منابع مقاله درمورد توسعه شهر، خرده فروشی، محل سکونت، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

براين انديشه است كه فن آوري نمي تواند هرگونه كاهش منابع طبيعي را جبران سازدوسرمايه اي مكمل سرمايه ي انسانساخت است.ودر اين راستا سازمان ملل از مباني وديدگاه مفهومي توسعه ي پايدار حمايت مي كند وراه دستيابي به توسعه پايدار را وجود بسترهاي فرهنگي مناسب مي داند كه با آموزش وآگاهي دادن به مردم مي توان به آن دست يافت.بنابراين يك الگوي توسعه پايدار شهري بايد قابليت سازگاري وانطباق را در زمان تغييرات اجتماعي واقتصادي وارزشهاي فرهنگي را داشته باشد.با وجود اينكه جمعيت به عنوان مولفه ي اصلي در پايداري مطرح است، بايد چگونگي تاثير گذاري مولفه جمعيت بر عوامل اقتصادي ـ اجتماعي ومحيطي كه شهر را به سيستمي يكپارچه تبديل مي كند مورد بررسي قرار گيرد( قرخلووحسيني: 1385،161)
درجهت رسيدن به رشدوتوسعه شهري پايدار لازم است تعادل در عرصه ها ي مختلف شهر برقرار شده باشدوتعادل جمعيتي با توجه به نصاب خدمات ، تاسيسات وامكانات شهر بدوا اندازه شهر را در ذهن متبادر مي سازد مشكلي كه بوفور در جوامع شهري امروز كشور ما بدان توجه كمتري مي شود وراحت ترين كار دست اندازي به حومه هاي شهري وتخليه حفره اي در داخل محدوده شهري است لذا توجه به اندازه شهر بسيار حياتي مي باشد.
انگاره « شهر با اندازه محدود » با توجه به مباحث اجتماعي ومسائل ديگر پي در پي در طول تاريخ مطرح بوده است پيش از ابنزر هاوارد اين مفهوم توسط ديگران نيز استفاده شده است افلاطون در كتاب « قوانين» به مسئله اندازه شهر مي پردازد وپيشنهاد مي كند اندازه شهر مي بايست به 5040خانوار محدود گردد. ارسطونيز در كتاب « سياست وقانون اساسي آتن » موضوع اندازه شهر را را مورد بررسي قرار داده است. توماس مور ( 1535ـ 1478 ميلادي )نير در كتاب « آرمانشهر» ايده مجموعه اي متشكل از 54 شهر را كه هر يك جمعيتي معادل 6000 خانوار داشته وفواصل شهر ها كه بر اساس قاعده ومقررات مشابهي تنظيم شده اند ارائه داد.
در دوران اخير تلاش صاحبنظران در خصوص مسئله اندازه بهينه شهر به مطالعات جديد حول دو محور عمده انجاميده است كه شامل : الف) نظام شهري بهينه كه نظامي سلسله مراتبي از شهرهاي مختلف الاندازه است وتواما سيستمي كارا ومتعادل را بنا مي كند.، و ب) تراكم قابل قبول ومطلوب مي شوند.( عزيزي : 1382، 31)
شايد لوكور بوزيه را بتوان بزرگترين مروج ايده شهرهاي با تراكم زياد دانست مفهوم شهر هاي پرتراكم با طرح پيشنهادي لوكوربوزيه موسوم به « شهرمعاصر» درسال 1922 مطرح گرديدپروژه مزبور مي بايست سه ميليون نفر را در خود جاي مي داد وتراكمي فوق العاده زياد يعني 1200نفر درج داشت. ساختمان هاي اداري ودفاتر شهر مزبور برجهاي 60طبقه اي بودند كه تنها پنج درصد از سطح زمين را اشغال كردند برجهاي مزبور در مركز شهر تجمع داده شده بودند واطراف آنها را فضاي باز وسيعي محاصره مي نمود وسپس آپارتمانهاي مسكوني هشت طبقه اي كه تراكمي معادل 120 نفر درجريب داشتند مجموعه برجهاي 60طبقه را احاطه مي كردند( گولاني، 55:1976).
در مقابل « شهر عمودي » يا « شهر پرتراكم » گروهي ديگر نيز « شهر افقي» يا« شهر كم تراكم» را پيشنهاد كرده اند. ابنزر هاوارد در تقابل با فشردگي تراكم ، زشتي و وضعيت غير بهداشتي شهرهاي اروپايي قرن ، الگوي باغشهرها را در سال 1894 در كتابي تحت عنوان « فردا» ارائه نمود. شهر پيشنهادي هاوارد جمعيتي برابر 30000نفر را در سطحي معادل 1000در خود جاي مي داد وآنگاه كل شهر توسط كمربندي از اراضي كشاورزي در برگرفته مي شد.( شكوهي ، 1387: 8)
مفهوم شهر افقي نخستين بارتحت عنوان « اكامنوپليس» توسط « دوكسياديس » وهمكارانش در سال 1962 مطرح گرديد .شهرمزبور در نهايت مي بايست ازطريق سيستم ممتد ويكپارچه ازساختمانها ومحلات يك «مجتمع زيستي جهان شمول»را پديد مي آورد .فرضيه زيرين اكامنوپليس اين بود كه رشد مناطق كلانشهري درآينده اجتناب ناپذير است وشهرها از طريق دگرديسي سريع خود از مرحله « شهر كوچك» به شكل « شهر بزرگ» وسپس به كلانشهر ونهايتا به شكل شهر ـ منطقه در خواهند آمد طبق تعريف دوكسياديس شهر منطقه يا مگالاپليس سيستمي شهري است كه از تلفيق تدريجي چندين شهر وكلانشهر حاصل مي شود وجمعيتي بالغ بر دهها ميليون خواهد داشت. ( عزيزي : 1382، 32).
موضوع فشردگي يا عدم فشردگي شهري ( شهر افقي يا عمودي )از جمله مباحث بسيار مهمي است كه مدتها تلاش بسياري از برنامه ريزان جهت ارتقاي محيط شهري را بخود معطوف داشته است واين مفهوم وسيع آن يك موضوع وسيع شهرسازانه زيست محيطي مي باشد زيرا از يك طرف هزينه هاي آماده سازي زيرساخت شهري با توجه به نوع توسعه تفاوت مي كند واز سوي ديگر ازدحام بيش از حد جمعيت شهري منجر به افزايش مسائل اجتماعي مي گردد.بسياري از سياستگزاران توسعه شهري پايدار ، در طرفداري از زندگي باتراكم زياد چنين ادعا كرده اند كه راه حل شهر فشرده به كاهش گرايش به سوي توسعه بي رويه پيراموني كمك خواهد كرد وبه ارتقاي پايداري وسرزندگي شهري ياري خواهد رساند.
2ـ2ــ نظریه هاوديدگاههاي مربوط به ساخت شهر
نظریه هایی که در زمینه ساخت شهرها ارائه شده نمی توانند ملاک عمل کاملی برای تعیین ساخت یک شهر باشند خاصه آنکه شهرها چه ازعلت وجودی وچه ازدیدگاه توسعه های بعدی خود ازیک قانون یاروش مشخص پیروی نمی نمایند. چه بسا شهری یکی ازساختهای مربوطه را داشته باشد درحالیکه شهر همجوارش اساس ساختش برمبنای دیگری باشد ویاهیچیک ازساختهای شهری ذکرشده رادارا نباشد .بطورکلی می توان نظریه های ساخت شهر را به عنوان خطوط اصلی مطالعه ، جهت شناخت خصیصه های شهری به کارگرفت هریک ازنظریه های فوق واقعیتهای چندی رانشان می دهندامالازم است که دربعضی ازآنها تعدیل وتغییری صورت گیرد.عوامل طبیعی وآب وهوایی،معیشت واقتصادجمعیت، اجتماعی وفرهنگی ازجمله عوامل موثر برشکل گیری ساخت شهری هستند.در اینجا به تعدادی از نظریه های مربوط به ساخت اکولوژیک شهر اشاره می شود:
2ـ 2ـ1ـ نظریه ساخت دوایرمتحدالمرکز
این نظریه توسط ارنست برگس ارائه شده است .الگوی ساخت شهر براین اصل استواراست که توسعه شهر ازناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته وتعدادی مناطق متحدالمرکز راتشکیل می دهد این مناطق باناحیه مشاغل مرکزی شروع شده وبه وسیله منطقه درحال تحول احاطه می شود که خود درحال تبدیل به ادارات وصنایع سبک بوده ویابه واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند.این قسمت ناحیه ای است که مهاجرین شهر به طرف آن جلب می گردندوبه نوبه خود یامسکن کارگران است یا محل بعضی ازساختمانهای قدیمی شهرمی باشد .
برگس درشناخت ساخت اکولوژیک شهر ،شهرشیکاگوکه یکی از شهرهای پرجمعیت امریکاست انتخاب می کند وی میگوید:جمعیت شهر شیکاگو درداخل دوایر ودرپنج منطقه زندگی می کنند.وی ساخت اکولوژیک شهر شیکاگو راکه آنرادرمورد دیگرشهرهای دنیا تعمیم می دهد به این شرح بیان می کند:
منطقه اول( دایره اول )، مرکزتجارت شهر، فعالیتهای اجتماعی واداری ، موسسات حمل ونقل ، هتلهای قدیمی ، رستورانها وبانکهاست
منطقه دوم، ازواحدهای مسکونی ، صنایع سبک ومنطقه آلونک نشین تشکیل می شود که بیشترین جرم وجنایت در این منطقه انجام می گیرد وگاهی آزآن به عنوان منطقه تحول درشهرها نام می برند.
منطقه سوم ،محل سکونت کارمندان وکارگران کارخانه هاست که بیشترآنها ازمنطقه دوم به اینجا آمده اند ومایلند درمجاورت محل کارشان زندگی کنند.
منطقه چهارم، محل سکونت طبقه ممتاز، مرفه یامتوسط شهری است.
منطقه پنجم، شامل حومه های خوابگاهی وشهرکهایی است که ساکنان آن درطول روز به محل اشتغال خود درشهر می روند وعصرها آن مراجعت می کنند.( شکويی :1390،512)
2ـ2ـ 3ـ نظریه ساخت قطاعی شهر
این نظریه توسط همر هویت مطرح شده است .برخلاف نظریه دوایرمتحدالمرکز درنظریه ساخت قطاعی شهر ، شهرها نمی توانند برای همیشه حالت دایره ای شکل بودن مناطق داخلی خودراحفظ کنند.بلکه حالت قطاعی بیش ازدایره ای زمینه مساعدی راجهت توسعه بدست می اورد. دراین نظریه عامل اجاره خانه می تواند به عنوان راهنما، مطالعه شهرراعملی سازد طبق نظریه فوق نخست آنکه منطقه واحدهای مسکونی گران قیمت ازکانون اصلی خود در طول خطوط شبکه رفت وآمد شروع به توسعه می کند وچنین واحدهایی به طرف زمینهای دور ازخطر سیلاب وعوامل آلوده کننده محیط زیست قرارگرفته است.واحدهای مسکونی بااجاره بهای بیشتر به سوی فضاهای باز دور ازمحدودیتهای نامساعد طبیعی قراردارد وجابجایی ساختمانهای اداری وتجاری توسعه واحدهای مسکونی گران قیمت رادرجهت عمومی عملی می سازنددر ساخت قطاعی شهر ، راههای شعاعی ازمرکز شهر به اطراف کشیده می شودوعامل دسترسی به این راهها ویا دوری از آنها قیمت زمینهای شهری را درمناطق مختلف شهر تعیین می کند.( شيعه :1370، 61)
2ـ2ـ4ـ نظریه ساخت چند هسته ای
این نظریه توسط چانسی هریس وادوارد اولمن ارائه شده است اساس این تئوری براین اصل قرار دارد که شهرهای کوچک دارای یک مرکز ویا هسته واحد می باشند اما شهرهای بزرگ امروزی ، همگی دارای هسته های متعددی هستند که درداخل شهرها ارتباط مسیرهای حمل ونقل تشکیل این هسته هارا امکان پذیر می سازد.در شهرها مسیرهای حمل ونقل از یک سری ایستگاههای خطی در طول مسیر شان برخوردارند درمجاورت این ایستگاههاوازجمله ایستگاه راه آهن ، تراکم محدودی از فعالیتهای تجاری ظاهر می شود.فرودگاهها، جهت تمرکز پاره ای از فعالیتهای تجاری ،زمینه مساعدی می یابند.
عنوان هسته دراین نظریه، به همه فعالیتهایی اطلاق می شود که دراطراف خود به توسعه شهر امکان می بخشد که از آن جمله اند:مناطق مسکونی ، تجاری ، صنعتی، دانشگاهی ، مذهبی وزیارتگاهی ، عمده فروشی ومانند آنها.
بخش مرکزی شهرها هسته ای از مناطق عمده فروشی وخرده فروشی ، بانکها ودفاتر تجاری رادر خود دارند .تاسیسات عمده فروشی،بیشتر به تشکیل هسته هایی درطول راه آهن ها وراههای اصلی تلاش دارند .صنایع سنگین شهر، در منطقه های حاشیه ای شهر، هسته جدید رابوجود می آورند.
همه این عوامل برشمرده شده، دراطراف خود به توسعه شهر امکان میدهند وهسته هایی جدید را می سازند.فعالیتهای دیگراقتصادی ، اجتماعی شهر نیز به دور چنین هسته هایی حلقه می زنند.( همان منبع)
2ـ 2ـ5ـ نظریه ساخت عمومی شهر
این نظریه توسط رابرت دیکنسن ارائه شده است که مطابق نظریه فوق شهر به مناطق زیر تقسیم شده است :
1ـ منطقه مرکزی : شامل مرکز وبخش قدیمی شهر ،که مجموعه ای از مراکز عمده فروشی، خرده فروشی،تجاری واداری وبخشی از واحدهای مسکونی است.
2ـ منطقه میانی: که شامل یک منطقه متراکم می شود وصنایع سبک کوچک رانیز درخود جای داده است.
3ـ منطقه بیرونی: که اصولابعنوان یک منطقه مسکونی بشمار می اید.این منطقه ، منطقه ای باز بافضاهای پر وسعت وپارکهای عمومی است در این منطقه خصیصه های شهری درمحل تقاطع وسایل ارتباطی یک هسته قدیمی،بازارمحلی ، یک روستا یاهسته کهن صنعتی ، شکل گرفته وهمه جاگیر می شود.
4ـ حاشیه شهر یامرزهای دهشهر: که یک منطقه بیرونی شهری است وآن سوی مرزهای اداری شهرواقع شده است ویک حوزه پروسعت روستایی بشسمار می رود. باتوسعه شهر،مناطق مسکونی بسوی منطقه بیرونی پیش رفته وصنایع جدید درمسیر راههای ارتباطی مهم ودر اطراف شهرکها وروستاها ایجاد می شوند.
2ـ 2ـ 6ـ نظريه ساخت خطي يا كريدوري
« اسپنيارآرتور سوريا ماتا» در سال 1882نظريه شهر خطي را كه مي بايست در اطراف مادريد احداث شود بيان كرد .وي معتقد است كه بايد ستون فقرات شهر را يك خيابان به عرض 40 متر تشكيل دهد تا در مركز آن مسيرهاي رفت وبرگشت راه آهن احداث شود ودر اين بافت بلوكهاي ساختمان چهار گوش نبايد بيش از يك پنجم زمين را اشغال كند .شهرهاي خطي ضمن توسعه طولي خود ، سبب اتصال طولي خود ، سبب اتصال شهرهاي نقطه اي موجود با يكديگر نيز مي شوند.در اين طرح تقسيم عادلانه كاربري زمين وجود دارد( زياري ،1387: 28)
در سيستم خطي يا كريدوري بعضي شهرها وظايف جديدي مي پذيرند وبرتر وسريعتر از ديگر شهرهاي جهان به توسعه مي پردازند ودر اين زمان مرزهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد توسعه شهر، سازمان فضایی، ساختار فضایی، مبانی نظری Next Entries منابع مقاله درمورد توسعه شهر، ساختار شهر، دوره ساسانی، سلسله مراتب