منابع مقاله درمورد توسعه شهر، شهر اصفهان، سازمان فضایی، کارشناسی ارشد

دانلود پایان نامه ارشد

شهرها فرو ميريزد ومرزهاي نامحدود ووسيعي در مقياس گسترده جانشين مرزهاي سابق مي شود( شكويي،1387: 534)
اين تئوري معتقد است راهها در رشد برخي شهرها به يك جهت خاص موثر بوده اند( اسمعيل پور، 1380: 17)
2ـ 2ـ 7ـ نظريه نوشهر گرايي
در دهه 1980ميلادي، تعداد زيادي از معماران وشهرسازان آمريكايي از فرسودگي وزوال مركز شهري وافزايش فزاينده جوامع محلي كه پراكنده ومتفرق ، وابسته به اتومبيل وداراي فاصله با مراكز شهري بودند اظهار نارضايتي كردندودر ابتداي دهه 1990 اين نارضايتي منجر به ظهور جنبش نو شهرگرايي( كه به طراحي محلات سنتي وطراحي محلات نئوسن تي مشهور است) گرديد.نوشهرگرايي واكنشي نسبت به پراكندگي شهري است كه سعي مي كند با ايجاد كاربري هاي مسكوني مختلط از آپارتمان گرفته تا خانه هاي تك خانواره با هر سطح وقيمتي ، ساكنين با سطوح درامدي مختلف داشته باشد. اين جنبش اگرچه زمينه توسعه مسكوني جديدبوجود آمده ولي همواره بر توسعه هاي درون بافت واصلاح بافتهاي موجود تاكيد كرده ومخالف گسترش بيش از اندازه وهرز شهر ودر نتيجه هدر رفتن زمين مي باشد. مهمترين اصول نوشهر گرايي عبارتند از 1ـ پياده مداري2ـ اتصال وپيوستگي3ـ قابليت نفوذ پذيري ودسترسي در يك بافت4ـ ايجادكاربريهاي مختلط 5ـ حفظ وتقويت ساختارهاي سنتي6ـ توجه به حفظ فضاهاي باز، عمومي وسبز.
نوشهرگرايي مي تواند انواع فوايد محيطي ، اجتماعي واقتصادي را براي جامعه فراهم كند.اگرچه امروزه نوشهرگرايي موضوعي بسيار مهم وقابل توجه محسوب مي شود ولي همواره با انتقادهايي نيز مواجه بوده است كه مهمترين آنها عبارتند از: 1ـ ناتواني در پاسخگويي به نيازهاي جديد خانواده ها ي وابسته به اتومبيل 2ـ كاهش آزاديهاي شخصي به علت وضع قوانين زياد3ـ بي عدالتي نسبت به گروههاي اقليت وكم درامد جامعه به علت قيمتهاي بالاي مسكن در محلات سنتي4ـ تجمع ترافيك وآلودگي هوا به علت افزايش تراكم.( اصغري زاده يزدي،1389 :55).
2ـ 3ـ پيشينه تحقيق :
از مدتها قبل بسياري از محققين با ارائه نظريات خود به تبيين فضاي شهري وتغييرات توسعه فيزيكي وكالبدي واجتماعي شهرپرداخته اند بعنوان نمونه:
ـ توجه به بينش نظريه پردازاني نظير ارنس برگس ورابرت پارك در چارچوب مكتب اكولوژي شهري مشخص مي سازد كه مسيرتحول قسمتهاي مختلف شهري براساس فعاليتهاي انساني وجابجايي سكونتي كه درقسمتهاي مركزي شهر بطرف بيرون آن صورت مي گيرد وبيان فرايند هجوم ، توالي در توسعه فيزيكي شهر همگي نشانگر اين مي باشد كه شهر بعنوا ن بستري پويا فعاليتهاي انساني ، مدام درحال تغيير عملكرد مي باشد بگونه اي كه قسمتهايي از آن كه قبلا مناسب سكونت بوده است فعاليتهاي ناسازگار وخشن اين قابليت را از آن قسمت شهر گرفته وبناچار لازم است بخشهاي ديگر شرايط استقرار كه همان آرامش ( ايجاد فضاهاي باز، سبز، خدمات مناسب ، ترافيك عبوري آرام وسبك و…) درآنها برقراركرد.او مدل توسعه فضایی شهر تحت عنوان مدل دوایر متحد المرکز ارائه کرد واصل اساسی که درمدل توسعه فضاهای شهری برگس نهفته است از رقابت وهمسازی تعیین می شود واندازه وسازمان اکولولوژیک شهربر اساس آن شکل می گیردومعتقد است که فرمهای اجتماعی با فضا ومکان رابطه تنگاتنگ دارد وتوزیع مکانی جمعیت از ارتباط دائمی رقابت واجماع در چاچوبی مکانی شکل می گیرد.
ـ به گونه اي ديگر همرهويت باارائه نظريه ساخت قطاعي شهر همين مفهوم رابيان مي دارديعني بجاي توسعه شهربصورت دوايرمتحدالمركز وتوسعه يكنواخت به بيرون ، توسعه شهر رابصورت قطاعي ودرقسمتهايي از شهر كه شرايط بهتر ومناسب تر شرايط توسعه جديد محيا مي باشد را ارائه مي نمايد. يعني همان قسمتهاي نوساز جديد شهري باشرايط زيست مناسبتر ، ونهايتا تخليه قسمتهاي قديمي تر كه شرايط زندگي را از دست داده اند.
ـ توسلي ( 1368 ) در پژوهشي موردي كه مرتبط با بافت قديمي شهر يزد انجام داده است توجه به تغييرات مطلوب فضايي وايجاد آنها ونيز توجه به عناصر باارزش تاثيرگذار در جذب ونگهداشت جمعيت در درون بافت ، بويزه در بافت قديم شهري يزد ، تغييراتي كه هويت بافت قديم را حفظ نمايد ، روانسازي حركت عبوري در داخل بافت و…توجه داشته است
ـ شماعي ( 1380 ) در پايان نامه دكتري خودتحت عنوان اثرات توسعه فيزيكي شهر يزد بربافت قديم وراهكارهاي ساماندهي واحياي آن، به بررسي عوامل موثر در توسعه فيزيكي شهر يزد ونيز تجزيه وتحليل آن و نيزبه تبيين پيامدهاي ناشي از توسعه فيزيكي شهر يزد از ابعاد اجتماعي ، اقتصادي وكالبدي بربافت قديم وتفاوتهاي موجود در ساختار بافت قديم وجديد با شاخصهاي متعددپرداخته وسرانجام به ارائه راهكارهاي مناسب جهت ساماندهي توسعه فيزيكي وساماندهي واحياي بافت قديم مي پردازد.
ـ باستاني ( 1383) در كار تحقيقي خود تحت عنوان بررسي اثرات توزيع خدمات شهري درعدم تعادل فضايي جمعيت ،مطالعه موردي منطقه شهر اصفهان، به صورت موردي مناطق شهر اصفهان در ارتباط با چهار نوع خدمات شهري در يك دوره زماني 10 ساله مورد بررسي قرار گرفته است وبه شناسايي روند جمعيتي در مناطق شهر اصفهان وشناخت اثرات توزيع خدمات در برهم خوردن تعادل جمعيتي مناطق مورد مطالعه پرداخته شده است.
ـ بهروان ( 1388) درپژوهش انجام شده خود عنوان حيات روبه افول آباديهاي پايدار شهر يزد، به بررسي حدود 13 آبادي نظير نعيم آباد، قاسم آبادو…پرداخته وبه دلايل عدم پايداري وماندگاري آنها ونيز جذب آنها در بدنه شهري پيرامون خود اشره دارد .عوامل تاثير گذار جهت محو هويت كالبدي ، اجتماعي و..اين آباديها ونبود چشم انداز مناسب ومطلوب درمورد وضعيت آينده انها محوريت تحقيق نامبرده مي باشد.
ـ نقصان محمدي وحج فروش ( 1372 ) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان تاثیرات طرح جامع یزد بر سازمان فضایی شهر يزد ،به این نتیجه رسیده اند که عوامل مختلف نظیر مدیریت شهری ، طرحهای توسعه وعمران با قابلیت کم ، شناخت وفهم اجتماعی اندک عموم ونیز خواص تاثیر گذار برسرمایه گذاری شهری و..باعث بزرگ سری شهری وعدم توازن شهر یزد ونیز تشدید این عدم توازن در سالهای اخیر گردیده است.
دستا(1390) در پايان نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان « تحليل فرم فضايي توسعه فيزيكي شهر يزد » با استفاده از روشهاي كمي ، الگوي گسترش كالبدي ـ فضايي شهر يزد را بررسي نموده است در اين پايان نامه جهت سنجش وارزيابي الگوي گسترش فيزيكي شهر يزد دو فرضيه ارائه گرديده است: 1) بنظر مي رسد توزيع فضايي جمعيت وفعاليت در شهر يزد متعادل نيست.2) بنظر مي رسد از نظر تجمع وپراكندگي جمعيت ، شهر از الگوي پراكنده پيروي مي كند وگرايش چنداني به سمت تمركز اتفاق نيفتاده است. نتايج اين پژوهش نيز ضمن رد فرضيه اول نشان داده است كه نابرابري در توزيع جمعيت واشتغال ناچيز است وتعادل نسبي وجود دارد اما به دليل تراكم پايين اين دو پارامتر در سطح شهر ، الگوي رشد پراكنده مي باشد نتايج تحليل مرتبط يا فرضيه دوم نيز ضمن تاييد آن نشان داده است كه شهر يزد داراي الگوي تصادفي متمايل به پراكنده بوده وداراي تمركز پايين جمعيت وفعاليت مي باشد.
2ـ 4ـ ويژگيهاي كلي شهرنشيني وشهرسازي در ايران :
با نگاهي كلي به روند شهرنشيني وشهرسازي در ايران مي توان دريافت شهرهاي ايران كه داراي ويژگيهاي تكامل يافته در طي قرنهاي متمادي بودند ، در عرض چند دهه دچار تحولي عظيم شدند .آنچه كه اين شهرها به عنوان خصوصيات كالبدي در خود داشتند ، فضاها وعناصر معماري ـ شهرسازي ارزشمندي بودندمنبعث از فرهنگ حاكم برزندگي شهروندان. هر فضا ياعنصر معماري ـ شهري،طبق نيازهاي روزمره ساكنين شهرهاو درجواب به رشد ودگرگوني جامعه شهري درطي زمان شكل گرفته وتكامل يافته بود.بافتهاي قديمي به همراه عناصر وفضاهاي شهري درون خود ، مانند شبكه معابر ، بازارها،آب انبارها،مساجد،كاروانسراهاو…،علاوه برشكل فيزيكي قابل توجه وخصوصيات كالبدي ، ارزشهاي فرهنگي ، اجتماعي وتاريخي ويژه اي را نيز درخود نهفته داشتند.اقدامات برنامه هاي شهرسازي كه ازچند دهه قبل شروع شد، بدون هيچ توجهي موجبات نابودي ارزشهاي سنتي شهري رافراهم آوردند.درشكل كالبدي (فيزيكي)شهرها نيزتغييراتي بوجودآمد.اغاز اين دوره از سال 1300بودكه بعدازآن شهرنشيني وشهرسازي در ايران به پيروي از شرايطي جديد وبا تاثير پذيرفتن از روابطي تازه دگرگون شده ومسير ديگري رادر پيش گرفت.روند شهرنشيني وشهرسازي كشور در دوره جديد نه بتدريج وبه تبعيت از الگوها و ويژگيهاي سرزميني ايران تكامل يافت ونه با زمينه سازيهاي مناسب وقبلي پذيراي الگوهاي غربي گرديد بلكه باتقليد از غرب دنياي سرمايه داري وتحت تاثير روابط نه چندان سالم ايران وكشورهاي غربي شكل گرفته ودگرگون شد( مشهديزاده،34:1373)
خيابان كشيهاي اوليه كه يكباره بافت قديمي شهرهاي ايران را از هم گسست وروابط وفرهنگ جديد شهرنشيني واصول اجتماعي واقتصادي حاكم بر جامعه را تغيير داد آنچنان سريع وشتاب آلود عمل كرد كه پس از اندك مدتي شهرهاي كشور نه ويژگيهاي سنتي واصيل خود را حفظ نمودند ونه اصول تازه وعلمي بركالبد آنها ورشد وتوسعه آينده شان حكمفرما شد. تمركز گرايي در تهران نيز همه برنامه هاي عمراني را تحت الشعاع قرار داد. نتيجه رشد سرسام آور وناهماهنگ شهرسازي وشهرنشيني پيدايش مجتمعهاي زيستي بدون امكانات لازم وخدمات رساني كافي بودكه گاه حالت روستاهاي بزرگي را به خودگرفت.نقاط تجمع جمعيتي وشهرهاي جديدي نيز به مثابه لكه هايي بر روي نظام شهري كشورپديدارشدنداين فعاليتهاي شهرسازي كه پيام آورموج جديد شهرنشيني وبرنامه ريزي شهري نشات گرفته از غرب بودند به دوگانگي شديد زيستي ، كالبدي ـ شهري وسرزميني منجر شدند.وجود ارزشها وويژگيهاي معماري وشهرسازي فراموش شده ويا درحال ازبين رفتن در شهرها كه هنوزهم در فعاليتهاي معماري ، طرحريزي شهري وبرنامه ريزي شهري جديد مي توانند داراي كاربرد ويا الگوپذيري باشند ازيكسو ونمودار شدن مسائل ومشكلات مختلف در نظام شهري وفضاهاي كالبدي شهري از ديگر سو، لزوم مطالعه اي در اين زمينه را ضروري مي نمايد( همان منبع).
2ـ 5 ـ نتيجه گيري وچارچوب نظري تحقيق
آنچه كه مي توان گفت اينكه تعادل بخشي به عرصه هاي فيزيكي شهر بعنوان اصل ومقدمه در بطن پايداري شهري نهفته است .شهر موجودي زنده وپوياست نظريه پردازان رشد شهري معتقدند بزرگترين شهر، شهري است كه بالاترين سهم را در سطح ملي ( وجهاني ) درجذب صنايع وفعاليتهاي مدرن دارا باشد.ولازم است اين رشد در راستاي ارتقا كمي وكيفي زندگي ورفاه مادي ومعنوي آن جامعه شهري انجام پذيرد.
در سطح شهرها ، مقامات مسئول برنامه ريزي موظف به رعايت اصول اجرايي اين تعهدات ( دستيابي به توسعه مستمر ، بدون وهني به طبيعت ، بدون وهني برانسان ، بدون نابرابري هاي ناعادلانه وبراي همه نسلهاي بشري) در طرحهاي شهري اند. دراين سياستها ي اجرايي تاكيد شده است كه پايداري تنها از طريق توسعه به گستره هاي موجود شهري امكان دارد ونه گسترش شهر به سوي پيرامون وزمين هاي زراعي وتنها افزايش تراكم قابل دسترسي است .اين به معناي تشويق فرايند شدت استفاده از زمين براي مقاصد گوناگون است .شهر پر تراكم ، از سوي مسئولان اجراي تعهدات برنامه كار ( سياستهاي اجرايي نشست ريودوژانيرو) به عنوان پايدارترين شكل طرح شهر ، تجويز مي شود . ( عزيزي، 1382: 105).
بنابراين توجه به توسعه فيزيكي شهري پايدار به عنوان يك ضرورت اساسي در برنامه هاي توسعه شهري حاكي از اهميت اين موضوع در تقويت جبهه هاي فرهنگي ، اجتماعي وكالبدي شهردارد.شهرها همواره تحت تاثير نيروها وعوامل گوناگوني شكل گرفته وگسترش مي يابندوشهرها با تحولات اجتماعي، جابجايي هاي جمعيتي ، تغييرات اقتصادي ونوع آوريهاي فن شناختي دگرگون مي شوند. با افزايش جمعيت نيز فعاليت وسرمايه گذاري به شدت توسعه مي يابدونظام وسازمان كالبدي شهرها دستخوش تغييرات اساسي مي شود.شهرها همانند موجودات زنده همواره از لحاظ كالبد بزرگتر وازلحاظ ساخت پيچيده تر مي شوند. بدنبال اين رشد فيزيكي ، شرايط اقتصادي واجتماعي وفرهنگي آنها نيز بتدريج دگرگون مي شود .بررسي تاريخي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد توسعه شهر، خرده فروشی، محل سکونت، سلسله مراتب Next Entries منابع مقاله درمورد دوره قاجار، شاه طهماسب، محله بازار، روابط تجاری