منابع مقاله درمورد توسعه شهر، سازمان فضایی، ساختار فضایی، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

ر مجاز توسعه يافته است و…. مي باشد
همچنين عدم وجود جمع بندي وبسته كامل اطلاعات مربوط به اقدامات صورت گرفته در حريم شهر وعدم وجود برنامه مصوب دستگاههاي مرتبط با حريم شهر نيز از ديگر مشكلات مر بوط به تحقيق مي باشد.
1ـ8ـ تعریف مفاهیم كليدي :
1ـ8ـ1ـ مفهوم شهر عموما برای توصیف پدیده های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بکار رفته است و در پژوهشهای دهه های اخیر مفهوم شهر با مفهوم تمدن یکی گرفته می شود بنابراین شهر را نوعی خاص از سازمان یافتگی زندگی اجتماعی در انطباق با فضا تلقی می کنند . در مفهوم عام ، شهر را باید دارای پیشینه ای حداقل 7000 ساله دانست که در حدود 2 تا 3 هزار سال از انقلاب نو سنگی ، با تغییر شکل تدریجی جماعتهای روستایی دائم ظاهر شود و بصورت پیوسته تا امروز به شکل نوع زیستی غالب بشریت در آمده است از این رو می توان تعریف عام وجامع از شهر را بدينصورت ارائه نمود: شهر زیستگاهی است انسان ساخت ودر زیر یک قدرت سیاسی مشخص ،که تمرکزجمعیتی نسبتا پایداری را دردرون خود جای می دهد. فضاهایی ویژه براساس تخصص های حرفه ای به وجود می آورد ، تفکیکی کما بیش مشخص وفزاینده میان بافتهای مسکونی وکاری ایجاد می کند و فرهنگی خاص را بمثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید می آورد که درون خود خرده فرهنگهای بیشمار را حمل می کند ( فکوهی ، 1383 : 29 )
1ـ8ـ2ـ فضا : از نظر ارسطو«فضا مجموعه ای از مکانهاست و زمینه ای است پویا با اعراض کیفی متفاوت ، این اعراض و آن زمینه ، فضا را با اصالت عمل تنظیم کرده واسلوب می بخشد »
فضا حجم مکانی و زما ن مجموعه ای از تمام فعالیتهایی است که انسان در راه تسلط برضعیف و برای بقای خود انجام می دهد بعبارتی دیگر منظور فضایی است اقتصادی و اجتماعی که منعکس کننده تمام هستی جوامع انسانی است.
بنظربرخی صاحبنظران فضا یک تمامیت تاریخی ویک تولید اجتماعی است که از یک سو تجربه تاریخی واز سوی دیگر تجربه زندگی روز مره ماست . (فكوهي،1383:239)
1ـ 8ـ 3 ـ سازمان فضایی : نحوه توزیع و قرار گیری مکانی عناصر در یک فضا را سازمان فضایی می گویند (سعید نیا ،1383)
مفهوم سازمان فضايي برايند عملكرد ساختار وفرايندهاي فضايي است كه در بردارنده روابط متقابل بين همه فعاليتهاي انسان واحدهاي عملكردي است كه در موقعيتهاي فضايي گسترده شده اند .به بيان ديگر به چگونگي شكل گيري مجموعه اي از عناصر بهم پيوسته نظير جمعيت ، فعاليت، نقاط گرهگاهي شبكه هاي دسترسي وكاركرد مراكز و…و روابط متقابل ميان اين عناصر فضا اطلاق مي گردد.( سازمان برنامه وبودجه،20:1374)
1ـ8ـ4ـ كالبد: درلغت به معناي پيكر آورده شده ومحتواي روابط اقتصادي واجتماعي در فضاست .كالبد ( فرم) عنصري سه بعدي است وتعريف كننده فضا بشمار مي رود.( صرافي، 340:1368)
1ـ8ـ5ـ بافت شهري: بافت شهرعبارتست از درهم تنيدگي فضاها وعناصر شهري كه به تبع شرايط طبيعي بويژه توپوگرافي واقليم بطور فشرده يا گسسته وبانظم خاص در محدوده شهر يعني بلوكها ومحلات شهري جايگزين شده اند( فريد،96:1373)
1ـ8ـ 6ـ توسعه شهري: توسعه شهري عبارتست از گسترش هماهنگ ومتعادل سطح اختصاص داده شده وساختمانهاي مسكوني دريك شهر ياسطح مورد نياز كاربريها وهمچنين تجهيز اين سطوح به تاسيسات ، امكانات وتجهيزات مورد نياز ودرسطحي استاندارد وقابل قبول .به عبارت ديگر در توسعه شهري بايد به برابري وتعادل بين كيفيت وكميت آنچه كه احداث مي شود ازيكسو واز سوي ديگر به تعداد وتراكم جمعيت شهرنشيني كه در اين مناطق جاي مي گيرند اهميت داد. ( مشهدي زاده ، 423:1373)
1ـ8ـ7ـ ساخت شهري:منظور از ساخت شهري ،مجموعه اي فيزيكي وموزون وهماهنگي است كه اساس موجوديت شهر باآنها مشخص مي شود.به بيان ديگر ساخت شهر مجموعه اي از عناصر فيزيكي متجانس است كه نسبت به هم داراي رابطه خاص خود هستند مانند شبكه خيابانها ومعابر،ساختمانهاي اداري وآموزشي، قوانين شهري، تسهيلات وخدمات شهري و… وهرچند خيابانها ومعابرشهري درآينده نيز وضع كنوني خود راتاحدودي حفظ خواهند كرد ودرواقع از نسلي به نسل ديگر به يادگار مي مانند ولي از نظر نوع كاركرد تغييرات محسوسي نخواهند داشت.به عبارت ديگر ، ساخت شهري ،مجموعه روابطي است كه ارتباط بين قسمتهاي مختلف يك مجموعه را حفظ مي كند.( همان منبع : 35)
1ـ8ـ8ـ ساختار:درعلم جغرافيا ساختار به مجموعه ارتباطي كه مابين اجزا وعناصر طبيعي وانساني ، به عنوان عناصر يك سيستم جغرافيايي مثلا يك شهر وجوددارد ، اطلاق مي شود ومنجربه خلق چشم اندازهاي فيزيكي انساني مي گرددودر واقع آيينه اي است ازتابش روح وفرهنگ جوامع انساني درطبيعت ( پوراحمد، 1370: 3)
ساختارهرشهر نمايانگر هماهنگي فضاي كالبدي شهر با شرايط وعوامل متعدد مثل عوامل طبيعي واجتماعي وگوياي چگونگي جريان فعاليتهاي اصلي شهراست( سلطان زاده،291:1365)
1ـ 8ـ 9ــ سازمان فضايي: اين مفهوم برايند عملكرد ساختار وفرايندهاي فضايي است كه دربردارنده روابط متقابل بين همه فعاليتهاي انسان و واحدهاي عملكردي است كه در موقعيت هاي فضايي گسترده شده اند.به بيان ديگر ، به چگونگي شكل گيري مجموعه اي از عناصر بهم پيوسته نظيرجمعيت ، فعاليت ، نقاط گرهگاهي شبكه هاي دسترسي وكاركرد مراكز و….روابط متقابل ميان اين عناصر درفضا اطلاق مي گردد( سازمان برنامه وبودجه ،1374،ص20).
1ـ8ـ10ـ برنامه ريزي فضايي: برنامه ريزي فضايي فرايندي است كه در آن يك استراتژي فضايي عملكردي به منظور ساماندهي به عناصر تشكيل دهنده فضا براي دستيابي به هدفي خاص تدوين گرديده وشامل مفاهيم ، ديدگاهها وروشهايي است كه جهت ايجاد سازمان وساختار فضايي مطلوب مورداستفاده قرار مي گيرد.برنامه ريزي فضايي مفهومي گسترده دارد كه عينيت هاي اجرايي آن در عرصه هاي جغرافيايي محبوس نمي گردد.(همان منبع).
1ـ8ـ11ـ:ساختار فضايي:ساختار فضايي عبارتست از روابط دروني وبروني يك مزرعه كه داراي سازمان فضايي هستند بعبارتي ساختار فضايي را مي توان تطابق سازمان فضايي با محيط دانست كارايي ساختار فضايي به مكان والگوي تراكم نقاط ،شكل تراكم شبكه ومقداروكيفيت وجهت جريان و..بستگي دارد.هركشور يامنطقه درنتيجه تصميمات گذشته ساخت فضايي خودرا دارد كه برنامه ريزي فضايي بايستي آن را اصلاح كرده ودر جهت تكامل آن بكوشد.( ميسترا،13:1353)
منظور از ساختار فضایی شهر ، الگوی کاربردی اراضی ، فرم شکل و طرح حوزه های شهری و نحوه توزیع فعالیتها ، عناصر و اجزای ترکیب دهنده می باشد ،ساختار فضایی را میتوان انطباق سازمان فضایی بر محیط فیزیکی قلمداد نمود . در اصل ساختار فضایی تجلی روابط درونی و بیرونی واحدهای یک مجموعه فضایی و جایگاه اجزای آن بر بستر محیط فیزیکی است.(زياري، 36:1378)
يك ساختار فضايي معمولا روابط عمودي سطوح سازمان فضاييش رابه صورت ارتباطات منعكس نموده روابط افقي واحدها رااز طريق حوزه هاي نفوذ وقلمرو آنها نشان مي دهد به عبارتي روشن تر ساختار فضايي شهر بازتاب اوضاع واحوال اجتماعي ـ فرهنگي وسياسي واقتصادي حاكم برجامعه درفضاي شهري است كه درمقاطع زماني خاص خود اتفاق مي افتد. ( حبيبي ،1368: 92 )
وظيفه برنامه ريز فضايي تحليل ساختار فضايي وارزيابي كارايي آنها درمقابل نيازهاي اقتصادي ـ اجتماعي منطقه اي وايجاد ساختاري جهت رسيدن به اهداف توسعه است.انطباق سازمان فضايي برمحيط فيزيكي را ساختار فضايي گويند.به عبارت ديگر، تجلي روابط دروني وبروني واحدهاي يك مجموعه فضايي وجايگاه آجزاء آن به بستر محيط فيزيكي راساختار فضايي مي گويند .از آنجاييكه علم جغرافيا علم ساخت فضاي زندگي جوامع انساني به منظور برنامه ريزي وسامان بخشيدن به زيستگاههاي انساني است از اينرو ساماندهي فضا چنين تعريف ميگردد: فراهم آوردن شرايط لازم براي جوابگويي به نيازهاي اجتماع محلي موزاييك واري است كه توسط فضاي طبيعي متفاوت تشكيل يافته است.( صرافي ، 1368: 6)

فصل دوم
مبانی نظری وپيشينه تحقيق

مقدمه
درچند دهه گذشته رشدجمعيت وگسترش كالبدي نقاط شهري ك.چك وبزرگ متناسب با روند تامين مسكن وخدمات پايه به ويژه براي گروههاي كم درامد نبوده است ونظام برنامه ريزي نيز نتوانسته به تقا ضا براي گروههاي متناسب باتوان مالي آنهاپاسخ دهد.لذاگروههاي بيشتري از نظام رسمي برنامه ريزي خارج مي شوند واين شكاف موجب شكل گيري پديده اي بنام فقر شهري يابي عدالتي شهري كه عارضه خاص آن عدم تعادل در نظام كالبدي شهر وبازتاب كالبدي آن در قطعه بنديهاي كوچك زمين ومسكن ، شبكه معابرنابسامان، كمبود يانبود خدمات پايه، محيط زيست نابسامان ، شكل گيري انشعابهاي خدماتي غير مجاز ، در هم ريختگي كالبدي ،وضعيت نابسامان واحدهاي مسكوني از حيث معيارهاي كمي وكيفي( تراكم نفر در هكتار با قطعه بنديهاي كوچك وباالگوي ساخت نامناسب) و….،آنها را در زمره قسمتهاي عقب مانده شهري قرار مي دهد.
2ـ 1 ـ تعريف تعادل يابي ساختار فضايي شهر
2 ـ 1 ـ 1ـ شهر بعنوان موجود زنده وپويا : ارسطو شهر را به موجودزنده اي شبيه مي دانست كه هر قسمت آن نقش كاركردي خاصي رابازي ميكند تاموجود زنده ( ارگانيزم) بطور طبيعي كاركند.
همچنانكه كوين لينچ نيز به اين نكته اشاره دارد او معتقداست كه در صورتيكه شهر را يك موجود زنده تصور كنيم ، موجود زنده به راحتي قادر به تغيير اندازه خود به واسطه توسعه ياافزودن اجزاي به خود نيست،بلكه همراه باتغييرساختار شكل خود، تغيير اندازه داده وتاحد معيني رشد مي نمايد.رشد موجود زنده ، اگرچه دركل داراي حدود مشخصي است، ليكن تقسيم دروني آن به اجزاء به راحتي امكان پذير نيست.( دانشپور: 1385) بنابراين شهر را مي توان از جهاتي به انسان كه بسيار پيچيده نيز مي باشد شبيه دانست، اما ارتباط ارگانيك اجزاي بدن انسان براي زنده ماندن به غيرازغذا، هوا وخواب به مراقبت نيز نيازدارد.انسان از زمان تولد تا مرحله كودكي ، بلوغ ميانسالي وكهولت دچار تغييرات فيزيكي رشد وتعالي مي شود .انسان مي تواند از نظرفيزيكي بسيار فربه وقوي وچابك شود ، اما رشد عقلي اندكي داشته باشد. .همچنانكه سلامت ورشد اجتماعي، فرهنگي ، اقتصادي ….انسان ، نيازمند هدف گذاري وتوانمندي خود ومحيطي درآن رشد مي يابد، است.بدين گونه شهرها هم نيازمندندتا همانند انسان، همواره در موردشان فكر ومراقبت شود.همچنانكه دوكسياديس تفاوت اصلي بين تكامل شهركهاي انساني وموجودات طبيعي ( ارگانيزم بيولو‍ژيكي ) را در هدايت سازمان يافته نيروهاي آگاه مي داند.
اماجيكوبز با استفاده از مفاهيم مدرنيسم ، براي اولين بار شهر را به عنوان يك نظام مورد بررسي قرار داد ومعتقد بود كه مسائل شهري نه صرفا ساده هستند ونه داراي پيچيدگي نابسامان، بلكه داراي« پيچيدگي سامان يافته »همانند علوم زيستي اند.اين نوع درهم تنيدگي درشهر نشان از تقابل عوامل متفاوتي دارد كه شهر همانند يك سيستم زنده عمل مي كندواز قدرت خود تنظيمي برخوردار است.( جمالي وحيدري چيانه :1380،33)
در حاليكه مهديزاده شهر رابه مثابه يك سيستم اجتماعي پويا وباز مي داند كه در سه سطح از حركت مكانيكي ، زيستي واجتماعي در هم آميخته وباانواع فراسيستمها وزيرسيستمهاي متعدد در ارتباط مي باشد برنامه ريزي شهري مستلزم ايجاد يك يكپارچه ازسطوح مختلف برنامه ريزي است كه نحوه پيوستگي وهماهنگي ميان سيستمهاي فرادست وفرودست را نشان دهد.( مهديزاده: 1382، 81ـ82).
از ديد فضايي به عقيده لينچ ، شهر را مي توان يك داستان ، الگويي از روابط گروههاي انساني ، فضاي توليد وتوزيع ، حوزه ي عملكرد نيروهاي كالبدي ، يك رشته تصميمات مرتبط ويا به عنوان ميدان تضادها نگريست. لينچ در كتاب تاريخ شكل شهر ، از سه نوع تئوري شامل« برنامه ريزي »، «عملكردي » ، « هنجاري » كه در توصيف شهر به عنوان يك پديده ي فضايي دارند ياد كرده است( لينچ : 1381، 45).
بطور معمول شهرها برانند كه بافرايند برنامه ريزي،طرحهاي توسعه آتي را هماهنگ ومنطبق بانظامهاي برنامه ريزي مدون خود كنندامارشد سريع جمعيت

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه فضایی، زیست محیطی Next Entries منابع مقاله درمورد توسعه شهر، توسعه درونزا، سلسله مراتب، اوقات فراغت