منابع مقاله درمورد انسان تاریخی، اساطیر ایران، داستان کوتاه، گونه نوشتاری

دانلود پایان نامه ارشد

بست و ترکش پر از تیر کرد
(همان: 2/170)
سخن‌گوی دهقان چو بنهاد خوان
یکی داستان راند از هفتخوان
ز رویین دژ و کار اسفندیار
ز راه و ز آموزش گرگسار
(همان: 4/167)
ببین این شگفتی که دهقان چه گفت
بدان گه که بگشاد راز از نهفت
(همان: 6/139)
که موبد چنین داستان زد ز زن
که با زن در راز گفتن مزن
(اسدی طوسی، 1354: 35)

2. حماسه‌های مکتوب: «سراینده این گونه از حماسه‌ تنها کالبد سروده‌ی خویش را از حماسه‌ی راستین به وام می‌گیرد؛ و می‌کوشد به شیوه‌ای برساخته و بی‌پایه که گاه حماسه‌ی دروغین را به لاغ و شوخی و هزل ماننده می‌دارد، به ناکام و بیهوده، شکوه و شگرفی حماسه را در سروده خویش بازآفریند؛ و جانی از شور و تپش در تن افسرده و فرومرده‌ی آن دردمد.» (کزّازی، 1372: 193) تقلیدی از حماسه‌های شفاهی هستند که گونه نوشتاری و ادبی دارند و خالقان این آثار از ابتدا آن‌ را به صورت مکتوب و نوشته تهیه کرده‌اند و از روایات داستانی که بیرون از حیطه‌ی اسناد تاریخی بوده توجه و اعتنا یی نداشته‌اند. مانند شهنشاه‌ نامه صبا که شرح نبرد عباس میرزا با سپاهیان روس است.

2-2-3- موضوع حماسه
در حماسه‌ها موضوعات گوناگونی بیان شده است که حماسه‌ها را بر اساس آن می‌توان تقسیم‌بندی نمود.
1. حماسه‌های اساطیری: کهن‌ترین نوع حماسه‌ها هستند و از دوران پیش از تاریخ حکایت می‌کنند. بخش نخست شاهنامه تا پادشاهی فریدون و گرشاسپ‌نامه از جمله این حماسه‌ها هستند.
2. حماسه‌های پهلوانی: داستان زندگی پهلوانی بزرگ را حکایت می‌کند. شرح دلاوری‌ها و نبرد‌های شجاعانه اوست و جنبه‌های اساطیری نیز گاهی در آن‌ها دیده می‌شود. جنگ رستم و سهراب از حماسه‌های پهلوانی است.
3. حماسه‌های دینی: قهرمان این حماسه‌ها در راه آرمان‌های دینی به ستیز با دیگران می‌پردازد و در راه دین از همه چیز حتی جان خود می‌گذرد تا به اهداف آرمانی خویش دست یابد. مانند نبرد اسفندیار و رستم در شاهنامه و ویران کردن بتخانه‌ها توسط فرامرز.
4. حماسه‌های عاشقانه: در این حماسه‌ها قهرمان داستان پس از یک داستان عاشقانه با مخاطرات بسیار روبرو می‌شود. بنای داستان بر اساس عشق پایه‌گزاری می ‌شود و در راه رسیدن به معشوق قهرمان داستان به جنگ و نبرد‌های بزرگی می‌پردازد.
5. حماسه‌های عرفانی: در این حماسه‌ها قهرمان داستان به مبارزه با دیو نفس می‌پردازد او به سفرهای هفت خوانی پا می‌گذارد که همان هفت وادی عشق یا هفت مرحله سیر و سلوک عرفانی است. ستیز درویش با نفس همچون نبرد پهلوان آرمانی حماسه با اژدهایی است که همه چیز را در کام آتشناک خود فرو می‌برد و نابود می‌کند و پس از طی طریق در جاده معرفت و عرفان و کشتن دیو نفس به سر منزل مقصود می‌پیوندد. مانند سفر سی مرغ در منطق‌الطیر.

2-2-4- پهلوانان حماسه
حماسه رویدادی رزمی است و با پهلوانی‌ها همراه است. پهلوان حماسه موجودی مافوق طبیعی است، قهرمان قومی و ملی است، او به سفرهای مخاطره آمیز دست می‌زند و با دشواری‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. همیشه با خطرات فراوانی روبرو است و در حال دفاع از حیثیت ملی سرزمین و مردم خویش است. او خطرات را با آغوش باز می‌پذیرد و با دلاوری با آن روبرو می‌شود و با این خطرپذیری است که به افتخارات بزرگ دست می‌یابد. پهلوانان به مقام اهمیت نمی‌دادند و تکیه گاه اصلی آن ها مردم بود. در پهلوانان ایرانی غرور ملی . مردانگی، شجاعت، عظمت روح و فکر و ایران دوستی جلوه‌گر است در پهلوان ایرانی یافته می‌شود. درحماسه قهرمان و پهلوان به اموری غیر معمول می‌پردازد که مایه شگفتی و زیبایی حماسه است. پهلوانان با ترس و تمایل به دشمن بیگانه هستند، همه آنان مردمی شجاع، متکبر، خوشگذران، سخنور، جوانمرد و پیشقدم در نبرد هستند، آنان مدافعان کشور در برابر تهاجم بیگانگان هستند، از دشمن بیمی ندارند و یک تنه بر سپاه دشمن می‌تازند. زور بازویی زیاد و بی همانند دارند، تنومندند و در مقابل گرسنگی و تشنگی بسیار بردبار و صبورند، ولی گاهی صفاتی همچون خشونت و تند خویی و کم ‌خردی و حسادت را با خود دارند. پهلوانان ظلم ستیز، عدالت جو و دادگر هستند آنان خدا پرستند و در صورت برخورد با مشکلات از بکار بردن مکر و حیله نیز ابایی ندارند، چنانچه رستم شغاد را با مکر کشت. نزد پهلوانان ایرانی بیم و هراس معنایی ندارد. اعمال قهرمان حماسه بزرگ و خارق العاده است او در یک وعده گورخری را بر درختی به سیخ می‌کشد و می‌خورد.
«پهلوانان خوشگذران،شجاع، متکبر، لاف زن و سخنگو هستند. آنان مقید به آداب حسن سلوک بوده و این ادب نسبت به شاه حتی از جانب بزرگان و درباریان تبدیل به تکریم و تعظیم نیز می‌شود. تسلیم و توکل به اراده الهی اغلب در منظومه‌ اظهار شده است.» (صفا، 1352 : 151)
«بزرگترین و نام آورترین پهلوانان ایران در حماسه‌های ملی ما از سیستان بر‌خاسته‌اند. این پهلوانان از خاندان بزرگی بوده‌اند که نژادشان به جمشید می‌پیوست.» (همان : 553)
«عظمت حماسه ملی ایران، پیش از هر چیز در روح پهلوانی، و تمرکز رویداد‌های آن حول یک محور قهرمانی، متبلور است. عنصر نیرومند ذهنی آن، که در آرایش حماسی نبرد میان نیک و بد و ایران و توران تجسم یافته است، اساساًٌ اوج و فرود خود را در نهاد پهلوانی و هیأت مرکزی و نیروی اصلی آن به ظهور می‌رساند.» ( مختاری، 1379 : 123)
پهلوانان حماسه سازند و حماسه بر اساس دلاوری‌های آن ها پایه‌ریزی می‌شود که می‌توان بر اساس نوع اهمیت، آنان را به سه دسته تقسیم کرد:
1.پهلوانان حماسه ساز یا جهان پهلوان: اصل و اساس حماسه را آنان پی ریزی می‌کنند و حماسه بر اساس دلاوری‌ها و شجاعت‌های آنها شکل می‌گیرد. حماسه سراسر شرح نبرد و دلاوری‌های پهلوانان است. پهلوانان برتر و بزرگتر حماسه‌های بزرگتری را می‌آفرینند. گرشاسپ، رستم و فرامرز هر سه جهان پهلوان هستند.
2. پهلوانان درجه دوم: پهلوانانی هستند دلاور، ولی قدرت و جسارت جهان پهلوانان را ندارند. عمومأ در نبردها شرکت می‌کنندو دلاوری‌های بسیار از خود نشان می‌دهند اینان نیز نمادهایی نیک و خجسته اند. مانند: گیو و بیژن و بهرام.
3.پهلوانان درجه سوم: کسانی که فقط در یک داستان کوتاه در گیر و دار حماسه قرار می‌گیرند و پس از آن حماسه دیگر نامی از آن ها برده نمی‌شود. مانند: گردآفرید.
رسالت پهلوانان دفع بدی است و با از بین رفتن بدی این رسالت پایان می‌یابد. در حماسه‌ها آنچه در درجه بالای اهمیت قرار دارد هنر پهلوانان است و سپاهیان تابع هنرنمایی‌های پهلوانان هستند و کمتر به چشم می‌آیند.

2-3- فاصله اسطوره و حماسه
«در اسطوره انسان به محدودیت انسان تاریخی و حماسی دچار نیست. بلکه موجودی است آمیخته با تمامی جهان. آمیزه‌ای است از گیتی و خداوند،و مفهومی است مطلق. چنین موجودی بیش از آن که در واقعیت عینی و ملموس انسان و جهان بگنجد، در ذهن و تصور آدمی سیر می‌کند. اما انسان حماسه آمیزه‌ای است از انسان اساطیری و انسان خاکی. هستی او آمیزه‌‌ی جهان و خدا نیست، بلکه ترکیبی از خاک و خون است و فرجامی دارد و کرانمند است. ذات اصلی او همان ذات انسان عادی است. تولد او به واقع تولدی است در همین جهان ملموس. حال آن که انسان اسطوره، پیش از زایش نیز، در نظامی که آیین آفرینش تصور کرده است وجود دارد. اما انسان حماسه به اعتباری تاریخی ریشه دارد و محاط در زندگی و مرگ است. انسان اساطیری از این دلهره فارغ است. زیرا بیرون از تاریخ است، و با زمان ازلی سر و کار دارد.»(مختاری، 1379 : 268،269)
«در اساطیر زمان و مکان و نیکی و بدی مفاهیمی مطلقند. اما حماسه بیشتر با مصادیق این ها روبروست. اگر چه ظرف اعتقاد و اندیشگی و روان شناختی این هر دو یکی است، حماسه به دلیل زمینی بودنش، نمی‌تواند خود را به طور کامل بر روش و کاربرد اسطوره منطبق کند.» (مختاری، 1379 : 49)
«در اساطیر خدایان جاوید و بی‌مرگند. اما در حماسه، قهرمان اصلی در همین دوره‌ای که می‌زید، چندان دوام می‌یابد که دوره به سر آید. او از نوعی بی‌مرگی دوره‌ای برخوردار است و تا دوره تمام نشده در او نشانه‌ای از مرگ نیست.» (همان : 248)
انسانهای اساطیری فرا طبیعی‌اند همچون ایزدان، اسطوره در درون انسان شکل می‌گیرد و انسان اسطوره‌ای با نگاهی به درون به پدیده‌های هستی می‌نگرد. جهان در اسطوره پویا و زنده است، اسطوره مینوی است. زبان اسطوره زبانی نمادین است. ولی در حماسه‌ها انسانهای برجسته و شگفت آوری هستند مانند پهلوانان. حماسه‌ها برونی هستند از مینو به گیتی آمده و زمینی شده‌اند. تاریخ پس از اسطوره شکل گرفته است و حماسه‌ها تاریخ را بیان می‌کنند که به راستی رخ داده است. اسطوره‌ها ناشناخته‌اند و سوی تاریک تاریخ هستند با ناخودآگاهی انسان در پیوند است اما حماسه‌ها سوی روشن تاریخ هستند و بر آمده از اندیشه‌های برونی. اسطوره به دیرپاترین زمان تعلق دارد. در اسطوره نشانی از زمان و مکان نیست، فقط یک زمان مقدس، ازلی و نامحدود در آن مطرح است که با ایزدان پیوسته است. در اسطوره سخن از بی مرگی و جاودانگی است. در اسطوره زمان مداوم است و انسان‌های آن ما فوق طبیعی‌اند. به باور ایرانیان، بی‌مرگی در روز زستاخیز از سوی پروردگار به انسان هدیه خواهد شد. تاریخ پس از اسطوره پدید آمده است و حماسه‌ها در تاریخ زنده شده‌اند. در حماسه زمان کرانمند است. زمان حماسه با آن که بسیار کهن است ولی محدود است و پایان پذیر. تداوم زمان در آدمی سبب فرسودگی و پیری و تداوم آن در هستی سبب پیروزی خیر و نیکی است. حماسه ها سرگذشت پهلوانی بزرگ را بیان می‌کنند که نقطه ضعفی دارد از جاودانگی به میرایی. بی مرگی قهرمان حماسه تا آنجا دوام می‌یابد تا دوره او به سر رسد. چنانچه رستم پس از سالیان زیادی که عمر می‌کند بالاخره زندگیش به پایان می‌رسد.. جایگاه رویدادها در اسطوره‌ها آسمان و جهان مینوی است زیرا هدف از اسطوره توصیف چیزی نیست، بلکه توضیح چگونگی به وجود آمدن آن است. ولی در حماسه‌ها همه چیز در روی زمین و جهان مادی اتفاق می‌افتد و بر تاریخ منطبق‌تر و نزدیک‌تر است. اسطوره و حماسه از لحظه پیدایش با هم متفاوتند اسطوره پاسخی است بر پرسش‌های فلسفی انسان بوجود آمده است ولی حماس‌ها به قصد بیان مفاخرات یک ملت سروده شده است.کشاکش نمادهای اهریمنی و اهورایی رخدادهای بزرگ اسطوره‌ای و حماسی را پدید آورده است.و به شناخت این دو می‌توان پرده از روی تاریکی‌ها برانداخت و نهفته‌ای را آشکار ساخت.

فصل سوم

بایسته‌های گنج

هر کس برای نگه داری از دارایی‌های خویش همواره آن را در جایگاه مخصوص پنهان می‌کند تا از دست اغیار در امان باشد. صاحبان قدرت و مکنت که از گنج‌ برخوردارند برای حفظ و نگه داری آنان همواره نگهبانانی بر آنان می‌گماشتند. این نگهبانان که ما از آنان با نام بایسته‌های گنج نام می‌بریم شامل مار و اژدها و طلسم است.

3-1- مار و اژدها
مار جانوری موذی، کریه، اهریمنی، خطرناک، مهیب، وحشت‌انگیز و ترسناک است. این جانور اهریمنی از رسته‌ی خزندگان و بدون دست و پا، دارای بدنی کشیده و طویل، دارای دهانی بزرگ و آرواره‌های قوی برای بلعیدن طعمه‌های بزرگ است. در فرهنگ معین آمده است: اژدها مار بزرگ عظیم که در عربی ثعبان گویند. این کلمه مفرد است و جمع نیست. جانوری افسانه‌ای به شکل سوسمار عظیم دارای دو بال که آتش از دهان می افکنده و پاس گنج‌های زیر زمین را می‌داشته است. مشبه به اسب:
تن خویش را دید با زور شیر
یکی باره چون اژدهایی به زیر
(فردوسی، 1388: 7/39)
«اژدها، پدیده‌ای اهریمنی است، بنابراین در ذهن داستان‌پردازان اساطیر، پیوسته پلید و زشت و سیاه تصور شده است. در اساطیر ایرانی این امر از

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد اساطیر ایران، شگفت انگیز، زمین لرزه، ایران باستان Next Entries منابع مقاله درمورد آثار ادبی، ضرب المثل، مرزبان نامه، باورهای عامیانه