منابع مقاله درمورد ایدئولوژی، معماری قاجار، قرن نوزدهم، دولت – ملت

دانلود پایان نامه ارشد

قرار می گیرند. تزئینات معماری گاه تا حد ابتذال سقوط می کند و بی بندوباری، غلو ناشیانه و هرج و مرج، جایگزین تزئینات محدود و با وسواس دوره های درخشان سلجوقی و صفوی می شود. ( رک . سید هادی میرمیران، 1379 ، 54-57 )
تغییر در مواد و مصالح معماری،‌ تغییر در شکل و ساختار معماری بناها را در این دوره به دنبال داشت. به گونه ای که با توجه به تغییرات ایجاد شده در عصر صنعت و نیاز به امکانات جدید شهری، ساخت برخی از بناها از جمله ایستگاه های راه آهن، نمایشگاه ها و کارخانه ها از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت.
    معماری مدرن به راحتی در زوایای معماری کهن ایرانی رخنه کرد به طوری که در معماری بناهای دوران قاجار تاثیر این سبک معماری به وضوح دیده می شود، اما به هر حال تاثیر معماری مدرن بر بناهای مذهبی، همچون سایر بناها نبود. برای مثال می توان از مسجد سپهسالار نام برد که هر چند ساخت آن به اواسط دوره قاجار و تاثیر معماری مدرن بر معماری آن روز ایران باز می گردد، اما بنای مسجد، در قالب یک مکان مذهبی،‌ نمایانگر ارزش های معماری اسلامی و ایرانی است. هر چند مسجد سپهسالار براساس طرح ها و نقشه های یکی از نخستین فارغ التحصیلان ایرانی در حوزه معماری از اروپا ساخته شد اما در این بنا سبک اصفهانی با تزیینات اسلامی قابل مشاهده است .(منبع: مصاحبه با «علی رضا بهرمان» کارشناس ارشد مرمت؛ برگرفته شده از وبلاگ معماری و هنر)
دراین دوره تلاش می‌شد که پیوندی بین سه طیف فکری به‌وجودآید: ساختمان‌های وزارت امورخارجه، اداره‌ی پست، صندوق پس‌اندازبانک ملی را درواقع می‌توان به‌عنوان نمونه‌ی این‌گونه ساختمان‌های التقاطی نام برد. این گرایش‌های متفاوت و بعضاً متضاد درمعماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه درجریان‌های عقیدتی- سیاسی اواخر دوره‌ی قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد. 
معماری قاجار اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقا بخشیده و نوآوری هایی از نظر فضا به وجود آورد. لیکن، به نظر می رسد، قوت لازم خلق یک معماری نوین را نداشته است. بدین قرار هنر و فرهنگ ایرانی در این دوران در واقعی گامی به سوی مرزهای تفکر مدرن برنداشت، بلکه حرکتی ناخودآگاه در مسیری اسطوره ای انجام داد، اما نمی دانست که در محل تشرف جدیدش حکیم الهی وجود ندارد و این آغاز داستانی بود که سرانجام خوشی نداشت.
از صدو پنجاه سال حکومت قاجار، ( حک : 1304-1164 خورشیدی / 1925-1785 میلادی) صد سال میانی آن مصادف با قرن نوزدهم میلادی و نیمه ی دوم آن صد سال ، همزمان با حکومت ناصرالدین شاه ( 1276-1227 خورشیدی / 1897-1848 میلادی ) بود. تحولاتی که در این زمان جامعه ی ایرانی را به نحوی چشمگیر و تکان دهنده دستخوش دگرگونی کرد، در واقع انعکاس کم رنگی از تحولات عمیق و بنیانی و پردامنه ی غرب بود که از فرارسیدن عصر جدیدی در اروپای قرن نوزدهم و بعد در سراسر جهان خبر می داد . ایران نیز به اندازه ی استعداد خود ، مدرنیته ای را که در غرب متولد شده بود ، هرچند ابتر و مسخ شده تر ، تجربه کرد.
و پرسش نهایی که در این جا مطرح می شود این است: آیا معماری قاجار با توجه به موقعیت زمانی خاص خود توانسته است وظیفه خود را درباره فراهم کردن شرایط پدید آمدن معماری مدرن ایران ایفا کند؟
توجه کنیم که دوره ی قاجار مصادف با زمانی است که پایه های معماری مدرن در اروپا گذارده شد و برخی بناهای شاخص معماری مدرن پدیدار شده اند و اما در ایران تحولی اساسی که بتواند معماری مدرن ایران را پایه گذاری کند نمی توان در معماری دوره قاجار یافت و شاید این یکی از اساسی ترین مسائل تاریخ معماری ایران و نقصان های اساسی معماری قاجار باشد.
ایران نوین و برآمدن رضا شاه
دودمان قاجار بی سرو صدا و به چشم برهم زدنی منقرض شد. رضا شاه در اسفند سال 1299 خورشیدی با کودتای نظامی به جایگاه قدرت سیاسی دست یافت. هدف های ملی گرایی سکولار و مشروطه خواهی را به نام خود جا زد و وظیفه ی ایجاد دولت مدرن مقتدر و متمرکز را پیش روی خود قرار داد. که یک ارتش ملی در قلب آن جا می گرفت.
سال 1304 خورشیدی را باید سال شروع نوسازی ایران یا سال شکل گیری «ایران نوین» دانست. البته لازم به یادآوری است که مدرنیسم یا نوگرایی ریشه در تاریخ اروپا و آمریکای شمالی دارد. از قرن هفدهم میلادی مباحث مربوط به توسعه در میان فیلسوفان امور اجتماعی ، اقتصاددان ها و جامعه شناسان اروپا به طور جدی مطرح شد. از دیدگاه اقتصاد دان ها ، انباشت سرمایه به مثابه ی پایه ی توسعه ی اقتصادی که به توسعه ی اجتماعی می انجامد ، تلقی شد. برای رسین به این هدف ، یعنی انباشت سرمایه، اصل «خردگرایی» مورد توجه قرار گرفت.
کوته سخن آنکه ، نوگرایی در مفهوم عام خود به معنی نوعی « خردگرایی» غربی بود که ایجاد سازمانهای جدید اجتماعی برای جایگزینی سازمان های سنتی ، صنعتی کردن اقتصاد، سکولاریسم و ایجاد « دولت – ملت» از الزامات آن به شمار می امد. در این بینش ، شرایط مادی – نه معنوی – به رفتار و نحوه ی تفکر افراد در جامعه شکل می داد. درنهایت ، این نگرش پیشرفت اجتماعی را صرفا به رشد کمی تولید و فناوری محدود می کرد. ( رک . مولانا ،1371 : 36-29 ، بانی مسعود ، 1387)
شاید بهترین توصیف نوسازی در ایران که از آن به عنوان « شبه مدرنیسم» نام خواهیم برد، از طرف اندیشمند معاصر ، محمد علی همایون کاتوزیان، صورت گرفته باشد. او در کتاب بسیار مهم و تاثیر گذار خود تحت عنوان “اقتصاد سیاسی ایران : از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی ” به علل و عوامل ظهور چنین شبه مدرنیسمی در دوره ی رضاشاه پرداخته است. وی براین عقیده است که ظهور چنین شبه مدرنیسمی در ایران بر دو پایه استوار بود: نخست نفی همه ی سنت ها، نهادها و ارزش های ایرانی که «عقب مانده» و سرچشمه ی حقارت های ملی محسوب می شدند، و دوم اشتیاق سطحی و هیجان روحی گروهی کوچک ، اما رو به گسترش از جامعه ی شهری. ( همایون کاتوزیان، 1385 الف : 150-149)
رضا شاه به عنوان بنیان گذار «ایران نوین» و مشوق وحدت و انسجام ملی به میدان آمد. از لحاظ ایدئولوژیکی ، او و دستگاه دولتی اش برای مشروعیت حکومت شاهی از اندیشه های پیش از اسلام بهره می بردند. انتخاب نام پهلوی ، که زبان پیش از اسلام در ایران بود، برای نام فامیل خود و عوض کردن نام بین المللی کشور از “Persia” به ” Iran” در سال 1313 خورشیدی ، به مثابه تاکیدی بر میراث آریایی ها از جمله تغییراتی بود که به قصد رها کردن رهبری سیاسی از اقتدار دینی صورت می گرفت. ( به نقل از صدیق، 1354، ج 2 : 237-236)
اگر بخواهیم به صورت کلی به رئوس اصلاحات و برنامه های نوسازی رضاشاه نظری بیفکنیم، می توان برنامه ی نوسازی او را در سه دسته ی اساسی تقسیم بندی کرد :
• اصلاحات اقتصادی
• اصلاحات اداری
• اصلاحات اجتماعی
زیرشاخصه های همه ی این اصلاحات ، شکل گیری شبه مدرنیسمی بود که از طرف دولت به صورت آمرانه به اجرا گذاشته شده بود و جوهره ی این شبه مدرنیسم در چهار شاخص اصلی
• لائیسیته
• ناسیونالیسم باستان گرا
• مدرنیزاسیون
• و عقده ی حقارت ملی
که در اکثریت موارد ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند نمود پیدا کرد.هدف بلند مدت رضاشاه ، بازسازی ایران طبق الگوی غربی بود. او برای رسیدن به جامعه ای مدرن همانند جوامع اروپایی باید موانع این مقصد را که مذهب و سنت بود ، از سر راه برمیداشت. و از راه تضعیف فرهنگ و مذهب معاصر می توانست به چنین هدفی دست پیدا کند.
اهداف مهم و عمده ی رضاشاه از تبلیغ ناسیونالیسم باستان گرا را در چندین مورد می توان برشمرد، از دوران رضاشاه و با آغاز نوسازی حکومت بود که حکومت هرچه بیشتر به تاریخ پرافتخاری نیازمند شد که گذشته ی افتخار آمیز ایران باستان را به دوران پهلوی با نمودهای زندگی مدرن، تاسیس کارخانه ها ، دانشگاه ها، نهادهای اداری پیوند زند. در دوران رضا شاه با شکل گیری دولت – ملت در ایران گفتمان تازه ای شکل گرفت که هدف آن اصالت بخشیدن به هویت ملی ایرانیان بود. این گفتمان سیاسی و فرهنگی پایه ی ایدئولوژی رسمی دولت را تشکیل می داد.
از مهم ترین و بازرترین نمودهای شبه مدرنیسم ، گرایش اجتماع در تمامی ابعاد به «مدرنیزاسیون» بود . از این روست که شبه مدرنیسم شکل گرفته درایران ، تقلیدی جاهلانه و نسنجیده از نظریه ها ، روش ها، فنون و آرمان های تجربه ی شده ی کشورهای غربی است.
این پدیده در کشورهای عقب مانده از آن روست که روشنفکران و رهبران سیاسی این جوامع در مواجهه با میزان عقب افتادگی خود از کشورهای پیشرفته به علت عدم شناخت عمیق از زمینه های رشد فنی آن کشورها و بی اطلاعی از شرایط ویژه ی اجتماعی و تاریخی جامعه ی خود ، دچار عقده ی حقارت می شوند. آنان فناوری جدید را درمان قطعی تمام مشکلات فرض می کنند و ارزش های اجتماعی و روش های تولید سنتی را علل اصلی عقب ماندگی و سرچشمه ی شرمساری ملل می دانند. در نتیجه ، صنعتی شدن نه به عنوان وسیله ای برای توسعه ، بلکه به عنوان هدف غایی توسعه مورد توجه قرار می گیرد و فرهنگ بومی قربانی رسیدن به این هدف می رشود. در همین راستا محقق انگلیسی ویولت کانلی 31 در سال 1935 میلادی در توصیف شبه مدرنیسم در ایران چنین می نویسد :
” … به نظر می رسد قدرت های موجود در تهران ، صنعت ماشینی را همچون سندی حاکی از برابری با ملل بزرگتر جهان می شمارند و آن را تنها وسیله ی رهایی خود و کشورشان از عقده ی حقارت حاصل از تاریخ طولانی سکون، فساد و عقب افتادگی می دانند. ” ( به نقل از ghods ، 1991: 220 )
در ایران ، نفی سنت ها و اشتیاق به جذب ظواهر تمدن غرب با استبداد فردی توام شد. گروه روشنفکران نوگرا که یکسره با تمام امکانات مطبوعاتی و بسیج اجتماعی خود به خدمت رضاشاه در آمده بودند و سرمایه ی علمی ، ادبی، سیاسی و اجتماعی خود را به پای او می ریختند. پس از اندک مدتی به دام استبداد و خودرایی او افتادند و یکی پس از دیگری از صحنه ی اجتماع و برخی از صفحه ی هستی خارج شدند.
خیابان مهمترین نماد و واقعیت عمده ی شهرسازی رضاشاهی است. و این چیزی نیست مگر یک تمهید نظامی ، برای دستیابی به بیشترین نظم و قدرت در مراسم سان و رژه ، لازم است که یا سربازان در یک میدان وسیع عمل کنند و یا در یک خیابان طولانی و مستقیم : خط منحرف نشده ی رژه ی نظامی، به نمایش قدرت کمک زیادی می کند و هنگی که با این صلابت در حرکت باشد ، چنین می نماید که می تواند حتی دیوار سخت را بدون از دست دادن چیزی فرو ریزد. و این دقیقا همان اعتقادی بود که رضاشاه ، به طور جد مایل بود به توده ی مردم القا کند.
سبک های رایج معماری دوره ی رضاشاهی را می توان در سه گرایش معماری تقسیم بندی نمود: تداوم معماری اواخر قاجار، سبک معماری اوایل مدرن ، نئوکلاسیک اروپا با تلفیق موتیف ایرانی ( سبک ملی).
مدرنیزم یک واقعیت و یک پدیده ی طبیعی مسلم است و باید آن را پذیرفت منتها این مدرنیزم و نوطلبی در همه جا یکسان و یکنواخت نیست و با شرایط اجتماعی و اقلیمی هر آب و خاک و رنگ خاصی بخود می گیرد که نماینده ی سنت ها و آداب و رسوم مردم آن سرزمین است . ( هوانسیان، 1348: 36-35 )
عصر حاضر نمایانگر گسستی کامل و چاره ناپذیر از گذشته است و نه مرحله ای بعدی در توسعه ی پیوسته ]عصر گذشته[ که با آن اساسا ارتباط درونی داشت. اغلب گمان می رود ه این گسست چنان کامل است که هیچ یک از مفروضات ارزشمند فرهنگهای مختلف قبلی دیگر به طور موجه ( یا حتی به طور عملی) قابل اتکا نیست. «برترین ارزشها خودشان را بی ارج کرده اند؛ عصر حاضر فقط به “هیچ” متکی است.»

فصل سوم
روش تحقیق

باز بن افکنی

3-1- مقدمه ای بر باز بن افکنی
به نظر میرسد با توجه به تحولات یک صده گذشته که در دنیای ما اتفاق افتاده است مانند انقلاب صنعتی ، تغییر نگاه انسان به جهان اطراف و ظهور و بروز نگرشهای نو لازم است که از نو به تعریف پاره ای از مسایل پرداخت و به چند پرسش اساسی پیش روی تمدن های بشری پاسخی درخور داده میشد ،یعنی چیستی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد پست مدرنیسم، پست مدرنیته، مدرنیزاسیون، بازار سرمایه Next Entries منابع مقاله درمورد معماری ایران، معماری ایرانی، جامعه ایرانی، دوران پهلوی