منابع مقاله درمورد باستان شناسی، منابع تاریخی، استان خوزستان

دانلود پایان نامه ارشد

تاریخ خود مدرک کتبی بر جای نگذاشته‌اند و تنها نام آنان در چند اکدی آمده است، که در آنها به نام شوش یعنی منطقه جلگه ایران اشاره شده است. ساکنین جلگه پس از کشمکش های بسیار با کوه نشینان توانستند حیات سیاسی خود را آغاز کنند و وحدت سیاسی ایلام با اتحاد ایآلات و بیشتر هم از طریق ازدواج های سیاسی استحکام یافت. همانطور که ساکنین بین‌النهرین به منابع و محصولات غنی ایلام نیاز داشتند، ایلامی‌ها نیز برای دست یافتن به ثروتهای متمرکز در شهرهای بین‌النهرین، آن سرزمین را بارها مورد تهاجم قرار دادند و این تاخت و تازها موجب ذکر نام آنان در کتیبه های بین‌النهرین شد.(فاظلی پور، 1378: 31و34)
اظهار نظر بعضی از دانشمندان پیرامون پایتخت های ایلام:
«والتر هینتس» موقعیت شوش را تأید میکند. «اوان» را در شمال شوش، «انزان» را نزدیک شیراز و «سیماشکی» را نزدیک خرم آباد می داند.( هینتس، 1371: 22)
«پیرآمیه» شوش را تأید و «سیماشکی و اوان» را در جنوب شوش و «انزان» را در نزدیک شیراز مطرح می نماید.(آمیه، 1349: 68)
«جرج کامرون» شوش را تأید و «اوان» را در شمال شوش و «سیماشکی» را در غرب اصفهان می داند و «فرانس والا» از نقطه نظر زبانشناسی، شوش را «هان تان»، «اوان» را در شمال شوش و نمی تواند دو ایالت دیگر را شناسایی کند.
بطور کلی یک تقسیم بندی از تاریخ سلسله ای ایلام به شرح زیر است:
سلسله پادشاهان آوان ( 2200-2670ق.م.) یا (220-2500ق.م.)
دوره تاریک اول (2100-2200ق.م.)
پادشاهان سیماش (1850-2100ق.م.)
دوره سلسله اپارتی یا سوکل مخ ها (نایب السلطنه های بزرگ) (1505-1830ق.م.) یا (1520-1850ق.م.)
دوره تاریک دوم به مدت 150 سال (1350-1500ق.م.)
سلسله ایگهالکی (در انزان یا انشان) (1210-1350ق.م.)
سلسله شوترکی (1110-1205ق.م.) عصر طلایی ایلام
دوره تاریک سوم (760-1110ق.م.)
سلسله پادشاهان ایلام نو (640-760ق.م.).( کابلی، 1373: 22-23)

قرون تاریخی ایلام به سه قسمت تقسیم می شود:
الف- عهدی که تاریخ ایلام ارتباط کامل با تاریخ سومری‌ها و اکدی ها دارد( از زمانهای قدیم تا 2225ق.م).
ب- عهدی که گذشته های ایلام، با تاریخ دولت بابل مربوط می شود(2225-745ق.م).
ج- دوره ای که طرف دولت ایلام، دولت جدید آشور است( 745-645-ق.م).(پیرنیا، 1344: 133)

عهد اول
در این عهد تارخ ایلام تاریک است. با وجود این دیده می شود که پاتسی های سومر و اکد با ایلامی‌ها جنگ های دفاعی میکنند، اگر هم گاهی غلبه می یابند، تسلط آنها بر ایلام دوامی ندارد و بالاخره ایلام بر سومر و اکد دست یافته دولت این مردمان را برمی افکند. از اوضاع داخلی ایلام در این عهد به تحقیق نمی توان چیزهای زیاد گفت، همین قدر معلوم است که ایلامی‌ها از همسایگان غربی (سومری‌ها و سامی ها) از حیث تمدن پست تر بودند و چون مملکت آنها بیش تر کوهستانی بود و راه هایی که مساعد با تجارت باشد وجود نداشت، این ملت از مراکز عمران و تجارت دنیای آن روز دور می زیست. از حیث تشکیلات مملکتی نیز چنین بنظر می آید، که به استثنای مواقعی که دشمن خارجی استقلال ایلام را تهدید می کرد، هر یک از اقوام و طوایف زندگانی سیاسی و اجتماعی جداگانه داشتند، بخصوص مردمان کوهستانی آن که همیشه استقلال خود را حفظ می کردند. رفتار ایلامی‌ها در مواقع غلبه بر سومری‌ها و مردمان سامی خیلی خشن بود و گاهی هم از شقاوت آنها نسبت به ملل مغلوبه بعض نتایج تاریخی حاصل می شد.( پیرنیا، 1383: 36)

عهد دوم
در این عهد ایلامی‌ها با پادشاهان بابل در زد وخوردند. در دوره کاسّوها«خورباتیلا» پادشاه ایلام با«کوری گالزو» پادشاه بابل جنگید و بعد، شوتروک ناخون تا بابل را گرفته، اشیای نفیسه آنرا غارت کرده به شوش برد و بالاخره تاخت و تاز ایلامی‌ها دولت کاسّوها را از پای درآورد. از پادشاهان نامی ایلام در این دوره«شیل خاکین شوش ناک» است. این پادشاه بناهای زیاد کرد و یکی از کارهای او این است: هر بنایی را که تعمیر می کرد، مینوشت این بنا را کی ساخته بود و چه کتیبه ای داشت، عین آن کتیبه را، که به زبان سامی بود، می نویساند و ترجمه انزانی را بدان میافزود.

عهد سوم
وقایع عمده این عهد عبارت است از جنگهای آشور با ایلام. توضیح آن که ایلام تا این زمان با آشور همسایه نبود، زیرا بین این دو دولت مردمان کوهستانی واقع شده بودند، ولیکن در زمان تیگلات پالسَرْ چهارم آشوری‌ها با مردمان مزبور جنگیده بعضی را کاملا مطیع کردند و برخی را نیم مستقل گذاردند. پس از آن ایلام دولت همجوار آشور گردید.( پیرنیا، 1383: 136-138)
سقوط ایلام
در زمان چرخش هزاره دوم به هزاره اول قبل از میلاد، قطحی بزرگی در بین‌النهرین رخ داد، فاجعه ای مانند آن در خوزستان هم بوجود آمد. همچنین آشوب سیاسی به همان بزرگی و شاید مهیب تر نیز ظاهر شد که استقرار ها را به طرف دره های خوزستان شرقی عقب کشاند.
(Miroschedji p.de 1990 Iranica antiqua25 p: 49)
جنگ شاه بابلی نبوکد نصر(1104-1125ق.م.) قدرت سیاسی ایلامی‌ها را که برای مدت طولانی برتری سیاسی در منطقه داشتند را کاسته بود. پس از آن نیز با حمله شاهان آشور به شمال غرب ایلام که در این زمان بسیار ضعیف شده بودند، شاهان جلگه خوزستان جای خود را در فارس از دست داده و گروه های جدیدی به ایلامی‌های فارس فشار آورده و آنها را به طرف غرب کوچانیدند. در حدود 1000قبل از میلاد شاهان ایلامی فقط سرزمینهای شمال و شرق خوزستان را تحت سلطه خود داشتند. اما در انتهای قرن هشتم قبل از میلاد یک تجدید حیات و احیاء را در منابع تاریخی و باستان شناسی شوش از قدرت ایلامی‌ها مشاهده میکنیم. در این هنگام خوزستان با بابلی‌ها و ایلامی‌های نجد متحد می شود و یک چالش عظیم جنگی به مدت یک قرن با آشور بوجود می آید. در شوش یک معبد کوچک از اینشوشیناک که منقوش با آجرهای لعابدار و تزئینات لعابی می باشد از ارگ بدست آمده است. حجم فراوان وسایل مربوط به تدفین که شامل جواهرات، طلا، تزئینات با ارزش و شیشه های لعابدار نیز نشان دهنده یک وضعیت مناسب در منطقه می باشد. شوش مرکز آئینی و فرهنگی و شهرهای ماداکتو و هیدالتو مرکز سیاسی و نظامی شدند.
در 645 ق.م . پادشاه آشور که از نتایج جنگ های قبل ناراضی بود، باز در پی بهانه برای جنگ با ایلام برآمد و با این مقصود تام ماری تو را به ایلام فرستاده از خوم بان کالداش رد کردن کلدانی های مذکور و مجسمه «نه نه» را خواست. برای پادشاه ایلام قبول کردن این تکالیف با مرگ او مساوی بود. بنابراین تصمیم گرفت مقاومت کند. آشوری‌ها وارد شوش شده در اینجا آنچه خواستند کردند: خزانه پادشاهان ایلام که از غنایم جنگهای سابق پر بود، بدست آشوری‌ها افتاد طلا و نقره ای که بابل در موقع اتحاد به ایلام داده بود، با مجسمه ها، اشیای نفیسه معابد ایلام و آنچه در خانه ها از ثروت و اشیای قیمتی بود به نینوا منتقل شد. آشوری‌ها به کشتار و غارت اکتفا نکرده استخوانهای پادشاهان ایلام و اشخاص نامی را بیرون آورده به نینوا فرستادند.
ترجمه کتیبه آشوربانی پال راجع به فتوحات او در ایلام«خاک شهر شوشان، شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماما‍‍ به آشور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور ایلام را به تمامی عرض آن جارو کردم. من این مملکت را از عبور حشم، گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم و به درندگان، مارها، جانوران کویر و غزال اجازه دادم که آن را فرو گیرند».( پیرنیا، 1383: 140-141)

2-3- مذهب عقاید و خدایان ایلام
مذهب ایلام اگر جه در طول هزاران سال تداومی منطقی داشته، اما مدارک موجود برای شناخت آن اندک و پراکنده است. این مدارک نفوذ مذهب را برای فرمانروایان و مردم ایلام باستان آشکار می سازند و نیز نشان میدهند که مذهب ایلامی نکات مشترک و در عین حال ویژگیهای کاملا مشخص و متمایز کننده ای با مذهب همسایه غربی خود، بین‌النهرین داشته است. این ویژگی ها شامل: احترام خاص برای نیروهای جهان زیرین، سحر و جادو عنصر زن و پرستش مار بوده است. مذهب ایلام در تمام دوران ها جنبه ای جادویی داشته بطوری که حتی آشوری‌های خون سرد را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. برای بین‌النهرینی‌ها، ایلام همیشه سرزمین ساحران و شیاطین بوده است. (R. Labat, Orient 17, 1949, 5f.)
باید گفت که از دوران اولیه ایلام متاسفانه هیچ معبدی برجای نمانده و تنها بوسیله نقوش و مهرها و تصامیر برجای مانده از هزاره سوم پیش از میلاد می توان به شکل ظاهری این بنا پی برد. در ایلام قدیم معابد نسبتا مرتفع بوده اند و شکل ظاهری آنان چهار گوش بوده است (مربع مستطیل) و بر روی یک پایه ایوان مانند قرار می گرفتند. این معابد دارای آجرکاری بوده اند و در قسمت جلو روزنه دار و در جلوی معبد دو چهارچوب بلند در دیده می شود که احتمالا در سمت راست تنها جنبه تزئینی دارد و در سمت چپ برای ورود به معبد بوده و بوسیله پرده ای حصیری تا نیمه پوشیده شده است.(مجیدزاده، 1370: 77) یکی از اصلی ترین ویژگی های معابد ایلام وجود سه شاخ بزرگ در طرفین دیوارهای آم می باشد؛ با استفاده از کتیبه های ایلامی می توان پی برد که ایلامیان این شاخ ها را نماد الوهیت می دانسته اند؛ پادشاه ایلامی شیلهک این شوشیناک از تعمیر و دوباره سازی بیست معبد در 1200 ق.م به خود بالیده است وهمچنین آشور‌بانیپال فاتح آشوری شوش در کتیبه های خود از فرمان پایین کشیدن شاخرهای برنزی ریخته گری شده از زیگورات شوش به خود مفتخر بوده است. معابد همچنین دارای محراب ها و مذبح هایی بودند که هنوز هم روی بسیاری از آنان مجاری تعبیه شده برای جاری شدن خون قربانی و یا مشروبات نذر شده نمایان است. (حیدرپور، 1381: 130)
اگر چه اسناد و مدارک بدست آمده در خصوص مذهب ایلام بسیار ناچیز است، اما همین مدارک اندک که شامل شواهدی از بناهای تاریخی، نقوش برجسته، پیکره ها، مهرهاو آثار مهرها… می باشد ثابت میکند که دین و اعتقادات مذهبی نقش بسزایی را در زندگی پادشاهان و مردمان ایلام داشته است؛ هرچند بر اساس آثار باستان شناسی بدست آمده می توان نقاط اشتراکی را میان مذهب ایلام و بین‌النهرین مشاهده نمود اما از سویی دیگر می توان به ویژگیها و خصوصیات منحصر به فرد مذهب ایلام پی برد. از جمله این تمایزات و ویژگیها عبارتند از: احترام و اهمیت وافر به جنس زن و تا حدودی اعتقاد به مادر سالاری، پرستش مار، اعتقاد به سحر و جادو و تأثیر نیروهای مافوق طبیعی و نیز قائل شدن به وجود زندگی پس از مرگ.
( آمیه، 1349: 68)
ایلامیان خدایان متعددی را پرستش می کردند و گاهی به علت داشتن روابط نزدیک با جلگه بین‌النهرین تابع خدایان آنان نیز بودند زیرا وجود رودخانه های دجله و فرات در بین‌النهرین و کرخه و دز در استان خوزستان و فقدان هر گونه موانع طبیعی و وجود کانالهای قابل کشتی رانی در طول زمان سرتاسر این منطقه را بهم مرتبط می ساخته و سهولتی در رفت و آمد ایجاد می نموده، در نتیجه مراکز فرهنگی با یکدیگر کاملا در تماس بوده و باعث ایجاد فرهنگی یکپارچه و پیدایش تمدن و تشکیلات حکومتی در بین‌النهرین و ایلام بود و همچنین شباهت های متقابل فراوانی نیز بین عناصر فرهنگی جلگه خوزستان و جنوب بین‌النهرین بخصوص در دوران‌های قبل از تاریخ به چشم می خورد.
منطقه انشان یا انزان که شامل قسمتهای شمالی و شرقی خوزستان و نواحی مرکزی و غرب و جنوب فارس بوده در تکوین این تمدن سهم بسزایی داشته‌اند و شهر باستانی شوش که در محل تلاقی رودخانه کرخه و دز در کنار رودخانه شاوور قرار داشته نیز مرکز تمدن ایلام شناخته شده است.
بر روی کتیبه ها و آجر نوشته های مکشوفه از چغازنبیل اسامی دو تن از خدایان متعدد ایلامی که از همه برتر بودند یکی هومبان و دیگری اینشوشیناک نوشته نشده است و اسامی بقیه آنها نوشته شده است ولی اقلب فرمانروایان ایلامی در آثار بجا مانده از خود مکررا از الهه گری ریشا (Giririsha) نام برده اند.
( گنجوی، 1384: 61)
در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد برای نخستیب بار، با نامهای ایزدان ایلامی به صورت جزیی از نامهای

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد تمدن ایلام، خلیج فارس، دوران تاریخی Next Entries منابع مقاله درمورد مراسم مذهبی، باستان شناسی، نقش برجسته