منابع مقاله درمورد البرز مرکزی، استان مازندران، برنامه های آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

وظایف گردشگران طبیعت
• به حفاظت از زیستگاه جانوران و گیاهان و نواحی دارای سیمای طبیعی و فرهنگی کمک نمایند.
• در فضای باز به هیچ وجه آتش روشن نکرده و دیگران را هم از انجام آن نهی کنند.
• زباله و نخاله را حذف کرده، کاغذ را سوزانده یا دفن کنند و تمام زباله های تجزیه نشدنی را باخود حمل کنند.
• پس از هر بار استفاده اردوگاهها را تمیز نمایند.
• به منظور انجام عملیات حفاظتی به راهنمایان کنند.
• به میراث طبیعی و فرهنگی منطقه و سنن بومی احترام گذارند. (مجنونیان، 1388، ص115)

2-32- وظایف دولت برای طبیعت گردی
• از ساخت بناهایی که ایجاد آلودگی بصری، مناظر نامطلوب و معماری ناهمگون میکند جلوگیری نموده و استفاده از مصالح بومی و ساختارهای متناسب با محیط بومی را تشویق نمایند.
• ظرفیت های برد زیست محیطی، فیزیکی و اجتماعی را مشخص کرده و توسعه را محدود کنند.
• از پایش مداوم تاثیرات نامطلوب فعالیت های گردشگیری اطمینان حاصل نموده و اصلاحات لازم را انجام دهند.
• خدمات اطلاعاتی و تفسیری بازدیدکنندگان را فراهم کنند به نحوی که مسائل زیر را پوشش دهند:
1) چه ببینند
2) چگونه ببینند
3) چگونه رفتار کنند.
که از طریق بروشورها، کتابچه ها، راهنماهای مخصوص، مرکز اطلاعات بازدیدکنندگان و… امکان پذیر می‎باشند.
• برنامه های آموزشی برای اداره کنندگان اکوتوریسم، برنامه ریزان، مجریان و عموم مردم را برپا نمایند. (همدانیان، 1386، ص42-92)

2-33- انواع طبيعت گردها
– طبيعت گردهاي تنها : بر خلاف نام اين گروه درصد عمده طبيعت گردها در اين دسته قرار مي‎گيرند. آنها افرادي هستند كه به تنهايي سفر مي نمايند. اعضاي اين گروه از لحاظ سازگاري با محيط بسيار متغير بوده و ميزان انعطاف پذيري آنها بسيار بالا مي باشد.
– طبيعت گردهاي شركت كننده در تور: اين افراد توقع دارند كه مسئولين تور خدمات بسيار سازمان يافته‎اي را در اختيار آنها قرار دهند. آنها عمدتاً جهت بازديد از مناطق خارجي سفر مي نمايند.
– گروه هاي مدرسه اي و علمي: اين گروه اغلب جهت انجام تحقيقات يك سازمان يا پژوهش‎هاي شخصي اقدام به سفر مي نمايند و به مدت زيادي در يك منطقه باقي مي مانند. آنها نسبت به ساير طبيعت گردها شرايط سخت تر و مشكل تري را تحمل مي نمايند.
الف) افرادي كه محور اصلي سفر خود را بر مبناي طبيعت پايه گذاري نموده اند.
ب) افرادي كه از محيط هاي طبيعي اختصاص يافته به امر گردشگري ديدن مي نمايند.
ج) افرادي كه از محيط هاي طبيعي شاخص (نشانه هاي گذشته دور) و برجسته ديدن مي نمايند.
د) افرادي كه به طور اتفاقي از طبيعت ديدن مي كنند. (مجنونیان، 1386، ص217)

2-34- منطقه بندي پارك ها و طرح هاي مديريتي
پارك ها و مناطق حفاظت شده: مناطق حفاظت شده و پارك ها به مناطق و زمين هاي عمومي اطلاق مي‎گردد، كه داراي علمكردي تفريحي – توريستي و نيز مشمول قانون حفاظت از منابع طبيعي و حراست از منابع باشد. با توجه به حمايت از منابع طبيعي نمونه و منحصر به فرد، افزايش آگاهي هاي عمومي، تقويت حس هنرپروري و آسايش عمومي.

3-1-موقعیت
شهرستان فیروزکوه در منتهی الیه شمال شرقی استان تهران و در طول جغرافیایی ۵۲:۴۶ و عرض جغرافیایی ۳۵:۲۸ واقع شده‌ است. این شهرستان از شمال و شرق به استان مازندران، از جنوب و جنوب شرقی به استان سمنان و از غرب به شهرستان دماوند محدود می‌گردد. این شهرستان بر روی بخشی از سلسله جبال البرز مرکزی قرار گرفته‌است و به همین خاطر دارای ناهمواریهای بسیاری است. قلل مرتفعی همچون میشینه مرگ لزور (۴۰۷۶ متر) همچون دیواری این شهرستان را از مناطق شمالی کشور جدا می‌کند که در بین این قلل سرشاخه‌های رود خانه حبله رود جاری است. سایر کوههای منطقه عبارتند از کوه پل در (۲۶۸۹) در شرق فیروزکوه، کوه نواس(۲۸۲۹) در جنوب شرق فیروزکوه، کوه تپه مراد (۳۲۱۹) در شمال غربی فیروزکوه می باشد.
حوضه آبخيز جليزجند با وسعت 16778. 53 هكتار در پنج كيلومتري شمال شهرستان فيروزكوه در محدوده  35  52 تا  50  52 طول شرقي و  45  35 تا  58  35 عرض شمالي واقع شده است. اين آبخيز از شمال با آبخيزهاي رودخانه چرال، از شرق با آبخيز اندور از غرب با آبخيزهاي فرح‌رود و شهرآباد و از جنوب با آبخيز فيروزكوه هم‌مرز است. رودخانه اصلي اين آبخيز به نام ساوشي از كوههاي بزميچال، نالي فير، ديلار در شمال تنگه واشي سرچشمه مي‌گيرد و به فلات فيروزكوه مي‌رسد. اين آبخيز به سه زيرحوضه اصلي، 13 زيرحوضه فرعي و 3 زيرحوضه غيرمستقل تقسيم‌بندي شده است.

3-2- توپوگرافي
حوضه مورد مطالعه جزء حوضه آبخيز حبله‌رود محسوب شده و از شمال به ارتفاعات بزميچال، خولرز، شل فين، ول چره، منگوچال، خواص ورزان، ديلار، از شمال شرق به ارتفاعات تلمه‌‌سنگ و پياز مرگ، از شرق به كوه چال يورد، از شمال غرب به كوه سفيدلد، از غرب به ارتفاعات الله‌سر، دره لوارك و روستاهاي بادرود، شهرآباد و دهين و از جنوب به شهرستان فيروزكوه و جاده آسفالته تهران ـ فيروزكوه ـ قائم‌شهر محدود مي‌گردد. مهمترين آبراهه موجود در حوضه مورد مطالعه رودخانه ساواشي و مهمترين روستاهاي موجود در منطقه جليزجند و آور مي‌باشند.
محيط حوضه 90. 37 كيلومتر، بيشترين ارتفاع منطقه 3804 متر و كمترين ارتفاع معادل 1960 متر از سطح دريا مي‌باشد. مهمترين ارتفاعات موجود در منطقه به شرح جدول شماره (3-1 ) مي‌باشند:

جدول شماره (3-1): مهمترين ارتفاعات موجود در منطقه مورد مطالعه
نام ارتفاع
ارتفاع از سطح دريا (متر )
كوه شل فين
3184
كوه نالفير
3647
كوه ورند
3605
كوه ول چره
3384
كوه تكان
3352
كوه ساح
3221
كوه كبودنو
3215
كو مراد تپه
3219
كوه واشي
2783
كوه سليمان كش
3210
كوه پياز مرگ
3412
كوه ديلار
3382
كوه منگوچال
3411
كوه چال يورد
2947
كوه بزميچال
3384
كوه خولرز
3489
كوه سفيدلد
3804

3-3- زمين شناسي
آبخيز جليزجند در زون زمين‌شناسي البرز در زير زون جنوب مركزي كه در آن رسوبات مزوزوئيك توسط رسوبات ائوسن (سنوزوئيك) پوشيده است، واقع گرديده و سازندهاي داراي رخنمون در آن به تبع قرارگيري در زون جنوبي ـ مركزي مربوط به دورانهاي زمين‌شناسي مزوزوئيك و سنوزوئيك و كواترنري مي‌باشند.
قديمي‌ترين سازند در اين آبخيز سازند شمشك و جوانترين آنها رسوبات موجود در بستر آبراهه‌هاي آن مي‌باشند. سازندهاي شمشك لار، كرتاسه، فجن، زيا رت، كرج، قرمز و نهشته‌هاي منفصل و سخت نشده كواترنري به ترتيب از قديم به جديد سطح آبخيز جليزجند را تشكيل داده‌اند. از ديدگاه سنگ‌شناسي به طور عمومي منطقه از دو سري رسوبات به هم پيوسته (سنگها) و نهشته‌هاي رسوبي منفصل بوجود آمده كه سنگهاي آن خود به پنج گروه سنگهاي رسوبي شيميايي، شيميايي تخريبي، آواري تخريبي، آذر ـ آواري و آذرين آتشفشاني قابل تفكيك هستند. نهشته‌هاي منفصل نيز شامل رسوبات واريزه‌اي لغزشي، پادگانه‌هاي آبرفتي، خاكهاي اراضي كشاورزي و پوشش نهشته‌هاي منفصل دامنه‌اي مي‌باشد. سنگهاي حوضه آبخيز مورد مطالعه از نظر حساسيت به فرسايش در پنج گروه توصيفي خيلي مقاوم به فرسايش، مقاوم به فرسايش، نسبتاً فرسايش‌پذير، فرسايش‌پذير و سست و حساس به فرسايش تفكيك شده و از نظر كمي براي مدل برآورد رسوب PSIAC از يك تا ده (10) رتبه‌بندي گرديده‌اند. بر اين مبنا 3857 هكتار معادل 23 درصد از سطح حوضه داراي فرسايش‌پذيري خيلي كم تا كم مي‌باشد و حدود 3230 هكتار از اراضي اين حوضه معادل 19 درصد از سطح آن از اراضي با فرسايش خيلي زياد را تشكيل مي‌دهد. حدود 8665 هكتار و معادل 52 درصد از كل آبخيز جليزجند داراي فرسايش‌پذيري زياد مي‌باشد و حدود 1027 هكتار نيز فرسايش متوسطي دارند. از ديدگاه تكتونيكي گستره طرح مورد مطالعه در زون ساختار البرز واقع گرديده و گسله‌هاي مشاء، فيروزكوه در جنوب آن و گسله‌هاي لارد كمرو كهنو در شمال آن واقع شده‌اند. در گستره طرح سه تاقديس و چهار ناوديس با امتداد تقريبي شرقي ـ غربي (شمال شرق ـ جنوب غرب) وجود دارند كه همگي در سازندهاي كرج قابل مشاهده‌اند. دو مورد از آنها نيز به صورت تاقديس در سازندهاي ژوراسيك و كرتاسه در ارتفاعات نالي فير و كهوپور ديده مي‌شوند. دره‌هاي اصلي عمدتاً در امتداد محورهاي ناوديس موجود در سازند كرج شكل يافته و پس از رسيدن به تقاطع درزه‌هاي برشي عمود بر محورهاي ناوديس‌ها به سمت جنوب تغيير مسير داده است.
از نظرگاه زلزله‌خيزي آبخيز مورد مطالعه تحت تأثير گسله‌هاي مشاء و فيروزكوه بوده و در درجه‌ بعدي از ساير گسله‌ها نظير خزر و شهرآباد و تپه نياد تأثيرپذير است. در نظر گرفتن شتاب ثقلg 0. 22 براي زلزله مبناي طرح سازه‌هاي مهمي نظير سدهاي سنگ و ملاتي پيشنهاد مي‌شود. از ديدگاه ژئومورفولوژي آبخيز جليزجند از واحدهاي كوهستان، تپه‌ماهور، فلات و دشت ميانكوهي تشكيل شده كه در اين واحدها تيپهاي دامنه منظم و نامنظم قابل تشخيص بوده و در اين تيپها نيز 15 رخساره مختلف ژئومورفولوژيكي تفكيك و متمايز شده‌اند. 12916 هكتار از سطح اين آبخيز از واحد كوهستان و بقيه آن را واحدهاي تپه‌ماهور به وسعت 1248. 5، فلات 1166. 5 و دشت ميانكوهي 1448 هكتار تشكيل داده‌اند. در اين ميان، رخساره‌هاي سنگي حدود 4000 هكتار از سطح اين آبخيز تشكيل داده و بقيه 12780 هكتار آن قابليت احياء و پوشش گياهي را دارا مي‌باشد. بنابر اين حدود 4000 هكتا از اراضي اين حوضه به دليل صخره‌اي و بهمن‌خيز بودن كاربري حفاظتي دارند. آبراهه‌ها V شكل باز تا U شكل و كانيوني در آهك با الگوي موازي، شاخه‌اي تا شبه‌درختي بوده و اشكال فرسايش سطحي، شياري، خندقي، توده‌اي، كناره‌اي و شخم در جهت شيب در فلاتها و مناطق بهمن‌خيز در سطح اين آبخيز ديده مي‌شوند. سنگهاي آهكي سازندهاي لار، كرتاسه، تيزكوه و توفهاي شيشه‌اي ضخيم لايه سبزرنگ به عنوان قرضه سنگي مناسب بوده و برداشت شن و ماسه و مصالح مخلوط از آبرفتهاي بستر رودخانه و واريزه‌ها و كوهرفت‌ها به شرط رعايت اصول حفاظت خاك و آبخيزداري بلامانع است. اين حوضه به دليل عدم راه دسترسي مناسب به داخل آن از محدوديت انتقال مصالح به داخل آن روبرود بوده و بنابر اين بايستي تنها از مصالح سنگي موجود در آن استفاده نمود و اين موضوع بسيار جدي براي كارشناسان تلفيق و سازه خواهد بود. بنابراين براي حمل سنگ از محل برونزد رخنمون سنگي سازندهاي لار، تيزكوه، زيارت و آهكهاي كرتاسه به ساير مناطق حوضه بايستي آيتمي جداگانه در متره و برآورد به صورت خاص مدنظر قرار داد.
زمين‌شناسي عمومي:
زمين‌شناسي عمومي البرز بيشتر براساس چينه‌شناسي سنگي مطالعه شده و كمتر با يك نگرش كلي از تمام زون به آن نظر افكنده شده است. تا كنون با يك چنين نگرشي توسط اشتوكلين 1974، نبوي 1971، بزرگ‌نيا 1972 و بربريان 1983 و… صورت پذيرفته است كه مي‌توان آن را به عنوان اساس مطالعات خود قرار داد.
پركامبرين:
سنگهاي دگرگوني پركامبرين در قسمت‌هاي شمالي و داخلي البرز رخنمون دارند. اين سنگها كه شيت‌هاي گرگان نام گرفته‌اند. توسط سنگهاي غيردگرگون كهر پوشيده مي‌شوند. شيت‌هاي گوناگون كه متأثر از فازهاي كوهزايي پركامبرين بالايي مي‌باشند، ناپيوستگي زاويه‌‌داري با سازند كهر مي‌سازند. سازندهاي بايند، باروت، سلطانيه و زاگون متعلق به كامبرين با ناپيوستگي زاويه‌دار بر روي سنگهاي كهر قرار مي‌گيرند كه اين ناپيوستگي نشان از فاز كوهزايي مهم بين پره‌كامبرين و پالئوزوئيك دارد. سري‌هاي سلطانيه و باروت در ناحيه دليچايي، آئينه ورزان رخنمون دارند. (Allen bach 1966) براساس مطالعات انجام شده سريهاي پره‌كامبرين بالايي، كامبرين و يا پالئوزوئيك زيرين در بخش غربي البرز گسترش داشته و به سمت شمال حذف مي‌‌شوند.
پالئوزوئيك:
سكانس چينه‌شناسي البرز در دوران پالئوزوئيك شبه ايران مركزي است. اين سكانس در بين دو كوهزايي پره‌كامبرين بالايي (بايكانين) و كوهزايي ترياس پسين (Early Kimmerian) پلاتفرمي را مي‌سازد كه در سراسر ايران مركزي و البرز گسترش دارد.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد سیاست گذاری، توسعه پایدار، جوامع محلی Next Entries منابع مقاله درمورد كرتاسه، آهكي، سنگهاي