از محققين به نام هاي ميلر و استار به کار برده شده است روشنگر اين امر مي باشد.(ميلر و استار،1976؛ 37-36 ) 181
تصميم گيري عملي است مسئوليت آور و همه کارکنان سازمان به خصوص مديران طراز اول که بيشترين بار سنگين آنر را بر دوش دارند همواره سعي مي کنند به گونه اي از تصميم گيري شانه خالي نمايند و اصولاً مردم تا مجبور نشده اند اقدام به تصميم گيري نمىنمايند.(ريچارد،1968؛111- 109) 182.
تصميم گيري فرايندي است که يک سري فعاليت هاي مرتبط و به هم پيوسته را دربرمىگيرد. مدير تصميم گيرنده نه تنها با ماهيت تصميم بلکه با هر چه که به آن مربوط مي شود و از آن منتج مي گردد درگير مي باشد.
چستر بارنارد در کتاب وظايف مديران به گونه اي صريح و روشن و با طنزي خاص علل کوشش مديران در اجتناب از تصميم گيري فرد اعم از کارمند و يا مدير مي شود. او درباره مديراني که عليرغم مسئوليت براي تصميم گيري از اتخاذ آن فرار مىکنند با لحن طنزآميزي مي گويد که هنر تصميم گيري به صورت ناب و خالص براي مديران عبارت از اين مي باشد که اصولاً تصميمي نگيرند و يا حداقل تصميماتي وجود دارند به اتخاذ تصميم مبادرت نکنند. چستر بارنارد همچنين عقيده دارد که هنر تصميم گيري به صورتي دقيق و ظريف براي کادرهاي مديريت و يا رهبري سازمان عبارت از اين ميباشد که قبل از زمان و موقع مناسب تصميم گيري ننمايند، تصميم هاي قابل تحقق اتخاذ کنند و راجع به مسائلي که لزومي براي تصميم گيري ندارند سکوت اختيار نمايند.
مديران باهوش اصولاً به تصميم گيري هاي زياد اقدام نمي نمايند بلکه وقت و انرژي خود را براي توجه و رسيدگي به مشکلات سازمان اختصاص مي دهند. اين گروه از مديران چنانچه مجبور به تصميم گيري شوند فقط در بالاترين سطح فني و يا ا داري به اتخاذ تصميم مبادرت مي ورزند. به اعتقاد آنها عادت به پيگيري همزمان بسياري از عوامل و متغيرهاي تصميم گيري انعکاس يک فکر مغشوش و آشفته مي باشد که بايد حتي الامکان از آن اجتناب نمود.
مديران توانا و کاردان مي دانند که چه زماني چه تصميمي و براي چه موردي بايد اتخاذ شود و يا اينکه چگونه وفق شيوه اي عملي و مناسب موقعيت ها و نيازها به اين امر اهتمام ورزند. آنها به اين مهم آگاهي کامل دارند که به اجراء درآوردن

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد حسابداران، انتقال اطلاعات، پردازش اطلاعات Next Entries منابع مقاله درمورد حسابداران، عدم تمرکز، اعداد و ارقام