منابع مقاله درمورد تصویر بدنی، درونی سازی، کمال گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

.

1-5-3- شاخص توده بدنی53
سازمان بهداشت جهانی (WHO،1998) یک نظام درجه بندی را برای طبقه بندی وزن اضافی و چاقی در بزرگسالان برطبق BMI معرفی کرده است. در سازمان بهداشت جهانی (WHO) وزن اضافی به عنوان یک BMI 25 و چاقی به عنوان یک BMI 30 تعریف شده است. سازمان بهداشت جهانی (WHO) شش طبقه انتخابی را براساس خطر مشخص بیماری های همبود (همبسته) با سطوح متفاوت BMI ارائه نموده است (جدول 2-1). برای نمونه خطر بیماری های همبود در طبقه وزن طبیعی (BMI=18/5 – 24/9) معمولی و در طبقه بالاترین وزن، چاقی طبقه III (BMI40) خیلی شدید تلقی شده است.

جدول 1-1 نظام طبقه بندی WHO از اضافه وزن و چاقی بر پایه ی شاخص توده بدن
BMI
طبقه
خطر بیماری های همبود
5/ 18 ›
کمبود وزن
پایین ×
9/24-5/18
وزن طبیعی
معمولی
9/29-25
اضافه وزن
فزاینده
9/34-30
چاقی طبقه ی I
متوسط
9/39-35
چاقی طبقه II
شدید
40 ≥
چاقی طبقهIII
خیلی شدید

مطابق مراکز کنترل بیماری امریکا (CDC200154) لاغری به صورت BMI زیر صدک پنجم، وزن اضافه به صورت BMI بالای صدک هشتاد و پنجم و نود و پنجم و چاقی به صورت BMI بالای صدک نود و پنجم تعریف شده است. چاقی شکمی نیز به صورت نسبت دور کمر به دور باسن (WHR55) بیشتر یا مساوی 8/0 در خانم ها و WHR بیشتر یا مساوی 9/0 در آقایان در نظر گرفته شد.(قمرانی، 1390)
1-5-4-خودشی انگاری56
خودشی انگاری زمانی اتفاق می افتد که بدن زن یا قسمتی از آن یا قابلیت های جنسیش از فرد جدا شده و به عنوان نمایش گر او تلقی می شود (فردریکسون و رابرت، 1997).

1-5-5- درونی سازی لاغری ایده آل57
درونی سازی لاغری اشاره دارد به وسعتی که افراد به صورت شناختی با ایده آل های تعریف شده اجتماع برای لاغری اشتغال فکری دارند (تامپسون و همکاران، 2002).

1-5-6- کمال گرایی58
کمال گرایی یعنی گرایش فرد به داشتن مجموعه ای از معیارهای افراطی و تمرکز بر شکست و نقص ها در عملکرد و اعتقاد به کامل بودن و احساس اضطراب و فشار روانی بالا و ترس از این که فرد نتواند مطابق با انتظارات خود زندگی کند (فلت و هویت،2006؛ به نقل از ملکیان بهابادی، 1388).

1-6- تعریف عملیاتی متغیرها

1-6-1-اختلال خوردن
اختلال خوردن بر اساس نمره آزمودنی در مقیاس تشخیصی اختلال خوردن و تست نگرش خوردن مشخص می گردد.
1-6-2-نارضایتی بدنی
نارضایتی بدنی بر اساس نمره آزمودنی در در پرسش نامه شکل بدنی مشخص می گردد.
1-6-3-کمال گرایی
کمال گرایی بر اساس نمره آزمودنی در مقیاس کمال گرایی اهواز مشخص می گردد.
1-6-4-درونی سازی لاغری
درونی سازی لاغری بر اساس نمره آزمودنی در مقیاس تفکرات کلیشه ای و قالبی در مورد بدن ایده آل مشخص می گردد.
1-6-5-خودشیء انگاری
خودشی انگاری بر اساس نمره آزمودنی در پرسش نامه خودشیء انگاری مشخص می گردد.
1-6-6-شاخص توده بدنی
شاخص توده بدنی بر اساس تقسیم کردن وزن افراد بر حسب کیلو گرم بر مجذور قد بر حسب متر محاسبه می گردد.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه‌ی پژوهش

2-1-مقدمه

در این فصل به بررسی مبانی نظری تصویر بدنی و اختلالات خوردن و پیشینه تحقیقی نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن و متغیرهای تاثیر گذار بر آن ها به ترتیب قرار گیری در مدل پرداخته خواهد شد.

2-2- مبانی نظری

2-2-1-تصویر بدنی
تصویر بدنی به عنوان تجسم های درونی از جنبه های ظاهری بدن تعریف شده است (تامپسون و همکاران، 1999؛ به نقل از راتل، 2004؛ به نقل سیرز، 2007). طبق نظر کش و پروزینسکی 59(1990) تصویر بدنی یک ساختار چند بعدی است که به طور گسترده ای توصیف کننده تجسم های درونی و ذهنی از ظاهر فیزیکی و تجربه بدنی است. سیمپلای (2000) 60معتقد است که تصویر بدنی بیانگر نگرش شخص درباره بدنش است. تصویر بدنی ظاهر واقعی ما یا این که چطور برای دیگران به نظر میرسیم نیست، بلکه دیدگاه درونی خودمان از این که چگونه به نظر می رسیم ، این که ما فکر می کنیم چطور به نظر دیگران می رسیم و این که چه احساسی درباره دید خودمان داریم، است (تامپسون و همکاران 2002). مفهوم تصویر بدنی ثابت نیست و تعریف فرد از تصویر بدنی آرمانی اش در سراسر عمر تغییر می کند. این نگرش ها تحت تاثیر دامنه ای از متغیرها مانند بازنمایی رسانه ها، رسوم فرهنگی و نگرش های دوستان تغییر شکل می یابد (آسپورت، 2001). این تغییر دیدگاه ها معمولا با تغییر احساسات و افکار همراه است و حتی ممکن است در موقعیت های مشخص رفتار را تغییر دهد. طبق نظر تامپسون و همکاران (2002) یک مدل پیوستاری بهترین شیوه برای مفهوم سازی تصویر بدنی است. یک اختلال اختصاصی ممکن است شکل های بسیاری به خود بگیرد به صورت ادراکی61، ذهنی62(شناختی یا عاطفی) و رفتاری 63(تامپسون 1996؛ به نقل از سیرز، 2007). عنصر ادراکی تصویر بدنی مختل شده یک برآورد افراطی اندازه بدن است، عنصر شناختی ممکن است شامل انتظار غیرواقعی برای یک ویژگی ظاهری مشخص باشد، عنصر عاطفی اشاره به احساسات درماندگی و اضطراب درباره ظاهر شخص دارد و جنبه رفتاری نشان دهنده اجتناب از موقعیت هایی است که ارزیابی تصویر بدنی را راه اندازی می کنند (تامپسون و همکاران، 2002).

2-2-1-1رویکردهای نظری به تصویر بدنی
اگرچه شواهد فراوانی در تایید نظریه های کوچک 64مانند نظریه مقایسه اجتماعی در مورد تصویر بدنی وجود دارد ( لین و کویلیک 652002؛ موریسون، کالین و موریسون، 662004) مبانی نظری این مفهوم همچنان ضعیف توصیف شده اند (پولیوی و هرمان، 672002). تصویر بدنی به عنوان یک ساختار چند بعدی می تواند نظریه های زیادی را برای تبیین نارضایتی بدنی به خدمت بگیرد. نظریه ها در حوزه تصویر بدنی به طور کلی در امتداد نظریه های ادراکی و نظریه های ذهنی مطرح می شوند. نظریه های ادراکی اختلال های تصویر بدنی صحت و درستی ارزیابی شخص از خود را بررسی می کنند، این جنبه تصویر بدنی اغلب بر حسب اختلال های خوردن 68مورد بحث قرار می گیرد زیرا بدن ادراک شده شخص به صورت کوچکتر یا بزرگتر از اندازه واقعی اش به عنوان یک معیار تشخیصی در این اختلال به کار می رود (هاینبرگ، 1996؛ به نقل از سیرز، 2007).
نظریه های ذهنی رضایت از بدن یا بخش های خاصی از بدن را توصیف می کنند یا به بررسی اختلال های ذهنی می پردازند. دسته اول بیشتر در جمعیت های غیربالینی و دسته دوم در جمعیت های بالینی مورد استفاده قرار می گیرند. نظریه هایی که اختلال های ذهنی را تبیین می کنند به نظریه های تحولی و اجتماعی – فرهنگی تقسیم می شوند (هاینبرگ، 1996). نظریه های تحولی بر نقش مهم دوران کودکی و نوجوانی در اختلال تصویر بدنی مربوط به سنین بزرگسالی تاکید می کنند، نظریه های اجتماعی – فرهنگی تاثیر آرمان های اجتماعی – فرهنگی معمول ، انتظارات و تجربه ها را در علت شناسی و تداوم اختلال تصویر بدنی بررسی می کنند . این نظریه ها شامل: 1) آرمان های اجتماعی – فرهنگی یا فرهنگ لاغری692) نظریه های فمنیستی و جامعه پذیری نقش جنسیتی703) اختلاف از خودآرمانی و مقایسه اجتماعی71 می باشد (تامپسون 1996؛ به نقل از سیرز، 2007). هر دو دسته نظریه های تحولی و اجتماعی– فرهنگی ممکن است در تبیین نارضایتی تصویر بدنی مورد استفاده قرار گیرند. در زیر به چند نظریه مهم و مطرح در این حیطه پرداخته می شود.

2-2-1-1-1-نظریه های اجتماعی – فرهنگی
نظریه اجتماعی – فرهنگی معتقد است که نارضایتی زنان از ظاهر فیزیکی شان به عوامل زیر مربوط می شود: 1) آرمان های لاغری که در جوامع غربی ترویج می شوند و در نظریه فرهنگ لاغری به آن پرداخته می شود 2) تمایل زنان برای پذیرفتن بدن به عنوان شی 72به جای بدن به عنوان فرایند 73که تحت عنوان نظریه شی انگاری 74شرح داده خواهد شد 3) پیش فرض لاغری خوب است که بر پاداش های جذاب بودن (لاغری) و هزینه های غیر جذاب بودن (چاقی) تاکید دارد. باید ذکر شود که آرمان های لاغری و فرضیه لاغری خوب است دو چیز متمایز را نشان می دهند، اولی بر ظاهر جسمی آرمانی به ویژه یک بدن لاغر برای زنان دلالت دارد. دومی بر فواید حاصل از ظاهر آرمانی به ویژه مزیت هایی که زنها معتقدند به عنوان کارکرد لاغری به دست می آو.رند دلالت دارند.
هنجارهای زیبایی زنانه در فرهنگ غربی در دوره های مختلف متفاوت بوده اند. آرمان های زنانگی فعلی بر یک بدن باریک تاکید می کنند ، برای نمونه مدل های مجله های 20 سال قبل 8% کمتر از متوسط وزن داشتند، امروزه مدل های مجله ها 23% کمتر از متوسط وزن دارند. تصویرها قالبی از بدن های زنان و مردان آرمانی مدام در تلویزیون ارائه می شوند. و افراد جامعه با استفاده از این معیارها درباره خودشان قضاوت می کنند (آسپورت، 752001؛ به نقل از قاسمی، 1388). شباهت های میان بدن های آرمانی و بدن خود شخص ستایش می شود و تفاوت ها غیر جذاب محسوب می شوند. یک تصویر بدنی منفی می تواند هنگامی که ادراک خود تا حدی زیاد از آرمان ها فاصله دارد رخ بدهد. زنان جوان در جوامع غربی اغلب با تصویر های غیرواقعی زن بر حسب شکل و اندازه بدن روبرو می شوند. مقداری که یک شخص از نظر شناختی با این آرمان های اجتماعی جذابیت درگیر می شود و به رفتارهایی که موجب نزدیک شدن به آنها می شود می پردازد درونی سازی آرمان لاغری نامیده می شود. درونی سازی آرمان های لاغری به طور مجازی برای اغلب زنان غیر قابل دسترس هستند (تامپسون و همکاران، 2002). این تصاویر معیارهایی را برای بدن وضع می کنند که زنان آرزو می کنند آن گونه باشند، در نتیجه هشداری می شود برای زنان جوان که رژیم بگیرند. بسیاری از زنان هم اکنون یک برنامه رژیمی دارند حتی زنانی که وزن بهنجار دارند خودشان را خیلی سنگین می دانند و به دنبال دستیابی به این آرمان هستند.

2-2-1-1-2- نظریه های فمینیستی و شیء انگاری
نظریه های فمینیستی بر نقشی که هنجارهای فرهنگی و انتظارات جنسیتی 76در شکل گیری تصویر بدنی بازی می کنند، تاکید می ورزند (پولیوی و هرمن، 2004؛ گیلبرت و تامپسون، 771996؛ به نقل از سیرز، 2007). تاثیر این متغیرها به ویژه بر زندگی دختران و زنان جوان که در حال ساختن و بازسازی و رشد هویت هستند و از طرفی رشد فیزیکی / جنسی را تجربه می کنند بیشتر است (بومبری، 1997؛ تورن و لوریا، 1999؛ به نقل از سیرز، 2007). یکی از نظریه های خاص فمینیستی که نارضایتی بدنی را در بافت فرهنگی می بیند نظریه شی انگاری است. فردریکسون و روبرت 78(1997) نظریه شی انگاری را به عنوان تبیینی برای نارضایتی تصویر بدنی و اهمیت ظاهر برای زنان مطرح کردند. آنها مدعی شدند که زنان و دختران براساس معیارهای اجتماعی می آموزند که خودشان را بر مبنای ظاهر فیزیکی شان ارزیابی کنند. معیارهایی که دیگران برای قضاوت برای آنها به کار می بندند. بر مبنای این نظریه بعضی از تاثیرات اجتماعی – فرهنگی زنان را به سمت شی انگاری سوق می دهند. آرمان های اجتماعی که به اهمیت ظاهر زنانه توجه می کنند و این تمایل در فرهنگ غربی که زن باید به عنوان یک شی 79در نظر گرفته شود نه به عنوان یک وسیله کارکردی 80(استرلان، مهافی و تیگمن، 812003؛ به نقل از هافشیر، 822003). نمونه هایی از این تاثیرات محسوب می شوند. فردریکسون و روبرتس معتقدند که برنامه های رسانه ها از قدرتمندترین انتقال دهنده های پیام های شی انگاری هستند. نوع بدن باریک که توسط رسانه ها تبلیغ می شود ممکن است برای زنان معیاری آرمانی فراهم کند هم به این خاطر که خیلی بر آن تاکید می شود و هم به این خاطر که به صورت مثبت تقویت می شود (فوتس و بورگراف، 2000؛ به نقل از هافشیر، 2003). فردریکسون و روبرت مطرح کردند که سیستم های گسترده ای از پاداش و تنبیه در فرهنگ ا وجود دارند که بر زیبا بودن فیزیکی و لاغری به عنوان معیاری برای جذابیت تاکید می کنند. به خاطر شیوع شیء انگاری جنسی در فرهنگ آمریکا زنان به این سمت می روند که به بدن خود به عنوان یک شی بنگرند که بیش از هر چیز بر مبنای ظاهر فیزیکی ارزش گذاری می شود ، این دیدگاه نسبت به خود

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد کمال گرایی، تصویر ذهنی، درونی سازی Next Entries منابع مقاله درمورد تصویر بدنی، مقایسه اجتماعی، اضافه وزن