منابع مقاله درمورد براعت استهلال، پورنامداریان، نادر نادرپور، شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه ارشد

.(همان،ص.329)
3-6-1-2- 6- استعاره بعید
استعاره‌ی هنرمندانه حاصل فعّالیّت ذهن است نه تقلید. (همان،ص.190)
«تکه‌ای بهار» استعاره از« یادهای خوب »است.
تکه ای بهار را که در قلبم جا نهادی
کجا بگذارم. .(همان،ص.518)
3-6-1-3- کنایه:
«کنایه آوردن لفظی تعریف کرده که غرض آن لازم معنای دیگر است با جواز اراده لازم آن معنی. به عبارت دیگر کنایه آوردن لازم و اراده ملزوم است.» (سکاکی1407،ص.411) کنایه ترک صریح در ذکر چیزی و آوردن لازم آن است تا به وسیله آنچه در گفتار می‌آید به آنچه نیامده و مقصود است انتقال حاصل شود. (بدوی طبانه،1962،ص.177)
3-6-1-3-1-کنایه از فعل
دختر – واژه‌ی بیست ساله‌ داستانی نجوا کرد
وقتی که ورق بر می گشت. .(لنگرودی،1393،ص.50)
«برگشتن ورق» کنایه از «دگرگونی اوضاع»
نه نیشکری
که به خدمت آفتاب
کمر می‌بندد. .(لنگرودی،1390،ص.460)
«کمر بستن» کنایه از «آماده‎ی خدمت بودن» است.
3-6-1-3-2- کنایه از صفت
در شعر زیر«گوش به زنگ »کنایه از «آماده بودن» است.
همواره گوش به زنگ باید بوده باشی. .(همان،ص.57)
«پا در گل » کنایه از «گرفتار شدن» است.
و من پا در گل به سر انگشتم خیره ام. .(لنگرودی،1393،ص.689)
3-6-1-3-3-کنایه از موصوف
روشن‌دلان نمی بینند. .(لنگرودی،1390،ص.186)
«روشن‌دل» کنایه از «نابینا» است.
پرندهی پر شکسته‌ای که روی پلّه نشسته است
و پاره تنش برابر چشمانش آب می شود.(همان،ص.213)
«پاره تن» کنایه از «فرزند» می باشد.
3-6-1-4- مجاز
«شیوه ای دیگر در باز نمود اندیشه شاعرانه است آنست که سخنور واژه را در معنایی به‌کار گیرد که بر آن برنهاده نشده است. معنای نهادین و قاموسی واژه معنای راستین آن است و معنایی که سخنور در سروده خویش از آن خواسته معنای هنری آنست.»(کزازی،1368،ص.140)
دلم می‌خواهد
چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی. .(لنگرودی،1390،ص.644)
«استخوان» مجاز جز به کلّ از «تمام وجود» است.
انگشت سلیمان! دیوان مرا ببند. .(همان،ص.769)
«انگشت» مجاز از« دست » است.
3-7- بدیع معنوی
3-7-1- تناسب
شمس در اغلب اشعارش از این آرایه کمک می‌گیرد و خواننده را در طول شعر با خود همراه می‌کند تا ذهن آنها از حصار موضوع خارج نشود. او با بکار بردن این صنعت  بین کلمه ها  هماهنگی ، توازن و توافق بر قرار می‌کند:
عبادت من همین است
که شعله ورم کنی
باد خادم این معبد است
رهگذران
زائرانم. .(همان،ص.653)
3-7-2- تلمیح
در اشعار شمس لنگرودی آرایه تلمیح بسیار به چشم می‌خورد . شاعر با تداعی داستان‌های گذشته همزمان با مفهوم مورد نظر خود، خواننده را در زمان گذشته سیر می‌دهد:
زیانبار
بدان سانی فرود آمدیم
که راه‌مان به تباهی انجامید. .( همان،ص.33)
عیسای نازاده صلیب شده را
در آغوشت گیر .(همان،ص.606)
3-7-3- براعت استهلال
مقدمه‌ای که بیانگر جوّ کلّی کتاب باشد و موضوع آن را مشخص کند. (شمیسا،1376،ص.115) منظومه خاکستر و بانو ،که یکی از مهمترین منظومه‌های شمس است با براعت استهلالی زیبا آغاز می‌شود. شاعر زمان را گم می‌کند همه چیز در حیرانی مطلق است عناصر طبیعت خبر از مصیبتی بزرگ دارند:
ستاره ای شفاف!
بر می‌شوی
یا فرو می‌آیی؟
سایه های بلند !
صبح است یا غروب؟
کلون در ،چون چشمی،
حیرت زده و میخکوب نگاهم می‌کند.
شب پره‌ها هم با من مهربان‌تر شده‌اند
چه اتفاقی افتاده ست! .(لنگرودی،1390،ص.197-199)
3-7-4- ایهام
در اشعار شمس لنگرودی در کنار آرایه‌های دیگر ایهام نیز جایگاه خاصّ خود را دارد و شاعر از این آرایه غافل نشده است:
به ساحل شعرهای من قدم نه
نمی‌توانم از تو چنان بگویم که دفتر اشعارم تر شود. .(همان،ص.655)
«تر شدن شعر» ایهام به طراوت و تازگی دارد .معنای خیس شدن نیز از «تر» بر می‌آید.
اما دنیا
وقتی
در حجمی بیت و چهار متری آن قدر کوچک می‌شود
که هر دقیقه هزاران بار، برگرد جهان می‌گردی
چه تفاوت خواهد کرد. .(همان،ص.349)
«بیست و چهار متری» ایهام دارد. «اندازه ی اتاق»، و دیگر« بیست وچهار ساعت شبانه روز»
3-7-5- پارادکس
« مهم‌ترین نوع تضاد در ادبیّات پارادکس یا تناقض نماست و آن وقتی است که تضاد منجر به معنایی غریب وبه ظاهر متناقضی شود.»(شمیسا،1386،ص.111)
نمونه‌ای از این پارادکس در شعر شمس :
داغهای سرد
سوزاننده تر بود. .(لنگرودی،1390،ص.682)

3-8- بررسی تصاویر در شعر شمس:
از آنجا که تصاویر شعری شمس تصاویری بکر و قابل تأمّل هستند ابتدا به اختصار ویژگی آنها را مورد بررسی قرارمی‌دهیم. لازم است توضیحی کوتاه در باب تصویر بیان کنیم و پس از آن به مسئله بپردازیم .
دکتر محمود فتوحی رودمعجنی صاحب «کتاب بلاغت تصویر»،که در نوع خود بی نظیر است، معتقد است که «تصویر ،کاربرد زبان مجازی می‌شود که این زبان مجازی شامل تمام صناعات بلاغی همچون تشبیه، استعاره، مجاز، تمثیل، حس آمیزی و….است.» (فتوحی 1386،45)تصاویر شعری به تناسب کارکرد تخیّل در آن از تصاویر سطح به سمت تصاویر اعماق ارتقاء می‌یابند . تصاویر از منظر میزان حسی بودن ، قابلیّت تجسّم ،انطباق با معیار‌های عقلانی و هنجارهای عمومی زبان، پذیرش عامّه و سطح تخیّل و عاطفه به تصاویر اثباتی و اتّفاقی تقسیم می‌شوند. در این بخش خلاصه‌ای از خصوصیّات تصاویر،در دیوان شمس لنگرودی بیان می‌شود.
3-8-1- تصویر سطح:
از نظرگاه ارزشمندی و میزان کارآمدی هنری ، تصاویر سطح ، ساده‌ترین تصاویر شعری هستند زیرا با سطح نازلی از تخیّل مواجهیم.(هاوکس ،ترنس،1377،ص.74-73) این تصاویر در اشعار شمس جزو پرکاربردترین تصاویر است. . طیف این تصاویر متفاوت است برخی از تصاویر در همین حیطه سطح قرار می‌گیرد. این قسم تصاویر شامل تصاویری واقعی است که دور از ابهام، قابل درک و در قلمرو محسوسات می‌باشند:
موش «همستر»است جهان
بچه هایش را می‌خورد
چند قطره خون
برپوزه‌ی کوچکش می‌ماند. (لنگرودی،1390،ص.738)
سرگرمی من
نوشتن این شعرهاست
اشعاری واژگون
که از فرط خنده چشم شما را می‌بندد
و آنچه را که دلم می‌خواهد
برابر چشمتان می‌دزدم. (لنگرودی،1393،ص.416)
3-8-2- تصاویر اعماق
«آثار هنری به شکل عام و و اشعار به شکل خاص باید ابهامی در خود داشته باشد که این پیچیدگی ناشی از انتزاعی بودن آنست.»(رید، 1378،ص.16) اینجاست که تصویر اعماق آفریده می‌شود که در خود پیچیدگی خاصّی دارد . این تصاویر ناشی از تمثیل رمزی، حسّ آمیزی، پارادکس، اسطوره، تلمیحات اساطیری و غیره می‎شود.( فتوحی 1386،ص.67)
برخی دیگر از تصاویر شعری شمس در این مقوله جای می‌گیرد. او در بیشتر تصویر‌سازی‌‎هایش به علّت خیال ورزی‌های عمیق و تکاپوی ذهنی تابلویی می‌آفریند که لذّت خاصّی برای خواننده به همراه بیاورد:
انسان
شطرنج زنده
ایزد تحقیر شده …
فرشته ی از یاد رفته. (لنگرودی،1390،ص.391)
در طول جاده‌های مه آلود
جلادهای موذی بی دست
و آفتاب را
گردن می‌زدند. (همان،ص.114)
3-8-3- تصویر اثباتی
تصاویر اثباتی، تصاویری به دور از تخیّل ،عاطفه و اغراق است .شاعر بیشتر به اثبات نگرش خود می‌پردازد و غالباً تشبیه حسی به حسی است. آن دسته از اشعار شمس که گرایش به سمت کلاسیک دارند در این مقوله قرار می‌گیرند. تصاویری که با معیار‌های عقلانی هم‌خوانی داردو مورد پذیرش عامّه نیز می‌باشد (دلبری،مهری،1394،ص81):
قاتلان
مقتولان
قاضیان
همه از همین خیابان گذشتند. (لنگرودی،1393،ص.269)
3-8-4- تصاویر اتّفاقی
شاعر با آوردن تصاویر اتّفاقی در شعر خود ،خواننده را به فراسوی باورها ، اعتقادات وچهارچوب‌های عقلانی می‌کشاند. (دلبری،مهری،1394،ص82) تصاویری که مملو از صحنه‎های حیرت آور سورئال است.گرایش شمس به گزینش تصاویر سورئال در جای جای اشعارش به چشم می‌خورد. گاه این تصاویر، منطق‌گریز می‌شود و جنبۀ ناهشیار و خواب‌گونه و سوررئالیستی می‌گیرد، و فرآیند ساخت آنها، چندان تفسیرشدنی نیست. « سورئالیسم تصویری شعر شمس گاه تابلو های «رنه ماگریت» را به یاد می‌آورد که رابطه‌ی جادویی اجزاء نامتجانس آن شگفت آور است:
روزی او
کتابش را باز کرد
دو پرنده از سطور کتابش به هوای زمستانی پر زدند. (لنگرودی،1390،ص .37 )
و زمانی به فضاهای خالی و ترسناک آثار «کیریکو»و «مونش»شباهت دارد:
چه دامچاله‌ی تلخی
یک سو دریچه‌یی به برف و خون و لجن
یک سو نهنگ، حمله ارواح، هوهوی مرگ، نردبان شکسته.»(سمیعی،1369،ص.194)
«تصاویر نوآفرید یا ابداعی، خلاقیّت‌های بی‌پیشینۀ شمس لنگرودی در حوزۀ ایماژ است؛ او به تن رستم، پهلوان و اسطورۀ بزرگ و نامی، جلیقۀ خدمتکاران می‌پوشاند که باعث خنداندن مشتریان جدید می‌شود.این تصاویر، با «تصاویر بازآفرید» یا تلفیقی، همان تصاویر دست‌ساز شاعران گذشته که با برخی دست‌کاری‌ها و پرداخت‌های تازه، در شعر می‌نشیند،البته مرزهایی دارد.
سکوت تو
چاقویی زنگ‌خورده است
که به اره کردن ریشه‌های کهنۀ من می‌گماری. (لنگرودی،1393،ص.777)
شاید با دیدن «چاقوی زنگ‌خورده» تداعی کنیم که این سکوت، باعث کشتن راوی می‌شود. اما پایانی غیرمنتظره در پیش است؛ اینکه این چاقوی قدیمی، ریشه‌های کهنه، شاید گذشته‌ها و سنّت‌ها و هویت پیشین راوی را می‌بُرد. این قرائت تازه از ایماژی مستعمل، هنر شاعری است. » (پورنجاتی،1387،ص.3)
3-9- شعر شمس لنگرودی:
گفته می‌شود شهری که هر شاعر در مجموعه آثار خویش می‌سازد، حاصل معماری اوست و در برخورد خودش با تاریخ (گذشته و معاصر) و با جوانب گوناگون حیات. (شفیعی کدکنی،1390،ص.244)
شمس لنگرودی معمار اشعاریست که پیوند ناگستنی با جامعه ، طبیعت و زمان دارد. او شهری می‌سازد و در آن زوایای مختلف و پنهان زندگی را که به دست فراموشی سپرده شده‌اند، دوباره برای خواننده یادآوری می‌کند.
شمس درباره تأثیر‌پذیری از اشعار شاعران دیگر اینگونه می‌گوید: «تأثیر پذیری ما از شعر و هر هنر دیگری، نتیجه مستقیم شناخت و درک و توقعات ما از آن هنر است. وقتی پانزده ساله بودم شعر را با تأثیر از غزلیات عماد خراسانی شروع کردم. بعد تحت تأثیر یکی دو شعر فریدون تولّلی قرار گرفتم . ولی با اشعار لطیف و زنده‌ی نادر نادرپور بود که به سمت شعر نو کشیده شدم. البته بعدها من بیش‌تر تحت تأثیر شاعران جهان مثل ناظم حکمت، لورکا، فرناندوو پسوا، امه سرزو… قرارگرفتم. (لنگرودی،معقولی،1385،ص. 409-410)
مهرداد فلاح در مقاله ای با عنوان «جای دوربین‌ها عوض شده است» به بررسی تحوّلات شعر فارسی، دو دهه اخیر می پردازد. در این بررسی که تنها به شعر نو پرداخته شده است،چهار نسل شعرنو ایران از حیث میزان تأثیر پذیری یا رویگردانی از نیما طبقه‌بندی و تحلیل می‌شوند. شمس لنگرودی در بین شعرای نسل چهارم دیده می‌شود که الگوی ذهنی تازه‌ای ارائه می‌کنند ولی هنوز پیوند‌های خود را با نسل‌های پیش تا حدودی حفظ می‌کنند.(پورنامداریان، 1385،ص.15)
گاهی بازتاب‌های مختلف زندگی شاعر، باورها، و انتظارات او باعث تحوّل در اشعارش می‌شود که با خواندن مجموعه اشعار به وضوح می‌توان به این تحوّل پی‌برد و آن را لمس کرد. شمس لنگرودی از جمله شعرایی است که تحوّل در اشعارش به روشنی دیده می‌شود .
مقطعي که تأثیر عمیق بر اندیشه‌های شمس لنگرودی گذاشت، يک سالي بود که در زندان سپري شد. شمس خود می‎گوید:« زندان باعث شد بفهمم که من قرار بود جهان را عوض کنم، اما اين جهان است که مرا عوض مي کند.»(مصاحبه‎ی پیوست،ص.190) در دهه‌ی شصت که شاعر به سرایش مشغول می‌شود به قول خودش بر این باور است که جهان را دگرگون کند. به همین امر روحیه عصیانگری و نارضایتی در اشعار او دیده می‎شود. تا اینکه شاعر با خود به توافق می‌رسد که نمی‌تواند جهان را دگرگون کند در نتیجه در تأمّلات خود فرو می‎رود. این تأمّلات در سرایش

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد باستان گرایی، تتابع اضافات، واج آرایی، ریاست جمهوری Next Entries منابع مقاله درمورد تغییر نگرش، تصویرسازی، شعر معاصر، حقوق اجتماعی