منابع مقاله درمورد جامعه ایرانی، حافظه کاری، محافظه کاری، معماری ایران

دانلود پایان نامه ارشد

قدیمی برای نیاز های امروز بدون داشتن دید انتقادی نسبت به آنها و بی توجه به الزاماتی که تحول پدید می آورد به آنجا می انجامد که هر تازه ای را بی هویت بنامیم.معماری و هنرهای دیگر ایرانی تداوم چشمگیری داشته اند که به محافظه کاری تعبیر شده است.تعالی هنر ایرانی را در این تداوم و محافظه کاری دانسته اند که بدون تردید روی خط پیشرفت،نفوذهای خارجی و نوآوری ها را آزموده و اگر در جهت تعالی بوده گرفته،وگرنه آنها را کنار گذاشته است.امروزه آنچه می توان و باید به آن پرداخت،نه معماری سنتی که سنن معماری است،سنت هایی که در نتیجه پیشرفت علم و تکنولوژی و تغییر اهداف کمتر تغییر می کنند، بیشتر جهانی اندوتحت تأثیر آب و هوا و اقلیم و فرهنگ های خاص نمود های خاصی می یابند.هنرمند معمار باید به معماری روحی تازه ببخشد،بدان معنا که در طرحش به جوهر معماری بپردازد.مردمی که از نردبان سنت به بام تعالی خویش رسیده باشند هویتی خاص دارند.باید میان هویت بومی و جهانی پیوندی برقرار کرد که از هر جهت معقول باشد.
هویت بحرانی و ناپایدار مربوط به شرایطی است که هر یک از شرایط پایدار از بین برود در این شرایط
• تعرف روشن وجود ندارد
• ارزشها گم شده و نا مفهوم هستند
• ارتباط بین تعاریف و ارزشها وجود ندارد و ریشه یابی و ارزش یابی در آنها دیده نمیشود .
در چنین شرایطی آزادی بی حد و مرز در همه جا به چشم میخورد .مردم در مراجعه به معمار نمیدانند چه میخواهند و همین سبب میشود که نوعی ارزشهای زود گذر جای هنجار ها و ارزشهای فرهنگی را بگیرند .
بحران میتواند آگاهامه یا ناآگاهانه باشد .بحران ناآگاهانه مربوط به وضعیتی است که جامعه از این شرایط ناراضی نیست و آن را یک وضعیت عادی می انگارد .اما بدتراز آن هنگامی اتفاق میافتد که کارشناس معماری هم نا آگاهانه به این بحران دامن بزند .در این شرایط به تعذاذ کارشناسان توصیف ها و توصیه های مربوط به معماری و مسیر تعالی آن وجود دارد .این بحران را می توان بحران مضاعف نامید که اطلاح آن بسیار دشوار است .در برابر آن بحران آگاهانه مربوط به شرایطی است که جامعه از شرایط موجود راضی نیست و در تکاپوی دست یابی به یک مبنای فراگیر و قابل قبول است در این شرایط تعدد توصیف ها و توصیه ها برای رسیدن به یک حالت بهتر کمتر است و تحلیل ها قابل قبول ترند .
2-2-8- ترمینولوژی بحران هویت
اما اتفاقی که بیش از صد سال پیش برای نو کردن هویت ایران آغاز شده است نه تنها به انجام نرسیده است بلکه گویی به یک کلاف سر درگم برای جامعه ایرانی تبدیل شده است از یک سو سودای مدرن شدن یک جامعه سنتی و پیشرفتهایی که همراه دارد از دیگر سو هراس از آنچه که بعد از بریدن از آنچه که سالیان دراز پدرانمام برایمان به میراث گذاشته اند و ترس از بیگانه شدن با خود خویشتنمان موجب شده است تا در یک کشاکش درونی و فرسایشی این سالیان را بر سر دوراهی بگذرانیم این در حالی است که کشور هایی که معاصر با ما همین فرآیند را آغاز کردند با استفاده از مدل های درست فرهنگی و وبا استفاده از نقشه راه مناسب با شرایط زمانه و زمینه خود و با گذراندن آنچه که وارد فرهنگ میهنشان کرده اند از صافی فرهنگ و خرد ،سره را از نا سره باز شناخته و آنچه در صلح با هویت جمعی جامعه بود را حفظ کردند .
اما در ایران این خرد انتخاب گر یا وجود نداشت یا دچار تند روی ها و کند روی هایی میشد و یا بیمار بود و شامه ی قوی برای تمییز حق از باطل نداشت هر گاه هم که از سلامت برخوردار بود در اقلیت قرار داشت و بیشتر زمان خود را برای حل منازعات میان گروه های مختلف صرف کرد که این خود موجب اختلاط این دو و در نهایت خطای در انتخاب مسیر برای جامعه ایرانی شده است به نظر میرسد نیاز یک راه حل ایرانی که انعطاف لازم را برای ایجاد فضایی دیالکتیک با دیگر فرهنگها را داشته باشد و نه آنقدر عبوس باشد که هیچ تعامل و کنش و واکنشی را بر نتابد و نه آنقدر بی شکل و بی استخوان بندی که هر شکلی را به خود بگیرد احساس میشود .
در حقیقت در بطن این جدال فرسایشی میان گذشته و آینده آفتی نهفته است که جامعه امروز ایرانی از آن غفلت کرده است و آن مفهومی تحت عنوان اکنونیت است .جامعه سعی دارد هویت خود را یا از آینده و یا از گذشته خود وام بگیرد این در حالی است که مفهومی مانند هویت استقراضی نیست بلکه باید در مختصات هر زمانه و زمینه بنا شود و به گذشته ضمیمه و در امتداد آن باشد و سنگ بنایی مناسب برای آینده شکل دهد .
2-3- سنت
پیش از آنکه سخن را در باب آچه که موضوع این نوشتار است به پیش ببریم لازم است با نگاهی نقادانه و ظریف چند نکته را از پیش نظر بگذرانیم .برای آنکه در دنیای معاصر دست به تعریفی با ویژگی های حد وسطی بزنیم تا راهگشایی برای برون رفت از هزار توی شناختی پیش رو باشد و برای اینکه از بحرانی که در پاسخ به چیستیها و چرایی ها برای بشر امروز وبه ویژه کشوری با سابقه فرهنگی دیرینه چون ایران عزیزمان پیش آمده بتوان دست یازید لازم است تا نگاهی دقیق تر بجریان های موجود در جامعه داشت که دردوران زیست خود گاه با قوت وگاه با ضعف ادامه حیات داده اند و در ایجاد گزینه های پیش روی جامعه نقشی موثر ایفا کرده اند .
شاید اهمیت جریان سنت گرای ایران از این رو است که یکی از جدی ترین و استخوان دار ترین جریان های یک صده اخیر است که با نظم فکری مناسب و ساختاری محکم در جامعه روشن فکر ایرانی پا به عرصه وجود نهاد و نقشی موثر در زایش وبارش فکری جامعه روشنفکر ایران داشت .اگر چه همزمان با این جنبش شاید بتوان آثاری از توجه به گذشته را در جاهای گوناگون دنیا جست اما تمام این جنبش ها آلوده به تکرار گذشته وتقلید هستند و تماما اسیر شکل و کالبد هستند چنان که در برشهایی از تاریخ معماری صد یال اخیر معماران دست به مشق معماری یونان یا رم یا ایران باستان زدند اما از مهمترین ویژگی های این جریان توجه به گذشته نه به مفهوم تاریخ گرایی و نه به منظور تکرار مو به مو است که همین ویژگی موجب تمایز این جریان از جریان های هم عصر خود میشود .آنجا اهمیت سنت گرایان دوچندان میشود که در واقع تولد خود را در مقابل جریان مدرن قرار میدهند و از رفتار انفعالی در برابر جریان مدرن که می توان گفت قدرتمند ترین جریان یک صده گذشته است پرهیز میکنند و دست به تعریف و تبیین مفاهیمی میزنند گه ادبیات جنبش فکری مدرن را به چالش های اساسی میکشاند اهمیت چنین کارزار فکری آنجا رخ مینماید که جامعه ای کاملا یونیزه و یک سویه را به سمت ایجاد یک قطبیت و دوالیتی سوق میدهد چنان که عرصه محک خوردن مبانی نظری مکتب مدرن فراهم گردد .
برای آنکه با تکیه بر مفهوم اکنونیت فلسفی دست به تعریف رویکردی نو وکار آمد در معماری ایران بزنیم که مهمترین مختصات آن باز بن افکندن نظم های موجود در معماری این سرزمین به معنی کشف نظم ها و الگو هایی که ذاتی معماری ایرانی هستند و به کار گیری آنها در کالبدی نو محتاج به بررسی آن دسته از متفکرین هستیم که خود را وام دار گذشته میدانند .در واقع اینان آن دسته از متفکرین هستند که در برابر مدرن ها که نو بنیان بودند میلشان به بنیانگرایی بود . اهمیت بررسی این نوع نگاه آنجا معلوم میشود که در مطالعه توجه کم نظیر مکتب مدرن به کالبد و تعاریفی کع عموما در حیطه معماری جز تعاریف کالبدی محصوب میشوند را مورد پرسش قرار میدهند و به چالش میکشند و از دیگر سو پاسخ را در نگاهی آنجهانی به مسئله زیست آدمی میابند و برخوردی مفهومی با مسائل میکنند .
در فصل پیش رو با توجه به مولف و مولد بودن این جریان فکری و تاثیر گذاری آنها بر جامعه روشنفکری ایران تلاشی موجز در مطالعه منش فکری و در نهایت در ما به ازای معماری آنها صورت گرفته است که می تواند در ایجاد دیدی عمیق تر به جریان های حاضر موثر باشد .
هر گاه در دنیای متجدد و مدرن امروز واژه سنت به ذهن متبادر می شود وبر کلام جاری می گردد ذهن مخاطب با توجه به بستر و فضای ذهنی که پیش از این نسبت به آن دارد غالبا به دو سو هدایت میشود که در واقع دو سر یک طیف هستند اول آنکه آن را با پایبندی به ساختار های کهن ودست وپا گیر گذشته که فاقد هر گونه انعطاف و تعامل پذیری هستند برابر میکند و یکی میگیرد ودر حالت رادیکال آن حتی امکان دارد سنت برابر با واژگانی مانند تحجر وعقب افتادگی وواپسگرایی تلقی شود سنت در نظر مدرن ها معمولاً به صورتی کاریکاتوریزه و امری یک دست پنداشته شده. مثلاً در جامعه شناسی (به عنوان یکی از مهمترین محصولات تجدد) پیش فرض و تصوری غلبه دارد که حتی جامعه شناسان را از پرداختن به سنت منع می کند. بدین نحو که سنت را معادل خامی ، دوران بیماری ها ، استبداد های سیاسی و اسارت انسان در بند عقاید خرافی می دانند. این انگاره را می توان به وضوح در بسیاری از سنخ شناسی های جامعه شناسان -مخصوصاً- کلاسیک دید.از گزلشافت/ گماینشافت تونیس بگیرید تا جامعۀ مکانیکی/ ارگانیکی دورکیم و جامعۀ سنتی/ عقلانی وبراین محدود به کلاسیک ها نمی شود .(بر نگارنده پوشیده نیست که این انگاشت از مفهومی چون سنت که پس آن حتی تعابیری آسمانی است برداشتی سطحی و ساده انگارانه است، نباید فراموشکرد که واژه سنت گاه پسوند الهی را همراه با خود دارد که نشان از این دارد که سنتهایی هستند که براحتی نمی توان از معنای در بطن آن گذشت. )اما حالت دوم که امکان دارد در مواجه با واژه سنت در فضای ذهنی ایجاد شود و در سر دیگر میز گفتمان قرار دارد نگاهی مثبت به سنت است که آن را شاه کلید حل مشکلات و مسائل امروز دنیا میداند و تمامی مشکلات زندگی مدرن امروز را زاییده جدایی از روح سنت گذشتگان میداند و ماحصل این بی توجهی را رویا رویی با مشکلاتی میداند که بشر امروز با بی توجهی به سنتی که پیش از این در جامعه جاری بوده است مسبب آن شده است .برای آنکه درک درستی از موضوع پژوهش داشته باشیم و از دام و دانه های راه آگاه شویم نیازمند شناختی درست و همه جانبه از موضوع و مفهوم سنت هستیم تا گرفتار تند روی ها و کند روی های محتمل بر سر راه نشویم .به همین واسطه ابتدا سعی در نزدیک شدن به معانی گوناگون واژه سنت و پس از آن تحلیل های موجود پیرامون آن میکنیم و در نهایت تلاشی برای رسیدن به درکی درست از آن مفهومی که در بطن آن پنهان است انجام میشود .
2-3-1- تعاریف
همیشه در پیرامون ما از واژه سنت به کرات استفاده میشود و همیشه سعی به نوعی اکتشاف در خصوص ریشه های سنتها در جریان است اما برای فهم ذات سنت به عنوان بخشی از فرهنگ فعال در یک جامعه انگونه که باید سعی و جهدی رخ نداده است و حتی گاه احساس میشود اهمیت ان مورد غفلت واقع شده است برای فتح باب پیرامون موضوع سنت ابتدا به آنچه که در لغتنامه ها برابر این واژه نوشته شده است می پردازیم و پس از آن به تعاریفی که از این واژه ارایه شده است نظری می افکنیم و پس از آن تحلیل های موجود را پیرامون مقوله سنت گرایی بررسی میکنیم .
آنچه که در ذیل واژه سنت در لغت نامه دهخدا نوشته شده است چنین است :
سنت . [ س ُن ْ ن َ ] (ع اِ) راه و روش . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). طریقه . قانون . روش . (منتهی الارب ). آیین . رسم . نهاد. ج ،سنن (دهخدا ، 1363)
اما در فرهنگ معین ذیل واژه سنت این گونه میخوانیم :
(سُ نَّ) [ ع . سنة ] (اِ.) 1 – راه ، روش ، سیرت . 2 – آن چه که پیامبر و صحابه به آن عمل کرده باشند. (معین ، 1378)
و برابر این واژه در فرهنگ عمید اینگونه ذکر شده است :
۱. روش؛ طریقه.۲. سیرت؛ سرشت؛ طبیعت.۳. شریعت.۴. (فقه) قول و فعل و تقریر پیغمبر اسلام؛ آنچه پیغمبر و صحابه بر آن عمل کرده باشند.۵. نماز نافله. ( عمید ، 1363)
سنّت یا تراداد در لغت به معنای روش و شیوه است )شب خیز، 1392). تراداد گرته برداری از واژه ی tradition می باشد که از واژه لاتین tradere مشتق شده است. این واژه از دو جز Trans و dare ساخته شده و به معنی تحویل دادن می باشد  (حیدیری ملایری ، بی تا ) تراداد نیز از پیشوند ترا و فعل دادن تشکیل شده است و به معنی آن چیزی است که از پیشینیان به تحویل داده شده است .
سنت عبارت

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد هویت فرهنگی، سیاست فرهنگی، خود و دیگری، اختلالات شخصیت Next Entries منابع مقاله درمورد مدرنیزاسیون، عرفان اسلامی، کوماراسوامی، مابعدالطبیعه