منابع مقاله درمورد جامعه آرمانی، آرمان شهر، بنیادگرایی، مدینه فاضله

دانلود پایان نامه ارشد

سده به عنون عقیده‌ای جزمی در دینی دروغین، مورد پرستش واقع شد (نصر ، 1379 : 242)
همین توهم پیشرفت موجب شده است که انسان عصر جدید به زیاده خواهی و سیطره خود بر طبیعت ادامه دهد و بر خلاف سنت دینی که انسان خود را مجاز به نابودی و تخریب طبیعت نمی‌دید، به تخریب محیط زندگی و محیط زیست خود بپردازد.
از دیدگاه دکتر نصر این تلقی فرودین از معنای پیشرفت پس از قرن هجدهم به خاطر تنزل مقام آدمی از شأن و منزلتی است که انسان پیش از رنسانس دارا بوده است و انسان تنها بعد از دوره رنسانس است که موقعیت الوهی و آسمانی خود را از دست داد و صرفاٌ جانداری هوشمند نام گرفت که می‌خواهد بهره خود از طبیعت را بیفزاید: «اساسی‌ترین عاملی که باعث اندیشه جدید پیشرفت انسان از طریق تطور مادی شد، آن تنزل مقام آدمی به انسانی محض بود که در رنسانس اتفاق افتاد» (نصر ، 1379 : 245)
اما بر خلاف عصر جدید هیچگاه سنت‌های دینی تلقی خود از مفهوم پیشرفت را محدود به رشد و پیشرفت مادی ننمودند و ایده‌آل خود را از کمال و رشد به سطح عنصر مادی تنزل ندادند. از دیدگاه سنت گرایانی همچون سید حسین نصر کمال مرتبه انسانی همیشه در آغاز یا مبدأ دین تصور شده است به طوری که در اسلام نیز کمال به زمان تأسیس اسلام و به کاملترین انسان یعنی پیامبر اسلام و جامعه‌ای که او می زیست، یعنی مدینه الرسول نسبت داده شده است و اگر هم در باره کمال در زمان آینده سخن گفته شده است، این امر منسوب به دوره‌ای شده است که شخصیتی آسمانی همچون یک منجی آخر الزمانی ظهور می‌کنند و جهان را از عدالت و صلح مملو می سازند:
در اسلام که به سنن یهودی و مسیحی نزدیکتر است، کمال به مبدأ دین نسبت داده می‌شود. کاملترین انسان پیامبر اسلام و کاملترین جامعه، جامعه مدینه است. حتی در مواردی که کمال امری متعلق به آینده توصیف می شد، همیشه با مداخله دیگر الهی در تاریخ بشری، با ظهور سوشیانت در دین زرتشتی یا کالکی همان کالی آواتارا در کیش هندو یا مهدی (عج) در اسلام پیوند داشته است (نصر ،1379 : 244) از اینرو دکتر نصر اختصاص دادن اندیشه پیشرفت به تحول و تطور مادی را در اندیشه غرب امری نوظهور و حاصل از اندیشه‌های نوین رنسانسی تلقی می کند که هیچ جایگاهی در سنت دینی شرق و غرب ندارد و تنها منحصر به تمدن جدید است؛ به طوری که اگر مقام انسان در عصر جدید، به عنصر صرفاٌ مادی و زمینی تنزل نمی‌نمود، شاید این تلقی از معنای پیشرفت هیچگاه رایج نمی گشت.
نصر در باره عواملی که موجب شد تا انسان دنیای مدرن معنایی مادی را از پیشرفت اراده کند و در تأیید این امر که انسان متجدد ارتباط خود را با عالم قدسی قطع نموده است، به این عامل اشاره می‌کند که معنای آرمان شهر یا مدینه فاضله‌ای 3 که مورد توجه پاره‌ای از فلاسفه همچون افلاطون، اگوستین، فارابی بود و یا آرمانشهری که مورد توجه فلاسفه اسلامی بود، عالمی فراتر از عالم ماده و شهرهای دنیایی بود و به عنوان مثال مدینه فاضله افلاطونی ناکجاآبادی فراتر از عالم ماده و یا در نزد فلاسفه اسلامی در آسمان هشتم قرار داشته است:
تعالیم سنتی همیشه به جامعه آرمانی و کامل آگاهی داشته‌اند، چه آن جامعه آرمانی و کامل شهر خدای قدیس آگوستین باشد چه المدینه الفاضله فارابی… به یک معنای عمیق، این شهرها متعلق به این جهان، دست کم به معنای متعارف لفظ جهان نبودند…. Utopia به معنای حقیقی آن یعنی ناکجا (در زبان یونانی u علامت نفی و topia به معنای مکان است. آرمانشهر یا ناکجاآباد، آن گونه که فلاسفه اسلام قائل‌اند، سرزمینی ورای مکان فیزیکی، در آسمان هشتم است. آرمانشهر از آن عالم ملکوت بود و بر روی زمین تحقق‌پذیر نبود، مگر آنکه نزول این شهر ملکوتی به سطح زمین مقدر می شد (همان : 250-251)
در حالی که این آرمان شهر در عصر جدید، چهره‌ای دنیایی به خود می‌گیرد و آرمان‌شهرگرایی از فرجام گرایی و آخرت شناسی دینی به نگرشی دنیاگرایانه تقلیل می یابد و تبدیل به آرمان و ایدئولوژی زمینی می‌شود که نتیجه منطقی آن جامعه آرمانی و سوسیالیستی کمونیست‌ها می‌گردد و نقش مسیح (ع) تحویل به نقش انقلابیون می‌گردد که با خشونت می‌خواهند آن جامعه آرمانی را متحقق سازند: «نقش مسیح (ع) در استقرار سلطنت خداوند بر زمین به نقش انقلابیونی مبدل شد که از طریق ابزارهای انقلابی و خشونت آمیز، نظم اجتماعی کاملی پدید آورند». (همان : 251)
به نظر می رسد منظور دکتر نصر از اینکه ادیان به عالمی آرمانی و ملکوتی قائل‌اند، به این معنا نیست که این عالم توهمی و تخیلی باشد و هیچگاه قابل تحقق در دنیای مادی نباشد، بلکه منظور این است که این دنیای آرمانی فراتر از دنیای مادی‌ای است که مکتب‌هایی همچون کمونیسم در سر می‌پرورند و صرفاٌ به معنای رفاه مادی و دنیوی یا رشد اقتصادی نبوده است. این دنیای آرمانی در زمانی که مقدر باشد و مشیت خداوند و شرایط وقوعش تحقق یابد، در زمین متحقق می‌گردد، جامعه‌ای آرمانی که علاوه بر شکوفایی و رفاه اقتصادی و مادی دربردارنده جامعه‌ای مملو از انسانهای صالح و مومن است که در بیان و زبان ادیان و انبیاء تصور ‌شده است.دکتر سید حسین نصر همچون دیگر سنت گرایان با وجود آنکه شدیداٌ به سنت‌های مذهبی و ادیان اعتقاد دارند و در نقد مدرنیسم و عناصر فکری آن همچون سکولاریسم، بازگشت به سنت‌های دینی را مطرح می سازند، اما با این وجود این فکر موجب نشده است، تا هر مذهب و مکتب ساختگی و جعلی را برخوردار از مشروعیت بدانند، بلکه از آن دسته مذاهب که ریشه واقعی ندارند به مذاهب دروغین و جعلی تعبیر می‌کنند.
بنا بر این سنت گرایان با وجود آنکه در نسبت میان سنت و مدرنیته با نظریه‌هایی همچون بنیادگرایی، اصلاح گرایی دینی، اخلاق فرادینی، تجدد گرایی، مهدویت خواهی افراطی (متمهدیان) سر سازگاری ندارند، اما به توصیف مسأله مهدویت به عنوان یکی از ارکان اعتقادی مسلمانان اهتمام می‌ورزند و گرایش به مهدویت را جدای از افراط گرایی و تبدیل شدن آن به یک ایدئولوژی فکری، و یا استفاده ابزاری از آن، به عنوان جزئی از مولفه‌های فکری مسلمانان به ویژه در اندیشه‌های شیعه توجه دارند
یكی از گفتمان‏ های مهم در حال حاضر، جریان سنت‏گرایان است كه به بررسی «سنّت» به‌عنوان پدیده‏ای با منشأ الهى می‏پردازد. جریان سنت‏گرا، هر سنتى را جلوه‏ای از جلوه‌های خورشید هدایت و موجی از دریای حقیقت می‏داند (قزی ،حسنی ، 1391 : 105-129) مواجهه متفكران و اندیشمندان با پدیده هاى مدرن در طول سده گذشته از یك‌سو، و حضور پررنگ فرهنگ اجتماعى و مكاتب مدرن غرب در جوامع بشری، انحطاط و آشفتگى در روح و روان افراد اجتماع از سوی دیگر، موجب شد كه اندیشمندان و متألهان مدرنیته به سنت بازگردند. این رویكرد جدید در غرب مسیحی، بر پایه تقابل با تجدد و تعامل با سنت، توسط رنه گنون شكل گرفت كه بعدها جریان فكری موسوم به سنت گرایان تبلور یافتند. این جریان مبتنی بر مبانی دینی، عرفانی و امر قدسی است و پیروان خود را شدیداً وفادار به فرهنگ و سنت ادیان، به‌ویژه «حكمت خالده» دعوت می كنند. تفكر حقانیت و وحدت درونی تمام ادیان و بهرة همه آنها از یك حقیقت و حقانیت، اولین بار به‌صورت تفكری منسجم و نظام مند توسط فریتیوف شوآن «Frithjof Schuon» مطرح شد كه حاصل آن، نظریه «وحدت متعالی ادیان» است كه در كتاب وی ترسیم شده است. این جریان در دوران معاصر در آمریكا، بیشتر به «سنت‌گرایی» و در فرانسه به «حكمت جاویدان» شهرت دارد. جریان سنت گرایان، هنوز همچنان‌كه باید و شاید مورد شناسایى و واكاوی كامل قرار نگرفته است. می توان بررسی نقش این جریان  فلسفی را به‌عنوان یكى از مسائل جدّى در حوزه معرفتی دنبال نمود. بازشناسى جریان سنت گرا  ، از این جهت ضروری است كه از گفتمان هاى زنده و فعال در میان ادیان جهان، بخصوص دین اسلام به‌شمار می رود و مى تواند بستر مناسبى براى فهم بهتر پرسش هاى بنیادین، تعریف پروژه هاى پژوهشى نوین و گشودن فضاهاى تازه در گفت‌وگوهاى معاصر باشد. (همان : 105-129)
جریان سنت گرا با اعتقاد به بازگشت مجموع حقایق ازلی و ابدی ساری در ادیان مختلف، به جدال با دنیای تجدد رفته و مبانی تجدد و پسامدرن را به چالش كشیده است و با قائل شدن به مبدأ واحد برای عالم، تمایز ظاهر و باطن، و كثرت ظاهری و وحدت باطنی، بر وحدت تعالی ادیان تأكید دارند. (نصر ، 1386 : 17-38)
2-3-3- جایگاه جریان سنت گرا در میان سایر جریان‎های كلامی
از آنجایی که «جریان سنت گرا»، رویكردی كلامی– فلسفی است كه قائل اند كلمات حكیمانه و جاودانه از آغاز تاریخ بشریت موجود بوده است. می‌توان آنها را دینی به‌معنای وحیانی در نظر گرفت كه پس از این نیز وجود خواهند داشت. مهم‌ترین عقیده آنها، به حكمت جاودانه‌ای است كه روح تمام ادیان است و هر سنتی، تجلی خاصی از آن می‌باشد. آنها مطابق تفكر وحدت متعالی ادیان، می‌گویند:
ادیانی كه منشأ الهی دارند، در راستای رستگار كردن بشر در عرض همدیگرند. پیدایش رویكرد جریان حكمت خالده در میان جریانات جدید فلسفی و گروه های كلام سنتی، موجب طرح مسائل بنیادی و چالش‌برانگیز شد. ازآنجاكه ظهور و زایش این جریان در مغرب زمین اتفاق افتاد، درواقع همان زمانی است كه سر و صدای آموزه های عصر بیداری «مدرنیته» در دنیای غرب طنین‌انداز شده است و غرب عَلَم ضدیت با سنت را به دوش می كشید. رنه گنون به‌عنوان مؤسس این‌جریان در این باره می گوید: این كار(ضدیت با سنت)، به آسانی ممكن نبود و جریاناتی مانند جریان اصالت عقل، آن را هموار كرد.(گنون ، 1372 : 229)
درواقع این رویكرد، سدّی مستحكم و بنیادین در مقابل فلسفة خردگرای جدید غرب است، كه تأكید بر معلومات و اندوخته های نظری و عقلی دارند، رنه گنون در انتقاد به رویكرد اومانیسم غربی می گوید:
در دوران رنسانس، واژه «اومانیسم» از احترام برخوردار شد؛ یعنی به بهانه تسلط بر زمین، از آسمان روی برتافتند و روح دینی را نفی كردند و مرحله به مرحله به پست ترین درجات سقوط كردند. درنتیجه، به مرحله نهایی عصر ظلمت رسیدند (همان : 190)
درواقع در سده‌‌های اخیر، جریان های فكری‌ای نزدیك به مشرب سنت گرایان از جهت تلائم میان علم و دین همچون بنیادگرایی، معنویت فرادینی، اخلاق فرادینی، پاره‌ای از گرایشات عرفانی، اصلاح گرایی دینی، متمهدیان(مدعیان دروغین مهدویت) و امثال آن سر برآوردند كه نوعاً عكس العمل‌هایی در برابر مدرنیته و تلاشی در مسیر حضور دادن دین در عرصه نظریه‌پردازی و تفسیر جهان كنونی تلقی می‌شد.
دیدگاه مكتب گنون و شوآن، از تمایزاتِ د‌رون اسلامی بین سنی‌گرایی و شیعه‌گرایی كاملاً متفاوت بود‌. شوآن، برخلاف گنون، علاقة زیادی به تشیع نشان داشت‌، و به مطالعة شیعه‌گرایی و به‌‌ویژه آموزه‌های باطنی آن گرایش د‌اشت. شخصیت‌های علی(ع) و فاطمه نیز برای او بسیار جالب و جذاب بود‌ند‌. د‌رواقع، او د‌ر د‌هة 60م قصد‌ د‌اشت كتابی یا مقالة مفصلی د‌ر مورد‌ آنها بنویسد‌. اما به علت عد‌م سهولتِ استفاد‌ه از منابع، نهایتاً این طرح و نقشه را رها كرد‌. وی برخی عقاید‌ شیعه را مطرح كرد‌ه و د‌ر خصوص اهمیت آنها با سیدحسین نصر به گفت‌وگو می‌نشست.
لازم به یادآوری است كه شوآن، مانند‌ بسیاری از مشایخ صوفی مصری، علاقة زیادی به مكتب كلام اشعری داشت. نقاط ضعف و قوتِ نظریات اشعریون را آشكار ساخته و نشان می دهد كه مسائل «جبر باوری»، «خلقت» و یا «جاود‌انگی و خلود‌ جهان» د‌ر سطح كلامی قابل حل و فصل نیستند،‌ بلكه تنها د‌ر ساحت متافیزیك ناب می‌توان به حل آنها اقد‌ام كرد‌. وی همچنین فلسفة اسلامی را به خوبی می‌د‌انست و اغلب با گفتن اینكه نهایتاً فیلسوفان اسلامی، به همان خانواد‌ة «عرفا» تعلق د‌ارند‌، د‌ر مقابل اشعریون از فلاسفة اسلامی جانبد‌اری می‌كرد‌. مسلماً شوآن یك صوفی فلسفه‌ستیز نبود‌، بلكه برعكس، د‌ر بسیاری از جهات با كسانی همچون سهرورد‌ی همد‌ل‌تر بود‌ تا با صوفیانِ عقل‌ستیزِ قرون یازد‌هم و د‌وازد‌هم میلاد‌ی (شوان ،1383) این جریان همچنین در بین مكاتب كلامی  عقل گرا، تجددگرایانه سرسیداحمدخان و روشن‌فكران غرب زده حال حاضر، طریق میانه روی را طی می كند.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد عالم ماده، علوم تجربی، تمدن اسلامی، هستی شناسی Next Entries منابع مقاله درمورد وحدت متعالی ادیان، عالم ماده، کثرت گرایی، شهود عقلی